تاریخ انتشار : ۰۱ دی ۱۳۸۷ - ۰۹:۱۵  ، 
کد خبر : ۶۲۰۰۹
بررسی نقش فرهنگها و خرده فرهنگها در اتحاد ملی و انسجام اسلامی در گفت‌وگو با یک مستندساز

ایران؛ رنگین‌کمان فرهنگها

حامد احمدی مقدمه: ایران به لحاظ موقعیت جغرافیایی واستراتژیکی منحصر به فردش در برهه های مختلف زمانی، تحت هجوم، چپاول وغارت مهاجمان قرار گرفته است و همیشه از چشم استعمارگران دور نمانده و تفکر خصومت گونه دشمنان بر آن بوده تا ایران را از هر گونه رشد، پیشرفت و توسعه دور نگه دارند. هر چند در این رهگذر منافع متعدد اقتصادی این مرز و بوم تحت چپاول قرار گرفته، اما ماهیت مانای فرهنگی مردمان ایران زمین با تکیه بر فرهنگ غنی ایرانی و در سایه سار اسلام ناب محمدی (ص) همیشه مستحکم و استوار بر تارک تاریخ این دیار درخشیده است و هیچ گاه تنوع گسترده فرهنگی و قومیتی مانع سرافرازی ایران عزیز نشده و فرهنگها و خرده فرهنگهای شکل گرفته در فراز و فرودهای تاریخی انسجام و اتحادی شگرف را درماهیتی دینی و ملی به نمایش گذاشته اند. از این رو، بر آن شدیم تا در سال «اتحاد ملی وانسجام اسلامی» با محور قرار دادن این موضوع گسترده فرهنگی، نگاهی دقیق به رنگین کمان فرهنگی و قومیتی ایران زمین داشته باشیم و در این زمینه اندیشه و تفکر «سید سیامک موسوی» مستندساز مسایل فرهنگی و اجتماعی و عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی را به یاری گرفته ایم.

* به عنوان اولین سؤال، باتوجه به پراکندگی فرهنگی و قومیتی موجود، وضعیت فرهنگها و خرده فرهنگها را در جامعه ایرانی چگونه ارزیابی می کنید؟
** همان طور که اطلاع دارید، وضعیت اقلیمی ایران از جهات مختلف قابل توجه است. وجود موقعیتهای جغرافیایی متنوع که در پی آن در یک روز و یک فصل در چهار گوشه کشور آب و هوایی گوناگون مشاهده می شود، خود گویای رنگارنگ بودن نقاط مختلف آن از جهات جغرافیایی است. اما در این رابطه، تنوع در اقوام، زبان، فرهنگها، خرده فرهنگها، پوشش و... که نشان دهنده هویتهای پرافتخاری است، به گونه ای شگرف دیده می شود که در کنار یکدیگر رنگین کمانی به نام ایران را شکل داده اند، زمانی که به تاریخ پر فراز و نشیب ایران نگاه کنیم، خواهیم دید که با وجود تنوع و پراکندگی، همچون دانه های رنگارنگ با چسبیدن به یک بند، تسبیحی به عظمت و شکوه ایران را خلق کرده اند.
این مسأله در کشور ما قبل از ظهور اسلام به نام ایرانیت معروف بود و با بعثت پیامبر اعظم(ص) و گشودن آغوش بر روی آخرین دین هستی، استحکام مجددی به نام اسلامیت را به دست آورد. فرهنگ ایرانی همراه با تمدن اسلامی، اتحاد و انسجامی را به وجود آوردند که عامل مهمترین موفقیتهای تاریخی این دیار گردید. هرچند در طول تاریخ هر از گاهی به دلایلی این دو درمحوطه جغرافیایی به نام ایران نازک شدند، ولی هیچ گاه از هم جدا نشدند و اقوام و فرهنگهای متعدد در کنار هم به مسالمت زیسته و پیوندی مشترک داشته اند.
هنوز در هویت معرفتی کشور ما مردمانی زندگی می کنند که هرچند در نقشه جغرافیایی ایران حیات ندارند، اما قلبشان برای ایران عزیز می تپد. در بلوک شرق، کشورهایی همچون ارمنستان، تاجیکستان، ترکمنستان، ازبکستان و... با وجود تبلیغات بسیار قوی که روسها برای تسلط فرهنگ روسی و کم رنگ کردن فرهنگ ایرانی در آنجا بکار بردند، همچنان به اشکال و روشهای مختلف این فرهنگها که برگرفته از هویت ایرانی است، نگهداری شده اند. به جرأت می توان گفت، در برخی موارد مردمان این کشورها بیشتر از خود ما، با فرهنگ و هنر و زبان ایرانی سر و کار دارند و در حفظ و حراست از آن تلاشهای گسترده ای را انجام می دهند. البته، عامل مقاومت فرهنگ ایرانی در طول تاریخ در مقابل هجوم و هجمه دشمنان، اصل رفیع اسلامیت بوده است که آن چنان آن را مستحکم و به دریای ژرف معرفتی وصل کرده است که نه تنها خاموش نشده، بلکه پربار و غنی شده است.
* چه عواملی سبب شده انسجام و اتحاد فرهنگی بین اقوام و خرده فرهنگهای مختلف ایران همچنان پایدار بماند؟
** این مسأله در دو حوزه اسلامیت وایرانیت به گونه های متفاوت ظهور و بروز پیدا کرده است که اصولاً در حوزه ایرانیت زبان پارسی عامل اصلی اتحاد بوده و هر گاه دشمنان قصد آسیب زدن به این مرز وبوم را داشته اند، در هویت یک ایرانی پارسی زبان نمایان شده اند. اما مسأله اسلامیت عامل تکمیلی بوده که به بسیاری از سؤالها پاسخ داده و حجت را برهمگان تمام کرده است.
دین مبین اسلام اصول و قاعده را درقالب انسجام کلی طرح کرد ودر این راستا احکام الهی را به عنوان راهبر و عامل و انگیزه اتحاد برانگیخت تا قانون ملی را برای اتحاد بین فرهنگها و قومیتها تعریف کند و مرکزیتی برای انسجام و اتحاد آنها تبیین نماید. در طول تاریخ ایران فراز و فرودهای زیادی دیده می شود و در زمانهای مختلف تحت هجوم رومی ها، مغولان، عثمانی ها و... قرار می گیرد، اما در مقابل این هجمه های ویرانگر سر خم نمی کند و حتی در مواردی با وجود شکستهای سیاسی و نظامی که به خود می بیند، در فرصت اندکی خودش را پیدا می کند و تمامیت ارضی را حفظ می کند، نکته حایز اهمیت در این مسأله آن است که این خودباختگی و یکپارچگی در داخل اقوام برای مقابله با یکدیگر اتفاق نمی افتد و بیشتر زمانی رخ می دهد که برای دفاع از تمامیت ارضی به انسجام ملی نیاز باشد و تمام فرهنگها و اقوام یک خطر مشترک را احساس کنند و در کنار هم دست در دست یکدیگر جان و مال خود را برای ماندگاری میهن فدا می کنند.
* نمونه هایی از این اتحاد فرهنگها وقومیتها را سراغ دارید که شکوفایی شگرفی در دفاع از ارزشها و آرمانهای کشور اسلامی مان را به نمایش گذاشته باشد؟
** نمونه بارز این یکپارچگی و اتحاد ملی را در هشت سال دفاع مقدس مشاهده کردیم و دیدیم چگونه پاکترین فرزندان این کشور جانشان را فدا کردند و حتی کسانی که توانایی و قدرت حضور در میدان جنگ را نداشتند در پشت میدان، به عنوان نیرو و تشکل پشتیبانی کننده، از هیچ اقدامی کوتاهی نکردند. حاصل این زنجیره بزرگ انسانی دشت گلگونی از شهدا با فرهنگهای مختلف و متنوع شد که لر، کرد، ترک، بلوچ، گیلک، عرب، ترکمن و... همه در راه یک هدف مشترک جهاد کردند. نباید فراموش کنیم مهمترین تفکر دشمن درحمله به کشوراسلامی متلاشی کردن هویت فرهنگی ایران بود و تلاش کردند تا در شمال، جنوب، شرق، غرب و مرکزیت ایران بر اساس تنوعهای فرهنگی وقومیتی موجود کشورهای مختلفی را به وجود آورند؛ اما این تمامیت ارضی برای مردم ایران چنان مهم بود که با دست خالی در مقابل مهاجمان تا دندان مسلح که با پشتیبانی بیش از 40 کشور جهان به میدان آمده بودند ایستادگی کردند و در این راه نه تنها حتی یک وجب از خاک پاک کشور را به دشمن ندادند، بلکه پیروز و سرافراز آنان را متحمل شکست سنگینی کردند و همه دیدند که عصاره ایرانیت با روح پرفروغ اسلامیت، غیرتی را در وجود مردمان این کشور چکانده که در سایه سار فرهنگ ایرانی- اسلامی بدون ترس و واهمه با تکیه بر ذات مقدس حق تعالی از سد دشمنان خود گذشتند و صد البته این اتحاد فرهنگها در انسجام ادیان و مذاهب نیز شکل و ظهوری جالب داشته است و فرهنگ ناب و معنوی شهادت به عنوان یک عنصر الهی در سرلوحه ادیان و مذاهب موحد بر اساس محبت و احترام، اخلاق و مودت در کنار همدیگر شکل گرفت و وحدتی در عین کثرت در بین آنها به وجود آورد که مانع از نفاق، تفرقه، پراکندگی و تشتت آنها شد.
* چه عواملی موجب همگرایی و واگرایی در انسجام و اتحاد فرهنگها و خرده فرهنگها در مسأله ایرانیت و اسلامیت مردم ایران شده است؟
** هرچه فکر می کنم تا نمونه هایی از واگرایی در بین اقوام و فرهنگهای ایرانی پیدا کنم، خوشبختانه هیچ موردی را نمی بینم، هرچند شاید هنوز در میان اقوام مختلف مشکلاتی وجود داشته باشد، اما نمی توان آن را به کل کشور و جامعه نسبت داد و در ردیف یک بحران از آن یاد کرد.
بعضی حرکتها در کشور به واسطه تحریک دشمنان و بیگانگان صورت گرفته و بعد از آگاهی یافتن اقوام از اصل مسأله و مشخص شدن فتنه انگیزی دشمن، با یک انسجام و یکپارچگی قابل توجه، اقدامهای صورت گرفته خاموش شده است، در طول تاریخ معاصر و از غائله آذربایجان تا به امروز حرکتهای خفیفی انجام شده، اما همان روح و عظمتی که باعث شده اتحاد ملی وجود داشته باشد، اجازه نداده به یک بحران تبدیل شود. اما در مقابل همگرایی آمار وصف ناشدنی وجود دارد، وقتی که مباحث متعدد فرهنگی و مؤلفه های مختلف این پدیده مطرح می شود تا در حوزه های مختلف همچون هنر، ادبیات، زبان، موسیقی، آیین ها و... قابلیت بررسی پیدا کند، فرهنگ ایرانی- اسلامی به عنوان خورشیدی تلقی می شود که نورانیت آن در منشور جغرافیایی تابانده می شود و در طیفهای رنگارنگ متنوع فرهنگی در مناطق مختلف کشور پدیدار می شوند و هر گاه از زاویه ای دورتر به کشورمان نگاه می کنیم، رنگ مختلفی در قالب رنگین کمانی به نام ایران حیات پیدا می کند و آمیختگی رنگها در میان همدیگر به گونه ای است که در بسیاری اوقات جدا کردن آنها از یکدیگر امکان ناپذیر است.
خوشبختانه اقوام ما به ازدواجها و ارتباطهای درون گروهی متوسل نشده اند و با برقراری ارتباط با فرهنگهای همجوار، با آنها در یک هدف و هویت کلی پیش رفته اند.
* این آمیختگی و پیوندهای ارزشمند فرهنگی در حوزه ها و زیربخشهای فرهنگی و هنری چگونه تبلور پیدا می کند؟
** ببینید، به طور مثال موسیقی لری و کردی در یک جا آن قدر به هم نزدیک هستند که از همدیگر جدایی ناپذیرند، ضمن این که هر کدام از آنها دارای یک استقلال و تعریف خاص خود می باشد، اما در مواردی چنان با هم تلاقی پیدا می کنند که گویا یک اثر هنری با یک تعریف و از ردیفی همسان و منطقه ای مشترک نواخته شده است. این تلاقی در گویشهای ما نیز مشاهده می شود، برای مثال گویش تالشی، مازنی، گیلکی هر سه یک هویت جداگانه دارند، اما در ماهیت شمالی و با ردیفهای نزدیک به هم به جزء جداناپذیری از فرهنگ ایرانی تبدیل می شوند و در بسیاری از اوقات شناخت و تجزیه آنها از یکدیگر به سختی امکان پذیر است. این نقاط مشترک در تمام مناطق کشور در حوزه های مختلف و زیرساختهای گوناگون فرهنگی، به زیبایی هرچه تمام تر نمایان شده و صد البته در شرایط کنونی می توان هر کدام از این مؤلفه ها را نقطه وحدتی برای اتحاد ملی به شمار آورد، و این در حالی است که نباید این تنوع را خدشه دار کنیم و باید از کم رنگ شدن آن جلوگیری کرد.
* آیا هجوم بیگانگان و سوء استفاده از خرده فرهنگهای پراکنده می تواند بر اصل اتحاد فرهنگها آسیب بزند؟
** در برهه های مختلف شرایط دشواری را در این زمینه پشت سر گذاشته ایم. در شهرهایی که در دورانهای متمادی شکل گرفته اند، مجموعه ای از فرهنگها حیات یافته اند که پیش از آنکه تحت تأثیر فرهنگهای بیگانه باشند، از یک هویت و ساختار دینی و ملی سرچشمه می گیرند. در نتیجه، رنگین کمانی از فرهنگها و خرده فرهنگها را با چیدمانی زیبا به سمت و هدف مشخص سوق می دهد و این ماهیت موجب یکپارچگی و اتحاد و انسجام فرهنگهای مختلف ایرانی می شود و اجازه تأثیرگذاری فرهنگهای بیگانه را نمی دهد.
در این راستا، شهرهای بزرگ به گونه ای نظم فرهنگی را در جوامع برقرار کرده اند که تمام خرده فرهنگها در ساختاری منظم با حفظ هویت فرهنگی خود تحت یک منزلت کلی تر پیش می روند و یک نوع کم رنگ شدن فرهنگهای بومی در کلان شهرها با تبعیت گرفتن از سرچشمه غنی فرهنگی تحت عنوان «فرهنگ توده» شکل می گیرد و تقویت این سرچشمه سبب جلوگیری از نفوذ فرهنگهای بیگانه می شود. در این زمینه، اتحاد فرهنگی و انسجام دینی به گونه ای شگرف حیات پیدا می کند. به طور مثال، در شهری مانند تهران، ترک، کرد، لر، بلوچ و... معنی و مفهوم رایج فرهنگی ندارد و اصل یک هویت فرهنگی ایرانی تعریف شده در آن شهر است و تمام برنامه ها و فعالیتهای مردم ساکن آن بر پایه یک اصل فرهنگی شکل می گیرد. حتی اگر یک کرد یا ترک در آنجا فوت کند، خاکسپاری اش حتماً با آیین و فرهنگ قومی آن منطقه عزاداری برگزار نمی شود و طبق یک رسم و فرهنگ عمومی مرسوم در آن شهر سلسله فعالیتهای فرهنگی آنجا صورت می پذیرد و صد البته در این گونه رخدادها نباید اجازه داد فرهنگ اقوام به انحطاط کشیده شود، زیرا که به واسطه وجود رسانه های مختلف و گستردگی جهان ارتباطات، کشور ما تحت تأثیر و هجوم فرهنگهای بیگانه قرار می گیرد و این در حالی است که تهاجم فرهنگی امپریالیسم با سیاست و شدت قابل توجهی ریشه های فرهنگ ایرانی- اسلامی را مورد هدف قرار داده است که در این رهگذر لازم است از لحاظ علمی، فناوری و تکنولوژی و تولید علم به جایگاهی برسیم که تحت تأثیر فرهنگهای بیگانه نباشیم و اگر خدشه ای در اصل و ماهیت فرهنگی ایران اسلامی به وجود آید، اصل اتحاد ملی و انسجام اسلامی ضربه پذیر خواهد بود.
امروزه کشورهای آسیایی و حتی اروپایی تحت تأثیر سیاستهای فرهنگی آمریکایی قرار گرفته و اصل فرهنگی آنها آسیب دیده است. در این زمینه نویسنده و اندیشمند انگلیسی «جورج ارول» اعلام خطر می کند وغلبه پذیر شدن و شکسته شدن مرزهای فرهنگی کشورهای مختلف جهان به واسطه نفوذ سیاستهای آمریکایی را یک خسارت بزرگ ارزیابی می نماید، به هر ترتیب، در سال 86 که مزین به اتحاد ملی و انسجام اسلامی شده، وظیفه نهادها و سازمانهای فرهنگی در وهله اول تقویت علمی کشور است که با فراخوانهای مختلف، اندیشمندان و فرهیختگان مختلف را به میادین فرهنگی دعوت کنند تا در عمل به قله های علمی و فرهنگی دست پیدا کنیم و از غنای شکل گرفته از دو فرهنگ ناب و مانای ایرانی و اسلامی به نحو شایسته حراست کرده و از آسیب دیدن آنها جلوگیری نماییم.
* برای پاسخگویی به دغدغه های سد راه توسعه فرهنگی کشور که عامل اتحاد بیشتر مردم ایران زمین می شود، چه باید کرد؟
** اگر بنا باشد در عرصه های گوناگون پیشرو و پیشقدم بمانیم و باشیم، باید سعی کنیم همگام با توسعه جهانی حرکت کنیم و فضای کشور به گونه ای رقم بخورد که نه تنها اجازه نفوذ فرهنگهای بیگانه را ندهد، بلکه فرهنگ ایرانی- اسلامی را به جهان عرضه کنیم. آنچه امروز ابزار تهاجم فرهنگی غرب قرار گرفته، اصل ابتذال برپایه شعارهای آزادیخواهانه است و این در حالی اتفاق می افتد که معنای آزادیها و کمالات انسانی در آمیزه ها و معرفت اسلامی تحقق پیدا می کند و با در کنار همدیگر قرار دادن اصل فرهنگ ایرانی و اسلامی، می توان شرایطی را خلق کرد که بسیاری از جوامع که در بی سر و سامانی و بلاتکلیفی فرهنگی و دینی بسر می برند و از ابتذال و نداشتن غنای معرفتی رنج می برند، به سمت و سوی این اندیشه تابناک گرایش پیدا کنند و گواه این مسأله افزایش جالب توجه تعداد مسلمانان جهان نسبت به دیگر ادیان است، زیرا آمارها نشان داده است روز به روز بر پیروان مکتب اسلام افزوده می شود و مردم به دور از سر و صداهای مبتذل گونه فرهنگی غرب، به یک معرفت دینی و فرهنگی ارزشمند می اندیشند و به جرأت می توان گفت این غنا به شگفتی و شگرف والایی در فرهنگ اسلامی، ایرانی نهفته است که در این رابطه می توان برخی آداب و نهضتها که گویای غنای فرهنگی کشورمان می باشد را حفظ و آنها را احیا کنیم تا ریشه های متصل به اتحاد ملی و انسجام اسلامی را منسجم تر و مستحکم تر نماییم.
* پافشاری بر قومیت و جغرافیای منطقه ای تا چه حد اصل اتحاد ملی و انسجام اسلامی را به خطر خواهد انداخت؟
** اگر به این مسأله نگاه مثبت داشته باشیم، بهتر می توان خط مشی فرهنگی ماندگاری را ترسیم کرد و با این احساس که به طور مثال ترک تا ترک را دوست نداشته باشد نمی تواند هموطن دیگرش را دوست داشته باشد، بر این اساس مهرورزی قومیتی بنیان اتحاد ملی را تقویت خواهد کرد، زیرا من اگر قومیت خودم را دوست نداشته باشم، هرگز نمی توانم برای ملیتم جان فشانی کنم، ولی این محبت و دوست داشتن نباید به مرز تعصب کشیده شود. اگر یک نفر از قومیت کرد جانش را برای ایران اسلامی فدا می کند و از تمامیت ارضی کشور، همچون خانواده خودش دفاع می کند، بدان دلیل است که اصل مهرورزی قومیتی را رعایت کرده و می داند که رنگین کمان ایران با رنگهای کردی، لری، ترکی، بلوچی، ترکمنی و... شکل گرفته است و اگر اصل رنگین کمان نباشد، رنگی به نام قومیت معنایی در زیبایی شناختی کلی نخواهد داشت، اینجاست که تعصبات کور و تفکرات مخرب قومیتی ممکن است نه تنها یک قوم، بلکه ماهیت کلی کشور را خدشهدار کند، البته همان طور که گفتم، در طول تاریخ قومیت طلبی و طایفه گرایی در وجود ایرانیان به صورت یک بحران رخ نداده است وبیگانگان بارها و بارها تلاش کرده اند با ایجاد تفرقه ها و جنگهای قومیتی هویت یکپارچه ایران را خدشه دار کنند، اما عاشقان به حفظ تمامیت ارضی کشور هیچ گاه اجازه چنین سوء استفاده هایی را نداده اند. در اینجا می توان محور اصلی این انسجام و جلوگیری از هم گسیختگی را اسلامیت و ایرانیت دانست که در کنار همدیگر به صورت هدفمند مهمترین عامل جلوگیری کننده از تفرق و جدایی قومیتها و خرده فرهنگهای مختلف ایرانی می شود.
* برای در هم شکستن اتحاد ملی و انسجام اسلامی در حوزه فرهنگ و هویت ایرانی- اسلامی، دشمنان و مخالفان چه چیزهایی را مورد هدف قرار می دهند؟
** در طول تاریخ هر جا در اساس انسجام ایران مشکلی ایجاد شده و ماهیت اسلامی مورد هدف قرار گرفته است، دشمن تلاش کرده روح اسلامیت را از ماهیت ایرانیت دور کند، ایران دارای ادیان و مذاهب مختلف در جغرافیای گسترده فرهنگی ویژه ای است و آنچه باعث انسجام عقیدتی و معرفتی در ایران می شود ، توحید و خداپرستی است و از دیگر سو با توجه به اصل حاکمیت ایران که بر اساس اسلامیت پایه گذاری شده، روح معنوی اسلام باعث شده مردم در جغرافیای گسترده عقیدتی و فکری حول یک مبدأ و اساس کلی در کنار هم با آرامش و احترام متقابل زندگی کنند ضمن اینکه ایرانیت نیز به عنوان فرهنگ ملی در کنار اسلامیت عامل تجمیع افکار و عقاید مختلف مردم شده است و با حفظ آن و علاقه مند بودن به آن آسیب نخواهیم دید.
* در صحبت‌هایتان به این نکته اشاره کردید که حفظ هویت هر کدام از فرهنگها و تلاقی آنها در یکدیگر هویت کلی تری را به وجود خواهد آورد که در اصل اتحاد ملی تأثیرگذاری بیشتری خواهد داشت لطفاً بیشتر توضیح دهید.
** در واقع حب به وطن از حب به خانواده و سپس قومیت و فرهنگ شروع می شود و کسی که عاشق و دوستدار خانواده نباشد نیروی محرکه ای برای دوست داشتن و عشق ورزیدن به وطن نخواهد داشت. از این رو لازم است برای ایجاد ارتباط عمیق و تأثیرگذار بین هویت ملی و مردم و تحقق اصل اتحاد ملی و انسجام اسلامی حب به قومیت و هویت مادری را ارزش بنهیم و حتی بر هدفمند کردن آن همت بگماریم، اما نباید اجازه داد این قومیت گرایی به تعصبات قومیتی تبدیل شود، همان طور که گفتم اگر این مسأله اتفاق بیفتد، نه تنها اتحاد و انسجامی وجود نخواهد داشت، بلکه هویت اسلامی و ملی کشور آسیب خواهد دید و خدای ناکرده ایران اسلامی با بحرانهای جدی روبه رو خواهد شد. در این رابطه ضروری است برای جلوگیری از هرگونه اتفاقی که به برهم زدن اتحاد ملی و انسجام اسلامی منجر شود، به مردم آگاهی داد و اندیشه ها و فرهنگهای آنها را هدفمند کرد تا هر قومیت و فرهنگ و خرده فرهنگی خود را رنگی در رنگین کمان بیکرانی به عنوان ایران بداند و آنچنان به مسایل و رخدادهای پیرامون آگاه باشد که اجازه سوء استفاده را به دیگران ندهد. متأسفانه باید بپذیریم که یکی از مسایلی که هنگام بروز بحرانهای قومیتی مشاهده می شود شایعه پراکنی و شعله ور کردن بحران توسط بیگانگان است که به هر موضوع جزئی دامن می زنند و در این رابطه بالا بودن سطح آگاهی مردم تأثیرهای مهم و خوبی را به دنبال خواهد داشت، زیرا در شرایطی که دشمن می کوشد از اتفاقهای به وجود آمده سوء استفاده کند، مردم با تدبیر و دقت نظر ویژه که برگرفته از سطح آگاهی می باشد می توانند با مسأله برخورد کنند و از اشاعه بحران جلوگیری نمایند.
* الگوهای مشترک زیستی و قومیتی تا چه حد بر تقویت اتحاد ملی و انسجام اسلامی تأثیرگذار خواهد بود؟
** زمانی که قصد داریم تعریفی از تمدن داشته باشیم، همان تعریفی را ارائه می دهیم که از فرهنگ داریم و حتی تا یک دهه گذشته تعریف فرهنگ و تمدن یکی بوده است.
اما امروزه می گویم تمدن ایرانی و کمتر می گویم فرهنگ ایرانی و علت اصلی آن هم این است که ما دچار یک یا چند فرهنگی در کشور شده ایم. در این راستا از مجموع خرده فرهنگها و فرهنگهای متراکم، که در طول زمان شکل گرفتهاند، تمدن ایرانی به وجود آمده است و در واقع بخش مشترک و الگوی مشترک ملیتی مردم ایران، تمام پراکندگی فرهنگی و قومیتی را در یک کالبد منسجم گردهم آورده و این در حالی است که تمدن اسلامی نیز با ورود به ایران و پذیرش آن از سوی ایرانیان محور عقیدتی و دینی مردم کشورمان قرار گرفته و تمام مشترکات عقیدتی همین خرده فرهنگها و قومیتها را در قالب یک سری مشترکات معنوی تحت عنوان «تمدن اسلامی» گردآورده است. گویای این مسأله نمونه های بارزی است که همه ما در محیط پیرامون خود می بینیم، به عنوان مثال اگر یک نفر از دور افتاده ترین روستاهای کشور به کلانشهری مانند تهران برود از لحاظ زندگی اجتماعی و مسایل عقیدتی و معنوی با دیگران مشکل ندارد. در چند دهه اخیر با وجود رسانه های ارتباط جمعی گسترده یک نوع یکسان سازی اجتماعی در زندگی مردم صورت گرفته است و به این واسطه مشکل خاصی وجود ندارد و به راحتی دو تمدن ایرانی - اسلامی که در قالب ایران اسلامی معنای کامل پیدا کرده اند، مردم با آرامش معرفتی و عقیدتی و اجتماعی ارزشمندی زندگی می کنند.
* ایرانیان در سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی، با فرهنگها و خرده فرهنگها و قومیتها و زبانهای مختلف چه وظایفی را باید دنبال کنند؟
** ما مکلفیم به عنوان رهروان تنها دینی که پیام برابری و برادری را در با شکوهترین شکل خود مطرح می کند، به گونه ای عمل کنیم که اصل برادری و برابری به زیباترین نوع ممکن در پیکره ایران اسلامی شکل بگیرد و در جوامع جهانی تبلور پیدا کند، اصولی که دین مبین اسلام مطرح می کند از ساختارهای طبقاتی سکولار غربی به دور است و پرهیزگاری را به عنوان اساس خود مطرح و تمام افراد را به چنگ زدن به ریسمان امن الهی دعوت می کند، از این رو تمام فرهنگها و خرده فرهنگها در کشور باید آیه شریفه قرآن را که می فرماید: «واعتصموا بحبل الله جمیعاً و لاتفرقوا» را سرلوحه خود قرار دهند و روح انسجام اسلامی و اتحاد ملی را نمایان کنند تا در تمام امور ملی که هویت مستقلی با عنوان ایران اسلامی را به دنبال دارد از تفرقه پرهیز کنند و یکپارچگی و یکدستی را به عنوان یک اصل انکارناپذیر همچون همیشه در دستور کار قرار دهند.
* جناب آقای موسوی از اینکه در این گفتگو با ما همراه بودید، سپاسگزارم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات