12 سال پیش هولناکترین فاجعه تاریخ معاصر اروپا رخ داد و بیش از هشت هزار مسلمان سربرنیتسایی توسط صربها قتل عام شدند و با گذشت این همه سال هنوز این پرونده به دلیل معیارهای دوگانه حقوق بشر اروپا در پیچ و خم عالیترین دادگاه سازمان ملل (دادگاه لاهه) سرگردان است.
فاجعه سربرنیتسا
دوازده سال پیش در 11 جولای سال 1995 (20 تیرماه 1374) فاجعهای انسانی در اروپا رخ داد که همواره از آن بعنوان هولناکترین فاجعه تاریخ معاصر اروپا یاد میشود. در این روز بیش از 8 هزار نفر از مسلمانان بوسنیایی در شهر سربرنیتسا به دست صربهای افراطی به طرز وحشیانهای کشته شدند. قتل و عام در سربرنیتسا نشات گرفته از زمانی دارد که در پی یک بیانیه پارلمانی، بوسنی در 15 اکتبر 1991 (23 مهرماه 1370) سفر خود را به سوی استقلال آغاز کرد. جمهوری بوسنی و هرزگوین در 6 آوریل 1992 (17 فروردین 1371) توسط اتحادیه اروپا و یک روز پس از آن از سوی آمریکا به رسمیت شناخته شد. ولی این به رسمیت شناخته شدنها در عرصه بینالملل، کمکی به تقویت ثبات در این کشور نکرد و خیلی زود درگیری بر سر کنترل اراضی بین سه قوم اصلی این جمهوری یعنی بوسنیاییها، صربها و کرواتها شدت گرفت. تلاشهایی از سوی جامعه بینالملل برای برقراری صلح در این کشور صورت گرفت ولی این تلاشها به حدی ضعیف بود که تاثیری نداشت. این درگیریها بویژه در شرق بوسنی یعنی در نزدیکی صربستان، بین بوسنیاییها و صربها بسیار شدید بود. صربها قصد داشتند تا بوسنی و هرزگوین را بخشی از کشور جمهوری صربستان نگهدارند چرا که اهمیت راهبردی زیادی برای منطقه سربرنیتسا قائل بودند. اکثریت جمعیت سربرنیتسا را بوسنیایی تبارها تشکیل میدادند و صربها این منطقه را بدون جمعیت مسلمانش میخواستند چون قصد داشتند در آینده کشوری یک دست و متشکل از صربها داشته باشند. صربها برای اینکه منطقهای صربنشین در شرق بوسنی ایجاد کنند و زمینه را برای تصرف این منطقه که در مجاورت صربستان قرار داشت هموار کنند پاکسازی نژادی را در سربرنیتسا آغاز کردند تا به این ترتیب همه بوسنیاییهای این منطقه یا کشته شوند و یا از این منطقه فرار کنند.
در پی چندین حمله مرگبار صربها به این منطقه و کشتارهای بیرحمانه که از سال 1992 (1371) آغاز شده بود بالاخره سازمان ملل متحد در 16 آوریل 1993 (17 فروردین 1372) با صدور قطعنامه 819، سربرنیتسا را منطقه امن اعلام کرد. در این قطعنامه قید شده بود: «طرفین درگیر و سایرین باید با سربرنیتسا به عنوان یک منطقه امن برخورد کنند که باید عاری از هرگونه حملات مسلحانه و اقدامات خشونتبار باشد. در اوایل سال 1995 (اواخر 1374) صلحبانان هلندی سازمان ملل متحد که در این منطقه مستقر بودند اعلام کردند که اوضاع این منطقه رو به وخامت گذاشته است. این صلحبانان که در ژانویه 1995 (دیماه 1374) وارد منطقه شدند چنان مورد بیتوجهی قرار گرفتند که به دلیل نداشتن سوخت مجبور بودند پیاده به گشتزنی بپردازند. کاهش شدید توان این صلحبانان هلندی در حالی صورت میگرفت که صربهای بوسنی حضور نظامی خود را در منطقه افزایش میدادند. در نهایت وقتی که تعداد این صلحبانان به 400 نفر رسیده بود، صربها بر منطقه تسلط نظامی پیدا کرده بودند.
در 11 جولای 1995 (20 تیرماه 1374) شدت وحشیگری صربهای افراطی به اوج خود رسید و قتل عام سربرنیتسا را رقم زد. در حالی که انبوه جمعیت مسلمان قصد خروج از شهر سربرنیتسا را داشتند، صربها جلوی اتوبوسهایی را که حامل بوسنیاییها بود گرفتند و به زنان اجازه حرکت به سوی مناطق تحت کنترل بوسنی را میدادند و مردان و پسران را از این اتوبوسها خارج و به مناطقی مشخص منتقل کردند. در نهایت این مردان و پسران بوسنیایی که سنشان بین 15 تا 78 سال بود را به طور وحشیانهای قتل عام کردند و در گورهای جمعی ریختند. با وجود گذشت بیش از یک دهه از زمان این قتل عام هنوز رهبران سیاسی و نظامی که این قتل عام را سازماندهی کردهاند، بازداشت نشدهاند و در فرار به سر میبرند. این فاجعه یادآور این حقیقت است که هولناکترین شکل تروریسم همواره بر ضد مسلمانان جهان صورت گرفته است و این فجایع انسانی چون علیه مسلمانان صورت گرفته، همواره مورد بیتوجهی و چشمپوشی کشورهای جهان و بویژه قدرتهای تاثیرگذار جهان واقع شده است. اما در سایر موارد مسلمانان بدون این که حتی جرمی علیهشان ثابت شود به طور وحشیانهای مورد بازجویی و محاکمه قرار میگیرند، همانطور که اکنون تعداد زیادی از مسلمانان بیگناه در بازداشتگاه گوانتانامو تحت شکنجه قرار دارند.
ناتوانی دادگاه لاهه
چند روز پیش عالیترین مرجع قضایی سازمان ملل (دادگاه لاهه) با اعلام اینکه صربستان نتوانسته است از نفوذ خود در میان صربهای بوسنی در راستای جلوگیری از نسلکشی مسلمانان سربرنیتسا استفاده کند، در حکم صادره دولت صربستان را از مسوولیت مستقیم و یا مشارکت در نسلکشی سربرنیتسا (واقعهای که در طول جنگ بوسنی در سالهای 1371 تا 1374) رخ داد مبرا کرد.
این حکم در حالی صادر شده است که رهبران صربستان، نتوانستهاند به تعهدات بینالمللی خویش مبنی بر مجازات عاملان نسلکشی سربرنیتسا عمل کنند. در عین حال بوسنی کشور صربستان را به دلیل این نسلکشی مسئول میداند اما این دادگاه سازمان ملل هنوز اعلام نکرده است آیا صربستان قصد داشته است «کل یا جزئی از» جمعیت مسلمانان بوسنی را از بین ببرد. با وجود رای اخیر دادگاهه لاهه، «کارلادل پونته» دادستان ارشد دادگاه لاهه پیشتر اعلام کرده بود به عقیده وی ناظران بینالمللی از قبل از قتل عام مردم شهر سربرنیتسا در بوسنی به دست نظامیان صرب بوسنی آگاهی داشتهاند اما هیچگونه تلاشی برای جلوگیری از این قتل عام انجام ندادهاند. این اولین اظهارنظر رسمی و علنی یک مقام جامعه بینالمللی در این زمینه محسوب میشود .دادستان ارشد دادگاه لاهه در مصاحبه با هفتهنامه فرانسوی «یاری ماج» گفت: قصد داشته در روند محاکمه «اسلوبودان میلوشوویچ» رئیسجمهور اسبق یوگسلاوی این قتل عام و دیگر مسائل مربوط به آن را مطرح نماید اما این مسائل به صورت رسمی به عنوان اسناد و مدارک رسمی پذیرفته نشده بود.
«کارلادل پونته» میگوید: اسلوبودان میلوشوویچ رئیسجمهور اسبق یوگسلاوی «رادووان کاراحیج» سرکرده اسبق سیاسی صربهای بوسنی و ژنرال «رانکو ملادیج» سرکرده سابق نظامی صربهای بوسنی حمله به شهر مسلماننشین سربرنیتسا را سازماندهی کرده بودند. به گفته وی این مطلب موضوعاتی اثبات شده و غیرقابل انکار هستند، کارلادل پونته حتی میگوید اسامی افرادی از جامعه بینالملل را که در نشستی در مورد این موضوع شرکت کردهاند در اختیار دارد دل پونته گفت: «ال گور» معاون سابق رئیسجمهور پیشین آمریکا حاضر به شهادت در این مساله شده اما از طرف دولت آمریکا به وی اجازه شرکت برای شهادت در دادگاه لاهه داده نشد». دل پونته میگوید: در مورد این که «ریچارد هالبروک» فرستاده ویژه آمریکا در طول مذاکرات سال 1996 میلادی (1375) با «رادووان کاراجیج» به توافقاتی مبنی بر اینکه رهبر صربهای بوسنی از سیاست کنارهگیری نماید، تردید وجود دارد اما تاکید میکند که به عقیده وی، آنها به نوعی توافق دست یافته بودند. این در شرایطی است که در مجامع بینالمللی و رسانههای قدرتمند جهان که در موارد متعدد تحت تاثیر لابیهای ضداسلام قرار گرفتهاند همواره سعی شود تا اسلام را مکتب تروریسم و خاورمیانه را زادگاه تروریسم جلوه دهند اما قتل عام سربرنیتسا به وضوح و به طور مستند نشان داد معیارهای حقوق بشر، دستاویزی برای کشورهای قدرتمند جهان است تا از منافع سیاسی خود دفاع کنند و اصول و سازمانهای بینالمللی که در ظاهر برای احقاق حقوق مظلومین برپا شدهاند، در مواقع ضروری به دلیل مصلحتاندیشیها و حتی پرهیز از مخاطرهپذیری، به داد مظلومان جهان نخواهند رسید، بویژه اگر این مظلومین مسلمان باشند.