تاریخ انتشار : ۰۹ آذر ۱۳۸۷ - ۱۱:۳۱  ، 
کد خبر : ۶۲۳۲۲

کشمکشی در امتداد نوار غزه

تهیه و تنظیم: ا.صالحی مقدمه: پس از نزدیک به 3‌ ماه، بحران و نزاع همچنان بر روابط دوپاره از سرزمین‌های فلسطینی‌نشین یعنی غزه و رام‌الله حکمفرما است. ابومازن رئیس تشکیلات خودگردان که پس از شکست نیروهایش در رقابت خونین خرداد‌ماه غزه قرار تاریخی خویش با اعراب را در خصوص دولت ائتلافی بر هم زد، هنوز بر مواضع تندخویانه خویش اصرار می‌ورزد و به همه پیشنهادهای میانجیگرانه طرف‌های عربی در‌ این‌ باره پاسخ رد داده است. محمود عباس در آخرین اقدام نزد سران ریاض رفت یعنی همان ‌جایی که او در زمستان سال گذشته با اسماعیل هنیه رئیس دولت فلسطین پیمان ایجاد نخستین دولت مشترک را به امضا رساند اما هنوز روشن نیست که این دیدار ابومازن خواهد توانست یخ‌های خصومت میان فتح و حماس را ذوب کند یا نه؟ شاید سعودی‌ها که شالوده یک عهدنامه نافرجام دوستی میان جریان محافظه‌کار فتح با جنبش انقلابی حماس را ریختند بیش از همه به این واقعیت پی‌ برده‌اند که رهبری امروز گروه فتح در تصمیم‌گیری خویش بیش از گذشته متاثر از ملاحظات طرف‌های آمریکایی و اسرائیلی عمل می‌کند. به این صورت هنیه و ابومازن امروز در غزه و رام‌الله نماینده دو تفکر متفاوت درباره حال و آینده این سرزمین هستند. در حالی که هنیه و حماسی‌ها با تکیه بر نیروی بی‌منتهای مقاومت در پی گشودن راه آزادی این سرزمین هستند ابومازن و طیف سکولارهای فتح همه بخت سیاسی خویش را در میدان مذاکره و سازش می‌جویند. یوسف احمد، روزنامه‌نگار فلسطینی در این گفت‌وگوی خود از همین زاویه ریشه درگیری‌ها میان فتح و حماس و تحولات سرزمین‌های فلسطینی‌ را ارزیابی می‌کند. گروه بین‌الملل

* اکنون که پس از چندین روز صلح و آرامش بر مناسبات فتح و حماس حکمفرما نشده است شما چه تحلیلی از ریشه‌های اختلافها این دو گروه دارید؟
** از یک نظر درگیری فتح و حماس ریشه‌های عمیق دارد. در واقع از آغاز بنیانگذاری حماس، این گروه هرگز جناح ساف را به دلیل مشی سازش و مصالحه آن با اسرائیل به عنوان نماینده مردم فلسطین به رسمیت نشناخت و پس از پیمان اسلو (1993)، حماس توانست در مخالفت با این پیمان برای خود مشروعیت کسب کند خود را آلترناتیو فتح (عمده‌ترین گروه سیاسی سازمان آزادی‌بخش فلسطین) مطرح کند، کاری که پیش از آن برایش دشوار بود. با این که بسیاری از مردم فلسطین با پیمان اسلو مخالف بودند، اما سازمان ساف در آن هنگام از قدرت زیادی برخوردار بود و توانست این پیمان را به بخش گسترده‌ای از مردم تحمیل کند.
در این موقعیت حماس همچنان عملیات مبارزاتی خویش علیه اسرائیل را تداوم بخشید. حماس این حملات را حق مشروع مقاومت می‌داند. در برهه‌ای که فتح (که کنترل تشکیلات خودگردان را در دست داشت)، تحت فشار اسرائیل و آمریکا، بسیاری از رهبران و فعالان حماس را زندانی کرد حتی بسیاری از افراد آن نیز در آن دوران (‌به دست فتح) شکنجه شدند. در این شرایط طبیعی بود که میان این دو گروه اختلافی آغشته به نفرت به وجود آید.
در 5، 4 سال گذشته حماس حمایت بسیاری در میان مردم به دست آورد و دلیل عمده آن هم به سوء مدیریت فتح در سرزمین‌های فلسطینی پس از پیمان اسلو برمی‌گردد. البته باید توجه داشت که فتح در اشتباه فاحش دیگر برای مردم حقوق زیادی قائل نشد چرا که اسرائیل با آن موافق نبود. به این صورت فتح یا همان مقامهای تشکیلات خودگردان فلسطینی در دوران زمامداری خویش با تمکین به خواسته اسرائیل خواسته‌های بحق مردم هم بیشتر اوج گرفت.؛ چرا که از یک طرف شاهد بمباران و کشتار روزانه اسرائیل بودند و از طرف دیگر حکومت فتح هم به طور کامل ناتوان بود و هیچ دستاوردی نداشت. لذا حماس رفته رفته به عنوان جایگزین سازمان آزادی‌بخش فلسطین و فتح مطرح شد.
* پس از تشکیل دولت ائتلافی چه عاملی این دو جناح را رودرروی هم قرار داد؟
** همواره این عقیده در میان اعضای حماس وجود داشته است که فتح یا دست کم بخشی از فتح سناریوی تضعیف و سرکوب جنبش مقاومت را دنبال می‌کند. حماس این سناریو را در جهت خواسته آمریکا و بخشی از دیپلماسی کاخ سفید می‌داند. حماس از این واقعیت خبر داشت که از طرف دولت آمریکا طرحی تازه برای سرزمین فلسطین ارائه شده که محور آن مهار یا انزوای جنبش مقاومت است. در این فضا حماس برخورد با فتح بویژه بعضی از اعضای مرتبط با آن سناریو را آغاز کرد. این برخوردها در نهایت با متهم کردن یکدیگر از هر دو سو شدت گرفت. از آنجا که فتح توان رویارویی گسترده با نیروهای حماس نداشت در نتیجه تنها پس از چند روز کنترل نوار غزه را از دست داد.
* سرزمین‌‌های فلسطینی اکنون پس از نزاع فتح و حماس به دو بخش جدای از هم تبدیل شده است: غزه و کرانه باختری رود اردن. هواداران حماس تسلط مقتدرانه بر نوار غزه دارند این اقتدار در غزه حماس چه دلایلی دارد؟
** مردم غزه به طور سنتی مذهبی‌تر از مردم کرانه باختری هستند. به لحاظ اقتصادی غزه محرومیت بیشتری چشیده است و ساماندهی همین اوضاع  اجتماعی موجب شده که حماس محبوبیت مضاعف پیدا کند. غزه چندین سال است که از دیگر بخش‌های این منطقه مجزا نگه داشته شده است. به ویژه پس از انتفاضه اول در سال 1988 این ناحیه با یک تحریم و انزوا از سوی طرف‌های اسرائیلی و آمریکایی روبرو شد. بنابراین ما در صحنه غزه از حدود بیست سال انزوا سخن می‌گوییم. هر حرکتی از سوی اسرائیلی‌ها کنترل می‌شود. در این شرایط البته ایده‌های مبارزاتی فرصت بیشتری برای رشد پیدا می‌کنند و مردم به گروه‌های انقلابی جذب می‌شوند. در این موقعیت که در سرزمین‌های اشغالی هر روز با رنج همراه است، برای مردم ذهنیتی پدید می‌آید که «وضع بهبود نمی‌یابد»، پس از حماس حمایت می‌کنیم تا افق راه فردا روشن شود.
* هم‌اکنون حماس کنترل نزدیک به یک و نیم میلیون نفر را بر عهده دارد. در این شرایط که اوضاع غزه به دلیل تحریم‌های شدید روبه وخامت نهاده، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ برخی مدعی هستند که پروسه فتحیزاسیون، هم در انتظار حماس خواهد بود و به عبارتی ادعا می‌کنند که حماس به سوی مصالحه گام بر خواهد داشت؟
** حماس دو راه در پیش‌روی دارد. قطع کامل مناسبات با اسرائیل با برقراری نوعی تماس با اسرائیل. حماس اکنون به طور عمیق به این مسأله می‌اندیشد. برخی منابع مدعی هستند که برخی افراد حماس از مدت‌ها قبل به اسرائیل به نوعی پیشنهاد آتش‌بس داده است. آنها می‌گویند حماس برای رفع بحران اقتصادی غزه پس از این که کنترل غزه را به دست گرفت، سخن از حل این که کنترل غزه را به دست گرفت، سخن از حل مسائل خود با اسرائیل در سطح مدنی و نه در سطح سیاسی به میان آورد. به طور مثال حماس تنها می‌خواهد درباره چگونگی باز شدن گذرگاه‌های مرزی و انتقال کالا با اسرائیل مذاکره کند.
گذشته از این اسماعیل هنیه و محمود زهار، از رهبران حماس اعلام آمادگی کرده‌اند که در صورت قطع حملات اسرائیل که اغلب شهروندان بی‌گناه فلسطین را در بر می‌گیرد حاضرند پرتاپ راکت به سوی اسرائیل متوقف شود. در اسرائیل هم کسانی وجود دارند که خواهان معامله با حماس هستند. هنوز باید منتظر ماند تا نتیجه را دید. برخی از اسرائیلی‌ها به ویژه برای آزادی سرباز اسرائیلی که بیش از یک سال پیش به دست نیروهای حماس در غزه دستگیر شد، خواهان معامله با حماس هستند.

* حماس جنبشی است که رهبران آن اغلب از تفکر مبارزاتی اخوان‌المسلمین الهام گرفته‌اند. اخوان‌المسلمین در مصر و اردن هم نفوذ زیادی دارد. پس از به دست گرفتن کنترل نوار غزه از سوی حماس، از این رو به نظر می‌رسد که حکومت‌های مصر و اردن از این مسأله احساس خطر می‌کنند. تا جایی که وزیر امور خارجه مصر فاصله غزه با مصر را به اندازه پرتاب یک سنگ دانست و رویدادهای اخیر را خطری برای منافع ملی مصر قلمداد کرد. نظر شما در این باره چیست؟
** مصر، اردن و بعضی از کشورهای عرب نسبت به این قضیه حساسیت دارند. اگر کسی بگوید که پس از کنترل غزه از سوی حماس دیگر شاخه‌های اخوان‌المسلمین با گروه‌های اسلامی نیز اقدامی مشابه خواهند کرد، به نظر من این سناریو روی نمی‌دهد. با این که اخوان‌المسلمین در مصر محبوبیت بسیاری دارد اما به صورت جنبش در نیامده است. در اردن هم وضع مشابهی وجود دارد. اخوان‌المسلمین اردن نیز در نظام سیاسی این کشور ادغام شده است و رویکرد مسلحانه ندارد.
* آیا اخوان‌المسلمین در مصر و اردن ابزار فشار سیاسی در اختیار دارد که به ملک عبدالله دوم و حسنی مبارک در رابطه با نوع برخورد این دو کشور با حماس فشار وارد کند؟
** به لحاظ سیاسی بله؛ چرا که فلسطینی‌ها در غزه همه روزه از سوی اسرائیل بمباران و کشته می‌شوند و تنها کسانی که می‌توانند از آن‌ها  حمایت کنند، ملت‌ها و دولت‌های مسلمان و عرب هستند. هم اکنون دولت‌های عرب بر سر دو راهی‌اند. اگر با حماس وارد تعامل بشوند، از مشروعیت محمودعباس کاسته‌اند. شاید برای همین است که حسنی مبارک، رئیس‌جمهوری مصر در آغاز می‌گوید ما با حماس تعامل نخواهیم داشت اما کمی پس از آن می‌گوید که ما آماده‌ایم میان حماس و فتح میانجی‌گری کنیم. به نظر من راهی به غیر از گفت‌وگو برای حل مساله فلسطین وجود ندارد و برای مصر و دیگر کشورهای عرب هم راهی به غیر از میانجی‌گری بین حماس و فتح وجود ندارد.
* مسأله بغرنج دیگر در روابط تنش‌آلود فلسطینیان و اسرائیل، اسرا هستند. در حال حاضر چند نفر از نمایندگان حماس یا فتح در زندان‌های اسرائیل هستند؟
** حدود 30 نفر از نمایندگان در زندان‌های اسرائیل هستند. بنابراین نزدیک به یک سوم پارلمان در زندان اسرائیل هستند و از شرکت در نشست‌های پارلمان محرومند.
* در دوره‌ای که حماس و فتح با یکدیگر در کابینه کار می‌کردند، گفته می‌شود محمود عباس تلاشی برای آزادی این نمایندگان صورت نداد؟
** مقامهای فلسطینی همواره از اسرائیل می‌خواستند که این نمایندگان را آزاد کند. اما اسرائیل به درخواست‌های محمود عباس گوش نمی‌دهد. اگر اسرائیل به حرف محمود عباس گوش می‌داد ما هم‌اکنون با این اوضاع روبه‌رو نبودیم. چرا که اسرائیل دولت ائتلافی حماس ـ فتح را بایکوت کرد و در نتیجه آن بایکوت اوضاع این‌گونه شد. برای نمونه وزرای عضو فتح می‌توانستند کشور را ترک کنند و دوباره بازگردند اما هیچ یک از وزرای عضو حماس قادر به ترک کشور نبودند. از این رو وزرای حماس خود را در درون کابینه ائتلافی منزوی دیدند.
* به حوادث داخل اسرائیل بپردازیم. بتازگی در داخل این رژیم وقایعی روی داده است، از جمله تغییر وزیر دفاع و انتصاب ایهود باراک، انتقادهای شدید‌اللحن وزیر امور خارجه علیه ایهود اولمرت و استعفای موشه کاتساف از ریاست جمهوری، این مجموعه حوادث چه تأثیری بر مناسبات تل‌آویو با فلسطینی‌ها خواهد داشت؟
** با توجه به معیارهای اسرائیلی، ایهود اولمرت یک سیاستمدار قدرتمند نیست. بویژه آن که اولمرت هیچ‌گاه یک ژنرال یا افسر بلندپایه ارتش نبوده است. انتصاب ایهود باراک به وزارت دفاع بیشتر به مسائل منطقه‌ای مربوط است تا درگیری اسرائیل با فلسطینی‌ها پیروزی لبنان و حزب‌‌الله از جمله دلایل تغییر وزیر دفاع اسرائیل است. من گمان می‌کنم که اسرائیلی‌ها بار دیگر در حال طرح‌ریزی جنگ با لبنان یا سوریه هستند. این دلیل اصلی برای سر کار آمدن یک فرد نیرومند به جای وزیر دفاع پیشین است که وی هم از پیشینه نظامی برخوردار نبود.
* پس غزه در این معادلات داخلی رژیم اسرائیل چه نقشی ایفا می‌کند؟
** به هر حال در این میان کشمکش غزه در تحولات منطقه‌ای نقش خود را ایفا می‌کند. اما آن نقش دقیقاً در گستره منطقه چه خواهد بود باید منتظر ماند و دید. بر پایه سخن بسیاری از منابع که من خوانده یا شنیده‌ام، اسرائیلی‌ها در انتقام شکست جنگ 33 روزه هنوز طرح یا برنامه‌ای برای منزوی ساختن حزب‌الله و کنترل بیشتر نقطه تماس حزب‌الله در صحنه، منطقه را در سر می‌پرورانند.
حتی چه بسا اسرائیلی‌ها بخواهند به سوریه حمله کنند، که اکنون نشانه‌های آن پیداست یا حتی همه این کارها پوششی برای تعرض به کشور اسلامی دیگر باشد. برخی تحلیلگران می‌گویند آنچه در غزه رخ داد دارای ابعاد منطقه‌ای است. در خاورمیانه جدید دو پروژه رودرروی هم است. پروژه آمریکا و پروژه مقاومت. بازیگران پروژه آمریکا شامل مصر، عربستان سعودی و لبنان فؤاد سنیوره، اردن و محمود عباس هستند و در پروژه مقاومت ایران، سوریه، حزب‌الله و اکنون حماس حضور دارند.

از طرف دیگر برخی از محافل عربی معتقدند که جناح حامی مقاومت مانند سوریه مشوق حماس برای گرفتن کنترل نوار غزه بودند تا به نوعی از حمله و ماجراجویی اسرائیل جلوگیری کنند و در واقع، جبهه تازه‌ای برای مبارزه با اسرائیل بگشایند. هم‌اکنون با شرایط تازه‌ای که در منطقه به وجود آمده، اگر اسرائیل بخواهد به سوریه یا کشور اسلامی دیگر تعرض یا حمله کند، از شمال با حزب‌الله لبنان طرف است و از جنوب با حماس. برای اسرائیل مواجهه با این دو جبهه آسان نخواهد بود.
* شما درباره حمله احتمالی اسرائیل به سوریه صحبت کردید. از سوی دیگر حرف‌هایی درباره فرستادن پیام محرمانه از سوی اسرائیل به دمشق مطرح شده برخی از روزنامه‌های اسرائیلی هم درباره این پیام محرمانه و خروج احتمالی از بلندی‌های جولان چیزهایی نوشتند. فکر می‌کنید پشت پرده‌ اتفاقی در جریان است؟
** گفت‌وگوهای غیر مستقیم میان دمشق و تل‌آویو 40 سال است که وجود دارد. از مدت‌ها پیش تماس‌های محرمانه وجود داشته است. اما هنگامی که موضوع مذاکره واقعی مطرح می‌شود سرانجام آن مشخص نیست و احتمال اجرای هر سناریویی می‌رود. نظر شخصی من این است احتمال این که اسرائیل به سوریه حمله کند بسیار بیشتر است. اسرائیلی‌ها از پشتیبانی آمریکا برخوردارند و به لحاظ سیاسی نیز حمله به سوریه در راستای منافع آمریکا خواهد بود.
* اما برخی سران دموکرات‌ها به دیدار رهبران سوریه رفتند با این اعتقاد که دست‌کم هم‌اکنون در سوریه دولتی بر سر کار است که می‌توان با آن مذاکره و معامله کرد. آنها گفتند اگر دولت کنونی سوریه منزوی شود و یا بی‌ثباتی سوریه را فرا بگیرد منطقه با خطر بزرگی روبرو خواهد شد؟
** بر پایه برخی گزارش منابع، ‌آمریکا سال گذشته به اسرائیل فشار آورد که به سوریه حمله کند اما چنین رویدادی به وقوع نپیوست. چرا که سوریه به همه اقدام‌های تحریک‌آمیز اسرائیل برای شروع جنگ بی‌اعتنایی کرد و به آن پاسخ نداد. ضربه زدن به سوریه در راستای منافع آمریکا در عراق و لبنان است. شاید بتوان گفت انتخاب ایهود باراک به وزارت دفاع اسرائیل زمینه‌سازی برای حمله به سوریه باشد.
* همزمان با این وقایع در صحنه لبنان نیز شاهد حضور جریان‌های افراطی مانند فتح‌الاسلام بودیم. دولت لبنان می‌گوید این گروه‌ها با القاعده پیوند دارد یا این که دست‌کم از القاعده الهام می‌گیرد. ارزیابی شما چیست؟
** اعضای این گروه‌های تندرو از ملیت‌های گوناگون تشکیل شده‌اند. چنان که اعضای فتح‌الاسلام از بنگلادش، پاکستان، عربستان سعودی، الجزایر و دیگر کشورهای عربی هستند. دلیلی که فتح‌الاسلام فلسطینی خوانده شد این بود که مقر این گروه در اردوگاه پناهندگان فلسطینی نهرالبارد است. بر پایه موافقتنامه 1969، فلسطینی‌ها در اردوگاه‌های پناهندگان در لبنان می‌توانند با خود سلاح داشته باشند از همین رو در این فضا، بستر مناسبی برای شکل‌گیری و مسلح شدن گروهی مانند فتح‌الاسلام از درون اردوگاه پناهندگان فلسطینی پدید آمد.
* درباره موضع اکنون حزب‌الله چه فکر می‌کنید؟
** همچنان حزب‌الله لبنان قدرت عمده لبنان است. حتی بر پایه یک نظریه، گفته می‌شود فتح‌الاسلام، که یک گروه سلفی است، برای تضعیف گروه شیعه‌مذهب حزب‌الله ایجاد شده است. این که این نظریه درست است یا نه بحث دیگری است. اما نکته مهم در معادلات لبنان این است که حزب‌الله از هر گروه دیگری در لبنان این است که حزب‌الله از هر گروه دیگری در لبنان نیرومندتر و سازمان یافته‌تر است. البته در شکل‌گیری گروهی مانند فتح‌الاسلام طراحان این سناریو از مشکلات پناهندگان فلسطینی فراوان بهره جسته‌اند.
اگر به اردوگاه‌های پناهندگان فلسطینی در لبنان بروید می‌بینید که مردم از فقر و نداری جان به لب شده‌اند. کار و درآمد وجود ندارد. در این شرایط اگر فردی با پول و یک ایدئولوژی سیاسی بیاید طبیعی است که ممکن است عده‌ای را جذب کند. همچنین باید توجه داشت جبهه ساف در این اردوگاه‌ها از سال‌های پیش ضعیف‌تر شده است؛ بویژه پس از پیمان اسلو. چرا که پناهندگان فلسطینی در لبنان می‌بینند که جبهه آزادیبخش فلسطین آنها را رها کرده است. از این رو برخی از افراد به سوی گروه‌های دیگری به امید پیگیری آرمان خود و دفاع از حقشان می‌روند.

* درباره نقش کانون‌های دیپلماسی مانند کمیته چهارجانبه چگونه فکر می‌کنید آیا انتخاب تونی بلر ممکن است در پیشبرد روند سازش تأثیری داشته باشد؛ با توجه به این که وی کاندیدای مورد نظر جورج بوش رئیس‌جمهوری آمریکا است. از سوی دیگر به نظر می‌رسد با این که بلر یک چهره مطرح سیاسی در غرب است در میان مردم خاورمیانه از محبوبیت چندانی برخوردار نیست؟
** تونی بلر هیچ‌گونه محبوبیتی در خاورمیانه ندارد. وی یکی از آغازکنندگان جنگ علیه عراق بود. از سوی دیگر تونی بلر به عنوان یکی از حامیان سفت و سخت اسرائیل شناخته می‌شود؛ از همین رو است که وی به عنوان نماینده گروه چهار انتخاب شد. به همین دلیل برای فلسطینی‌ها کار کردن با بلر معقول نیست. مشخص است همانطور که بسیاری از اعراب و فلسطینی‌ها فکر می‌کنند، بلر در خدمت اسرائیل خواهد بود. حماس نیز از پیش ناخرسندی خود را از انتخاب بلر به عنوان نماینده آمریکا، اتحادیه اروپا، سازمان ملل و روسیه ابراز کرده است. اما مقامات فتح به دلایل دیپلماتیک از ذکر چنین انتقادی خودداری کردند. چرا که فاقد هرگونه قدرتی برای نفوذ در تصمیم گروه چهار جانبه هستند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات