سید علی دوستیموسوی
بیشتر شهروندان ایرانی این روزها که سرنوشت پرونده هستهای ایران به اوج حساسیت رسیده، از خود میپرسند: راه مقابله با تهدیدات غرب علیه برنامه هستهای چیست؟
اکنون شاید تمام افکار عمومی ایران به این نتیجه منطقی رسیده باشد که بیشتر مسائلی که غرب درباره ایران مطرح میکند. نوعی بهانهجویی است. اگر امروز مساله هستهای حل شود، فردا حقوقبشر، تروریسم و دهها بهانه دیگر طرح میشود. چرا که غرب در نهایت به دنبال این هدف است که تغییراتی در ایران ایجاد کند که مانند گذشته، کشور به دستنشانده و تامین کننده بیچونوچرای منافع سیاسی، اقتصادی و امنیتی آنها تبدیل شود. چنین معادله ساده و منطقی است که ذهن مردم را به سوی یافتن راه حلی مطمئن، پایدار و همیشگی و البته بیتنش رهنمون میکند. راه حلی که در سایه اجرای آن، هم رفاه، آرامش زندگی و درآمد خوب محقق شود و هم کشور از تهدیدات و بهانهگیریها در امان باشد. این معجون کجاست؟...
اگر منطقی و دقیق به مساله نگاه کنیم، این معجون را یافتهایم: «اقتصاد».
در سایه داشتن اقتصادی قوی، پویا، منسجم و روبه رشد است که تمام اهداف سیاسی، امنیتی، اجتماعی و فرهنگی ایران محقق میشود و صد البته گزندهایی که به کشور وارد میشود نیز بیشتر از همین ناحیه است. تورم، بیکاری، کمبود منابع سرمایهای، رشد اندک اقتصادی، کمبود صادرات، کاهش تولید ناخالص داخلی، عدم کیفیت و رقابتپذیری کالاها، کافی نبودن زیرساختها، نبود شفافیت و تناقض قوانین اقتصادی، تعدد مراکز تصمیمگیر برای اقتصاد و همهوهمه ویژگیهای متاسفانه نامطلوب اقتصاد کشور هستند که راه توسعه کشور را سد کرده و درجه آسیبپذیری آن را افزایش میدهند.
اگر نخواهیم به دامن مارکسیستهای یکسره اقتصادزده بیفتیم و ریشه همهچیز را مادی و اقتصادی و خالی از معنویت ببینیم، باید اذعان کنیم که ریشه بیش از 90درصد چالشهای داخلی و خارجی کشور، وضعیت نابسامان اقتصادی است. وقتی اقتصاد ضعیف باشد، انگلستان برای واردات کالاهای حساس و تکنولوژی به ابزار فشار سیاسی رومیآورد یا اروپا تهدید به قطع خرید نفت به عنوان نخستین منبع درآمد کشور میکند.
وقتی اقتصاد ضعیف باشد یعنی پول کمی برای رسیدگی به دیگر بخشهای کشور وجود دارد. این است که بسادگی شاهد کمبود رشد بخشهای فرهنگ، خدماتاجتماعی، رفاهی، بهداشت، درمان، آموزش و سایر زیرساختها هستیم. اقتصاد ضعیف بودجه ضعیف به دنبال دارد که مصداق بارز یک مویز و چهل قلندر است که این مویز به هیچکدامشان درست و حسابی نمیرسد.......
امروز در عرصه چانهزنی دیپلماتیک میگویند هر کس اشرفی بیشتری در جیب داشته باشد، در مذاکرات جلوتر و پیروز است. این اشرفیها را چه کسی به جیب دیپلماتها میریزد؟ پاسخ روشن است: اقتصاد و کسی که این اشرفیها را ندارد یا کم دارد، همیشه در خطر و چالش و تهدید است؛ آنچه امروز ما به آن دچاریم؛ چرا که به اقتصاد به عنوان ابزار مقابله آن هم مقابله پایدار و بلندمدت استراتژیک نگاه نکردهایم و نخواستهایم درک کنیم که این اقتصاد آمریکاست که جسارت، قلدری و زورگویی را به دولتمردانشان هدیه کرده است......
اما این روزها که فکر راه حل برای بحران هستهای، ذهن همه را به تکاپو واداشته باید به مدیران ارشد کشور، پیشنهاد بازنگری در اقتصاد کشور را داد. یکپارچگی، تغییر در رویههای کلان و اصلاح نظام اقتصادی کشور به گونهای که هیچ رئیسجمهوری قادر به تغییر پایههای آن نباشد. برای مدت طولانی باید در دستور کار قرار گیرد.
اقتصاد کشور باید صاحب دکترینی همیشگی با تاکید بر مولفههای اقتصاد درهای باز شود تا سرمایهگذاری خصوصی و افزایش تولید و صادرات، درآمدها را بیشتر کند تا این درآمدها به عنوان سپر بلای ایران اسلامی به کار رود و اشرفیها تولید کند تا با تکیه بر آن، به اهداف خود دست یابیم.