علیرضا رجایی / روزنامهنگار
متاسفانه از مسائل پشت پرده هستهای اطلاع دقیقی در دست نیست اما سیر ماجراها نشان میدهد نشانه قاطعی حاکی از مسیر سازش که مبتنی بر منافع ملی باشد، وجود ندارد. البته طی هفتهای که گذشت برخی مواضع لاریجانی نشان میداد که دارند به سازش نزدیک میشوند ولی هنوز با قاطعیت نمیتوان صحبت کرد و نشانهای هم به مردم داده نشده در حالی که مردم حق دارند از مسیر موجود آگاه باشند. چیزی که روشن است مسیرهای توافق همهجانبه هنوز بسته نیست و غرب نیز همواره اعلام کرده که مسیر مذاکره همیشه باز است. موضوع کره شمالی و مواضع برادعی هم تاییدی بر این است که راه برای مذاکره بسته نیست و مسیر توافق باز است. در یکی، دو هفته اخیر نیز مواضع ایران کمی یکپارچهتر شده و ظاهرا از روشهای مرسوم گذار پیدا کردهایم و یک موضع معقولی در ایران حاصل شده و دوگانگی در مواضع کاهش پیدا کرده است. اگرچه نباید فراموش کنیم در نوبت قبلی که پرونده ایران به شورای امنیت رفت نیز تا آخرین لحظات همواره بر مورد «راه برای مذاکره باز است» تاکید میشد اما عدم انعطاف موجب شد تا پرونده ایران به شورای امنیت ارجاع شود. از این رو ما با قاطعیت میتوانیم بگوییم بخشی از گروههای ذینفوذ که نگران نیستند، مواجهه را به نفع ایران میدانند زیرا فکر میکنند که آمریکا در منطقه درگیر است و نمیتواند دروازه جدیدی روی ایران بگشاید. یعنی به نظر میآید که یک هسته سخت مقاومت داریم که ممکن است در دقایق آخر مسیر سازش را کور کنند.
از این رو به دو جهت ما حتما در صورت اینکه به تفاهم نرسیم در مقابل سیاستهای سختگیرانه قرار میگیریم.
1ـ باید توجه کنیم پرستیژ در نظام بینالملل جزو اهرمهای قدرت است و نظام بینالملل که اکنون اینگونه در قبال پرونده هستهای ایران موضع گرفته، نمیتواند یک شبه از مواضع خود عدول کند و جان بولتون، نماینده سابق آمریکا در شورای امنیت نیز به صراحت به چنین نکتهای اشاره کرده بود. البته این مورد درباره مواضع ایران نیز صادق است.
2ـ صرفنظر از عضویت ایران در آژانس بینالمللی انرژی هستهای و حقوقی که برای ایران در آن حوزه متصور است، بدبینیهایی درباره ایران وجود دارد که اگرچه ایران آنها را به رسمیت نشناخته باید کارهایی صورت گیرد که این بدبینیها به خوشبینی تبدیل شود که متاسفانه ما در این راه موفق نبودهایم چرا که بخشی از حاکمیت یا قدرت موجود در عرصه نظام بینالملل را نپذیرفته یا در ارزیابیهای خود نمیتواند آنها را همانگونه که هستند، جدی بگیرد. در این نکته تردید نیست که مواضع بینالمللی در قبال ایران مواضع غیرقابل عدولی است و هر گفتوگو تنها در آن چارچوب امکانپذیر است. به خصوص که در حال حاضر نظام بینالملل در راه اهداف خود توانسته حمایتهای منطقهای را نیز جلب کند. به نظر میآید اگر آن جناحی که پیش از آن گفتیم که ترس از مواضع بینالمللی و تحریمها ندارد و کشور را به آن سمتوسو سوق میدهد مسلط شود در آن صورت است که باز هم در دقایق آخر راهها مسدود خواهد شد و همانطور که در دفعه پیشین هم دیدیم پس از تصویب قطعنامه اول با اینکه چندان شدید نبود اما قدرت ایران دائم محدود شد. شان به دست آمده در جنگ 33 روزه هماکنون در حال افول است و در داخل و خارج نیز دائم بحران ایجاد میشود و اگر فرصتها را از دست بدهیم و در بنبست وارد گفتوگو شویم، آن وقت امتیازات کمتری خواهیم گرفت.