* به نظر میرسد همه خود را برای تثبیت قیمتهای سه رقمی برای خرید و فروش نفتخام آماده کردهاند که تحولی جدید به شمار میرود. چه عاملی را میتوان برای توجیه این شرایط معرفی کرد؟
** بازار نفت همیشه تحت تاثیر برآیندی از عوامل مثبت و منفی است. بحث اقتصاد آمریکا هم اصلیترین عاملی است که توانسته است آثاری منفی در این بازار بگذارد. مدتی است که همه اذعان میکنند اقتصاد آمریکا دچار مشکل شده است و به همین دلیل نیز دولت آمریکا به طور مرتب نرخ بهره را در این کشور کم میکند. البته هنوز آثار قطعی رکود در اقتصاد آمریکا به طور علمی مشاهده نمیشود چون برای تایید کند بودن رشد یک اقتصاد باید این روند را دستکم در 3 دوره 3 ماهه مشاهده کرد ولی این روزها تنها گفته میشود که اقتصاد آمریکا دچار رکود شده است.
* در صورت وجود چنین رکودی، باید منتظر چه چیزی باشیم؟
** رکود اقتصاد آمریکا به طور طبیعی بر اقتصاد کشورهایی تاثیر میگذارد که بیشتر صادراتشان به سمت آمریکاست و میتواند رشد اقتصادی کشورهایی را در اروپا، آسیا و به خصوص در آسیای جنوب شرقی که تعامل زیادی با اقتصاد آمریکا دارد، کم کند. متناسب با کاهش فعالیتهای اقتصادی نیز از میزان تقاضا برای خرید منابع انرژی کاسته میشود که بر تقاضای نفت نیز آثار منفی میگذارد.
* یعنی شرایط اقتصادی بحرانی در آمریکا میتواند کاهش تقاضای جهانی نفت را به دنبال داشته باشد؟
** تا حدی این اتفاق میافتد ولی به تازگی عامل مثبت دیگری نیز در بازار به وجود آمده است، یعنی چند سالی است که دیگر رشد تقاضای جهانی وابسته به کشورهای غربی نیست، یعنی اگر افزایش تقاضای چند سال اخیر را بررسی کنید، میبینید که سهم کشورهای صنعتی در افزایش این تقاضا بسیار ناچیز و بیشتر این تقاضا از سمت کشورهای آسیایی مثل هند، چین و منطقه خاورمیانه است. از جمله الان سهم کشورهای خاورمیانه در رشد تقاضای نفت با چین برابری میکند یعنی اگر رشد تقاضای چین را حدود 400 هزار بشکه در نظر بگیریم کشورهای خاورمیانه نیز به همین اندازه رشد خواهند داشت.
* مجموع رشد تقاضای جهانی نفت چقدر برآورد میشود؟
** افزون بر این دو منطقه که با هم حدود 800 هزار بشکه رشد تقاضای سالانه دارند دیگر نقاط دنیا حدود 200 تا 300 هزار بشکه تقاضا خواهند داشت و میتوان پیشبینی کرد که دستکم یک میلیون بشکه در سال رشد تقاضای نفتخام قابل تحقق است و حتی برخی کارشناسان، این رقم را 200 تا 500 هزار بشکه نیز برآورد کردهاند.
* به بحث شرایط بازار جهانی برگردیم، در سالهای اخیر به طور حتم بخش عرضه هم محدودیتهایی موثر بر شرایط بازار داشته است؟
** بله، مشکلات بخش عرضه همچنان تاثیری منفی بر بازار میگذارد. میدانید که چند سالی است این بخش با افول روبهرو شده است و مناطق نفتخیزی مانند دریای شمال در سالهای اخیر افت تولید دائمی داشتهاند. این در حالی است که شرکتهای بزرگی در این منطقه فعال هستند و از فناوریهای مدرنی برای استخراج نفتخام استفاده میکنند ولی در هر دو بخش نروژی و انگلیسی این دریا به عنوان دو منطقه بزرگ تولید تولیدکننده نفت دریای شمال کاهش حجم تولید گزارش شده است. همین طور شاهدیم که برخی کشورهای تولیدکننده نفت مانند اندونزی به تدریج در حال تبدیل شدن به یک واردکننده نفت هستند و در کمترین حالت وضعیتی مشابه مکزیک مشاهده میشود. این کشور به عنوان یکی از بزرگترین تولیدکنندگان منطقه آمریکای لاتین سالانه پنج تا شش درصد افت تولید نفتخام دارد.
* تمام این کمبود و افت تولیدها در سالهای اخیر خود را نشان دادهاند یا باید آنها را پدیدهای طبیعی ارزیابی کنیم که همیشه وجود داشتهاند ولی ناظران و کارشناسان به آنها بیتوجه بودهاند؟
** این نمونهها قبلا نداشتیم که نشان میدهد عرضه در کشورهایی که زمانی تولیدکننده بزرگ نفتی بودهاند با مشکل روبهرو است. به همین دلیل هم الان بحثهایی در برخی شرکتها جدی شده است تا زمان رسیدن تولید نفت به اوج خود را برآورد و پیشبینی کنند.
* یعنی نظریه «پیک نفت» پذیرفته شده است؟
** تقریبا همه روی این موضوع که بالاخره نفت در حال رسیدن به نقطه اوج تولید است به توافق رسیدهاند و نشانههای آن در دریای شمال، مکزیک یا اندونزی قابل مشاهده است. البته بحث «پیک نفت» به عرضه جهانی نفت مربوط میشود و به معنای نقطهای است که افزایش تولید نفت در دنیا برای تامین مازاد تقاضا کافی نباشد و تولید نفتخام دیگر افزایش نیابد.
* آیا زمان رسیدن به اوج تولید نفت مشخص شده است؟
** هنوز بر سر این موضوع بحث میشود. به تازگی من گزارشی درباره بحثهای شرکتهای بزرگ نفتی برای بررسی زمان رسیدن به اوج تولید نفت دیدم و بیشتر آنها به این نتیجه رسیدهاند که این نقطه زمانی فرا خواهد رسید که تولید جهانی نفت به حدود 100 میلیون بشکه برسد. البته برخی کارشناسان هم خوشبین هستند و معتقدند که این رقم به 105 میلیون بشکه نیز قابل افزایش است، هر چند میبینید که بین این دو رقم اختلاف چندانی نیست و میتوان در محدودهای بین 100 تا 105 میلیون بشکه منتظر رسییدن جهان به اوج تولید نفتخام بود.
* تا رسیدن تولید جهانی نفت به 100 میلیون بشکه، چقدر زمان داریم؟
** میشود خودمان محاسبه کنیم. امسال تولید نفت خام جهان به 87 میلیون و 500 هزار تا 88 میلیون بشکه خواهد رسید و تا رسیدن به 100 میلیون بشکه تولید نفت حدود 12 میلیون بشکه فاصله داریم. اگر میانگین یک میلیون و 100 هزار بشکه تا یک میلیون و 200 هزار بشکه برای افزایش تولید جهانی در نظر بگیریم، میتوان نتیجه گرفت که بعد از 8 تا 10 سال به اوج تولید نفتخام رسید.
* پس دنیا باید 10 سال دیگر خود را برای خداحافظی تدریجی با نفت آماده کند؟
** نه، بحث «پیک نفت» به مفهوم خداحافظی با نفت نیست. با این دیدگاه، ما به نقطهای میرسیم که تولید نفت دیگر افزایش نمییابد، ولی مدتی در همین حد ماکزیمم میتواند حفظ شود و بعد از مدتی سقوط کند یعنی از آن به بعد به جای آنکه سال به سال منتظر افزایش تولید نفت باشید، باید کاهش تولید آن را دنبال کنید.
* آیا این موضوع به معنای حذف نفت از سبد مصرف انرژی کشورها است؟
** با وجود اعمال سیاستهای توسعه استفاده از دیگر انواع انرژی به جای نفتخام در دهههای 80 و 90 میلادی به ویژه در کشورهای غربی، نفتخام همچنان سهم قابل توجهی در سبد انرژی جهان دارد و بعید است که در مدت 7 تا 8 سال آینده اتفاق خاصی درباره انرژیهای جایگزین بیفتد، بنابراین به نظر میرسد نفتخام زمانی به اوج خود خواهد رسید که دنیا جایگزین مناسبی برای آن ندارد، البته جایگزینهای زیادی برای نفتخام معرفی میشود مثل انرژی خورشیدی یا سوخت گیاهی که هنوز در عمل نتوانستهاند به تولید تجاری و قابل جایگزینی برسند در نتیجه بعید است در سالهای نه چندان دوری که نفت به اوج تولید میرسد، این انرژیها بتوانند سهم آن را بگیرند.
به همین دلیل هم بهای نفت در سالهای اخیر بین 10 تا 20 درصد افزایش یافته است. چون مصرفکنندگان احساس میکنند روند افزایش عرضه نفتخام ناامیدکننده شده است و امید زیادی به افزایش قابل توجه تولید نیست.
* افزایش قیمت نفت، تولید برخی نفتخامهای سنگین را هم اقتصادی کرده است که در آینده به عرضه جهانی اضافه خواهند شد.
** بله بحثهایی هست که گفته میشود ذخایر قابل توجه نفتهای بسیار سنگین و شنهای آغشته به نفت در کشورهایی مثل ونزوئلا و کانادا وجود دارد که میتوان آنها را توسعه داد ولی تولید و استخراج این نفتها کار بسیار سختی است و محیطزیست را به شدت آلوده میکند، ضمن آنکه پس از تولید بلافاصله قابل استفاده در پالایشگاهها نیستند و باید سازوکاری مشابه یک پالایشگاه را برای ترکیب این نفتخامها با میعانات و کاتالیستهای ویژه در نظر گرفت تا هیدروکربور نهایی آماده انتقال به پالایشگاه معمولی باشد. بنابراین هزینه تولید این نوع نفتخامها بسیار بالاست و حتی تا 70 دلار برای تولید هر بشکه از آن برآورد شده است و در چنین شرایطی بهتر است احتمال برگشت دوباره قیمت نفت را به محدوده 15 تا 20 دلار، به دست فراموشی بسپاریم چون هزینههای تولید نفتخام، کف تعیین بهای آن در بازار است و باید منتظر آن باشیم که این قیمتها روزبهروز بیشتر شود.
* در سه ماه دوم هر سال میلادی، آماده شدن پالایشگاهها برای افزایش عرضه بنزین در فصل تابستان به عنوان عاملی فزاینده در بازار نفت ایفای نقش میکند، از طرف دیگر گفته میشود که در 35 سال اخیر هیچ کشوری سرمایهگذاری عمدهای برای احداث پالایشگاه و افزایش ظرفیت تولید بنزین جهان نکرده است و باز باید منتظر افزایش قیمت این فرآورده نفتی به دلیل کمبود آن در بازار و در نتیجه افزایش بهای نفتخام باشیم. آیا میتوان این تحلیلها را پذیرفت و منتظر ثبت چندباره رکورد در بازار جهانی بود؟
** مشکل پالایشی، مشکلات موجود در بازار جهانی نفت را دو چندان میکند. چون به طور میانگین، تقاضای جهانی نفتخام سالانه بین یک میلیون و 500 هزار تا 2 میلیون بشکه افزایش مییابد. ولی ظرفیت پالایشی دنیا به همین میزان بیشتر نشده است.
در حالی که هر چه عرضه نفتخام به بازار اضافه میشود، باید پالایش و برای مصرف نهاییآماده شود. این محدودیت پالایشی در نهایت، زمینه کمبود بنزین را در فصل تابستان و نبود سوخت گرمایشی کافی را در فصل زمستان فراهم کرده است.
این شرایط در ماههای اخیر، خود را با شدت بیشتری نشان داده است. برای مثال در روز 22 فوریه که ما در فصل سرد سال هستیم و هنوز فاصله زیادی با فصل گرما و آغاز فصل رانندگی و افزایش تقاضای بنزین داریم کسی باور نمیکرد بهای هر تن بنزین در آمریکا 950 دلار باشد. این قیمت حتی در فصل تابستان هم باورنکردنی به نظر میرسید، ولی زمستان 2008 میلادی پذیرای این قیمت بود و نمیدانم این بها در تابستان به کجا خواهد رسید!
* یعنی محدودیت ظرفیت پالایشی جهان، به تدریج در حال تبدیل شدن به یکی از بزرگترین چالشهای بازار جهانی نفت است؟
** شرایطی که امروز در بازار داریم، تقریبا عکس وضعیت سالهایی است که پالایشگاهها به طور میانگین فقط 60 تا 70 درصد از ظرفیت خود را به کار میگرفتند و ظرفیت مازاد داشتیم. ولی الان چنین ظرفیتی وجود ندارد، ضمن آنکه نفتخامهایی که این روزها به بازار اضافه میشوند از نوع سنگین هستند و پالایشگاههای موجود باید با سرمایهگذاریهای بیشتر، به طور مرتب خود را به روز کنند تا بتوانند این نوع نفتخامها را پالایش کنند. بنابراین در این بخش پالایش هم مثل بخش عرضه با مشکل روبهرو هستیم.
* حل مشکلات کدام بخش راحتتر است؟
** مشکل پالایش را میشود زودتر حل کرد چون میتوان با سرمایهگذاری کافی، مقداری لوله و اتصالات و مخزن را به کار گرفت تا یک پالایشگاه ساخته شود. یعنی کمبود ندارد. این بخش عرضه نفت است که به نیمه عمر خود نزدیک میشود و نمیتوان بر میزان نفت قابل عرضه اضافه کرد.
* یک موضوع هم هنوز روشن نشده است. وقتی دوره «پیک نفت» برسد و تولید نفت رو به کاهش بگذارد، آیا قیمتهای جهانی همچنان بیشتر خواهد شد یا ممکن است کاهش یابد؟
** صد درصد بالاتر میرود چون هر چیزی در بازار کم شود، قیمت بیشتری خواهد داشت و به نظر من از نقطه «پیک» به بعد، باید منتظر قیمتهای خیلی بالاتر باشیم، مگر اینکه در این فاصله زمانی، فناوری تولید نفت یا عرضه انرژیهای جایگزین به حدی پیشرفت کند که کمبود نفت به بازار فشار نیاورد. در این صورت ممکن است قیمتها در سطح مشخصی تثبیت شود وگرنه هیچ گزینهای جز افزایش بهای نفت نخواهیم داشت.
* با در نظر گرفتن تمام شرایط و عواملی که این روزها در بازار جهانی نفت ظاهر شده، اعضای اوپک با دشواریهایی روبهرو شدهاند، به خصوص در نشستهای اسفند ماه این سازمان در سالهای اخیر شاهدیم که اعضای آن، کاهش تقاضای سوخت گرمایشی در زمستان و نبود تقاضای قابل توجه بنزین را پیش از آغاز فصل گرما (رانندگی)، دلیل روشنی برای کاهش سقف تولید خود معرفی میکنند و با در نظر گرفتن شرایط کنونی بازار نفت، آیا میتوان گفت که دیگر جایی برای این استدلالها باقی نمانده است و نمیتوان از این نظر اوپک دفاع کرد؟
** این شرایطی که گفتید، به اسم کاهش تقاضای فصلی شناخته میشود، یعنی شرایطی که هوا نه آنقدر سرد شده که لازم باشد سیستمهای گرمایشی، انرژی بیشتری مصرف کنند و نه فصل رانندگی فرا رسیده که منتظر افزایش مصرف بنزین باشیم. در نتیجه تقاضای نفتخام به طور معمول یک میلیون و 500 هزار تا 2 میلیون بشکه کاهش مییابد و اگر بحران اقتصادی در جهان شکل بگیرد و شدت پیدا کند، میتوان انتظار داشت که تقاضا، بیش از حد معمول کم شود و قیمتها به طور مقطعی کاهش پیدا کند. در چنین شرایطی است که میتوان انتظار داشت اوپک برای مقابله با کاهش قیمتها و ثبات بازار، تولید خود را متناسب با نیاز بازار متعادل کند.
* آیا امسال هم باید منتظر این تعدیل باشیم؟
** اوپک به طور معمول این کار را میکند تا تعادل در بازار حفظ شود ولی امسال مصرفکنندگان اصرار دارند این اتفاق نیفتد تا بتوانند مازاد عرضه را برای افزایش سطح ذخیرهسازیهای خود به کار گیرند.
ضمن آنکه سبب میشود سطح قیمتها اندکی کاهش یابد که به بهبود سطح اقتصادی جهان کمک میکند.
در واقع به زبان بیزبانی از اوپک میخواهند که تا حدی هزینههای بازسازی اقتصاد آمریکا را بپردازد، در حالی که به نظر عادلانه نمیرسد هزینه بهبود وضعیت کشورهای صنعتی به عهده کشورهای ضعیف تولیدکننده نفت گذاشته شود.