*اکنون که در آستانه اربعین حسینی قرار داریم مایلم به عنوان اولین سؤال درباره جایگاه و اهمیت و تأکیدات فراوان بر اربعین و عدد چهل در فرهنگ دینی توضیح دهید.
**- در رابطه با اربعین حرف و حدیث زیاد است مسلما رمز و رازی در این واژه وجود دارد. اربعین واژهای است که در متون دینی ما و بخصوص قرآن و در حیطههای مختلف کارآیی دارد مثلا مناجات حضرت موسی در قرآن در چهل روز تکمیل شده (سورهاعراف، آیه 142)، در عرفان، در دیوان حافظ، در احادیث بسیار درباره جایگاه و تقدس عدد چهل سخن فراوان به میان آمده است از جمله: «اگر کسی 40شبانه روز برای خدا اخلاص بورزد، چشمههای حکمت از قلبش بر زبانش جاری میشود.»
به قول حافظ:
که ای صوفی شراب آن گه شود صاف
که در شیشه بماند اربعینی
*در خصوص اربعین حسینی و فلسفه شکلگیری آن بفرمائید و اینکه از چه زمانی اربعین آن حضرت مطرح شد و چرا برای پیامبر و سایر ائمه(ع) مسئله اربعین مطرح نشده و تنها این موضوع برای امامحسین(ع) وارد گشته است؟
**- در متون روایی و حدیثی درباره اربعین شهادت امامحسین و مخصوصا زیارت اربعین تأکید زیاد شده تا آنجا که گفتهاند از علائم مومن زیارت اربعین امامحسین(ع) است.
متن زیارتنامه اربعین بسیار پربار و آموزنده است، حتی در جایی درباره اهداف امام حسینعلیهالسلام و شهادتش در زیارت اربعین میگوید: «امام حسین علیهالسلام جان و خونش را در راه خدا داد تا بندگان خدا را از جهالت و نادانی، و حیرت گمراهی نجات دهد.»
روز چهلم برای امام حسین با زیارت جابرابنعبداللهانصاری صحابی پرآوازه پیامبر(ص) که به همراه دانشمند معروف عطیهعوفی که از محدثین و تابعین به نام بوده شکل گرفته است. این دو بزرگوار روز چهلم شهادت امامحسین(ع) سر مزار حضرت میرسند و زیارت امام را به جا میآورند از آن روز این اربعین به عاشورا مرتبط شد.
*اما در برخی نقلها وارد شده که علت شکلگیری اربعین به خاطر بازگشت اسرای اهل بیت به کربلا پس از چهل روز و عبور آنان از کنار مزار شهدا بوده، آیا چنین استدلالی صحیح است؟
**- خیر این ممکن نیست. این رویداد با وقایع تاریخی که در شام و کوفه و عراق اتفاق افتاد سازگاری ندارد، خانواده شهیدان کربلا، بیش از 45روز فقط در خرابه شام زندانی بودند، سال اول در عرض چهل روز این همه اتفاقات و رفتوآمدها محال است که صورت گیرد، محال است که در سال اول خانواده امامحسین(ع) در خلال چهل روز مسیر طولانی کربلا، کوفه و شام را طی کنند و سپس به سر مزار آن حضرت در کربلا بازگردند.
در تاریخ و متنهای روایی حتی آن متنهایی که زیارت اربعین را نقل کردهاند گفته نشده که خاندان امام در سال اول روز اربعین بر سر قبر امام رسیدند. تنها یک نفر آن هم سیدبنطاووس در لهوف چنین حرفی زده بود اما همان سیدبنطاووس با گذشت زمان و در کتابی که بعدها با عنوان مصباحالزائر و اقبالالاعمال که کتابی معتبرتر از لهوف است نوشته در آنجا سخن قبلی خود در لهوف را پس گرفته و گفته که رسیدن خانواده امام در روز اربعین سال اول به کربلا ممکن نیست و بعید است.
حال اگر بعدها کسانی پیدا شدهاند و این حرف را پی گرفتهاند و گفتهاند که این رویداد در همان سال اول بوده است، راه به جایی نبردهاند که ما همه را به دقت مطالعه کردهایم.
*با توجه به اینکه حضرتعالی در مورد تحریفات واقعه کربلا تحقیقات وسیعی انجام دادهاید بفرمائید چه انگیزههایی شما را به تحقیق در این خصوص سوق داد؟
**- عاشورا و امامحسین محدود به یک قوم و ملت و کشور مذهبی نمیشود. عاشورا میدان تعارض اخلاق با غیراخلاق و انسانیت با توحش است. در عاشورا، انبیاء در یک صفند و اشقیاء در یک صف دیگر، عاشورا نماد نزاع حق و باطل است. در این نزاع که همیشه بوده و خواهد بود، امامحسین و اصحاب او رفتار، کردار و گفتاری دارند که برای هر کس که جانبدار حق است لازم است امامحسین را در این نزاع بشناسد و به عنوان پیشوا از او بیاموزد.
اما در مورد انگیزهها باید گفت ما در شرایطی بودیم که از روز اول زندگی با نام امامحسین(ع) بزرگ شدیم، شاید شش سالم بود که همسالان خودم را جمع میکردم و به نام امامحسین هیئت راه میانداختم، از آن سال اشعار عاشورایی را حفظ کردم بعد کمکم به مساجد و هیئتها راه یافتم و جوانی و نوجوانی خود را به همین طریق گذراندم. پس از ورود به حوزه و پایان تحصیلات، از سال70 وارد حیطه تحقیق و نویسندگی شدم، در آن زمان با خود اندیشیدم که بیشترین بخش عمرم، در راه امامحسین(ع) و عاشورا بوده است و لذا با خود گفتم کاری انجام دهم که بیشترین سرمایهام در آن کار بوده، و لذا از 12سال پیش قدم در عرصه تحقیق در مورد امامحسین(ع) گذاشتم. دلیل دیگر این انتخاب این بود که امامحسین(ع) شخصیتی است که هر انسانی در هر ملت و قوم و آئینی طالب است که از او بیشتر بشنود و بخواند.
امامحسین جاذبهاش روزبهروز بیشتر و بیشتر میشود و لذا این انگیزهای شد تا به این تقاضا پاسخ بدهم. در خصوص تحریفات هم باید بگویم من وقتی وارد حیطه حماسه عاشورا شدم دیدم که این حیطه نیاز به غربال کردن دارد، چرا که در عرض 13قرن گذشته چیزهایی به فرهنگ و ادبیات و تاریخ و احادیث و اخبار و روایات عاشورا اضافه شده و حتی این افزودهها در جاهایی در محکمات عاشورا غلبه کرده است و برای اینکه به حقایق و محکمات زندگی امام دست بیابیم لازم بود غربالی صورت گیرد، لذا شروع به تهذیب اخبار، تاریخ و احادیث عاشورا کردم و در این یکی دو سال کمکم وارد فرهنگ عاشورا شدهام.
*تاکنون چه آثار و تألیفاتی در زمینه تحریفات عاشورا به رشته تحریر درآوردهاید؟
**- تا آنجا که به خاطر دارم تاکنون هشت کتاب درباره عاشورا و امامحسین(ع) منتشر کردهام به نامهای: سیمای کربلا حریم حریت، چهل حدیث کربلا، شهید فاتح در آینه اندیشه، مقتلالحسین به روایت شیخ صدوق، تحریفشناسی عاشورا و عاشوراپژوهی با رویکردی بر تحریفشناسی تاریخ امامحسین(ع). قبل از آن هم کتابی داشتم به زبان آذری با عنوان عاشورا عشقینده و امسال هم برگزیده عاشوراپژوهی با مقاله مستقل منتشر نشدهای با عنوان افراط و تفریط در عاشوراپژوهی منتشر شده است.
*بازخورد و تأثیرات این تألیفات را چگونه دیدید و چقدر در زمینه تحریفزدایی از حادثه کربلا و فرهنگ عاشورا مؤثر بود؟
**- عموماً خوب بود، شاید بیشتر از انتظار هم بود و بازخوردهای مثبت داشت حتی در نقدهایی که برای کتاب عاشوراپژوهی نوشته شد، بیشتر ستایش بود تا نقد و در آنها بر لزوم انجام این کار تأکید شده بود. الحمدالله تأثیرهای عملی در هر زمینه تحریفزدایی داشته است. بطور مثال تا قبل از انتشار کارهای ما، شعارهایی وجود داشت که در ماه محرم و صفر مطرح میشد و عدهای تصور میکردند این شعارها حدیث هستند، و اغلب در رسانههای عمومی و وسایل ارتباط جمعی مورد استفاده قرار میگرفت، اما پس از انتشار این کتابها چندان خبری از آنها نیست، باید اضافه کنم کتاب عاشوراپژوهی یک فصلی دارد تحت عنوان «اشعاری که حدیث شدهاند» چون برخی از شعرها یک مصرعی از اشعار شعرای عرب هستند که در فرهنگ ما آمده و حدیث تلقی شدهاند و خیلی هم جا افتاده است، تا جایی که حتی بعضی وقتها میبینید محرم که میآید، بعضی از روزنامهها حتی در صفحه اول این اشعار را به عنوان حدیث از زبان امامحسین(ع) یا از زبان امامصادق(ع) نقل کرده و منتشر میکنند در حالی که اصلا این حدیث نیست، این شعری است که یک شاعر عربی گفته و این شعر خیلی معروف است و همه شما هم شنیدهاید «کل یوم عاشورا کل ارض کربلا» این را از زبان امامصادق(ع) نقل میکنند و نظیر آن است شعر دیگری از احمدشوقی از شعرای مصری که میگوید: «قف دون رأیک فیالحیاه مجاهداً انالحیاه عقیدة و جهاد» عدهای مصرع دوم را حدیث میپندارند و به عنوان حدیث از زبان امامحسین(ع) نقل میکنند یا مورد سوم یک شعری است از ابوالحب هویزیحائری در دیوانش هم آمده یک بیتی از یک قصیدهای که میگوید «ان کان دین محمد لم یستقم الا بقتلی فیاسیوف خذینی» این هم تنها یک بیت شعر از یک قصیده است.
*به نظر جنابعالی آیا در میان علما و خواص جامعه، عزم و اراده جدی برای پالایش مراسم عزاداری و سوگواری و فرهنگ عاشوار وجود دارد؟
**- بله این عزم و اراده وجود دارد. پس از نشر آثار ما از دوستان و آشنایان کسانی بودند که به این کارها اقبال نشان دادند و آنها هم مصمم شدند دنبال این کار را بگیرند و چندین کتاب هم منتشر کردند.
*در اینجا چون مجال بحث به نحو مبسوط پیرامون تحریفات عاشورا نیست لطفا بفرمائید چه کتب و منابعی اعم از مقاتل صحیح و یا کتابهای معتبر دیگری وجود دارد که میتوان فرهنگ تحریف نشده عاشورا و حادثه کربلا را از آنها دریافت کرد؟
**- هیچ کتابی را جز قرآن صددرصد نمیتوان تأیید کرد مگر صحیفه سجادیه که از نظر سند هیچ جای خدشه ندارد، و این انتظار که یک کتاب مطلقاً صحیح باشد انتظار بجایی نیست، اما اگر بخواهیم منابع نسبتا صحیح را معرفی کنیم میتوان از مقتلالحسین به روایت شیخصدوق نام برد که شامل دویستواندی حدیث از زبان ائمه(ع) است و به عبارت دیگر میتوان گفت عاشورا به روایت 14معصوم است، این کتاب چند قرن پیش از لهوفسیدبنطاووس نوشته شده و شیخصدوق با سه چهار واسطه، اخبار را از کسانی نقل میکند که عاشورا را دیدهاند و من معتبرترین کتاب را مقتل شیخصدوق میدانم و سپس روایت ابومخنف از عاشورا است که قسمتهایی از آن در تاریخ طبری آمده است و دیگر کتاب لهوفسیدبنطاووس است و برای مطالعه عموم مردم، کتاب پیشوای شهیدان از مرحوم آیتالله سیدرضا صدر توصیه میشود.
*در خصوص تحریفات عاشورا به نظر جنابعالی چه راهکارها و اقدامات ایجابی و سلبی باید انجام گیرد تا به نحو مطلوب فرهنگ عاشورایی از تحریفات پالایش شود؟
**- این درد، درمان هم دارد. باید محکمات عاشورا از تحریفات آن مشخص شود. الحمدالله تا حدودی این کار شده اما برای این که این کار با دقت کاملتری پیش رود و در آینده تحریفات جدیدی تولید نشود پیشنهادات متعددی میتوان ارائه داد، مؤثرترین پیشنهاد این است که ما به جای مخاطب قرار دادن مداحان برای تحریفزدایی و به جای نالیدن و انتقاد از روضهخوانها، به سراغ مؤلفان، نویسندگان و محققان برویم. من در زمینه کتابشناسی عاشورا مطالعات و کار زیادی انجام دادهام و به این نتیجه رسیدهام که بیشتر کتابهای نوشته شده درباره امامحسین و عاشورا، علمی نیستند و شرایط تالیف و پیششرطهای تحقیق را ندارند. درد ما این است که نه تنها در عاشوراپژوهی بلکه در زمینههای دیگر هم کارها، تخصصی پیش نمیروند. مخصوصا در مورد امامحسین(ع) و عاشورا که چون جاذبه و طرفدار زیادی دارد هر کس از هر کجا برخیزد درباره عاشورا کتاب مینویسد. مثلا کسی که 40 یا 50سال در زمینهای کار کرده و تخصص پیدا نموده میآید و در مورد عاشورا هم کتاب مینویسد در حالی که آن تخصصش هیچ ربطی به امامحسین(ع) ندارد. وقتی با او صحبت میکنید میبینید درک درستی از عاشورا ندارد و هیچ معلومات و محفوظاتی درباره عاشورا ندارد اما به خاطر درخواست ناشری از او، ایشان هم این کار را کرده است. تخصصی کار نکردن، یک مشکل است و این باعث ازدیاد تحریفات میشود و دنبال پول و مادیات بودن برخی ناشران و متأسفانه برخی نویسندگان، درد دیگری است، این گونه دکان درست کردن اصلا، خوب نیست الان که عصر رایانه و چاپ سریع کتاب است عدهای کتابهایی درباره امامحسین(ع) منتشر میکنند که حتی ارزش یک بار خواندن هم ندارد حتی آدمی برای وقت صرف شده برای خواندن فهرست این گونه کتابها هم تاسف میخورد. من خواهشم این است کارها تخصصی باشد، پژوهشگرانی که میخواهند در رابطه با عاشورا کار کنند با احتیاط قلم بزنند و به مشهورات استناد نکنند و با تکیه بر حرفهایی که از کودکی شنیدهاند کتاب ننویسند: «رب مشهور لا اصل له» ای بسا چیزهای مشهور و معروفی که از اساس بیریشهاند.
اکثر کتابهایی که برای امامحسین(ع) نوشته میشود بر اساس همان مشهورات و شنیدههایی است که از کودکی در هیئتها و محافل شنیده شده است. شکل بدتر اینکه بعضیها از سر خوش خیالی یا سادهلوحی یا پاکدلی کتابهایی نوشتهاند یا سخنرانیهایی داشتهاند که منتشر شده است وقتی به آنها میگویی فلان چیز که گفتهای یا نوشتهای تحریفی است و اصل و اساس ندارد و صد دلیل هم میآورید باز از آن تحریف دست برنمیدارد. برای این که کتابشان با آن تحریفها منتشر شده است. برخی از آنها هستند که البته در جلسه خصوصی قبول میکنند اما در موقع انتشار کتابشان آن را مجددا میآورند. تو گویی از اصلاح کتابشان میترسند در حالی که فکر انسان همیشه در حال تحول و تکامل است و بقول استاد مرحوم علامهجعفری که میگفت تا زمانی که آخرین نفر از اولاد آدم به دنیا نیاید و آخرین نظریهاش را نگوید نمیتوان گفت سخن تمام است. برای تکمیل اندیشهها و یافتههای ذهنی راه باز است و ما نباید در گذشتههای خودمان بمانیم.
اما در خصوص راهکارها و اقدامات لازم برای پالایش عاشورا از تحریفات باید گفت که یک راه کار این است موسساتی برای عاشوراپژوهی تاسیس شود. ما در دنیا کتابخانه تخصصی عاشوار و امامحسین(ع) نداریم. این همه شبکه ماهوارهای و تلویزیونی هست اما یک شبکه الحسین یا عاشورا نداریم و خواص به صورت خاص به عاشورا نمیپردازند. خواص برای جلوگیری از تحریفات عاشورا باید اقدام بکنند. عاشورا سمبل تشیع علوی است، عاشورا نماد عرفان است و اوج عرفان را با رفتار امامحسین(ع) در عاشورا میتوان جستجو کرد چرا عرفای ما فصوصالحسینیه و عاشورائیه تدوین نمیکنند که در آن فصحسینیه فصعباسیه، فصزینبیه فصاکبریه فصقاسمیه، بریریه، مسلمیه، قاسمیه و حبیبیه باشد؟ نظیر فصوصالحکم، یک فصوصالحسینی هم لازم است که نوشته شود.
*به نظر جنابعالی حادثه کربلا و عاشورا آیا این ظرفیت و پتانسیل را دارد که در پرتو آن بتوان وحدت میان شیعه و سنی را در جهان اسلام تقویت کرد؟
**- من به این موضوع خیلی اندیشیدهام و به نتایج خوبی هم رسیدهام. به نظر بنده برای عزت یافتن و اتحاد مسلمین و زدودن اختلافات و کم کردن فاصلهها میان مذاهب، امامحسین(ع) آن فرزند رسولخدا، بهترین وسیله است وابتغوا الیهالوسیله.
*اصولا نگاه فرقههای مختلف اهل تسنن نسبت به حادثه کربلا و فرهنگ عاشورا چگونه است؟
**- متفکرین اهل سنت یافتههای خیلی عمیق و دیدگاههای دقیقی درباره عاشورا دارند، حتی برخی جاها جای غبطه هستند از باب مثال قاضی عبدالجبارمعتزلی از اندیشهوران معتزله و استاد ابنابیالحدید شارح نهجالبلاغه کتاب مفصلی دارد در علم کلام بنامالمغنی که در مصر منتشر شده اما در ایران و لبنان اثری از آن نیست. این کتاب خیلی عمیق است- میدانید که اهل سنت از لحاظ کلامی دو دسته بوده و هستند معتزله و اشاعره. معتزله اهل اندیشه و خردند و خیلی به شیعه نزدیک هستند.
صاحبالمغنی در دو جا مفصل درباره عاشورا صحبت کرده یکی در همین کتابالمغنی و یکی در کتاب دیگرش بنامالاصولالخمسه، هر دو، پربار و عمیقاند. مخصوصا وی سخنی دارد که حاکی از دقت و عمق فکر قاضی عبدالجبار است. او میگوید با کاری که امامحسین(ع) کرد ما به دنیا مباهات میکنیم در هیچ دینی شما پیغمبری را پیدا نمیکنید که خانواده او یکییکی خود را فدای رسالت آن پیغمبر کرده باشند. اما اهل بیت پیامبر اسلام با تمام خلوص این کار را کردند، این بزگترین دلیل بر حقانیت و صداقت رسالت رسول اسلام است زیرا خانواده هر کس بیشتر و پیشتر و دقیقتر از همه آنها شخص را میشناسند. اگر ذرهای در کار پیامبر جای تردید بود، خانواده و نزدیکترین کسان او، خود را فدای پیامبر و کتاب و رسالت او نمیکردند و اوج این فداکاری خانواده پیامبر(ص) هم در کربلا و عاشورا است. این خیلی حرف حسابی است که قاضی عبدالجبار بیان میکند.
در میان همه مسلمانان و همه فرقههای آنان، امامحسین محبوب است و احترامش واجب شمرده میشود. روز عاشورا اهل سنت هم عزا دارند و بر آن حضرت میگریند حتی در برخی کشورها علمای بزرگ اهل سنت در مساجدشان با گریه برای امامحسین مقتل میخوانند.
*با چه راهکارهای عملی میتوان از حادثه عاشورا برای ایجاد وحدت بین مسلمانان استفاده کرد؟
**- اولین گام از طرف ما شیعیان این است که امامحسین را منحصر به خودمان ندانیم. امامحسین پیش از اینکه سومین امام ما شیعیان باشد فرزند پیامبر(ص) است. و پیش از آنکه یک مسلمان باشد یک انسان کامل است بالاتر از آن امامحسین(ع) نماد حریت، اخلاق و انسانیت است. هر انسان آگاه و غیرمتعصب اگر به تاریخ انسانها نگاه کند در صفحات رنگارنگ و گوناگون تاریخ، به امامحسین(ع) که میرسد او را بزرگ میبیند و طبیعی است که به ایشان احترام خواهد گذاشت. ما با همین امامحسین میتوانیم انسانها را با هم جمع کنیم و همه را به اخلاق، صلح و صفا دعوت کنیم.
یکی از محکمات عاشورا این است که امامحسین(ع) هرگز نمیخواست جنگ بشود هرگز هم جنگ را شروع نکرد. کار او حتی تا روز عاشورا دفاع بود. تا آخر هرگز نخواست کسی را بکشد و خون کسی را بریزد و عجیب اینکه با آن معصومیتش تا روز عاشورا امیدوار بود که طرف مقابل دست از جنگ بکشد و رو به صلح و صلا بیاورد.
اهل سنت و علما و بزرگان آنان هم باید به این موضوع توجه کنند که ما شیعیان بخصوص علما و بزرگان و مراجع شیعه هیچ کدام امامحسین(ع) را منحصر به خود و مذهب خود نمیدانند. اصلاً در شیعه باب اجتهاد همیشه باز است و به تبع آن باب اتحاد هم همیشه باز است.
فقهالشیعه و فقه امامصادق(ع) برای مصلحت همه مسلمانان تدوین شده. امامصادق(ع) و همه ائمه ما نه تنها دلسوز هر مسلمانی بلکه دلسوز همه انسانها بودند. در دل همه آنها محبت همه انسانها موج میزد.
*به نظر شما در شرایط کنونی که دشمنان در جهت تشدید اختلافات مذهبی میان مسلمانان تلاش میکنند چه راههایی را میتوان در جهت تقویت وحدت، مسلمانان جستجو کرد؟
**- در اینجا میخواهم نکتهای را تاکید کنم و آن اینکه برخیها اصلا ضرورت اتحاد را نمیفهمند و باید به اینها فهماند باید زیاد سرمایهگذاری کرد باید هر مسلمانی که لاالهالاالله میگوید این نکته را درک کند که این اتحاد از هر واجبی برای مسلمان واجبتر است ما که هر روز چندینبار در نمازهامان میگوییم: ایاک نعبد یعنی خدا تنها تو را میپرستیم نمیگوییم ایاک اعبد یعنی خدا تو را میپرستم. عبارت ما در نماز به صورت جمع بیان میشود، یا وقتی میگوییم اهدناالصراطالمستقیم صحبت از جمع است یعنی اینکه هدایت و کمک را برای خودم نمیخواهم اصلا اسلام یک دین جمعی است و دستور «واعتصموا بحبلالله جمیعا» یک دستور خشک و خالی نیست شاید بتوان این آیه را تشبیه کرد به قلب قرآن و آیات دیگر را رگهای آن دانست. همه آیات، فرامین و اهداف قرآن و اسلام همسو با دین و در راستای دستور واعتصموا بحبلالله هستند. عقل هم همین را ایجاب میکند
*نقش علما و خواص در جهت تقویت وحدت امت اسلامی چگونه است؟
**- علما و خواص اگر درک کنند که عزت، دیانت و رضایت خدا در اتحاد است خودشان از من و تو بهتر میدانند چکار کنند، باید درک کنند و ضرورت آن را بفهمند. باید احتراز کنند از اینکه بخاطر رضایت چند بازاری خمس بده مثلا حرفی بزنند یا کتابی بنویسند که به ضرر همه مسلمانان است امروز اگر در عراق یا پاکستان یا کشوری دیگر مسلمانی چه شیعه چه سنی کشته شود، یا انسانی بر سر این اختلافات مذهبی آزار ببیند کسانی که به این اختلافات دامن میزنند یا وقت نمیگذارند درباره اتحاد مسلمانان مطالعه کنند تا درک کنند، آنها همه شریک در خون آن کشته شدگان هستند. امروز دنیا خیلی کوچک است و با وسایل ارتباطی مدرن امروزی، همه چیز به همه جا انتقال مییابد از اینرو کسانی که معروف و شاخص هستند باید خیلی دقت کنند که تندروها و خوارج و خشکهمقدسها از سخنان و کردارها و رفتار آنان سوءاستفاده نکنند و باید فهمید که اتحاد و نزدیکی مسلمانان به همدیگر، از هر واجبی واجبتر است. پیامبر(ص) فرمود: «لا تدخلونالجنه حتی تومنوا و لن تومنوا حتی تحابوا» هرگز به رضایت خدا و بهشت او دست پیدا نمیکنید تا آنکه باورمند بشوید و به خدا و دین و خودتان ایمان داشته باشید و هرگز به این ایمان نمیرسید تا اینکه به هم محبت کنید و مسلمانی که به مسلمان دیگر به دید محبت نگاه نکند مسلمان نیست. خدا هیچ کس را ذاتا بد نیافریده است.
سعدی میگوید: به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست
عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست
*در پایان اگر سخنی با خوانندگان عزیز دارید بفرمایید.
**- آخرین سخن باید سخن قرآن باشد در روایات هست که هر گاه تاریکیها به هم تنید و فتنهها برخاست، به سراغ قرآن بروید و به دامن او چنگ زنید. امروز بزرگترین فتنههای مسلمانان، فتنه اختلاف است، سنی و شیعه به هم درست نگاه نمیکنند، دشمنان مشترک به تندروهای هر دو فرقه، چیزهایی القا کردهاند که هر دو نسبت به هم بد شدهاند. آنان باید به واعتصموا بحبلالله برگردند و ببینند آیا در قرآن صحبت از شیعه و سنی هست؟ هر شیعه و سنی قبل از اینکه شیعه و یا سنی باشد مسلمان است ما اول مسلمانیم بعد چیزهای دیگر. بنابر این تمسک به قرآن بهترین گزینه برای وحدت میان مسلمانان در همه زمانها و مکانها است.
*از اینکه در این گفتوگو شرکت کردید سپاسگزارم.
**- من هم از شما متشکرم و آرزوی توفیق دارم.