سیداحمد زرهانی
مثلث استکبار جهانی در مهندسی خاورمیانه بزرگ ناکام مانده است و علیرغم لشکرکشی گسترده و صرف هزینههای سرسامآور در تغییر جغرافیای سیاسی منطقه و ایجاد دمکراسیهای تحت فرمان، به بنبست رسیده است. این رویداد نشان میدهد که آمریکا و اسرائیل و انگلیس از نظریهپردازان کمتوان و سردرگمی برخوردارند و درک درستی از خاورمیانه و تحولات دینی و انقلابی در این خطه ندارند و به بیراهه میروند. اگر این مثلث تعقل کند، باید استراتژی خود را متناسب با واقعیتها تغییر دهد ولی قرائن نشان میدهد که جهان استکبار دست از شیطنت برنمیدارد و همان استراتژی را با رویکرد خطرناک دیگری استمرار میدهد.
استکبار اینبار به جای خاورمیانه بزرگ درصدد ایجاد خاورمیانه آشفته است. سردمداران این بازی جدید میخواهند با ایجاد تضاد بین شیعه و سنی، منطقه را با بحران جدیدی مواجه کنند و در فضای آشفته دیگری از آب گلآلود ماهی بگیرند. آنان بر این باورند که حزبالله و حماس مورد حمایت معنوی ایران اسلامیاند و این دو جریان شیعه و سنی اسرائیل را به ستوه آوردهاند و برای انزوا و سرکوب این دو حرکت اصیل انقلابی باید پشتوانه معنوی آنها را زیر فشار قرار دهند. برای تحقق این هدف از یک سو از امکانات حقوقی سازمان ملل متحده بهره میگیرند و از شورای امنیت سوءاستفاده میکنند و از سوی دیگر نزاع کاذب شیعه و سنی راه میاندازند و نیروی مسلمانان را صرف منازعههای خانگی میکنند. هر چند ممکن است کسانی که با ترفندهای استعمار آشنا نیستند در اثر زودباوری، ملعبه این بازیگران بینالمللی قرار گیرند و آب به آسیاب دشمن بریزند، ولی عالمان برجسته، صاحبنظران سیاسی و فرهنگی و امت بیدار و بپاخاسته اسلام، روش کار استکبار جهانی را میشناسند و اجازه نمیدهند که دشمنان امت اسلامی فضا را تیره و تار کنند و در مقیاس وسیع، برادرکشی راه اندازند.
برای گذار این مرحله خطیر چند کار مهم باید انجام پذیرد:
1ـ دولتمردان و رجال سیاسی جهان اسلام و نهادهای دینی و سیاسی وابسته به مسلمین دیدارها و جلسات مکرر داشته باشند و با واقع بینی، مسائل را بررسی کنند و در اظهارنظرها دقیق و روزآمد باشند و مجال حاشیهپردازی به جریانهای مبهم ندهند. در این زمینه مناظره آیتالله هاشمی رفسنجانی و شیخ قرضاوی و همچنین دیدار دکتر احمدینژاد و ملک عبدالله پادشاه عربستان اهمیت دارد و استمرار و گسترش این فضا نیز باعث تلطیف روابط سیاسی و تحکیم پایههای اخوت میگردد.
2ـ مراجع عظام و علما که حصون استوار دیناند، در دو قرن اخیر در جهت خنثی کردن توطئههای استعماری و بیداری مسلمین و ایجاد وحدت کلمه نقش ممتازی داشتهاند. چهرههای مصلحی مثل سیدجمالالدین اسدآبادی، محمد عبده، میرزای شیرازی، نائینی، کواکبی، اقبال لاهوری، کاشفالعطاء، سیدابوالعلا مودودی، در جهان زنگ بیداری را به صدا درآوردهاند و عالمان جهاندیدهای همچون آیتالله بروجردی و شیخ محمود شلتوت فرهنگ تقریب بین مذاهب اسلامی را توسعه دادهاند و شخصیتهایی مثل امام راحل(ره) و مقام معظم رهبری با تاکید بر وحدت مسلمین و گسترش اندیشه، تقریب در ایجاد همبستگی اسلامی و بیداری مسلمانان نقش تاریخی برجستهای ایفا کردهاند. در شرایط کنونی هم عالمان دین پناهگاه امتاند و با روشنگری در راه ابطال رسائس اجانب همت
میگمارند. استمرار و تعمیق این روشنگری و تحکیم پایههای وحدت و اخوت اسلامی توسط علمای دین پشتوانه ارزشمندی برای حرکت سالم ملل اسلامی به سوی کمال و دست رد زدن به سینه استکبار جهانی است.
رسانههای جهان اسلام باید در خدمت نشر اندیشههای صائب عالمان و بزرگان دین در جهت توسعه همگرایی مسلمین و زدودن آثار بدبینی و ایجاد مفاهمه در امت اسلامی باشند.
3ـ اهل قلم، استادان حوزه و دانشگاه، اصحاب منابر، خطبأ، هنرمندان و ادیبان و جامعهشناسان و صاحبنظران علوم سیاسی و اجتماعی در این برهه مسئولیت دشواری برعهده دارند. نهادهای پژوهشی جهان استکبار با مطالعه و تحقیق پیرامون فرهنگ و اندیشه مسلمانان هر روز زمینهای را برای آتشافروزی هموار میکنند. کشف این شیطنتها و خنثی کردن آنها کار سادهای نیست. مغزهای متفکر باید تحولات جهانی و رویدادهای منطقه را تجزیه و تحلیل کنند و متناسب با رویکردهای پیچیده استکبار، واکنش نشان دهند و مقدم بر واکنش، در راه مهندسی فضای فکری امت اسلامی اهتمام کنند و واقعهها را قبل از وقوع علاج نمایند.
4ـ کرسیهای نظریهپردازی در حوزه و دانشگاه و مراکز پژوهشی باید مبانی فقه سیاسی امام راحل(ره) و مقام معظم رهبری را مورد عنایت قرار دهند و براساس این مبانی، سازوکارهای مناسبی برای وحدت مسلمانان و تقویت مذاهب اسلامی ابداع کنند. علمای سلف در ادوار گذشته با ترویج فقه مقارن و تالیف کتب علمالخلاف تلاش کردهاند فضای تفقه در قرآن و سخت را توسعه بخشند، امروز متناسب با فضای جهانی، اهل تفکر باید راهکارهای روز آمدی را در امتداد مجاهدتهای علمی سلف صالح طراحی کنند؛ نظریه تقریب را مدون کنند و به مردم آموزش دهند؛ خطرهای تفرقه را بازگو کنند و با کمک هنر و ادب و اندیشه نشان دهند که استعمار نو چه مطامعی در جهان اسلام دارد و آحاد امت چگونه باید علیرغم تعلق به مذاهب گوناگون در کنار هم از مزایای یک زندگی معنوی و توام با مسالمت بهرهمند شوند. تولید محصولات هنری و فرهنگی در این عرصه اهمیت بسزا دارد.
5ـ مردم در سرزمینهای اسلامی از فطرت پاک و توحیدی برخوردارند. آنان در هر گوشه از سرزمینهای منطقه از فرهنگ و آداب و عقاید متنوعی بهرهمندند. دشمنان اسلام سعی میکنند با تمسک به مسائل قومی، نژادی، زبانی و مذهبی از تنوع این فرهنگها برای ایجاد تشنج در بین مسلمین استفاده کنند. چه خوب است که آحاد امت اسلامی با اعتصام به حبلالله و تمرکز روی مشترکات و اجتناب از تنازع، در راه عظمت اسلام و خذلان کفر و استکبار گام بردارند. بالاترین امید مصلحان روزگار ما به برآیند بیداری مسلمانان است و این همان پدیده مبارکی است که چهار ستون استکبار را در کشورهای اسلامی به لرزه درآورده است.