ابراهیم حاجیمحمدزاده
یکی از نمایندگان مجلس در فراکسیون اقلیت و سخنگوی حزب اعتماد ملی در یادداشتی در روزنامهای به همین نام، علیرغم نمایش قدرت و یکپارچگی امت اسلامی ما در سالروز 22 بهمن، آینده جمهوری اسلامی را در گرو تبعات اتخاذ یکی از دو راهحل ذیل میداند:
راه اول، که هماکنون رهبری، مردم و دولت بر آن اصرار دارند را با القاء سختیهای دهشتناک پیگیری برنامه هستهای و ترسیم شرایطی هزاران برابر بدتر از دوران جنگ تحمیلی پیشنهاد ذخیرهسازیهای گوناگون و آماده نمودن افکار عمومی برای تحمل شرایط سخت و... و در انتها حمله نظامی را نیز ناگزیر میداند. راه دوم، قبول تعلیق و دلخوشی مجدد به راههای دیپلماتیک که قبلا بمدت نزدیک به دو سال پیمودهایم، تنها راه رهائی و نجات و حفظ نظام دانسته، ضمن اینکه القاء میکند هیچ راهحل سومی وجود ندارد سپس نتیجهگیری میکند:
«بنابراین از دو گزینه فوق هر دو دارای پشتوانه عقیدتی است، منتها با این تفاوت که اولی غیرسیاسی، شفاف، انقلابی، حیثیتی، اصولگرا، با ریسکپذیری بالا، منتهی به برخورد نظامی است و دومی کاملا سیاسی، غیرشفاف، مصلحتی، اصلاحطلبانه، فاقد ریسک منتهی به عدم دسترسی به دانش هستهای در کوتاه مدت است.»(1) و در آخر نیز با بهرهگیری از جمله کلیدی و راهگشای حضرت امام، «حفظ نظام از اوجب واجبات است» را دلیل بر اتحاد [اتخاذ] راه دوم و تسلیم شدن در مقابل خواست آمریکا و اسرائیل میداند. و گزینش اول را بعلت سختیها و تبعات آن، رد مینماید.
با توجه به دیدگاه فوق صرفنظر از اینکه فرق بین سیاسی و غیرسیاسی بودن، اصلاحطلب و اصولگرا بودن و... از زبان سخنگوی حزب مشخص میشود بهرهگیری و مصادره به مطلوب نمودن دو ملاک بسیار والای خط امام تحت عنوان «پشتوانه عقیدتی» و «حفظ نظام از اوجب واجبات است» که متاسفانه از صدر اسلام تاکنون به انحاء گوناگون موجب سوءبرداشت گردیده است را بر مبنای رهنمودهای امام به قضاوت میگذاریم.
نخست اینکه ادعای پشتوانه عقیدتی داشتن دو روش متضاد فوق در یک زمان و در شرایط واحد بسیار عجیب مینماید. مگر اینکه پشتوانه عقیدتی را بر مبنای خط امام براساس دو اسلام تبیین کنیم یکی اسلام ناب محمدی و دیگری اسلام آمریکائی. حضرت امام در سالهای آخر عمر پربرکتشان ابعاد گوناگون این دو نوع اسلام را به روشنی بیان فرموده و یکبار خطاب به نویسندگان تاریخ انقلاب اسلامی و ثبت حقایق و اصول آن فرمودند مردم ما در عمل انقلابی خویش فرق بین اسلام ناب محمدی و اسلام آمریکائی را بخوبی درک نمودهاند:
«شما باید نشان دهید که چگونه مردم علیه ظلم و بیداد و تحجر و واپسگرایی قیام کردند و فکر اسلام ناب محمدی را جایگزین تفکر اسلام سلطنتی، اسلام سرمایهداری، اسلام التقاط و در یک کلمه اسلام آمریکایی کردند.»(2)
ولی متاسفانه برای عدهای علیرغم 28 سال زندگی در حال و هوای انقلاب اسلامی و لمس نمودن قدرت پیروان اسلام ناب محمدی در مقابله با توطئههای شیطان بزرگ، رهنمود امام خطاب به مسلمانان جهان که از دور شاهد انقلاب بودهاند را باید گوشزد نمود:
«... راه مبارزه با اسلام آمریکایی از پیچیدگی خاصی برخوردار است که تمامی زوایای آن باید برای مسلمانان پا برهنه روشن گردد که متاسفانه هنوز برای بسیاری از ملتهای اسلام مرز بین اسلام آمریکایی و اسلام ناب محمدی و اسلام پابرهنگان و محرومان و اسلام مقدسنماهای متحجر و اسلام سرمایهداران خدانشناس و مرفهین بیدرد کاملا مشخص نشده است و روشن ساختن این حقیقت که ممکن نیست در یک مکتب و در یک آیین، دو تفکر متضاد و رو در رو وجود داشته باشد، از واجبات سیاسی بسیار مهمی است...»(3)
بهمراه اصل تعهد به اسلام ناب محمدی و حفظ نظام مبتنی بر آن، براساس خط امام باید اصل سوم «پشتیبان ولایت فقیه باشید تا مملکت شما آسیب نبیند» را نصبالعین قرار داد، تا در شرایط کنونی تنها یک راهحل سیاسی، انقلابی، مصلحتجویانه، حیثیتی و شفاف را باور نمود. رهبر معظم انقلاب در این باره در چند روز پیش فرمودند: «هرچه دشمن در یک ملتی احساس ضعف کند، جریتر میشود، اشتباه میکنند آن کسانی که حرفهایی میزنند که دشمن را جری میکند، گاهی میگویند در کشور بحران هست، گاهی یک نقطه ضعفی را که وجود دارد. اما اینقدر اهمیت ندارد. ده برابر در اظهارات خودشان درشت میکنند، در مطبوعات خودشان منعکس میکنند. اینها اشتباه است... زندگی ملتها همین جور است. چه بحرانی؟ چه وضعیت فوقالعاده در کشور هست؟ اصرار دارند ثابت کنند در کشور وضعیت فوقالعاده است... دشمنان سعی کردند مسئله هستهای را در کشور ما از چشم مردم بیندازند.
یک عده هم شروع کردند به اینها کمک کردن، عرض میکنم همین آدمهای کوتهفکر و سطحینگر، احیاناً هم بعضیشان دلداده به آن سوی مرزها میگویند انرژی هستهای را میخواهیم چه کنیم؟! با این خرج زیاد، با این زحمت زیاد، با این همه دردسر. اما ملت تسلیم نشد. مردم ما بیدار بودند. فهمیدند که مسئله هستهای فقط مسئله امروز کشور ما نیست. مسئله فرداهای کشور و آینده کشور است مسئله سرنوشت کشور است.»(4)
آنچه از دیدگاههای امام و مقام معظم رهبری بر مبنای اسلام ناب محمدی و حفظ نظام گفته شد. در شرایطی است که بحمدالله در عصری قرار گرفتهایم که هر روز افقهای جدیدی در قدرتمندی و پیروزی انقلاب اسلامی در جهان گشوده میشود. تا جائی که خانم رایس وزیر امور خارجه آمریکا، طرفدار نابودی انقلاب اسلامی در ایران و منطقه و مدافع طرح خاورمیانه بزرگ و پس از آن خاورمیانه جدید، امروز علیرغم آرزوهای واهی عدهای در داخل و خارج ادعا میکند از سالهای دور اعتقاد به گردش 180 درجهای سیاستهای زمامداران آمریکا نسبت به ایران قدرتمند را داشته و دارد.
از دیدگاه حضرت امام در شرایط کنونی جهان حسینیان زمان و پیروان اسلام ناب محمدی هرگز تن به ذلتهای مورد تأیید سخنگوی حزب اعتماد ملی به بهانه حفظ نظام را نمیدهند این مهم را امامخمینی با فرض بدترین شرایط اینگونه به پیروان خویش هشدار میدهند.
«مگر بیش از این است که ما ظاهرا از جهانخواران شکست میخوردیم و نابود میشویم؟ مگر بیش از این است که ما را در دنیا به خشونت و تحجر معرفی میکنند؟ مگر بیش از این است که بانفوذ ایادی قاتل و منحرف خود در محافل و منازل، عزت اسلام و مسلمین را پایکوب میکنند؟ مگر بیش از این است که فرزندان عزیز اسلام ناب محمدی در سراسر جهان بر چوبه دار میروند؟ مگر بیش از این است که زنان و فرزندان خردسال حزبالله در جهان به اسارت گرفته میشوند؟ بگذار دنیای پست مادیت با ما چنین کند، ولی ما به وظیفه اسلامی خود عمل کنیم.»(5)
«راستی مگر ما فراموش کردهایم که ما برای ادای تکلیف جنگیدهایم و نتیجه فرع آن بوده است.»(6)