حسین کلاته
کاپیتولاسیون عبارت است از معاهدهای که به موجب آن بیگانگان حق اقامت در کشور دیگری را برای خود تحصیل میکنند و از برخی حقوق و مزایای «اختصاصی» بهرهمند میشوند. در ایران این موضوع برای اولین بار در عصر صفوی مطرح شد، ولی هیچ وقت تحقق نیافت. در دوره قاجار و در پی شکست ایران در جنگ با روسیه قرارداد ترکمنچای به ایران تحمیل شد. در این قرارداد و به موجب فصول7 و 8 آن، قانون مصونیت قضایی مستشاران روسی به ایران تحمیل و پس از آن دولتهای انگلیس و فرانسه نیز کاپیتولاسیون را به ایران تحمیل نمودند. تا بالاخره در سال 1306 شمسی این قانون در ایران لغو گردید.مورخین ایتالیایی معتقدند، اولین مرتبه پس از فتح قسطنطنیه بیگانگان توانستند کاپیتولاسیون را به نفع اتباع کشور خود از دولت عثمانی بگیرند. در حقیقت باید منشأ کاپیتولاسیون را از سال1535م. دانست زیرا در آن زمان فرانسوای دوم پادشاه فرانسه موفق شد با پادشاهی عثمانی یعنی سلیمانپاشا معاهدهای منعقد کند که آن معاهده بعداً به وسیله سلاطین دیگر تکمیل شد و به موجب آن معاهدات، خارجیان مخصوصاً فرانسویان موفق شدند خود را از قضاوت محاکم ترک معاف نموده و در داخل کشور عثمانی به محاکم فرانسوی که به این منظور تشکیل شده بود مراجعه نمایند.(1)
کاپیتولاسیون در ایران
در تاریخ 1715میلادی رضابیگ معاهدهای را که در سال1708میلادی نماینده فرانسه در ایران به امضا رسانیده بود تکمیل و امضا کرد. چون این معاهده در ورسای پایتخت فرانسه به امضاء رسید به معاهده ورسای معروف شد. در این معاهده تمام مواد کاپیتولاسیون مطرح است ولی باید دانست که شخص مذکور به هیچوجه ماموریت امضای چنین معاهدهای را نداشت. ثانیاً معاهده مزبور مورد تصویب پادشاه ایران قرار نگرفت.
باری منشأ رژیم کاپیتولاسیونی در ایران را به طور قطع باید معاهده ترکمنچای مورخ 10فوریه 1828 دانست.
پس از مرگ نادرشاه افشار و ضعف دولت ایران، روسیه تزاری در تعقیب سیاست توسعهطلبانه خویش شروع به دستاندازی به خاک ایران خصوصاً ایالات شمالی کرد. دوره اول جنگهای ایران و روس به شکست نظامی ایران منتهی شد و موجب انعقاد عهدنامه صلح گلستان در سال1813 شد.
دولت ایران که در موضع ضعیف و ناتوانی قرار داشت درصدد جلب حمایت فرانسه برآمد لکن عهدنامه صلح تیلسیت بین ناپلئون و تزار روس، امیدهای ایران را در جهت حمایت فرانسه در مواقع ضروری به یأس مبدل ساخت. دوره دوم جنگهای ایران و روس شروع و این بار نیز به شکست دولت و نظامیان ایران انجامید و منجر به انعقاد عهدنامه 1828 ترکمنچای شد. به موجب این قرارداد قسمتهای مهمی از ایالات شمالی ایران به روسیه تزاری واگذار گردید. در بندهای دیگر این عهدنامه حق قضاوت کنسولی برای اولین بار به صورت یکجانبه به یک مملکت مستقل تحمیل شد. فصول 7و8 این معاهدهنامه به طور صریح به موضوع اعطای حق قضاوت کنسولی (کاپیتولاسیون) به دولت روسیه مربوط میشود
پیامدهای کاپیتولاسیون در ایران
حمایت کنسولهای خارجی از منافع اتباع خود در رژیم کاپیتولاسیون بسیار وسیع و قدرت اجرایی آن نیز قابل ملاحظه بود. کنسولهای خارجی به تدریج حمایت خود را از اتباع دولت خود به اتباع داخلی نیز سرایت دادند. ابتدا مترجم کنسول و کارمندان و خدمهای که تبعه داخلی بودند، سپس بعضی از اتباع دیگر داخلی به دلیل هم مذهب بودن، یا طرف معامله بودن، یا انجام سایر امور کنسولی مورد حمایت کنسول واقع شده و بهرهمند میشدند. بعضی موارد نیز در مقابل پرداخت پول و یا به هر کس از اتباع داخلی که تقاضا میکردند با شرایط سهل و آسان نامه میدادند، بدون این که رضایت و موافقت دولت محل مأموریت کسب شود. این امر باعث شد تا رجال سیاسی به سوی بیگانگان سوق داده شوند و بعضی علناً تابعیت کشور خارجی را بپذیرند تا از مزایای بیشتری برخوردار باشند. عدم اقتدار حکومت مرکزی باعث میشود که بین کنسولگریهای کشورهای مختلف در کشور درگیری و اختلافات پیش آید. یکی از مداخلات دیگر که بر اثر قانون کاپیتولاسیون جزء وظایف روسها شناخته شد و خود را در آن مختار میدانستند «رسیدگی به امور تبعه روس و رسیدگی به امور اشخاص تحتالحمایه اداره قونسولی و.... بود» بنابر این با توجه به مداخلات روزافزون نمایندگان سیاسی و کنسولی به این نتیجه میرسیم که حکومت واقعی ایران در دست سفرا و نمایندگان عالیرتبه کشورهای خارجی بود.
الغای کاپیتولاسیون در کشورهای جهان
رژیم کاپیتولاسیون در کشورهای مختلف جهان در اواخر قرن نوزدهم میلادی و اوائل قرن بیستم به صورتهای گوناگون از بین رفت. اولین کشوری که با امضای قراردادی کاپیتولاسیون را در کشور خود منسوخ کرد کشور ژاپن بود که در سال1899 به این امر مهم دست یافت. کشور یونان در سال1914، کشور مراکش در سال1920؛ کشور ترکیه به صورت نهایی در سال1923م. کشور تایلند در سال1927، و ایران در سال1928 توانستند به مقابله با کاپیتولاسیون پرداخته و آن را لغو نمایند.
الغای کاپیتولاسیون در ایران
آن زمان که مردم علیه استبداد داخلی قیام کردند و خواهان مشروطیت بودند، دولت عثمانی رژیم کاپیتولاسیون را بدون رضایت بیگانگان و به طور یک جانبه لغو نمود. حذف کاپیتولاسیون در ایران به یکی از مواد مهم مرامنامههای احزاب ایران تبدیل شد و هر حزب و گروهی خواهان لغو این امتیاز شدند. در سال1297ش. تصویب نامهای در دولت صمصامالسلطنه صادر شد که در آن آمده بود، معاهدات، مقاولات و امتیازاتی که از یکصد سال به این طرف دولت استبدادی روس و اتباع آن از ایران گرفتهاند تماماً تحت فشار و جبر و زور و یا به وسیله عوامل غیرمشروعه از قبیل تهدید و تطمیع برخلاف صلاح و صرفه مملکت و ملت ایران شده است و با استناد به قانون اساسی و حق مالکیت ایران الغا میگردد.(2) تزلزل پایه کاپیتولاسیون در ایران را باید در عهدنامه مودت ایران و شوروی در سال1921م جستوجو کرد. کلیه امتیازات از جمله کاپیتولاسیون که دولت روسیه تزاری از ایران گرفته بود در این عهدنامه لغو گردید. پس از روی کار آمدن رضاخان و انقراض سلسله قاجار، انگلیسیها که خیالشان از بابت ایجاد یک حکومت قوی ضدکمونیستی در ایران راحت شده بود مانعی در جهت تسهیل الغای کاپیتولاسیون و بعضی امتیازات دیگر نمیدیدند تا بتوانند بر اعتبار خود نزد دولت و پادشاه جدید بیفزایند. جنگ جهانی اول، تأسیس جامعه ملل، الغای کاپیتولاسیون در ترکیه، انقلاب اکتبر1917میلادی در روسیه و الغای عهدنامه ترکمنچای، صدور تصویبنامه کابینه صمصامالسلطنه بختیاری و کودتای سوم اسفند 1299شمسی از عوامل مهمی بودند که نقش اصلی را در سرعت بخشیدن به الغای قطعی و کامل کاپیتولاسیون در ایران داشتند.
احیای مجدد کاپیتولاسیون در ایران
با درگیر شدن آمریکا در جنگ دوم جهانی، نیروهای این کشور در اروپا و آسیا مستقر شدند و حضور قابل توجهی در خارج آمریکا پیدا کردند. برای مستشاران نظامی آمریکا که در استخدام دولت ایران بودند یک قرارداد دفاعی دو جانبه امضا شد. پنج ماه بعد دولت آمریکا در خصوص وضعیت حقوقی نیروهای خود مذاکراتی را با مقامات ایران آغاز کردند. چون مقامات آمریکایی از سابقه کاپیتولاسیون در ایران آگاه بودند تمایل داشتند که موضوع کاپیتولاسیون را بدون سروصدا و با کمترین هزینه و در حقیقت با موافقت شخص شاه به انجام برسانند. از طرفی به علت ناتوانی محمدرضا پهلوی در اجرای برنامه اصلاحات ارضی، دولت جان، افکندی مجبور شد تا چهره مورد نظر آمریکا یعنی علیامینی را به نخستوزیری منصوب کند دکتر علیامینی یک مأموریت اصلی بر عهده داشت. آن هم اجرای اصلاحات ارضی بود. لایحه اصلاحات ارضی در بیستم دی ماه 1340 به تصویب هیئت دولت رسید. دولت آمریکا پس از دو ماه که از تصویب اصلاحات ارضی گذشته بود طرح درخواست اعطای مصونیت مستشاران نظامی خود را مطرح کرد. آنان میپنداشتند چون دولت امینی با فشار مستقیم آمریکاییان روی کار آمده است لذا به سرعت با درخواست آنها موافقت خواهد کرد. ولی این سیاستمدار کهنهکار و شاهزاده قاجاری که به خوبی از سابقه کاپیتولاسیون آگاه بود همواره در مقابل درخواست آمریکا طفره رفت تا سرانجام جای خود را در سال1341 به اسداللهعلم داد. دولت اسداللهعلم نیز موقعیت طرح و اجرای طرح آمریکایی کاپیتولاسیون را به دست نیاورد تا در 17اسفند 1342 جای خود را به دولت حسنعلیمنصور سپرد. در تیرماه 1343 محمدرضاشاه به آمریکا رفت و مورد استقبال گرم مقامات آمریکایی قرار گرفت. در مسائلی که مورد بحث و تبادل نظر طرفین قرار گرفت اعطای کمکهای نظامی آمریکا، منوط به وضع مقررات قضایی و مصونیت نظامیان آمریکا شد. پس از بازگشت شاه از آمریکا، لایحه مزبور در مجلس سنا طرح شد. در سوم مرداد 1343 مجلس سنا جلسه فوقالعادهای تشکیل داد تا به بررسی چند لایحه بپردازد. این جلسه تا نیمهشب ادامه پیدا کرد و بعد از طرح لوایح مختلف، مقارن نیمهشب، لایحه کاپیتولاسیون که متن آن بدینقرار بود مطرح شد: ماده واحد: با توجه به لایحه شماره1342/ 1125- 2157- 2291- 18شمسی دولت و ضمائم آن در تاریخ21/11/42 به مجلس سنا تقدیم شده به دولت اجازه داده میشود که رئیس و اعضای هیئتهای مستشاری نظامی ایالات متحده آمریکا در ایران که به موجب موافقتنامه مربوط در استخدام دولت شاهنشاهی باشند از مصونیتهایی که شامل کارمندان اداری و فنی موصوف در بند(و) ماده اول قرارداد وین که در تاریخ هیجدهم آوریل 1961میلادی (29فروردین 1340) به امضا رسیده است برخوردار نماید.
نکته قابل توجه اینکه حسنعلیمنصور با تحریف حقایق سعی در بیاهمیت جلوه دادن این لایحه داشت. روز سهشنبه 21/7/1342 مجلس شورای ملی بررسی لایحه مزبور را آغاز کرد سرانجام رأیگیری در ساعت پنج بعدازظهر انجام و از 136نماینده حاضر در جلسه، لایحه مذکور با 74رأی موافق در مقابل 61رأی مخالف به تصویب رسید.
واکنش امامخمینی(ره) در برابر کاپیتولاسیون
بدون شک موضعگیری امامخمینی (ره) در برابر مصوب مجلس (کاپیتولاسیون) و در پی آن تبعید ایشان، نقطه عطفی در تاریخ معاصر ایران میباشد. رژیم شاهنشاهی که از سخنرانیها و افشاگریهای معظمله میهراسید، نمایندهای به شهرستان قم اعزام کرد و این پیام را برای امام فرستاد: ........ آمریکا به منظور کسب وجهه در میان مردم ایران با تمام قدرت فعالیت میکند پول میریزد و از نظر قدرت در موقعیتی است که هر گونه حمله به آن، به مراتب خطرناکتر از حمله به شخص اول مملکت است. آیتالله خمینی اگر بنا دارند نطقی ایراد کنند باید خیلی مواظب باشند که به دولت آمریکا برخوردی نداشته باشد که خیلی خطرناک است و با عکسالعمل تند و شدید آنان مواجه خواهد شد دیگر هر چه بگویند حتی حمله به شاه چندان مهم نیست.
بهرغم پیام مؤکدی که برای امام خمینی(ره) ارسال شد ایشان نطقی تاریخی در چهارم آبان 1343 ایراد کردند که به بخشی از آن میپردازیم: «اگر یک خادم آمریکایی، اگر یک آشپز آمریکایی، مرجعتقلید شما را وسط بازار ترور کند...... دادگاههای ایران حق محاکمه ندارند........ اگر شاه ایران یک سگ آمریکایی را زیر بگیرد بازخواست خواهد شد....»(3)
این افشاگریها و سخنرانیها باعث گردید رژیم ستمشاهی که از آمریکا و ایادی آن دستور میگرفت امام را از ایران تبعید نماید. بذری که ایشان طی سالهای3-1342 به زمین پاشیدند بالاخره در سال1357 شکوفه داد و با پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل شورای انقلاب، لایحه کاپیتولاسیون برای همیشه ملغی شد.(4)