روابط ایران و مصر در سالهای اخیر دستخوش تغییر و تحولات نچندان مطلوب شده است. چرائی این تحولات نامیمون دستمایه پژوهش شماری از تحلیگران و پروهشگران در این حوزه شده است که شاید در نوع خود نوید خوشایندی برای ارتقای سطح روابط باشد. برای تبیین فراز و نشیبها در روابط این دو کشور بایسته است که با بازبینی در روابط دهههای گذشته و علل و عوامل واگرایی روابط، سعی شود راهی برای رفع برخی سوءتفاهمها جستجو کرد.
با بررسی اجمالی روابط ایران و مصر میتوان چنین عنوان نمود که سابقه روابط این دو کشور به دوران هخامنشیان باز میگردد. بعد از پیدایش اسلام، روابط دو کشور وارد مرحله جدیدی شد. در دوره جدید روابط سیاسی ایران و مصر در سال 1921میلادی با گشایش سفارت ایران در قاهره و در سال 1925با افتتاح سفارت مصر در تهران، آغاز شد و در سال 1960به برخی ملاحظات، مصر روابط خود را با ایران قطع کرد. در سال 1970 به دنبال مرگ جمال عبدالناصر مجددا روابط دو کشور برقرار گردید. در 1979 به علت انعقاد قرارداد کمپ دیوید و به دستور حضرت امام(ره) روابط سیاسی ایران و مصر به صورت کامل قطع شد. از آن سال تاکنون، به دلایل مختلف روابط دو کشور فراز و نشیبهایی داشته است و از جمله آنها ادعای حمایت ایران از گروههای جهادی، مداخله ایران در مسایل خاورمیانه، بویژه فلسطین است که مصر این منطقه را به عنوان حوزه داخلی خود و حوزه امنیتی خود تلقی میکند و مصر نیز با دخالت در حوزه خلیج فارس و مطرح کردن موضوع جزایر سهگانه روابط دو کشور را با چالش روبرو کرده است.
به راستی چه عواملی باعث واگرائی در روابط این دو کشور با آن همه پیشینه تاریخی شده است و چگونه میتوان روابط دو کشور را توسعه داد؟
اشتراکات این دو کشور در منطقه خاورمیانه و موئلفههایی که میتوان براساس آن روابط این دو کشور مستحکمتر شود چیست؟
با دیدار سیدمحمد خاتمی رئیسجمهور سابق ایران و حسنی مبارک رئیس دولت مصر در ژنو و در حاشیه اجلاس بینالمللی ارتباطات، به نظر میرسید فصل نوینی در روابط ایران و مصر آغاز شده باشد ولی این چنین نشد و همچنان این روابط در هاله از ابهام قرار دارد.
ریشهای اختلافات و سوءتفاهمات دو کشور چیست؟
میگویند در تاریخ اولین تنشها میان این دو کشور به دوران تسلط حکومت عثمانی برمیگردد که زمینههای رقابت را میان مصر با حاکمیت عثمانی و ایران با حاکمیت دولتهای شیعی باعث گردید. ورود استعمار انگلیس و تحولات بعد از جنگهای جهانی اول و دوم سبب شد که ایران و مصر به عنوان دو قطب اصلی در دنیای اسلام به رقابت بپردازند. تکهتکه شدن دنیای اسلام و تودههای عرب بعد از سقوط عثمانی و حضور قدرتهای اسلامی در خاورمیانه، زمینههای دوری، سوءتفاهم و چالش میان دولتهای اسلامی را در خاورمیانه فراهم کرد و مصر به اتکای جمعیت، پیشینه تاریخی و تمرکز جریانات اسلامگرا به محور اصلی و کانون پرجنب و جوش تلقی سیاسی ـ ایدئولوژیک خاصی از اسلام تبدیل شد و ایران نیز با توجه به فضای سیاسی ـ ایدئولوژیک متأثر از رشد تفکر شیعی، به کانون پرفراز و نشیب اسلام پویا و مترقی تبدیل گردید.
بعد از شکلگیری دولتهای مستقل در دهه 1920، روابط ایران و مصر در شکل نوین خود و در چارچوب روابط دیپلماتیک میان دو دولت آغاز شد. در سال 1921 برای اولین بار سفارت ایران در قاهره گشایش یافت و 4 سال بعد در سال 1925، مصر اقدام به تأسیس سفارت در ایران کرد. این روابط تا دهه 1970 با فراز و نشیبهایی روبرو بود. در بررسی روند روابط این دو کشور به تقسیمبندی اجمالی آن میپردازیم:
دورههای روابط ایران و مصر: دوره اول، از سال 1921 تا 1961: در این دوره دو کشور، متأثر از اراده قدرت استعماری انگلیس، روابطی عادی بیتحرک داشتند که در سال 1961با روی کار آمدن جمال عبدالناصر، رئیسجمهور ملیگرای مصر با چالشهایی روبهرو شد. دوره دوم از 1961 تا 1970: در این دوره با روی کار آمدن جمال عبدالناصر زمینه برای تیرگی روابط میان مصر و ایران فراهم شد.
از عوامل تیره شدن روابط و کشور در این دوره میتوان به سیاستهای ضداستعماری و ضدصهیونیستی و همچنین ایده پان عربیسم جمال عبدالناصر و نزدیکی شاه ایران به رژیم صهیونیستی و آمریکا و همچنین ایده پان ایرانیسم محمدرضا پهلوی اشاره کرد.
دوره سوم 1970 تا 1979: در این دوره پس از درگذشت جمال عبدالناصر و در سال 1972 و پس از خیانت انورالسادات، جانشین عبدالناصر و سازش با صهیونیستها، و امضای پیمان کمپ دیوید زمینه برای مداخله قدرتهای خارجی از جمله آمریکا، انگلیس و رژیم صهیونیستی فراهم شد و بدین ترتیب ارتباط میان دولت غربگرای محمدرضا پهلوی و انورالسادات تقویت شد و از این زمان، روابط ایران و مصر گسترش یافت، به گونهای که دولت شاهنشاهی ایران و دولت مصر به دو متحد استراتژیک غرب تبدیل شدند.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران روابط ایران و مصر به شدت تیره شد که از مهمترین عوامل این تیرگی روابط امضای پیمان کمپ دیوید و شناسائی رژیم صهیونیستی توسط انورسادات بود.
عوامل واگرایی دو کشور مصر و ایران بعد از انقلاب اسلامی: امضای قرارداد کمپ دیوید بین مصر و رژیم صهیونیستی، اتهامات مصر به ایران و حمایت از جنبشهای اسلامی مصر، همکاری نزدیک نظامی مصر با آمریکا، حمایت مصر از عراق در جنگ تحمیلی از مهمترین دلایل واگرایی ایران و مصر در این دوران بود. ولی در واقع مهمترین علتی که باعث قطع روابط شد، شناسایی رژیم صهیونیستی و امضای معاهده بین مصر و رژیم صهیونیستی بود. پس از پیروزی انقلاب، روابط دو کشور به طور کامل قطع شد ولی به علت حجم بالای سرمایهگذاریهای اقتصادی ایران در مصر، دو کشور در چارچوب حفظ منافع، دفاتری برای پیگیری مسائل و مشکلات اقتصادی و فرهنگی به وجود آوردند.
مصر در دهه اول پیروزی انقلاب اسلامی به علت همگرایی با آمریکا و همراهی با رژیم صهیونیستی و حمایت از عراق به یکی از کانونهای دشمنی با ایران تبدیل شد. حمایت ایران از جنبش انقلابی و مردمی در فلسطین، زمینههای چالش میان ایران و مصر را که در دو سوی طیفهای معارضهجویی در خاورمیانه قرار داشتند، گسترش داد.
اما از دهه دوم انقلاب اسلامی، با سرخوردگی اعراب از طرحهای سازش و نیز فشارهای آمریکا بر اعراب برای پذیرش خواستههای نامشروع رژیم صهیونیستی، زمینه برای برخی همگراییها میان مجموعه کشورهای اسلامی از جمله ایران و مصر فراهم گردید اما این مسأله نتوانست تغییری در رویکردهای سیاسی دو کشور به وجود آورد. تنها تحول مهم در دهه دوم انقلاب اسلامی، مبادلات فرهنگی، علمی و افزایش رفت و آمد چهرههای دینی، علمی و فرهنگی به دو کشور و فعال شدن برخی نهادهای فرهنگی بود. اما شکست طرحهای سازش با رژیم صهیونیستی، به دلیل رشد و گسترش انتفاضه و روی کار آمدن دولت تندرو و افراطگرای شارون، حوادث یازدهم سپتامبر 2001 که اساساً پیامدهای آن تاثیر عمیقی بر کشورهای خاورمیانه از جمله مصر باقی گذاشت و سیاست تهاجمی آمریکا علیه مسلمانان و فشار به کشورهای عربی در فرایند تحولات سیاسی دو کشور تغییرات محسوسی به وجود آورد.
به هر حال دورنمای روابط ایران مصر به نظر روشن میآید. این دو کشور در سالهای اخیر سعی در توسعه روابط با یکدیگر را داشتهاند و گامهای مشترکی را نیز در این راه برداشتهاند که هنوز مستحکم نشده است. با توجه به رویدادهای اخیر در مصر از جمله انتخابات قانونگذاری و پیروزیها احزاب مختلف در این کشور که از آزادیهای بیشتر در مصر حکایت دارد به نظر میرسد آینده روابط این دو کشور رو به افزایش است که نیاز به زمانی بیشتر را میطلبد. خواست مردم مسلمان مصر، دوری جستن از سیاستهای گذشته و ورود به روزگاری نو با سیاستهای مستقل ملی فارغ از دخالتهای آمریکا است.
اوضاع و تحولات منطقهای و بینالمللی بالاخص سردی روابط آمریکا و اعراب پس از حوادث 11 سپتامبر فرصت مغتنمی برای توسعه روابط ایران و مصر فراهم کرده است.
دیدگاههای مشترک ایران مصر بویژه در خصوص عاری شدن منطقه خاورمیانه از سلاحهای کشتار جمعی میتواند زمینهساز روابط مستحکمتر از پیش در این منطقه باشد. همگرایی این دو کشور در خاورمیانه میتواند آثار و پیامدهای مثبتی داشته باشد و این آثار زمانی ماندگار و پایدار و مؤثر است که تصمیمهای دو کشور راهبردی و مبتنی بر منافع ملی باشد. نارضایتی مردم مصر از مداخلات آمریکا را میتوان جدا از پیشنه مثبت ارتباطات این دو کشور زمینهساز ارتقای روابط دو ملت را در پیش داشته باشد.
جدای از این موضوع نگرش سران مصر نیز با چرخشی محسوس خواستار ارتقای روابط با ایران هستند اظهارات حسنی مبارک که اعلام کرده بود پیمان کمپ دیوید برای گذشته است و دیدار با خاتمی در ژنو موید این مدعاست که اتحاد این دو کشور اسلامی که در مناطقی بسیار حساس قرار دارند میتواند در روند پیشبرد منافع ملی و منطقهای دو کشور بسیار موثر باشد که به نظر میرسد رژیم صهیونیستی از این اتحاد چندان خرسند نخواهد شد.