تاریخ انتشار : ۱۰ آذر ۱۳۸۷ - ۰۸:۳۵  ، 
کد خبر : ۶۲۳۶۷

دست‌آوردهای مقاومت و چالش‌های پیش‌رو


محمد ابوجهاد نماینده جنبش جهاد اسلامی فلسطین در تهران

به‌رغم آنکه صحنه سیاسی در منطقه مشرق عربی و اسلام بسیار تیره‌وتار است همچنان شاهد افزایش هر چه بیشتر خودکامگی و تروریسم آمریکا علیه منطقه عربی و اسلامی می‌باشیم. دولت آمریکا همچنین استراتژی‌های جدیدتری را برای فشار و تهدید علیه هر طرفی که حاضر به پیوستن به کاروانش نبوده و حاضر نیست با منافع دشمنان امت، ملل و وطن‌هایمان همسو شود در دستور کار خود قرار می‌دهد، از اینرو اکنون مقوله «هر آنچه که با اعمال خشونت تحقق نیافت با اعمال خشونت بیشتر قابل‌ تحقق است» به نقطه مشترک استراتژی آمریکا و صهیونیسم در منطقه مبدل شده است.

البته این به آن معنی نیست که این طرح اکنون در منطقه در حال پیشرفت به سوی پیروزی است بلکه برعکس هر روز ابعاد جدیدتری از میزان دست‌آوردهای امت و مقاومت آن در تقابل با طرحهای سلطه‌گرانه، تروریستی و طغیانگرانه آن در فلسطین، لبنان و عراق می‌باشیم. همچنین نباید از پایمردی‌ جمهوری‌اسلامی‌ ایران و سوریه در برابر طرح آمریکایی -صهیونیستی و مقابله با توطئه‌های آن در تحمیل عقب‌ماندگی و شکست بر ما به آسانی گذشت.

امسال در حالی وارد 2007 شدیم که شاهد هستیم تروریسم آمریکایی و صهیونیستی همچنان به تکاپوی خود ادامه داده و سعی دارد به جسم خسته خود از شکستهای مختلف، جان دوباره‌ای بخشیده و خود را از این سرنوشت مبهم رها سازد

از اینرو است که می‌بینیم استراتژی آمریکا چگونه رنگ و لعاب نوین خود را از دست داده و به همان سیاستهای استعمارگرانه قدیمی خویش باز می‌گردد. سیاستی که بر اصل «تفرقه‌بیانداز و حکومت کن» استوار است که برانگیخته فتنه‌های طایفه‌ای و مذهبی بین مسلمانان از شاخص‌ترین مولفه‌های آن محسوب می‌شود.

واشنیگتن‌ از این طریق قصد دارد طرح‌های دشمنان خود را علیه منطقه که شکست آن در عراق و افغانستان کاملاً هویداست با موفقیت آشنا کند.

دولت آمریکا به رهبری بوش رهبر جریان محافظه‌کاران جدید با آنگونه که توصیف می‌شود جریان مسیحی- صهیونیستی با سو‌ءاستفاده از حوادث 11سپتامبر آنرا بعنوان اهرمی برای اجرای استراتژی سلطه‌گرانه خود بر جهان به کار گرفت و با حمله نظامی مستقیم به خاورمیانه و طرح پروژه تقسیم‌های جدید در منطقه را در دستور کار خود قرار داد تا از این طریق بر منابع اقتصادی و منطقه‌ای آن دست یازد. امروز آمریکا تحت‌ عنوان «مبارزه با تروریسم اصولگرا» به منطقه یورش برده است تا مولفه جدیدی به ساختار تشکیل‌دهنده استراتژی سنتی دولتهای مختلف آمریکایی افزوده شود، ساختاری که بر اساس سلطه کامل بر نفت و تامین انتقال آن، حفظ امنیت اسرائیل و حفظ بزرگترین بازار اسلحه برای شرکت‌های تسلیحاتی اسرائیلی بوده و هست.

در زمان حمله آمریکا به افغانستان و اشغال کابل توسط نیروهای آمریکایی که منجر به سقوط طالبان گردید تعقیب گسترده گروه القاعده و شخصیت‌های آن ابعاد جدیدی به خود گرفت.

فرماندهان نظامی و سیاسی آمریکا با دستیابی به هر هدف نظامی و هر پیروزی سریع، احساس پیروزی می‌کردند و بر این اساس بود که زندان گوانتانامو تاسیس شد و به سمبل پیروزی آمریکا در افغانستان مبدل گردید.

اما دیری نپایید که نوبت به هدف دوم رسید، حمله به عراق و اشغال بغداد که در سال2003 انجام شد. حلقه اطرافیان بوش تصور کردند که دروازه منطقه به ‌طور کامل برای آنها باز شده است و با حداقل تلفات می‌توانند در این منطقه حضور داشته باشند، از اینرو اندیشه حمله به سوریه در آن زمان قوت گرفت و برخی نیز وارد کردن ضربه به جمهوری‌اسلامی‌ ایران را دور از ذهن نداستند. در همان بحبوحه که مسئولین آمریکایی در خلسه پیروزی‌های خود بودند استراتژی آمریکا برای تمامی منطقه خاورمیانه و تمامی مناطق آن تدوین شد. دولت آمریکا در این راستا نظریه «هرج‌ومرج سازنده یا خلاق» را برگزید و در سایه تسلیم کامل رهبران رسمی کشورهای اسلامی و عربی به حقیقت پیروزی آمریکا برخی از آنها حتی متاسفانه به بازوی اجرا کننده این سیاست در منطقه هم تبدیل شدند.

اکنون سه ‌سال پس از آن پیروزی بزرگ، چه بر سر آن آمد؟ آن خلسه‌گی پیروزی بوش و شارون در آن زمان کجا رفت و چرا این پیروزی به تدریج به شکستهای روزمره در افغانستان و عراق مبدل می‌شود و حملات آمریکایی رو به افول نهاده است؟

در اینجا به دنبال تشریح مفصل حوادث نیستیم بلکه تنها درصدد آنیم تا مهمترین پارمترهای مقاومت را در منطقه طی سال گذشته میلادی (2006) موردبررسی قرار داده و مهمترین خطرات و چالش‌های فراروی آنرا هم در سال جدید (2007) مشخص کنیم.

عقب‌نشینی صهیونیستی در اواخر سال2005 (اواسط 1384) از نوار غزه خبر از میزان آسیبی داد که عملیات مقاومت جهادی در فلسطین بر پیکره ارتش اسطوره‌ای اسرائیل وارد کرد، ارتشی که بر آن ارتش شکست‌ناپذیر نام نهاده بودند. مبارزان و نیروهای مقاومت با تقویت موشکهای خود و شلیک آن به سوی شهرک‌های صهیونیست‌نشین هم‌مرز با نوار غزه از این راهبرد بعنوان استراتژی توسعه‌ یافته‌ای استفاده کرده و آنرا به ابزاری برای تکمیل آزادی کامل نوار غزه از اشغال صهیونیستها و در عین‌حال دفاع از ملت فلسطین در مقابل حملات وحشیانه این رژیم به کار گرفتند.

جنبش‌های مقاومت به ‌طور اعم و جنبش‌های جهاد اسلامی فلسطین و حماس به ‌طور اخص در بهسازی و تقویت موشک‌های قدس و قسام پیشرفت‌های خوبی داشته و توانستند برد موثر و نیز قدرت‌ قدرت‌ انفجاری آنرا افزایش دهند. این دست‌آوردها باعث شد تا دشمن صهیونیستی این موشک را بعنوان یکی از جدی‌ترین خطرات و تهدیدها برای امنیت خویش برشمرد و هراس خاصی در میان صهیونیستها از این موشک‌های دست‌ساز به وجود آید.

استقرار نیروهای گسترده در طول مرز با نوار غزه توسط صهیونیستها و ارتکاب قتل‌عام‌های مختلفی همچون قتل‌عام «بیت‌‌حانون» که در آخرین روزهای سال میلادی گذشته رخ داد میزان دستپاچگی صهیونیستها را نسبت به این موشک‌ها نشان می‌دهد و نمایانگر میزان خطری است که در صهیونیستها و شهرک‌نشینان صهیونیست از این راهبرد مبارزان فلسطینی در خود احساس می‌کنند.

در سایه پیشرفت رابردهای دفاعی ملت فلسطین، گروههای مقاومت فلسطینی موفق شدند یک نظامی صهیونیستی را به اسارت خود درآورده و تا لحظه تدوین این نوشتار نزد خود نگه دارند، گروههای مقامت همواره تاکید دارند که آزادسازی این نظامی تنها منوط به انجام تبادل اسرا بین دوطرف بوده و در چارچوب توافقی برای آزادسازی زندانیان فلسطینی امکان‌پذیر است. این تحول مهم در استراتژی مقاومت در صورتی که رژیم‌ صهیونیستی را مجبور به تن دادن به توافق کند راه را برای شکل‌گیری رویکردی جدید نزد گروههای مقاومت جهادی ملی و اسلامی خواهد گشود به نحوی که می‌توان گفت در آن صورت مسئله به اسارت درآوردن نظامیان صهیونیست به هدفی از اهداف خانواده‌های فلسطینی برای آزادسازی فرزندان خود از زندان‌ها و بازداشتگاه‌های صهیونیستی مبدل خواهد شد.

در رابطه با مهمترین حوادث سیاسی داخلی فلسطین هم برگزیدن طرح مقاومت در انتخابات شهرداری‌ها و مجلس قانونگذاری فلسطینی یکی از مهمترین رخدادهای سال1385 بود.

انتخاب جنبش حماس و تشکیل کابینه فلسطین به رهبری این جنبش از بارزترین حوادث این سال بود. این انتخاب مردمی و انتخابات دمکراسی شفاف، جنگ اقتصادی شدیدی را علیه این ملت به دنبال داشت و ملت فلسطین در محاصره شدید جهانی به رهبری آمریکا و دشمن صهیونیستی و به همراه کشورهای اروپایی و حتی برخی از پایتخت‌های عربی و اسلامی قرار گرفتند.

یکی از دیگر از بارزترین دست‌آوردهای سال2006 را مقاومت دولت جدید فلسطین در مقابل این فشارها و پافشاری‌ بر عدم به رسمیت شناختن دشمن صهیونیستی بود. بدیهی است ما هم همچون بسیاری دیگر بر این عقیده‌ایم که حماس راهی جز پافشاری بر عدم برسمیت شناختن رژیم ‌صهیونیستی در پیش روی ندارد، زیرا اگر حاضر به برسمیت شناختن توافقنامه‌های امضا شده با صهیونیستها شود و رژیم‌صهیونیستی، نقشه راه، ابتکار عمل عربی صلح با اسرائیل را به رسمیت بشناسد، طرح اسلامی و مقاومت نزد جنبش حماس به پایان راه خود می‌رسد و این جنبش به یک جنبش سیاسی و نسخه‌ای شبیه‌سازی ‌شده از جنبش فتح تبدیل خواهد شد.

در چارچوب ذکر دست‌آوردهای سال1385 باید به مقاومت لبنان و پیروزی بزرگ آن علیه ارتش رژیم‌صهیونیستی اشاره کرد.

پیروزی مجاهدان حزب‌الله بر ارتش صهیونیستی و زرادخانه نظامی پیشرفته این رژیم شکستی مرکب را بر این رژیم وارد کرد، شکستی که تبعات آن همچنان ساختار نظامی، سیاسی و امنیتی رژیم‌صهیونیستی را به لرزه درمی‌آورد.

یکی از مهمترین دست‌آوردهای مقاومت در لبنان، شکستن قدرت بازدارنده ارتش رژیم‌صهیونیستی و سقوط نظریه استراتژیکی است که این ارتش به آن تکیه داشت و آن اعطای ویژگی ارتش شکست‌ناپذیر به آن بود، ارتشی که ضامن امنیت رژیم‌صهیونیستی چه جامعه صهیونیستی و دولت آن بود، اما شاهد بودیم که چگونه این ارتش شکست خورد و نیازمند حمایت جامعه صهیونیستی برای بالا بردن روحیه خویش می‌گردد. سرباز مغرور صهیونیستی شکست را پذیرا شد و به همراهش ماشین جنگی صهیونیستی هم که نظامیان صهیونیستی پشت تانک‌های آن پنهان می‌شدند نیز شکست خورد. افسران ارشد صهیونیست به این شکست اعتراف کرده و حتی سیاستمداران رژیم از جمله وزیرخارجه رژیم‌صهیونیستی هم تحمل چنین شکستی را پذیرفت. وی در این رابطه گفت: بزرگترین ارتش‌های جهان هم قادر به از بین بردن حزب‌الله نیستند و بدین‌شکل به شکست ارتش صهیونیستی در برابر سلحشوران و مجاهدین حزب‌الله اعتراف کرد. آخرین پس‌لرزه‌های این شکست هم اعلام استعفای «دان‌حالوتس» رئیس ستاد مشترک ارتش رژیم‌صهیونیستی بود. اگرچه باید تصریح نمود که این رشته سردراز دارد و اینها پس‌لرزه‌های ابتدایی است.

پیروزی حزب‌الله بر رژیم‌صهیونیستی باعث شکست استراتژی مشترک پیمان آمریکایی- صهیونیستی شد. رهبران این ائتلاف تصور می‌کردند که پیروزی حمله صهیونیستی علیه لبنان مقدمه‌ای برای پیروزی حمله آمریکا در منطقه خواهد بود و راه را برای اجرای استراتژی آمریکا در سرتاسر منطقه همواره خواهد کرد. استراتژی که می‌تواند دولت آمریکا را از گرفتاری که در عراق به آن دچار شده برهاند، به سوریه ضربه زده یا با تضعیف ارتباط سوریه و لبنان، فشارهای مستقیمی را بر آن وارد کند، اما رخدادهایی که در فلسطین و در لبنان رخ داد بازتاب مثبتی را بر مواضع مقاومت سوریه گذارد و می‌توان گفت که سوریه به نحوی از سیبل هدف‌گیری‌های آمریکا خارج شده و توان آمریکا و رژیم‌صهیونیستی در گسترش دامنه جنگ محدود شده است.

دست‌آورد منطقه‌ای مهمی که در این سال رقم خورد، پیشرفت‌های علمی و فن‌آوری است که جمهوری‌اسلامی ‌ایران در دانش هسته‌ای در برابر پیمان آمریکایی- صهیونیستی به دست آورد. جمهوری‌اسلامی ‌ایران در این سال اقدام به غنی‌سازی اورانیوم کرد و به توانمندی استفاده صلح‌آمیز از این انرژی دست یافت. از مهمترین نتایج این موفقیت علمی شکسته شدن احتکار این فن‌آوری و شکسته شدن محاصره‌ای بود که دولت آمریکا و شریک آن اسرائیل سعی در تحمیل آن بر جمهوری‌اسلامی‌ ایران داشت، امروز ایران یکی از مهمترین و قویترین کشورهای منطقه خاورمیانه محسوب می‌شود کشوری که خنجری در پهلوی طرح‌های آمریکایی- صهیونیستی است. جمهوری‌اسلامی‌ ایران همچنین موفق شد صداهای معترض به تروریسم آمریکایی- صهیونیستی را از سراسر جهان هم گردهم آورده و چه در سطح مردمی و چه در ابعاد آکادمیک فکری و فرهنگی منسجم سازد این مسئله بخصوص در کشورهایی که همچنان از تجاوزات آمریکا رنج می‌برند همچون کشورهای آمریکای‌ لاتین کاملا مشهود است.

بزرگترین شکست نظامی مستقیم آمریکا در عراق رقم خورد که در آن مقاومت عراق موفق شد طرح‌های آمریکا را در این کشور با شکست مواجه کرده و به چالشی بزرگ در برابر طرح‌های توسعه‌طلبانه آمریکایی علیه منطقه تبدیل شود. دولت آمریکا امروز در عراق دچار سردرگمی شده است و نمی‌داند راه خروج از این باتلاق کجاست، بزرگترین دلیل بر این مدعی هم اعتراف فرماندهان ارشد نظامی و سیاستمداران و مسئولین امنیتی آمریکایی است که عراق به ویتنام دیگری تبدیل شده است. نیروهای آمریکایی اکنون در بحران شدیدی قرار دارند مسئله‌ای که یکی از اصلی‌ترین دلایل شکست حزب جمهوری‌خواه آمریکا در انتخابات اخیر کنگره بود، نتایج گزارش «بیکر- هامیلتون» هم ابعاد جدیدی از حقایق شکست نیروهای آمریکایی را در عراق مشخص کرد.

مقاومت شرافتمندانه در عراق دولت آمریکا و طرح‌های آنرا دچار سردرگمی کرده است، یکبار دولت آمریکا از ایران و سوریه می‌خواهد تا به تحقق استقرار و امنیتی در عراق کمک کنند، و یکبار هم ایران و سوریه را بعنوان محور اصلی عدم‌ استقرار در عراق معرفی و آنها را تهدید می‌کند و خبر می‌دهد که شبکه‌های مرتبط با ایران و سوریه را در عراق مورد حمله قرار می‌دهند، یک‌ بار هم اعلام می‌کنند که دولت مالکی علت اصلی شکست در عراق است، آنها تنها به دنبال یافتن یک قربانی برای خویش می‌باشند. افزایش شمار کشته‌شدگان آمریکایی و عبور آن از رقم 3هزار نفر به همراه ده‌ها هزار زخمی آنهم بر اساس آمار رسمی دولت آمریکا باعث شد تا بوش در وضعیتی بسیار بغرنج قرار گیرد، امروز هیچ مسئول آمریکایی نمی‌تواند اطمینان دهد اعزام 20هزار سرباز آمریکایی به عراق خواهد توانست 140هزار نظامی این کشور را در عراق نجات دهد.

کارنامه مقاومت در سال میلادی گذشته روزنه‌های امیدی را برای پیروزی گشوده است و نشان داد که امت اسلامی به ‌رغم امکانات ضعیفش قادر است طرح آمریکایی- صهیونیستی را به تکاپو بیاندازد. مهمترین پیامی که مقاومت به رهبران ترسو و شکست‌خورده عربی که همچنان بر حمایت آمریکا و اسرائیل شرط‌بندی می‌کنند، داد این است که شرط‌بندی آنها روی اسب بازنده است و آنها هم قربانی آمریکا خواهند بود. این رفتار، آنها را از ملل‌شان دور خواهد کرد و روزی انگشت پشیمانی خواهند گزید.

این کارنامه گرچه با خود امید به پیروزی را به همراه دارد اما به هر شکل به معنای پایان مبارزه نیست، بلکه باید گفت که این رویارویی تازه آغاز شده است بخصوص که بیداری ملل عربی و اسلامی را هم به همراه آورده و این ملل هم از خطر آمریکایی- صهیونیستی بر کشورهای منطقه آگاه شده‌اند، مسئله‌ای که اهمیت احساس ‌مسئولیت همگان را در رابطه با چالش و خطراتی که مقاومت در فلسطین، لبنان و عراق با آن مواجه می‌شود، بیشتر می‌کند.

ما شاهد سفرهای مکرر رایس وزیر امور خارجه آمریکا به منطقه بودیم، او هربار که به منطقه سفر کرد افزایش آتش فتنه را در منطقه به همراه خود آورد. آمریکایی‌ها به انفجار فتنه مذهبی و نژادی در عراق بسنده نکردند بلکه به دنبال شعله‌ور کردن آتش آن در منطقه هستند و از عراق بعنوان چاشنی انفجاری استفاده می‌کنند.

سیاست جدید آمریکا به شکل زیر است.

1- تقسیم‌ سیاسی منطقه به گروه اعتدال‌گرایان و افراطیون: در این چارچوب دولت آمریکا سعی دارد رویارویی را در روابط عربی- ایرانی و در روابط‌ عربی- عربی با سوریه به وجود آورده و از رهبران معتدلی همچون مالکی، سنیوره و عباس حمایت کند.

2- برانگیختن مشکلات مذهبی، طایفه‌ای و نژادی برای مشغول کردن منطقه و کشورهای آن با آتش فتنه و اختلاف و تنش‌های داخلی.

3- ضربه زدن به هر نوع تلاش برای ایجاد اجماع ملی و تشکیل دولت وحدت ملی در عراق، لبنان یا فلسطین.

4- شعله‌ور کردن جنگ‌های خانگی و منطقه‌ای که ملل و کشورهای مختلف را رودرروی هم قرار می‌دهد.

5- دولت آمریکا سعی دارد مسئله فلسطین را با یافتن راه ‌حل سیاسی مرحله‌ای تحت‌ عنوان دولت فلسطین با مرزهای موقت حل‌وفصل کرده و با حمایت سیاسی و نظامی از محمودعباس رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین برای سرنگونی کابینه حماس از آن بعنوان بهایی برای حمایت کشورهای عربی جهت خارج ساختن بوش از باتلاق عراق استفاده کند.

نباید اجازه داد تا طرح آمریکایی- صهیونیستی به اجرا درآید زیرا اجرای آن به معنای تکه‌تکه شدن دوباره وجود و هویت ماست که بسیار خطرناکتر از طرحهایی است که استعمارگران در گذشته با ترسیم مرزها بر اساس توافقنامه سایکس- پیکو آن را عملی می‌ساختند.

اهداف تجاوز آمریکا امروز کاملا واضح و آشکار شده است امروز دیگر همگان می‌دانند که هدف، حفظ امنیت رژیم‌صهیونیستی و تسلط بر منابع نفتی منطقه و منابع آن است. هدف‌، کاشتن پایگاه‌های نظامی و امنیتی آمریکایی در منطقه است، پس راهی جز مقاومت با تمامی‌ قوا در برابر استعمار آمریکایی- صهیونیستی نداریم، زیرا امید به پیروزی را تنها بازوی مجاهد می‌تواند تحقق بخشد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات