*این روزها از گسترش دموکراسی در خاورمیانه بحث به میان میآید و آیا این که منطقه خاورمیانه آمادگی حرکت به سمت دموکراسی را دارد یا خیر؟ این پرسش را به نحوی دیگر نیز میتوان مطرح ساخت و آن این است که آیا آمریکا آمادگی تحمل دموکراسی را دارد؟
**به نظر من دموکراسی روندی تدریجی است. اگر به روند دموکراسی در انگلیس توجه کنید خواهید دید که روند دموکراسی در این کشور چندین نسل به طول انجامید. دموکراسی از طریق حقوق برابر به دست میآید. برای مثال اگر بخواهیم کشوری را به زور گلوله و بمب اشغال کنیم و سپس دموکراسی را به زور به آن کشور تحمیل کنیم این کار امکانپذیر نخواهد بود. اگر به مثال عراق توجه کنید متوجه خواهید شد که عراق در گذشته کشور مستقلی بوده است اما آمریکا با اشغال این کشور و در مدت 2 سال ادعا میکند که دموکراسی را در عراق گسترش داده است، در حالی که چنین چیزی امکان ندارد. نمیتوان در کشوری که قرنها نظام قبیلهای حکمفرما بوده در مدت کوتاهی دموکراسی برقرار ساخت. اگر آمریکا گمان میکند که با اعمال زور میتوان در عراق دموکراسی را گسترش داد باید بداند که سخت در اشتباه است.
*چه نوع از دموکراسی در عراق برای آمریکا قابل قبول است؟
**به نظر من تنها دموکراسی قابل قبول برای آمریکا در عراق دموکراسیای است که جورج بوش آن را قبول داشته باشد. جورج بوش فرد جنگطلبی است و اعتقادی به گفتگو ندارد. حمله آمریکا به عراق کار بسیار نابخردانهای بود. در واقع بوش و بلر در فکر تغییر رژیم در عراق بودند، نه در فکر دموکراسی و اکنون شاهد آن هستیم که عراق درگیر جنگ داخلی شده است و با ادامه وضعیت فعلی و اشغال عراق، این کشور بار دیگر شاهد ظهور رهبران قبیله خواهد بود.
*به نظر شما آیا آمریکا در عراق از حکومتی غیردموکراتیک و فاسد که در خدمت منافع آمریکا میباشد حمایت
میکند، یا حکومتی دموکراتیک که منافع آن با منافع آمریکا در تضاد است؟
**به اعتقاد من آمریکا در عراق از حکومتی حمایت میکند که منافع این کشور را تامین کند. اگر جورج بوش به آزادی مردم عراق اعتقاد داشت مردم این کشور را به خاک و خون نمیکشید و گرفتار وضعیت کنونی نمیکرد. در واقع یکی از اهداف دولت آمریکا از حمله به عراق مسائل اقتصادی و تضمین جریان نفت عراق و تسلط بر منابع نفتی این کشور بود. اکنون مردم آمریکا با آگاهی از این واقعیات به مخالفان سرسخت حمله آمریکا به عراق تبدیل شدهاند و اکثر آنها با ادامه اشغال عراق مخالف هستند.
*با توجه به آنچه گفتید، وضعیت فعلی عراق را چگونه ارزیابی میکنید؟
**به نظر من اکنون عراق در آستانه جنگ داخلی قرار دارد و آمریکا در عراق از نظر استراتژیک شکست خورده است و این کشور وضعیت فاجعهباری دارد. باید به یاد داشته باشیم که عراق با القاعده و حادثه 11 سپتامبر ارتباطی نداشت ولی این کشور اکنون دارد بهای سنگینی را برای ماجرایی که هیچ دخالتی در آن نداشت میپردازد. من قبول دارم که صدام فرد مستبدی بود اما حکومتهای مستبد و غیردموکراتیک بسیاری در جهان وجود دارند که آمریکا سخنی از گسترش دموکراسی در آنها به میان نمیآورد.
*دلایل حمله آمریکا به عراق چه بود؟
**پس از حملات 11 سپتامبر، جورج بوش به دنبال بهانهای بود که فردی را مقصر قلمداد سازد و از آنجا که نمیتوانست اسامه بنلادن را ـ که در کوههای افغانستان مخفی شده بود ـ بیابد صدام حسین را برای اجرای سیاستهای خود انتخاب و عراق را مقصر ماجرای 11 سپتامبر قلمداد کرد و به این کشور حمله کرد. حمله به عراق نه تنها باعث امنیت عراق و جهان نشد بلکه باعث افزایش تروریسم در عراق و جهان شد و بمبگذاریهای لندن نتیجه سیاستهای اشتباه دولت بوش و بلر و حمله به عراق است.
*آنطور که شنیدهام فرزند شما در عراق کشته شده است. از این گذشته شما در گذشته فعالیتهای ضدجنگ بسیاری در بریتانیا داشتهاید و در مقالات خود از سیاستهای جنگطلبانه بلر بشدت انتقاد کردهاید، ممکن است در این خصوص توضیح دهید؟
**بله. پسر من در عراق کشته شده است. او در واقع قربانی جنگ عراق شد مخالفت من با جنگ عراق به این علت است. همانطور که اشاره کردم عراق رابطهای با اسامه بنلادن و حملات 11 سپتامبر نداشت. پیش از حمله به عراق تونی بلر در پارلمان اظهار کرد که اگر صدام حسین سلاحهای کشتار جمعی خود را تحویل دهد میتواند در قدرت باقی بماند اما عراق دارای سلاحهای کشتار جمعی نبود. در واقع ادعای وجود سلاحهای کشتار جمعی در عراق بهانهای برای حمله به این کشور بود. دلیل عصبانیت من از بلر این بود که او به مردم بریتانیا و به من و پسرم دروغ گفت و سربازان بریتانیا جان خود را به خاطر جنگی از دست دادند که مغایر قوانین بینالمللی بود و سازمان ملل از آن حمایت نکرد.