در اواخر سده شانزدهم میلادی (دهم هجری شمسی) خانوادهای از هلندیهای تبعید شده به لندن، دم و دستگاهی در فنگراورسازی، نقشهنگاری و کارتوگرافی به راه انداختند و بنیاد اختلافی را گذاشتند که همه این سالها، محل نزاع و بحث ایرانیان و اعراب حاشیه جنوبی خلیجفارس واقع شد. یودوکوس هوندیوس (1612 – 1563 میلادی) و برادر همسرش پیتر فان در کره (1646 - 1571)، شوهر خواهرش پیتروس برتیوس (1656 - 1629)، همسرش و بعدها کسان دیگری چون جان اسپید، گرهارد مرکاتور و یوهان جانسو نیوس (داماد هوندیوس) نقشههایی از آسیا منتشر کردند که با نقشههای پیشین تفاوت اساسی داشت. در این نقشه، به جای خلیجفارس ـ که در نقشههای پیشین و از جمله نقشههای کسانی چون هرودت، مورخ و هکاتوس و آناکسیماندر (همگی مربوط به قرون 4، 5 و 6 پیش از میلاد) جغرافیدانان و کلودوس بطلمیوس جغرافیدان و نقشهنگار سدههای یکم و دوم میلادی به صورت SINUS PERSICUS (خلیجفارس در زبان یونانی) آمده بود ـ از SINUS ARABICUS (خلیجفارس در همان زبان) استفاده شده بود. این اشکال از نظر استادان کارتوگرافی و مولف همین کتاب «اطلس نقشههای قدیمی و تاریخی خلیجفارس» یک اشتباه در گراورسازی بود؛ چرا که هوندیوس که پیش از این، واژه خلیج عربی را برای دریای سرخ به کار برده بود، با گذاشتن گراور به اشتباه روی خلیجفارس، عنوان پیشین دریای سرخ را برای خلیجفارس به کار برد. این استدلال، زمانی درست از آب در میآید که نقشههای بعدی هوندیوس و خانوادهاش که سالهای پس از 1600 میلادی و از جمله سال 1610 گراورسازی شده، عنوان خلیجفارس روی نقشه درج شده است و این یعنی اصلاح اشتباه پیشین.
پس از این کار خانواده هلندی در تبعید، برخی کارتوگرافها در نقشههای خود با استناد به نقشههای موسسه کارتوگرافی هوندیوس عنوان اشتباه خلیج عربی را برای خلیجفارس به کار گرفتند. بنا به نظر کارشناسان، تعداد این نقشهها آنقدر اندک است که قابل اعتنا نیست، این نقشهها 10 تاست که 4 نقشه نیز از میان آنها تکراری است و این در حالی است که هوندیوس نیز در پی اصلاح اشتباه خویش برآمده و اشتباه خود را اصلاح کرده است.
اطلس نقشههای تاریخی و قدیمی خلیجفارس
سال 79 به پیشنهاد دانشنامه فارس، محمدرضا سحاب برای گردآوری اطلس حاضر در 300 صفحه و 200 نقشه از نقشههای معتبر بینالمللی، کار علمی را با حضور برخی از استادان دانشگاهی آغاز کرد.
دکتر جواد صفینژاد با بررسی آثار جغرافیدانان و نقشهنگاران مسلمان، علیاکبر محمودی و هوشنگ قاسمی با بررسی جغرافیدانان و نقشهنگاران دوره باستان، قرون وسطی و دیگر زمانهای اروپایی و دکتر فرهاد تهرانی آثار نقشهنگاران اروپایی بویژه ایتالیایی و لاتینزبانان در دوره رنسانس به عنوان اعضای هیات علمی اطلس به کار پژوهش در این حوزه مشغول شدند.
استاد سحاب در طول حیات علمی خود، بیش از 5 هزار نقشه تاریخی از خلیجفارس را از منابع مختلف علمی در سراسر جهان گردآوری کرده بود و تلاشهای این گروه، 2300 نقشه تازه به این یافتهها افزود. اعضای هیات علمی به این نتیجه رسیدند که با توجه به حجم گسترده نقشهها و اطلاعات به دست آمده، اطلس در 840 صفحه و 1000 نقشه منتشر شود، اما به دلیل کمبود بودجه دانشنامه فارس، توافق شد این اثر در 2 جلد 600 صفحهای و با 786 نقشه عرضه شود. در این اثر که محدوده زمانی 3 هزار سال پیش از میلاد تا سال 2000 میلادی را مورد بررسی قرار داده، توالی تاریخ مورد توجه قرار گرفته و نقشهها براساس تاریخ، از زمان بابلیان درج شده است. این کتاب در 4 فصل اصلی تهیه شده و فصل نخست به دوره باستان تعلق دارد. در این بخش، 70 نقشه از 25 نقشهنگار آمده و کهنترین نقشه آن، یک لوح گلی از دوره بابل است که 3 هزار سال قدمت دارد. در این نقشه، سرزمین بابل و آب و هوای آن نشان داده شده و آبها همان خلیجپارس است. اصل این لوح به گفته سرپرست اطلس، در موزه بریتانیا در لندن نگهداری میشود.
از این دوره، نقشههای کسانی چون آناکسیماندر متعلق به 610 تا 546 پیش از میلاد، هکاتوس 509 تا 472 پیش از میلاد و هرودت، مورخ نامدار یونانی است که در کنار ترسیم نقشه، مطالب جالبی درباره خلیجفارس نوشته است.
از نکات جالب توجه در این کتاب، نشان دادن نقشه یک فرد و ذکر تنها نام، تاریخ تولد و مرگ، نام کشور و اندازه نقشه و منبع هر نقشه است و مولفان از ذکر اطلاعات اضافی خودداری کرده که چون اثر برای مخاطبان خارج از کشور، تهیه و تدوین شده باعث تحریک حس کنجکاوی مخاطبان شده و به گسترش پژوهش در حوزه خلیجفارسشناسی کمک خواهد کرد.
در فصل اول کتاب که به دوره اسلامی و قرون وسطی اختصاص دارد، 180 نقشه از 62 نقشهنگار عرضه شده است. نخسین نقشه این دوره به زمان حکومت مامون، خلیفه عباسی تعلق دارد. در آن زمان، مامون برای شناخت مناطق تحت حاکمیتش دستور تهیه نقشهای از جهان داد که به گفته مورخان با سرپرستی ابوموسی خوارزمی، ریاضیدان بزرگ مسلمان تهیه شد. این نقشه با نقشههای امروزی مطابقت دارد و تنها دو دریا در آن دیده میشود: دریای روم و دریای فارس. از دیگر نقشههای این بخش، نقشهای از الکندی، ریاضیدان بزرگ است.
مولفان در بخش سوم که به دوره رنسانس اختصاص دارد و دوره شکوفایی تمدن و فرهنگ اروپاست، 443 نقشه از 155 نقشهنگار آوردهاند. این دوره به گفته محمدرضا سحاب، دوره افول نقشهنگاری مسلمانان است و دورهای است که مسلمانان همه اندوختههای خود را به اروپاییان تسلیم کرده و در سدههای بعد، به بهای گزاف بازستاندند.
بخش پایانی این اثر گرانقدر، به دروه مدرن تعلق دارد. در این بخش، نقشههای گوناگونی از کشورهای مختلف گردآوری شده و شامل 93 نقشه از 43 نقشهنگار میشود. در تمام این نقشهها، نام خلیجفارس به صورت پرشن گالف، گلف پرسیک و... به زبانهای گوناگون آمده است.
نقشههای این کتاب به دلیل اهمیت عرضه آن در سطح جهان، از منابع دست اولی در جهان چون کتابخانه کنگره ملی آمریکا، کتابخانه ملی پاریس، آریشو دولتی هلند، کتابخانه ایالتی بایرن، آریشو دیوید رمزی و مجموعه شخصی یکی از شیوخ عرب در کتابی به نام خلیجفارس تهیه شده است.
سلطان بنمحمدالقاسمی، سلطان شارجه در امارات عربی متحده در سالهای پایانی قرن بیستم کتابی منتشر کرد با عنوان 1867 - 1478 THE GULF IN HISTORIC MAPS که در این کتاب کوشیده است تا با ارائه نقشههای تاریخی از خلیجفارس، عربی بودن این دریا را به اثبات برساند. این کتاب که از روی مجموعههای موجود در گنجینه این شاهزاده عرب تهیه و در سال 1999 عرضه شده است، تنها حاوی 6 نقشه است که عنوان خلیج عربی را با خود دارد و از مجموعه بیش از 300 نقشه موجود در این کتاب، تمامی نقشهها نام خلیجفارس را با خود دارد.
از نکات قابل توجه در این کتاب، این است که هر 6 نقشه دارای عنوان خلیج عربی از مجوعه نقشههای هوندیوس و خانواده وی و تنها یک نقشه به یک نقشهنگار انگلیسی تعلق دارد که او هم در دستگاه موسسه کارتوگرافی هوندیوس و پس از مرگ وی در لندن مشغول به کار بوده است.
از جمله نقشههای موجود در اطلس خلیجفارس، به چندین نقشه از همین کتاب تاریخ سلطان بنالقاسمی استناد شده است که هویت واقعی خلیجفارس را به اثبات میرساند که از این جمله است؛ نقشهای از خود هوندیوس که سال 1610 میلادی منتشر کرده و نام خلیجفارس را برای دریای جنوب ایران به کار برده و اشتباه پیشین خود را اصلاح کرده است.