توماس شن
مترجم: محمدعلی فیروزآبادی
«ژوزف کابیلا» از هفت ماه پیش به عنوان اولین رئیسجمهور مشروع و منتخب کنگو زمام امور این کشور را در دست دارد. اما اینکه وی در هفت ماه آینده نیز همچنان بر سر کار خواهد بود یا نه، مسالهای است که نه تنها برای کنگوییها بلکه برای ناظرین خارجی هم به صورت یک معما در آمده است. این روزها در کینشازا پایتخت کنگو بیش از هر چیز این بحث و جدل جریان دارد که چطور میتوان کنگو را از دست کابیلا نجات داد. این بحث و جدلها در کینشازا یعنی شهری که آشکارا طرفداران کابیلا در اقلیت هستند، چیز جدیدی نیست اما آنچه جدید است اینکه حتی پیشگویان و جادوگران معروف کنگو نیز به صورت علنی پایانی نزدیک و خشونتبار را برای رئیسجمهور پیشبینی کردهاند. و در کشوری (و قارهای) که اعتقاد به سحر و جادو و پیشگویی از اهمیتی ویژه در میان مردم برخوردار است، نمیتوان این حرفها را نادیده گرفت. یک سال پس از آن انتخابات دشوار و پرخرج 30 جولای 2006 و آن اعزام جنجالبرانگیز نیروهای ضربتی اروپایی برای تامین سلامت انتخابات، وضعیت کنگو چندان قابل قبول به نظر نمیآید. آن انتخابات 500 میلیون دلار هزینه داشت که البته تنها 10 میلیون دلار آن از سوی کنگو پرداخت شد و بقیه این مبلغ را جامعه بینالمللی تقبل کردند، با این امید که شاید به این وسیله آیندهای را پیش چشمان مردم فقیر و مصیبتزاده این کشور قرار دهند. اما بسیاری از وعدههای کابیلا تا به امروز در حد حرف باقی مانده است؛ وعدههایی چون تلاش بیوقفه برای کشور، افتتاح طرحهای ساخت و ساز، مبارزه بیامان با فساد و تعامل با اپوزیسیون. تعامل با اپوزیسیون و به عبارت دیگر تعامل با رهبر اپوزیسیون یعنی «ژان ـ پییر بمبا» هم چیزی بیشتر از آمادگی برای سرکوب و خشونت به بار نیاورد. بمبا یا همان رهبر سابق شورشیان و معاون رئیسجمهور سابق، در انتخابات ریاست جمهوری بعد از کابیلا بیشترین رای را به دست آورد. اما در ماه مارس گذشته افراد گارد ریاست جمهوری با پشتیبانی موثر سربازهای آنگولایی با خشونت هرچه تمامتر گروه دویست نفره محافظان بمبا را از شهر بیرون راندند. این درگیریها به قیمت جان 600 انسان غالباً بیگناه تمام شد.
بمبا که در انتخابات گذشته توانسته بود 42 درصد آرای مردم را به دست آورد و بیش از 70 درصد آرای ساکنان پایتخت را هم از آن خود کرده بود، پس از این شبیخون به سفارتخانه آفریقای جنونی پناه برد و سپس با اسکورت نیروهای سازمان ملل از کشور خارج شد و به پرتغال رفت. این به اصطلاح «اقدام پلیسی» کابیلا آشکارا تلاشی در جهت حذف فیزیکی رقیب به شمار میآید که البته بیسابقه هم نبود: در یکی از روزهای آگوست 2006 یعنی در همان روزی که اعلام شد کابیلا و بمبا باید در دور دوم انتخابات با یکدیگر به رقابت بپردازند، اقامتگاه بمبا توسط گارد ریاست جمهوری بمباران شد.
در این میان بمبا از تبعیدگاه خود آشکارا تهدید میکرد که از یکی از کشورهای همسایه جنگ داخلی جدیدی را در کنگو به راه خواهد انداخت. اما همین چند هفته پیش بود که کمیسر عالی سازمان ملل یعنی «لوئیس میشل» دست به کار شد تا به گفته خودش آنچه را از روند دموکراتیزاسیون کنگو باقی مانده نجات دهد. میشل با اصرار زیاد بمبا را راضی کرد تا کتباً متعهد شود که در مقام رهبر اپوزیسیون به فعالیتهای مسالمتآمیز بپردازد. پس از آن میشل راهی کینشازا شد و تعهد بمبا را به اطلاع کابیلا رساند. کابیلا اما تهدید کرد که اگر بمبا به این تعهد خود عمل نکند به هر صورت ممکن وی را به اتهام خیانت به وطن محاکمه خواهد کرد. از قرار معلوم یکی از نتایج انتخابات سال پیش در کنگو این است که این دو مهمترین کنشگر سیاسی این کشور خواهان مرگ یکدیگر هستند. با نگاهی به رویدادهای ایالت «باس ـ کنگو» میتوان نتیجه گرفت که حتی امروز هم در این کشور مانند دوران جنگ، کسی برای زندگی انسانها ارزشی قائل نمیشود. نیروهای ارتش کنگو در این ایالت با وحشیگری غیرقابل تصوری علیه اعضای یکی از فرقههای مذهبی وارد عمل شدند. این عده پیش از این در اعتراض به تقلب در انتخابات ایالتی و انتصاب یکی از پیروان کابیلا به عنوان فرماندار، اقدام به برپایی تظاهرات کرده بودند. بنا به گزارش سفارتهای اروپایی در جریان این عملیات حداقل هزار نفر جان خود را از دست دادند. یکی از کارشناسان امور کنگو عقیده دارد: «در راس قدرت این کشور رئیسجمهور قرار ندارد بلکه وی پدرخوانده یک گروه مافیایی است.»
در سفارتخانههای اروپایی هم کمتر کسی پیدا میشود که به آینده کابیلا امیدوار باشد. تقریباً همه در این مورد متفقالقول هستند که کابیلا باید به آرامی دست به کارهایی بزند و در غیر این صورت «اتفاقی برای وی خواهد افتاد». دیپلماتها به عنوان شروع کار کوچک کردن کابینه فعلی را که شصت وزیر دارد، پیشنهاد میکنند. علاوه بر آن باید نخستوزیری کارآمد جانشین «آنتونیو گیزنگا»ی 82 ساله شود و سپس کابیلا باید اصلاحاتی را که زمانی با غرور هرچه تمامتر وعده داده بود، عملی کند. آن عده قلیلی که هنوز به وجود «کنگو نوین» عقیده دارند برای اثبات نظر خود به بحثهای سرزنده و شاداب پارلمان اشاره میکنند و میگویند که در این پارلمان با وجود غیبت شخص اول اپوزیسیون یعنی بمبا، همچنان بحثهای داغی بر اساس اصول دموکراتیک در جریان است. اما مشکل اینجاست که در مورد موضوعهای مهم و حساس در جلسات غیرعلنی بحث و مذاکره میشود و اگر سیاستمداران عضو اپوزیسیون با یکی از شبکههای خارجی گفتوگویی داشته باشند موجبات عصبانیت شدید جناب کابیلا را فراهم میآورند!
«توماس لوهاکا» مرد شماره 3 حزب بمبا یعنی «جنبش آزادیبخش کنگو» برای تشریح وضعیت پارلمان میگوید: «دولت میخواهد تا انتخابات آینده دهان ما بسته بماند.» اما وضعیت داخلی اپوزیسیون هم چنگی به دل نمیزند و به گفته لوهاکا «این رادیکالها هستند که فعلاً نقش اول را در اپوزیسیون ایفا میکنند.» این روزها خطرناکترین منطقه کنگو نواحی شرقی این کشور است یعنی همان مناطقی که بیش از نود درصد رایدهندگان به نفع کابیلا رای داده بودند. در این مناطق جنگ سختی میان ارتش کنگو و نیروهای چند هزار نفری ژنرال شورشی «لورن انکودا» در گرفته و کل منطقه را ناامن کرده است. سال پیش مردم این مناطق شرقی کنگو به خاطر شعارها و وعدههای صلحطلبانه کابیلا به وی رای دادند اما در حال حاضر تنها بیست درصد از آن نود درصد از کابیلا راضی هستند. وضعیت در کنگو شرقی چنان خطرناک شده که چند روز پیش وزیر خارجه بلژیک نسبت به احتمال بالای یک به اصطلاح انفجار هشدار داد. انکودا که به یکی از قبایل اصیل کنگو تعلق دارد از چند سال پیش برای مردم مناطق شرقی حکم یک رابین هود را داشته و آشکارا دولت مرکزی را به مبارزه میطلبد. اما محبوبیت انکودا در میان مردم ربطی به تبار وی ندارد بلکه ریشه در اعمال ارتش کنگو دارد؛ ارتشی که بر پایه گزارشهای سازمان ملل مسئول هشتاد درصد از موارد نقض حقوق بشر در کنگو شرقی شناخته شده است. کارشناسان علت افزایش وحشیگریهای ارتش کنگو را عدم پرداخت حقوق آنها میدانند. و جناب کابیلا هم به رغم همه هشدارها میخواهد با همین ارتش کار انکودا را یکسره کرده و از خود چهره یک رئیسجمهور قدرتمند بسازد. اما این شلیک گلولهای است که چه بسا کمانه کرده و نصیب خود تیرانداز شود.