هرمز برادران
4 سال پیش جورج بوش رئیسجمهوری آمریکا درباره فعالیتهای هستهای کره شمالی گفته بود: «هرگز اجازه مذاکره مستقیم با پیونگ یانگ را نمیدهم.»
اما میان آنچه سیاستمداران به زبان میآورند با آنچه در عمل رخ میدهد تفاوت بسیار وجود دارد. دستکم در ماجرای هستهای کره شمالی این واقعیت آشکار شد. توافقنامه هستهای یک صفحهای شش کشور چین، آمریکا، روسیه، کره شمالی، ژاپن و کره جنوبی ماحصل بیش از 3 سال گفتوگوهای توأم با قهر و خوشبینی است. گفتوگوهایی که نمایانگر تغییر معادلات دیپلماتیک، بویژه تغییر نگاه سیاسی آمریکا است.
تحولاتی چند در ماههای اخیر به وقوع پیوست که واشنگتن و پیونگ یانگ را به سوی این نگاه جدید سوق داد. آزمایش هستهای پیونگ یانگ در ماه اکتبر اهرم مهمی در دست کیم قرار داد تا از موضعی برتر در جریان گفتوگوها حاضر شود.
در آمریکا، بوش در گزارش سالانه خود به کنگره جرقههای مماشات با پیونگ یانگ را زد. او در گزارش خود تنها یک بار به نام کره شمالی اشاره کرد و در همان اشاره خود از ادامه گفتوگوها و کسب پیشرفت سخن گفت.
اما در این میان عوامل نامحسوس هم در چرخش محسوس بوش تأثیر داشتند. باتلاق عراق، اعتبار از دست رفته بوش در انتخابات میاندورهای ماه نوامبر و جنگ ایدئولوژیکی بیسرانجام میان مخالفان موافقان گفتوگو با پیونگ یانگ، کاخ سفید را سرانجام وادار به ورود در مسیر کنونی کرد.
برخی ناظران بر این باورند که این قبیل تصمیمها در کاخ سفید با گذر عمر زمامداری سران کاخ سفید نیز مرتبط است. بوش ماههای واپسین ریاست جمهوری را سپری میکند و آرزو میکند که دورهاش را با یک دیپلماسی موفق خاتمه دهد.
بر همین اساس منتقدان این سیاست کاخ سفید بر این باورند که بوش از سیاستهای پیشین خود بازگشته و رویکردی مخالف با دیدگاههای نومحافظهکاران کاخ سفید در پیش گرفته است. به باور اینان، خروج دونالد رامسفلد وزیر سابق دفاع و جان بولتون سفیر سابق آمریکا در سازمان ملل از محفل نومحافظهکاران واشنگتن در این چرخش بیتأثیر نبود. مخالفان بوش میگویند که وی به همفکران خود خیانت کرده و به گفتوگو با یکی از اعضای محور به اصطلاح شرارت نشسته است. به باور دموکراتهایی که پیشتر در دوره بیل کلینتون رئیسجمهور سابق آمریکا مسئول مذاکره با پیونگ یانگ بودند، بوش به همان توافق سال 1994 با کره شمالی بازگشته است و از این لحاظ حرکت او در زمینه کره شمالی یک ابتکار عمل محسوب نمیشود. افزون بر این منتقدان توافقنامه اخیر معتقدند که این دستاورد دیر بوده و اندک است.
برد سیاسی پکن
توافق هستهای کره شمالی اگر یک دستاورد تلقی شود، بیشترین سهم آن به پکن تعلق میگیرد، قدرتی که از ابتدا در پی راهبرد گفتوگو با پیونگ یانگ بود، اما چینیها امتیازهایی مانند همسایگی با کره شمالی، پیوند ایدئولوژیکی پکن و پیونگ یانگ را در دست داشتند و با این ابزارها طرفدار رویکرد دیپلماتیک در قبال مسأله هستهای کره شمالی بوده و به نوعی تهدیدها و تنشها بر ضدپیونگ یانگ را تعدیل میکرد. پس از آزمایش هستهای پیونگ یانگ چند صباحی پکن از حمایت 6 دههای خود از خانواده کیم دست برداشت و در جبهه واشنگتن قرار گرفت تا جایی که بوش در دیدار با هوجین تائو رئیسجمهوری چین گفته بود که کره شمالی هستهای بیشتر مشکل پکن است تا واشنگتن. افزون بر این، چینیها در دیدارها و گفتوگوهای خود با مقامهای کره شمالی دیدارهای گزارشنشدهای دارند که تحلیلگران علت اصلی توافق اخیر را در آن جستوجو میکنند و بر این باورند که پکن یا پیونگ یانگ را تهدید کرده یا وعده امتیازهایی به آن داده است.
موضع برتر پیونگ یانگ
با روی کار آمدن دولت بش در سال 2000 نگاه خصمانه کاخ سفید به کیم تشدید شد. او در سال 2002 پیونگ یانگ را به فعالیت پنهانی در مساله هستهای متهم کرد. نتیجه این خصومت آن بود که توافقنامه 1994 نقض شد و کره شمالی تلاشهای هستهای خودرا شدت بخشید. دولت بوش به تبع آن، 24 میلیون دلار از داراییهای کره شمالی را در بانکهای ماکائو مسدود کرد و این کشور را در فهرست سیاه قرار داد. کیم جونگ ایل با استفاده از فضای مکدری که واشنگتن به وجود آورده بود و نیز با بهرهگیری از شرایط بحران ارتش و دیپلماسی آمریکا در خاورمیانه آهنگ فعالیت هستهای خود را سرعت بخشید تا این که سرانجام موفق به ساخت سلاح هستهای شد. این مسأله اهرمی قوی در اختیار پیونگ یانگ قرار داد و با تأکید بر همین اهرم، کرهایها این بار تأکید کردند تا زمانی که تهدیدهای آمریکا تداوم داشته باشد و کاخ سفید رویکرد و نگرش خود را تغییر ندهد حاضر به صرفنظر از مواضع خود نیستند. البته محافل غرب میگویند که اوضاع نابسامان اقتصادی این کشور نیز یک عامل مشوق در تصمیم کیم جونگ ایل برای توافق هستهای بوده است.
اما آیا به راستی با امضای توافقنامه پکن مناقشه بزرگ هستهای کره شمالی پایان یافت، حتی متخصصان آمریکایی اذعان کردهاند که این نخستین گام، گامی نامطمئن است و احتمال دارد که در آینده اوضاع به حالت پیشین بازگردد. این توافق دارای حساسیت فراوانی است و با کوچکترین تغییر در مواضع طرفهای گفتوگو با پیونگ یانگ، میتواند کره شمالی را به تمکین نکردن از اجرای پیشنهاد وادار سازد. تا زمانی که گام دوم برداشته نشود یعنی وعدهها و نویدهای آمریکا محقق نشود، نمیتوان از هیچگونه قطعیتی در رابطه با این مسأله سخن گفت. از طرفی بعید است که فعالیتهای فنی و تکنولوژیکی کره شمالی دستخوش تحول شود. به اعتقاد ناظران، هنوز پس از تواق پکن، کره شمالی در حال حاضر دست بالایی دارد و به سادگی از مسیری که برای دستیابی به توان هستهای در پیش گرفته کنارهگیری نخواهد کرد.