تاریخ انتشار : ۰۹ آذر ۱۳۸۷ - ۱۲:۵۰  ، 
کد خبر : ۶۲۳۲۱

علل فراموشی


عمادالدین باقی

اگر ما بر روی تاریخ 100 ساله اخیر خود نگاهی بیندازیم، نتیجه برایمان حیرت‌انگیز خواهد بود؛ به هر ترتیب فراموشی و یادآوری را می‌توان در حوزه‌های مختلف علوم‌ انسانی همچون روانشناسی، جرم‌شناسی، فلسفه و... بیان کرد، اما آنچه در اینجا مورد بحث ماست، نگاهی دیگر است؛ یعنی ما به چیستی و ماهیت و جنس فراموشی و یادآوری کاری نداریم، بلکه به کارکرد آن نظر داریم.

اساساً فراموشی به چه معناست؟ صرف‌نظر از بحث‌های کارشناسی و فنی به زبان و معنایی خیلی ساده فراموشی به معنای «عدم حضور گذشته در اکنون و بلکه آینده ما» است که همان بحث «ضعف حافظه تاریخی»‌ است.

فراموشی اگر چه در مسائل مختلف روزمره موجب کاهش رنج و افزایش آرامش زندگانی است، اما فراموشی به معنای بحث ما، حیات آدمی را به‌ خطر می‌اندازد.

عدم حضور گذشته در اکنون، یعنی انقطاع یک نسل از نسل‌های پیش از خود و این یعنی تضعیف هویت. چرا؟ چون هویت ما چیزی جز گذشته و تاریخ ما نیست. انسان بی‌تاریخ مثل نوار خالی است و فی‌نفسه و مستقلاً فاقد ارزش است اما میزان و درجه ارزش آن بستگی به محتوایی دارد که در آن ریخته می‌شود.

بنا به گفته قرآن نیز، صفحه وجود آدمی سفید و خالی است؛ به عبارت دیگر انسان دارای دو ارزش اکتسابی و ذاتی است که اولی به تدریج در درون آدمی ریخته می‌شود وارزش آدم‌ها هم به همین دلیل متفاوت است. انسان بی‌تاریخ، مانند نوار خام است، همان‌طور که یک نوار خام مستعد پذیرش هرگونه اطلاعاتی است، وجود انسانی هم همین‌طور است؛ به‌گونه‌ای که قبل از شکل‌گیری شخصیتش هویتی ندارد و بنابراین انسان بدون تاریخ، بی‌هویت می‌شود.

از همین جاست که ممکن است این انسان تناقضاتی را به‌هم بزند یا به‌گونه‌ای ناهنجاری‌ها دچار شود. نسل بی‌تاریخ پذیرای هر هویتی می‌شود یا دنیای پرتناقضی دارد. این‌گونه آدمی استعداد پذیرش هر شخصیت متفاوتی را به‌ صورت پی ‌در پی دارد. جدا از اینکه فراموشی به معنای ضعف حافظه تاریخی و ضعف هویت یک امر مخاطره‌برانگیز است، تبدیل شدنش به یک سنت و رویه یک امر مرضی است.

حال آنکه اگر مراد از سنت فراموشی، عزم و اراده آگاه برای به فراموشی سپردن باشد، داستانی دردآورتر دارد. البته این بحث جدا از بحث سنت و مدرنیسم است که دو دیدگاه رایج در آن موجود است؛ اولی آنکه میان سنت و مدرنیته یک گپ وجود دارد و ما ابتدا باید سنت‌زدایی کنیم تا به مدرنیته برسیم و دومی اینکه مدرنیته در ادامه سنت است و اساساً هر سنتی در روزگار خود مدرن بوده و مدرنیته امروز نیز سنت فرداست که نگاه اول فوق‌الذکر تلاشی برای تئوریزه کردن فراموشی سنت است.

می‌توان علل و عوامل سنت فراموشی را در دو دسته تقسیم کرد: عزم و اراده برای فراموشیدن. در تاریخ هم این تجربه ثابت شده است که همیشه انسان کوشیده است تا گوشه‌های مبهم تاریخ را حفظ کند و با فراموشاندن آن با هر روشی مبارزه کند. ارزش گذشته را ندانستن و عادت کردن به فراموش کردن و نیندیشیدن که راه مقابله با آن از طریق تذکر و آموزش و مبارزه با عادت‌ها و کاهلی‌های اجتماعی سنت شده است.

مساله دیگر رابطه آزادی و فراموشی است؛ به میزان وجود آزادی، حافظه جمعی و تاریخی شکوفاتر می‌شود. البته در فضای آزاد، گذشته منبع مشروعیت نیست، زیرا گذشته‌گرایی به همان اندازه فراموشی خطرناک است، اما در عصر جدید ما با ابتکار و خلاقیت مواجهیم و بنابراین در فضای آزادی، گذشته را در فضای حال حلول می‌دهیم و آن را به کمک خرد جمعی و نقادی و... پالایش می‌کنیم.

ما در تاریخ اسلامی خود روش‌های بدیعی برای جلوگیری از سنت فراموشی داشته‌ایم مانند مراسم عزاداری عاشورا و اربعین یا شیوه‌هایی چون ثبت تمامی احادیث و... که اینها همگی روش‌هایی برای یادآوری مداوم بوده‌اند. نوع دیگری از فراموشی، فراموشی ناشی از شدت رخداد حوادث است.

به همین علت است که گفته می‌شود شدت حوادث در این 26، 27 ساله آن‌قدر بوده است، که وقتی حادثه‌ای رخ می‌داده هنوز خام بوده که حادثه دیگری رخ می‌دهد. از همین روست که ادعا می‌شود که آنچه در ایران در این 26، 27 ساله روی داده به‌ طور عادی در 200 سال رخ می‌دهد و ما با تراکم شدید حوادث مواجهیم. به همین خاطر است که در گفت‌وگو بانسل جدید می‌بینیم که اتفاقات همین 5،6 سال گذشته را نیز به یاد ندارند یا ذهنیتی مبهم از آن دارند.

* خلاصه سخنرانی در سمینار سنت فراموشی

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات