تاریخ انتشار : ۰۷ آذر ۱۳۸۷ - ۱۰:۴۲  ، 
کد خبر : ۶۲۰۸۰

اروپا و زدوبند با ابرقدرتها


«اگر امروز ملت‌هاى اروپایى به این نتیجه رسیده‌اند که آمریکا تهدیدى براى صلح جهانى است ملت‌هاى منطقه چه باید بگویند؟! ملت‌هاى منطقه که از آغاز استعمار آمریکا تا به امروز تاوان سیاست‌هاى تجاوزگرانه واشنگتن را ‌می‌دهند، بسیار پیشتر از این اعلام داشته بودند که آمریکا تهدید اول براى صلح جهانى است اما هیچ گوش شنوایى وجود نداشت، چرا؟ به خاطر آن‌که کشورهاى اروپایى خود را شریک این استعمار ‌می‌دانستند و سود مشخص خود را از چپاول ثروت‌هاى منطقه به عنوان حق‌السکوت دریافت ‌می‌کردند. امروز که دیگر چپاولگرى‌ها و خودرایى‌ها و خودخواهى‌هاى آمریکا از حد و مرز خود گذشته است، اروپا از این تغییر ملموس احساس خطر ‌می‌کند و معتقد است آمریکا یک تهدید واقعى براى صلح جهانى است.»
به گزارش ایسنا پایگاه اینترنتى عرب سایت با ارایه تحلیلى ‌می‌نویسد: «این‌که در نظرسنجى‌هاى انجام شده توسط مطرح‌ترین انجمن‌هاى پژوهشى یا رسانه‌هاى خبرى اروپایى مشخص ‌می‌شود که ملت‌هاى اروپایى معتقدند آمریکا تهدیدى براى صلح تلقى ‌می‌شود یک واقعیت است و نباید به این واقعیت مشکوک یا مظنون شد. متاسفانه زدوبندهاى سیاسى معروف اروپا با ابرقدرت‌هاى جهان در رأس آن آمریکا براى چپاول ملت‌هاى منطقه پیشینه بسیار تاریکى در ذهن ملت‌هاى منطقه از اروپا باقى گذاشته است و همیشه موضع‌گیرى‌هاى متناقض اروپا در مسایل منطقه به ویژه قضیه بحران فلسطین بر شک و تردید منطقه نسبت به بى‌طرفى اروپا به قضایاى منطقه ‌می‌افزود. اعتراف ملت‌هاى اروپا به خطرساز بودن آمریکا نسبت به صلح جهانى این‌بار در چارچوب زدوبندهاى سیاسى یا سرپوش گذاشتن بر یکى دیگر از رسوایى‌هاى ائتلاف غرب در نابودى منطقه نیست. این‌بار ملت‌هاى اروپایى روح شرور آمریکا را از نزدیک مشاهده کرده‌اند و دیگر ‌نمی‌‌توانند حقیقت را کتمان کنند.»

در ادامه این تحلیل آمده است: «حقیقت آن است که روح پلید حاکم بر ساختار دولت آمریکا منجر به بدنا‌می‌ کل ملت این کشور شده است. این ساختار که از گروهى آمریکایى صهیونیست تشکیل شده است، سالها است که آمریکا را به ابزارى براى محقق ساختن اهداف اسراییل تبدیل کرده است. آمریکاى امروز دیگر ابرقدرت سابق نیست. در سابق آمریکا به عنوان پدرخوانده‌اى براى اسراییل تلقى ‌می‌شد و در راستاى حفظ منافع خود در منطقه، امنیت و موقعیت لازم براى اسراییل را نیز فراهم ‌می‌کرد. امروز این مقوله برعکس شده است و این دولت اسراییل است که براى آمریکا و منافع این کشور تصمیم ‌می‌گیرد. از حادثه ۱۱ سپتامبر و مطرح شدن جنگ جهانى با تروریسم تا آغاز جنگ عراق همه تصمیمات کاخ‌سفید به‌دستور و خواسته مستقیم اسراییل انجام گرفته‌است. واشنگتن اگر تنها درصدد تحکیم موقعیت خود در خاورمیانه بود این امر را ‌می‌توانست به شیوه‌هاى مسالمت‌آمیزترى محقق سازد و نیازى به جنگ عراق و دشمنى با ایران و سوریه یا در افتادن با حزب‌الله لبنان و جنبش حماس نداشت.»
در این تحلیل آمده‌است: «براى آن‌که ‌این موضوع مطرح‌شده را به‌صورت روشن‌تر و واضح‌ترى براى خوانندگان عزیز تبیین کنیم جنگ عراق را به عنوان نمونه مثال ‌می‌زنیم. پیش از آغاز جنگ عراق دولت آمریکا ارتباطات بسیار قوى با نظام سابق عراق داشت. واشنگتن حا‌می ‌اصلى دولت صدام بود. از همان آغاز تاسیس نظام بعث در عراق تا آغاز جنگ علیه‌ این کشور کاخ‌سفید از هیچ حمایتى نسبت به حفظ قدرت بعثى‌ها در عراق کوتاهى نکرد. اگر حمایت‌هاى نظا‌می آمریکا در جنگ عراق با ایران وجود نداشت عراق هرگز ‌نمی‌‌توانست این جنگ را ادامه دهد. در تمامی ‌مدارک و اسناد به‌دست آمده در قتل عام و سرکوب شورش‌هاى داخلى عراق تا جنگ با ایران ردپاى حمایت‌هاى آمریکا از دولت بعثى عراق وجود دارد. سوال این است چرا ناگهان این معادله تغییرکرد؟ جواب این سوال بسیار ساده‌است، نظام بعث سابق عراق در یک موضوع یعنى خصومت خود با اسراییل بسیار جدى بود و هرگز حاضر به تغییر این سیاست خود در قبال تل‌آویو نبود. حملات موشکى بغداد در جنگ اول خلیج‌فارس به تل‌آویو حکم پایان عمر نظام بعث در عراق را به امضا در آورد و مقامات مسوول اسراییلى عزم خود را براى براندازى حکومت صدام جزم کردند.»
عرب سایت ‌می‌نویسد: «جنگ آمریکا علیه عراق به معناى واقعى کلمه یک جنگ اسراییلى علیه عراق بود و اهداف این جنگ نیز کاملا اسراییلى بودند. نظریه ارتباط حزب بعث سابق عراق با القاعده و دستیابى این نظام به سلاح کشتار جمعى درست پس از حادثه یازده سپتامبر انجام گرفت، حادثه‌اى که تا به امروز ردپاى اسراییل در آن به روشنى قابل مشاهده‌است و از همان آغاز نیز بسیارى از تحلیلگران و سیاستمداران آمریکایى و غیرآمریکایى به مشکوک بودن این حادثه و دست‌داشتن تل‌آویو در آن اشاره کرده‌اند. چیزى نگذشت که در جریان ساختگى این بحران‌هاى بین‌المللى جنگ عراق آغاز شد و تا به امروز نیز شاهد ادامه بحران عراق و چپاول ثروت‌هاى ملى این کشور هستیم. درک کردن این واقعیت یعنى تاثیرپذیرى مستقیم سران کاخ‌سفید از اسراییل براى اروپایى‌ها نیز قابل قبول و قابل تحمل نبود. شاید بسیارى از اروپایى‌ها حا‌می ‌اسراییل و تایید‌کننده سیاست‌هاى تل‌آویو در قبال کشورهاى منطقه باشند اما سیاست‌هاى اروپایى قبل از هر چیز منافع ملى خود را درنظر ‌می‌گیرد و پس از آن منافع اسراییل که بالطبع در این زمینه نیز منافع مشترک اروپا و اسراییل با هم درنظر گرفته ‌می‌شود اما آمریکا بر این اساس اقدام ‌نمی‌‌کند و منافع ملى اسراییل را بر منافع ملى خود برترى ‌می‌دهد و این به خودى خود ‌می‌تواند براى نظام کشورهاى اروپایى خطرناک و خطرساز باشد.»

در پایان این تحلیل آمده‌است: «عقب‌نشینى اروپایى‌ها از حمایت جدى آمریکا در زمینه پرونده هسته‌ای ایران ناشى از این واقعیت ملموس است. اروپایى‌ها که از آمریکا در جنگ عراق حمایت کردند این‌بار به‌خوبى ‌می‌دانند که تلاش‌هاى آمریکا در زمینه پرونده هسته‌ای ایران نیز در راستاى محقق ساختن اهداف اسراییل انجام ‌می‌گیرد.
ایران چون عراق بلکه سفت و سخت‌تر از نظام سابق عراق بر خصومت و دشمنى خود با اسراییل اصرار دارد، بنابراین مطمئنا تل‌آویو درصدد محقق ساختن تراژدى خود علیه ‌ایران به واسطه ابزارهاى آمریکایى صهیونیستى در کاخ‌سفید است. براى ثابت کردن این موضوع یعنى وابستگى تام آمریکا به اسراییل و تبدیل این کشور به ابزارى براى محقق ساختن اهداف اسراییل در منطقه دیگر نیازى به ارایه مدرک و سند نیست. آن‌چه که امروز مهم است آن است که ملت‌ها و حکومت‌هاى منطقه از نقطه‌ضعف‌هاى فعلى آمریکا براى جبران بسیارى از اشتباهات خود استفاده کنند، در غیر این‌صورت تک‌تک کشورهاى منطقه هدف بعدى سردمداران آمریکایى صهیونیست خواهند بود؛ چرا‌که امنیت اسراییل در منطقه تنها با از میان رفتن این کشورها یا تضعیف قدرت بازدارنده آنها محقق ‌می‌شود.»

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات