* آقای دکتر، اخیراً همایش سیره دفاعی پیامبر اعظم(ص) را برگزار کردهاید، پرداختن و توجه به این مسأله، براساس چه ضرورتهایی انجام شد؟
** اگرچه در مورد همه جنبهها و زمینههای سیره رسول خدا(ص)، کنکاش و تحقیق زیادی انجام شده، اما یکی از مسایلی که تا حدودی مورد غفلت محققان، کارشناسان و پژوهشگران بوده و هست، موضوع سیره دفاعی پیامبر اعظم(ص) است. ما معمولاً به رسولالله(ص) به عنوان یک معلم اخلاق و به عنوان کسی که رسالتش صرفاً برای گسترش اخلاق، تهذیب انسانها و برای اعتلای ارزشهای معنوی و روحی است، نگاه میکنیم، ولی باید به این نکته هم اذعان داشته باشیم که پیامبر(ص)، قبل از هر چیز چون نیازمند تشکیل یک حکومت سیاسی است، ناگزیر است سپاهی را در برابر توطئه دشمنان و برای ایجاد امنیت داخلی و برخورد با تهدیدهای احتمالی تدارک ببیند. بر همین اساس میتوان گفت که رسول خدا(ص)، علاوه بر اینکه یک اسوه اخلاقی است، یک فرمانده نظامی هم هست و این دو ویژگی، توأمان در آن حضرت وجود داشته است. آن حضرت در کنار تعالی ارزشهای اخلاقی و الهی خود، در حقیقت به یک مدیریت استراتژیک دفاعی هم پرداخت و براساس همین ضرورت، به تشکیل سپاهی منسجم و مقتدر که لازمه ایجاد حکومت و استمرار آن بود، مبادرت ورزید.
در دوران حاضر نیز با توجه بر اینکه هجمههای زیادی علیه ما انجام میشود و تهدیدهای فراوانی پیرامون ما وجود دارد، ناگزیریم که براساس دستور صریح قرآن، خود را مجهز ساخته و به عبارتی آماده دفاع همهجانبه باشیم. تردیدی نیست که توجه به مدیریت دفاعی پیامبر(ص)، میتواند به عنوان یک الگوی مهم در این زمینه مورد توجه ما باشد. اگر رسولالله(ص)، به تعبیر قرآن کریم و در همه زمینهها «اسوه حسنه» نامیده شده، پس به تحقیق میتواند به عنوان یک اسوه دفاعی هم مورد توجه قرار گیرد.
* در سخنانتان، عمدتاً به مدیریت دفاعی ـ و نه نظامی ـ رسولالله(ص) اشاره میکنید. آیا استفاده از این تعبیر، دلیل خاصی دارد؟
** بله. مدیریت نظامی در حقیقت، مجموعه تدابیری است که یک فرمانده برای تهاجم و برای تعرض به مناطق همجوار و برای توسعه قدرت و قلمرو خویش طرحریزی میکند. به عبارتی میتوان گفت که در این گونه مدیریت، تا حدودی بحث تعرض و تهاجم مطرح است. ما در شریعت محمدی، به هیچوجه با موضوع تهاجم به مرزهای ایدئولوژی دیگران روبرو نیستیم، بلکه موضوع هدایت انسانها مطرح است و این هدایت هم به هیچوجه با تهاجم و با ابزارهای نظامی محقق نمیشود. با این استدلال، چنانچه بخواهیم یک تحلیل کلی روی مدیریت دفاعی یا نظامی پیامبر(ص) داشته باشیم، باید بگوییم که رسولالله(ص) اگر هر اقدامی را در محور نظامی علیه دشمن انجام داده، در حقیقت دفاع کرده است، یعنی آن حضرت قبل از آنکه حملهای را انجام دهد، مدافعهگر بوده و در هیچ یک از غزوهها و سریههای آن بزرگوار، تعرضی در کار نبوده است. پیامبر(ص) چنانچه جنگی را براساس «آفن» انجام داده و حملهای کرده، صرفاً به دلیل پیشگیری و برای جلوگیری از تهاجم دشمنان انجام داده است. براساس شواهد فراوان میتوان دریافت مدیریتی را که رسول اکرم(ص) در جنگها اعمال کرده، کاملاً یک مدیریت دفاعی است. در صدر اسلام، مرزهای عقیدتی و جغرافیایی مسلمانان، پیوسته در معرض تهدید و تهاجم دشمن قرار داشت. بنابراین براساس فرموده خداوند در قرآن کریم که مسلمانان را به مقابله به مثل سفارش فرموده، دفاع و مقابله به مثل را هرگز نمیتوان با تهاجم نظامی یکسان تلقی کرد.
* با توضیحاتی که در تبیین مدیریت دفاعی پیامبر(ص) ارائه کردید، این سؤال به ذهن میرسد که شاخصههای این مدیریت، چگونه و در چه عرصههایی ظهور و بروز پیدا نمود؟
** واقعیت این است که اگرچه مدیریت الهی پیامبر(ص)، در عرصههای مختلفی و با موفقیت هرچه تمامتر اعمال شده، ولی یکی از بهترین شاخصههای مدیریت آن حضرت، مدیریت دفاعی ایشان است. این مدیریت هم در عرصههای مختلفی چون بسیج نیروی انسانی، دفاع همهجانبه و مدیریت استراتژیک نظامی صورت گرفته است. به عبارت دیگر میتوان این گونه گفت که آن حضرت، طرحهای درازمدت و راهبردی را برای توسعه حکومت اسلامی و تأمین امنیت جامعه اسلامی، به مرحله اجرا در آورده بود. از ابعاد دیگر مدیریت که اتفاقاً در آن نیز، رسول خدا(ص)، ویژگیهای خاصی را از خود به نمایش گذاشت، مدیریت سازمان نظامی بود. به عبارتی آن بزرگوار، یک سازمان نظامی را پس از تشکیل مدیریت، کنترل و فرماندهی نمود و برای مقابله با تهدید دشمنان، از آن بهره گرفت. در حال حاضر، با مباحثی چون مدیریت پشتیبانی، تدارکات و خدمات رزم و امثال آن در حیطه مدیریت فرماندهی مواجه هستیم. همه این موارد، در عصر رسولالله(ص) نیز در حد اعلای خود وجود داشته که مجموعه رفتارهای حضرت در این زمینهها، از جمله شاخصههای مدیریتی حضرت محسوب میشود.
* تشکیل و سازماندهی نیروهای دفاعی برای ایجاد امنیت داخلی و مقابله با توطئه دشمنان را از ملزومات تشکیل حکومت اسلامی معرفی کردید. در عصر نوپای اسلامی، تأمین نیروهای انسانی سپاه رسول خدا(ص)، چگونه انجام میشد؟
** همانطور که گفتید، آن حضرت برای تشکیل سپاه اسلام، به نیروهای انسانی فداکاری نیاز داشت. در مرحله اول، مهاجرانی که با رسول خدا(ص) وارد مدینه شده بودند، پس از صدور اجازه جهاد توسط خداوند، در کنار پیامبر(ص)، به جهاد با مشرکان میپرداختند. شواهد تاریخی نشان میدهد که اولین غزوهها و سریههای صدر اسلام، فقط با حضور مهاجران صورت گرفته است، یعنی بسیج نیروی انسانی رسولالله(ص)، فقط معطوف به مهاجرانی بود که از مکه به مدینه هجرت کردهاند. بعدها که تهدیدها و توطئههای دشمنان، ابعاد گستردهتری به خود میگیرد، حضرت نیروهای غیرمهاجر را هم در نیروهای نظامی خود وارد مینماید. بر این اساس و در اولین غزوه بزرگ یعنی «بدر»، پیامبر(ص) از انصار هم استفاده کرد. در شرایطی که رسول خدا(ص) در غزوه بدر ناگزیر بود با دشمنانی که تعدادشان سه برابر سپاه پیامبر(ص) بود، مقابله کند. انصار مدینه نیز با رضایت قلبی خود، بسیج شده و به یاری سپاه اسلام شتافتند. انصار مدینه البته در ابتدا، تعهدی برای دفاع از پیامبر(ص) در خارج از مدینه نداشتند، بلکه براساس پیمان عقبه اول و دوم، باید از پیامبر(ص) در داخل مدینه حفاظت کرده و در خود شهر به جنگ احتمالی با دشمنان میپرداختند، اما وقتی که پیامبر(ص) از آنان خواست که به کمک دین خدا شتافته و به سپاه ایشان بپیوندند، آنان نیز با آغوش باز، به این دعوت حضرت لبیک گفتند. پس در این دوره، نیروهای انسانی رسولالله(ص) از دو دسته «مهاجر» و «انصار» تأمین میشد، ولی بعدها حضرت علاوه بر این دو دسته، از عربهایی که در قبایل اطراف مدینه حضور داشتند و حتی از افرادی که در مناطق مختلف یمن، شامات و شرق و غرب شبهجزیره بودند نیز در سپاه خود استفاده نمود. دو نکته جالب توجه در این بحث اینجاست که اولاً همه نیروهایی که در سپاه پیامبر حضور داشتند، نیروهای موسوم به «مطوعه» یا داوطلبانی بودند که فقط برای رضایت الهی و توفیق شهادت، در رکاب رسول خدا(ص) حضور یافته بودند و نکته دوم هم که میتوان آن را از برجستگیهای مدیریت دفاعی پیامبر اسلام(ص) محسوب کرد، توفیقات ایشان در جذب این نیروهای داوطلب بود. براساس شواهد موجود، تعداد سپاهیان پیامبر(ص)، در اولین غزوه؛ یعنی بدر، 313 نفر بوده است، حال آنکه پیامبر(ص) موفق میشود در یک پروسه 6 ساله یعنی در غزوه تبوک، این تعداد را به 30 هزار نفر برساند. این مسأله نشان از یک مدیریت بسیار عالی در جذب نیروی انسانی است که اتفاقاً موفقیتهای بسیار درخشانی را هم برای رسول خدا(ص) به ارمغان آورد.
* تجهیز سپاه اسلام و تأمین امکانات سختافزاری آن چگونه بود، تأمین این نیازها با چه شیوههایی انجام میشد؟
** در اول بحث اشاره کردم که رسول خدا(ص)، در مدیریت دفاعی خود، نگاه «انسانمحور» و «ابزارمحور» را توأمان اجرا میکردند. بنابراین وقتی که حضرت نیروهای انسانی را بسیج کرده و در خدمت جهاد قرار میداد، در کنار آن، به تکنولوژی و ابزار هم توجه دارد. به عبارت دیگر برای تأمین سلاح و تسلیحات و تنوع در آنها، به تولید سلاح و تأمین آن البته براساس نوع جنگها تلاش زیادی صورت میگیرد. یکی از این اقدامات، سفارشهایی بود که به سازندگان محلی برای تهیه سلاح، ارائه میشد. این تولیدکنندگان، شمشیرها، نیزهها و کمانهای سپاه اسلام را تأمین میکردند و پس از آنکه دامنه جنگها از صحرا به شهرها و قلعهها کشیده شد، به سلاحهای جدیدتری نیاز میشود. یکی از این سلاحها که برای تخریب قلعههایی چون قلعه خیبر مورد استفاده قرار گرفت، منجنیق بود. حضرت برای آموزش ساخت این سلاح، تعدادی از یاران خود را به منطقه یمن گسیل میدارد تا چگونگی تولید آن را یاد گرفته و در سپاه اسلام به کار گیرند. تحول در تسلیحات نظامی از جمله موضوعاتی بود که پابهپای تحولات دفاعی پیامبر(ص) انجام میشد.
* کسب اطلاعات نظامی چطور؟
** بحث اطلاعات در عملیات نظامی، یک بحث چندان جدیدی نیست، بلکه در دورههای مختلف تاریخی وجود داشته است. رسولالله(ص) برای آگاهی از تلاشها و هدف و رفتار دشمن، ناگزیر بود که از راههای مختلف، به کسب اطلاعات بپردازد و این کار هم با روشهای گوناگون انجام میشد، به گونهای که قبل از حمله دشمن به سپاه اسلام، پیامبر(ص) از تواناییهای آنان آگاه و به مقدار تجهیزات و تعداد نیروهایشان اشراف داشت. حضرت پس از ارزیابی این امکانات دشمن، به طراحی و برنامهریزی عملیاتی میپرداختند. به جرأت میتوان گفت که کسب اطلاعات برای پیامبر(ص) آن قدر اهمیت داشت که هرگز دیده نشد حضرت غزوه یا سریهای انجام داده باشند، ولی موضوع اطلاعات را در آن مورد توجه قرار نداده باشند. این اطلاعات هم همان طوری که گفتم از چند محور به دست میآمد. یکی از آن محورها، استفاده از افراد محلی بود، یعنی در داخل دشمن با یکسری از افراد، ارتباطاتی برقرار میشد و خبرهای سپاه دشمن به این شیوه به پیامبر(ص) میرسید.
یکی دیگر از شیوههای کسب خبر از اردوگاه دشمن، استفاده از خود مشرکان بود. کسانی که یا به خاطر نیاز مالی و یا به خاطر بعضی تعلقات قبیلهای و یا نسبی، حاضر به همکاری با سپاه اسلام نبودند، ولی با این حال مسلمان هم نبودند. «عیون» یا همان نیروهای خود نیز از جمله عواملی بودند که برای کسب اطلاعات از مواضع و اقدامات دشمن، به سپاه مقابل اعزام میشدند. در کنار کسب این اطلاعات، حضرت به حفظ آنها نیز اهمیت میداد، یعنی آن بزرگوار، با اتخاذ تدابیری اجازه نمیداد که اطلاعات سپاه اسلام به داخل سپاه دشمن درز پیدا کند. در برخی موارد که قرار بود غزوهای انجام شود، خیلیها حتی از مکان و زمان آن آگاه نبودند. در مواردی مشاهده میشد که حضرت براساس ضرورت و برای حفظ امنیت شهر، دستور میدادند که تمامی راههای مدینه مسدود شود تا با کنترل خروج و ورود مدینه، با جاسوسان دشمن مقابله گردد. اینها از جمله تلاشهایی بود که آن حضرت برای کسب اطلاعات نظامی دشمن و حفظ آنها انجام میدادند.
* بررسی جنگهای پیامبر(ص) نشان میدهد که حضرت تا حد امکان تلاش داشتند با کاهش درگیری و نزاع، از راههای تأثیرگذارتری برای گسترش تعالیم و حاکمیت اسلام استفاده نمایند. در پایان مایلیم این بخش مهم از سیره اخلاقی ایشان را نیز به بحث بگذارید...
** به نکته درستی اشاره کردید. واقعیتهای تاریخی مؤید این ادعاست که آن حضرت در هر کجا قبل از آنکه دست به شمشیر ببرند، سعی میکردند تا جایی که امکان دارد، از قلبها وارد شده و در واقع بر اراده و مقاومت دشمن تأثیر بگذارند. نمونه عالی و مثالزدنی برای این سخن، ماجرای فتح مکه است. «سونتزو» از استراتژیستهای قرن پنجم قبل از میلاد در چین معتقد است که فرمانده بزرگ، فرماندهی است که بتواند شهری را فتح کند بدون آنکه خونی از دماغ کسی جاری گردد. واقعیت این است که رسولا...(ص)، عملاً چنین کردند و بدون حتی یک مورد خونریزی، شهر مکه را فتح نمودند. ما در بحثهای قبلی، تمامی جنگ پیامبر(ص) را در زمره جنگهای دفاعی برشمردیم. در اینجا لازم به این توضیح است که حتی فتح مکه هم به نوعی دفاع تلقی میشود؛ زیرا مشرکان که با انعقاد قرارداد حدیبیه، در حالت صلح با رسول خدا(ص) بسر میبردند، با شکستن پیمان صلح، تعدادی از نیروهای تبلیغی حضرت را طی چند مرحله به شهادت رساندند. در اینجا پیامبر(ص) ناچار بود که برای تأمین امنیت مدینه و جلوگیری از گسترش تهاجم دشمن، مکه را به مرکزی برای توطئه کفار و مشرکان تبدیل شده بود، آزاد کند، اما موضوع بحث، چگونگی آزادسازی مکه است که موضوع سؤال شما هم هست. حضرت، مکه را با 10 هزار نیروی نظامی محاصره میکند و سعی دارد برای ایجاد وحشت در دل مشرکان، به یکسری عملیات روانی متوسل شود. یکی از این روشها، آن بود که حضرت دستور دادند هر کدام از افراد این سپاه 10 هزار نفری در هنگام شب، شعلهای از آتش را به دست گیرند. با این دستور پیامبر(ص)، تمامی صحرا و ارتفاعات اطراف مکه، مثل روز، روشن بود. مشرکان داخل مکه که از این همه عظمت سپاه اسلام، دچار آسیبهای روحی و روانی شده بودند، سست شده و این سستی بر مقاومت آنها تأثیر میگذاشت.
از سوی دیگر هم شاهدیم که حضرت با اعلام امتیازاتی برای بزرگان و سران مشرک مکه، سعی میکند آنان را از مقابله با سپاه اسلام بر حذر بدارد. برای مثال ایشان اعلام میکند هر کسی که به خانه ابوسفیان برود، در امان خواهد بود. هر کسی به مسجدالحرام پناه ببرد، جای او امن است. هر کسی که در خانه خود را ببندد و در منزل باشد و یا هر کسی که شمشیر علیه ما نکشد، در امان است و... این امتیازات پیامبر را میتوان به گونهای، خلع سلاح دشمن و شکستن مقاومت آنها تفسیر کرد. حتی حضرت وقتی که وارد شهر مکه شدند، دستورشان به سپاهیان این بود که: «خدا رحمت کند کسی را که بازوی خود را آشکار سازد.» منظور حضرت این بود که سپاه اسلام به جای جنگ و خونریزی، لازم است بازوان و مشتهای گره کرده خود را بلند کرده و تکبیر بگویند.
ده هزار نفر لباس احرام پوشیده و وارد مسجدالحرام شدهاند و در هنگام طواف، دستهای خود را بلند کرده و ندای تکبیر سر میدهند. این ابزار قدرت اسلام، آن چنان رعب و هراسی در دل دشمنان ایجاد کرده بود که اثرات آن با هیچ عملیات نظامی قابل قیاس نبود. بررسی این نمونههای تاریخی نشان میدهد که رسول خدا(ص)، قبل از آنکه به مانند فاتحان به ظاهر بزرگ، دست به شمشیر ببرد و به خونریزی اقدام نماید، در جستجوی راههای بهتری برای غلبه بر دشمنان خود بوده است. حتی حفظ منابع طبیعی و حیاتی سرزمینهایی که به تصرف سپاه اسلام در آمده بود، از جمله تأکیدهای همیشگی پیامبر بزرگوار اسلام بود.
حضرت با سپاهیان خود، خیلی راحت وارد شهر مکه میشود، بدون آنکه خانهای ویران شود و یا مزرعهای تخریب و یا حتی نخلی قطع گردد. این اقدامات و سفارشهای حضرت، در حقیقت عمل به حقوق واقعی بشر بود که در سیره ارزشمند آن بزرگوار، به تصویر کشیده میشد.