مشکل کجاست؟
بسیاری از کارشناسان چه موافق و چه مخالف قدرتمندشدن جمهوری اسلامی ایران، بمب هستهای را بهانهای در دست غرب برای تهدید جمهوری اسلامی میداند چرا که به اعتقاد آنان ایران چه به واسطه مسایل فرهنگی و نفوذ معنوی در منطقه و چه به واسطه موقعیت ژئوپلتیکی که دارد مورد طمع غرب قرار گرفته و آمریکا به هر بهانهای سعی دارد منافع از دست رفته خود را به این واسطه احیا کند.
باید دانست که ایران کشوری است با 6/1 میلیون کیلومتر مربع مساحت و هفتاد میلیون نفر جمعیت (حدود پنجاه درصد آن در سنین پانزده تا 39 سالگی قرار دارد) و دارای سرمایههای عظیم و انسانی و فیزیکی معدنی و انسان ساخت، پتانسیلهای طبیعی و غیرطبیعی بالقوه قابل توجه برای تولید انواع محصولات صنعتی و کشاورزی، موقعیت جعرافیایی منحصر به فرد از بعد ارتباطی و نزدیک به بازارهای عمده مصرف جهان (شامل کشورهای نفتی حوزه خلیج فارس روسیه، هند و پاکستان، چین و حوزه آسیای جنوب شرقی) و نفوذ فرهنگی قابل توجه در کشورهای منطقه خاورمیانه و آسیای میانه، که نزدیک به نیمی از سوال خلیج فارس را در کنترل خود دارد.
خلیج فارس محل تولید و صدور عمدهترین مقادیر نفت خام مصرفی جهان در گذشته و حال است که با توجه به چشماندازهای ناامیدکننده در مورد انرژیهای جایگزین نفت و کاهش ذخایر نفتی جهان در خارج از حوزه خلیح فارس، انتظار میرود این نقش در آینده گسترش بیشتری نیز پیدا کند.
عمدهترین کشورهای مصرفکننده نفت خام صادراتی جهان؛ آمریکا، اتحادیه اروپا، ژاپن و چین هستند.
کشورهای حوزه نفود ایران در منطقه (کشورهای حاشیه خلیج فارس، کشورهای همسایه ایران، کشورهای آسیای میانه)، بازارهای عمده مصرف کالاهای تولید آمریکا اروپا، ژاپن و چین هستند و غالب دلارهای نفتی که نصیب ایران و سایر کشورهای صادرکننده نفت خام که در حوزه نفود ایران واقعند میشود، دوباره به کشورهای تولیدکننده کالاهای وارداتی آنان برمیگردد و یا اینکه در بانکهای آن کشورها به جریان میافتد.
تحرک جدید آمریکا در موضوع هستهای ایران
موضوعی که همیشه در مورد پرونده هستهای ایران مطرح بوده بحث اجماع جهانی برای عدم دستیابی ایران به فنآوری هستهای بوده است. کذب بودن این ادعا در طول مدت زمانی جنجالی شدن این پرونده به کرات به اثبات رسیده است ولی باید گفت که اگر چه در برخی موارد در این مورد بین اروپا و آمریکا پیوندهایی به وجود آمده است اما اکنون وضعیت متفاوت است و پرونده هستهای ایران به واسطه دیپلماسی فعال ایران و قانونی که به تازگی به تصویب کنگره آمریکا رسیده به مسأله اختلاف آمریکا و اروپا تبدیل شده است.
پیشنویس قطعنامه تحریم ایران
شورای امنیت سازمان ملل متحد روز دوشنبه بررسی پیشنویس قطعنامه پیشنهادی تروئیکای اروپا برای تحریم ایران را آغاز کرد. در این پشنویس با طرح این ادعا که «آژانس قادر نیست در تلاشهایش برای ارائه تضمین نسبت به نبود مواد و فعالیتهای هستهای اعلام نشده در ایران پیشرفت حاصل کند» و تکرار اتهام بیتوجهی ایران به درخواستهای شورای امنیت، از همه کشورها خواسته شده است که از «ارایه هرگونه کمک یا آموزش فنی، کمک مالی، سرمایهگذاری، واسطهگری، و دیگر خدمات و انتقال منابع و خدمات مالی مربوط به برنامههای هستهای و موشک بالستیک به ایران» خودداری کنند.
این قطعنامه همچنین خواستار مسدود شدن منابع مالی مرتبط با برنامههای هستهای و موشکی ایران و منع سفر دانشمندان و مقامات ایرانی مرتبط با این برنامهها شده است. قطعنامه شورای امنیت با این وجود فعالیتهای مربوط به راهاندازی فاز نخست نیروگاه اتمی بوشهر را از این تحریمها مستنثی کرده است.
واکنش اروپا به قانون جدید آمریکا علیه ایران
قانون مجازات شرکتهای طرف قرارداد ایران با واکنش بسیار منفی اروپا همراه بوده است. «گاردین» با اعلام خبر مخالفت انگلستان و اروپا با این قانون آن را زمینهساز ایجاد یک جنگ تجاری میداند. گاردین مینویسد که کشورهای اروپایی در حال لابی علیه این لایحه هستند. گاردین در ادامه مینویسد: یک مقام ارشد بانکی انگلستان اظهار داشت که جامعه بانکی انگلستان نسبت به رویه آمریکا در قبال ایران بسیار ناخشنود است.
واشنگتن تاکنون دو بانک انگلیسی «اچ.اس.بی.سی» و «استاندارد چارترد» را به علت مراودات بانکی با ایران مورد مواخده قرار داده که به گفته مقامات بانکی انگلیس، این دو بانک حضور خود در ایران را کاهش دادهاند.
کاهش فعالیت بانکهای انگلیسی در ایران به نفع رقبای فراسوی و آلمانی آنها تمام شده است و بانکهای فرانسوی و آلمانی که دولتهایشان با فشارهای واشنگتن مخالفت کردهاند، کلیه خدمات مبادلات مالی میان شرکتها را که تاکنون بانکهای انگلیسی ارائه میدادند، بر عهده گرفتهاند.
در همین حال نشریات دیگر اروپایی نیز در این مورد چنین موضعگیری کردهاند: کاخ سفید معتقد است کشورهای اروپایی چندان از این تحریمها حمایت نمیکنند و برای شرکتهای خود در مشارکت با ایران محدودیتی ایجاد نکردهاند. دولت انگلستان اعلام کرده که هیچ مبنای قانونی در اختیار ندارد که به بانکهای انگلیسی دستور دهد فعالیتهای خود در ایران را متوقف سازند.
یک مقام ارشد آمریکایی به مذاکرات گسترده استوارت لوی معاون وزارت خزانهداری این کشور با دولت انگلستان اشاره میکند که در این مذاکرات، لوی گفته است که مشارکت شرکتها و بانکهای انگلیسی یا تحریمها به میزان مشارکت سایر کشورهای اروپایی نبوده است.
لوی همچنین با دولتهای آلمان، فرانسه، ایتالیا و اسپانیا که بیشترین سهم را با صادرات 11 میلیارد دلاری اروپا به ایران دارند. مذاکره کرده است، اما نتیجه این مذاکرات این سوال بوده که را با وجود تصویب دو قطعنامه تحریم علیه ایران، کشورهای اروپایی همچنان به توسعه و رابطه تجاری با ایران، ادامه میدهند؟
فایننشنال تایمز نیز در این مورد مینویسد اتحادیه اروپا در واکنش به تلاش کنگره آمریکا برای تصویب قوانین جدید تحریمی علیه ایران هشدار داد علیه آمریکا در سازمان تجارت جهانی اقامه دعوا خواهد کرد.
این اقدام میتواند به شکسته شدن اتحاد میان اروپا و آمریکا بر سر پرونده هستهای ایران منجر شود و این اتحادیه را مجبور کند علیه ایران در سازمان تجارت جهانی اقامه دعوا کند.
دیپلماتهای اروپایی از جمله دیپلماتهای کشورهای فرانسه، آلمان و انگلیس در آمریکا تلاشهای گستردهای را آغاز کردهاند تا از تصویب یک قانون جدید در کنگره علیه ایران جلوگیری کنند.
براساس طرحی که به کنگره ارائه شده است در صورت تصویب دولت آمریکا موظف میشود شرکتهای نفت و گاز را که بیش از 20 میلیون دلار در ایران سرمایهگذاری کردهاند، تحریم کند.
شرکت انگلیسی هلندی شل، شرکت فرانسوی توتال و شرکت اسپانیایی رپسول از جمله شرکتهایی هستند که با تصویب این طرح در معرض تحریم آمریکا قرار میگیرند.
یک دیپلمات اروپایی ضمن اعلام مخالفت خود با این طرح گفت: این طرح غیرمنطقی است زیرا کشورهای را هدف قرار داده است که خودخواهان تشدید تحریمها علیه ایران هستند».
یک دیپلمات اروپایی دیگر گفت: «اگر این طرح مغایر با قوانین سازمان تجارت جهانی است بنابراین ما آن را خواهیم پذیرفت.»
به گفته منابع آگاه نیکلاس برنز چندی پیش از مخالفت دولت آمریکا با این طرح خبر داده بود اما کشورها اروپایی خواهان موضعگیری شفافتر دولت آمریکا علیه این طرح و وتوی آن از سوی بوش در صورت تصویب در کنگره هستند.
گفتنی است قانون تحریمهای ایران (قبلاً به قانون تحریمهای ایران و لیبی موسوم بود) که در دهه 1990 در کنگره آمریکا به تصویب رسید از رییسجمهور آمریکا میخواهد شرکتهایی را که بیش از 20 میلیون دلار در بخش نفت و گاز ایران سرمایهگذاری کردهاند، و مورد تحریم قرار دهد و در عین حال این قانون دست رییسجمهور آمریکا را در تحریم یا عدم تحریم شرکتهای سرمایهگذار در بخش نفت و گاز ایران باز گداشته است تاکنون هیچ شرکتی بر اساس این قانون مورد تحریم قرار نگرفته است ولی قانون جدید بسیار فراتر از قانون قبل است.
تحریمها چقدر موثر بوده است؟
مسؤولان ارشد نظام بارها و بارها تاکید کردهاند که تحریمهایی که امروز از آن دم زده میشود مدتهاست که علیه ایران اعمال میشود و این مسأله صرفاً یک جنگ روانی برای ترساندن ایران است. عدم تأثیر تحریمها اقتصادی بر جمهوری اسلامی ایران مسألهای است که حتی خود غربیها نیز به آن اذعان دارند و به یاد داریم که چندی پیش و پس از صدور قطعنامه شورای امنیت به ایران یک نشریه عربی در گزارشی از ایران وضعیت کشور را عادی و مردم را نسبت به این قطعنامه بیتفاوت خوانده بود.
یک نشریه آلمانی در این مورد مینویسد: چین و روسیه با ایران قراردادهای گسترده دارند. حتی فرانسه و انگلیس در حمایت از تحریمی که به اقتصاد آنها ضرر وارد میسازد اکراه دارند. تحریمی که شامل صادرات نفت باشد، قیمت نفت را تا سطحی بالا میبرد که شرطهای جمهوری اسلامی ایران برای اروپا غیرقابل تحمل خواهد شد. افزون بر این، حتی اگر یک تحریم جدید که مورد حمایت سازمان ملل هم باشد. به تصویب برسد، ایران به خروج از معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای تهدید خواهد کرد. همان گونه که موفقیت برنامه تسلیحات اتمی هند و پاکستان ثابت کرده است، یک دولت مصمم برای دستیابی به این تکنولوژیها، آن را با هر هزینهای انجام خواهد داد.
در آخر این نشریه، به نتیجه جالبی میرسد: طی 25 سال گذشته آمریکا تحریمهای اقتصادی زیادی را به ایران تحمیل کرد؛ عراق را در جنگ با ایران مسلح نمود، از انواع گروههای مخالف رژیم ایران حمایت کرد و تلاشها بینالمللی از جمله تلاش برای جلوگیری از ادغام ایران در سازمان تجارت جهانی را برای منزوی ساختن ایران سازماندهی کرد. هیچ یک از این راهبردها پیشرفت ملموسی برای اهداف اصلی سیاست آمریکا در قبال ایران نداشته است. از بسیاری جهات، ایران امروز در بهترین وضعیت استراتژیک خود از زمان انقلاب تاکنون قرار دارد.
همچنین نشریه اکونومیست در گزارشی از اقتصاد ایران اعلام کرد: تحریمهای یکجانبه و فشارهای مالی و بانکی خرانهداری آمریکا علیه ایران با وجود افزایش برخی هزینههای اقتصادی در ایران، عملا بیتاثیر بودهاند.
نشریه اکونومیست در این گزارش با ذکر ضعفهای اقتصادی ایران اعتراف کرد که دولت و مردم ایران به خوبی توانستهاند در برابر تحریمهای تجاری و بانکی آمریکا مقاومت کنند.
این نشریه میافزاید: با وجود اثراتی که تحریمهای تجاری و بانکی آمریکا تاکنون بر اقتصاد ایران وارد آوردهاند ایران به خوبی در برابر این تحریمها مقاومت کرده و با وجودی که تحریمها کاهش سطح استاندارد زندگی در ایران را هدف قرار دادهاند، مردم ایران از جنگ و انقلاب آموختهاند که چگونه این شرایط را تحمل نمایند.
افزایش قابل توجه درآمدهای نفتی در دو سال اخیر موجب شده که دولت ایران به راحتی بتواند بسیاری از آسیبهای مورد هدف تحریمها را جبران کند.
مشکلات آمریکا همچنان در حال افزایش است
مذاکرات هستهای ایران بعد از مدتی رکود که به واسطه زیادهخواهی آمریکا صورت گرفته بود دوباره به دلیل حسننیت ایران و تلاش تیم مذاکرهکننده ایران اکنون به نقاط موثری رسیده است. در زمانی که آمریکا دیوانهوار خود را به در و دیوار میکوید و برای حل مشکل «خاورمیانه بزرگ» جنگ راه میاندازد و سیل بیست میلیارد دلاری سلاحهای مدرن را به منطقه سرازیر کرده و در اختیار شیوخ عرب قرار میدهد و طرح تحریم ایران را در کنگره با عدد بالا و بیسابقه به تصویب میرساند، ایران توانسته با یک دیپلماسی پرتحرک و منطقی، اجماع اروپا و آمریکا را که به واسطه فشار آمریکا به وجود آمده بود بشکند و در این عرصه نیز قدرت خود را به نمایش بگذارد و رویترز در این باره میگوید: در حالی که سخنگوی کاخ سفید و وزارت خارجه آمریکا و همچنین رئیس دورهای شورای امنیت سازمان ملل متحد هفته گذشته اعلام کرده بودند که نشست شورای امنیت برای تصویب قطعنامه جدید تحریم ایران حداکثر تا دو هفته آینده تشکیل خواهد شد، معاون سفیر بریتانیا در شورای امنیت گفته که این جلسه به دلیل مذاکرات تازه آقایان لاریجانی و سولانا حداقل تا اوایل ماه سپتامیر (شهریور) به تعویق افتاده است.
امروز اذعان تمام کارشناسان غربی چه در دل و چه در زبان ناتوانی سیاستهای آمریکا در قبال ایران است. به یاد داشته باشیم که آمریکا از هر حربهای که بتواند علیه ایران استفاده میکند و اگر امروز در این سردرگمی قرار گرفته به دلیل ابتکار عمل و ایستادگی جمهوری اسلامی بوده است. اگر گمان کنیم که بایستی برای مهار آمریکا به شیطان بزرگ باج دهیم به بیراهه رفتهایم چرا که کشور قلدری مثل آمریکا هیچ گاه به خطر افتادن منافع خود را در هیچ شکلی تحمل نخواهد کرد که راه انداختن جنگ توسط تمام روسای جمهور آمریکا پس از جنگ جهانی دوم برای حفظ این منافع گوشهای از اقدامات آنان است. و تنها عامل قدرت جمهوری اسلامی است که تاکنون شیطان بزرگ را در گل نشانده است.