قاسم غفوری
دموکراتها در حالی در انتخابات میان دورهای آمریکا پیروز شدند که سیاستهای آنها بر اصل فعالیت و تبلیغات برای انتخابات ریاست جمهوری 2008 استوار گردید و این موضوع میتواند دگرگونیهایی در عملکرد دولتمردان کاخ سفید در پی داشته باشد.
با توجه به شعارهای تبلیغاتی دموکراتها و با عنایت به این اصل که انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در سال 2008 برگزار میگردد و احزاب (دموکرات و جمهوریخواه) از هماکنون برای پیروزی در آن رقابتهای خود را آغاز کردهاند، دموکراتها تلاش بسیاری را برای استمرار فعالیتهای انتخاباتی انجام میدهند. این سیاستها که بیشتر در چارچوب مخالف با طرحهای جمهوریخواهان میباشد (با توجه به نگاه منفی مردم بر جمهوریخواهان) در دو عرصه سیاست داخلی و خارجی قابل اجرا میباشد.
الف) در عرصه سیاست داخلی: با توجه به اینکه دموکراتها صرفا قوه قانونگذاری (کنگره) را در اختیار دارند و از توانایی اجرایی چندانی برخوردار نیستند فعالیتهای آنها بیشتر در عرصه سیاست داخلی اجرا میگردد. سیاستهای اشتباه جمهوریخواهان در عرصه داخلی این فرصت را برای آنها ایجاد میکند که از این امر برای تبلیغات بیشتر بهرهبرداری نمایند در حالی که عملکرد خود را بر چند محور استوار میسازند.
1) دموکراتها همواره بر اصل رفاه عمومی، مبارز با فقر، تکمیل زیرساختهای اجتماعی، اقتصادی و... تاکید دارند. در شرایط کنونی سیاستهای آنها بر افزایش بودجههای عمرانی و رفاهی به جای نظامی، کاهش محدویتهای اعمال شده توسط کاخ سفید در زمینه آزادی بیان، کاهش فضای امنیتی، بهبود شرایط اقتصادی تدوین و اجرا میگردد.
2) از چالشهای اساسی دموکراتها با کاخ سفید نحوه چینش دولت و حضور افراطیون در راس کار میباشد. دموکراتها بارها تاکید کردهاند که در صورت پیروزی در انتخابات میان دورهای اولویت کاری خود را بر مقابله با عملکرد افراطیون و بعضا خروج آنها از دولت تدوین مینمایند. با عنایت به این نگرش میتوان گفت که برخی از نزدیکان بوش نظیر بولتون، مشاورین ارشد کاخ سفید و حتی رایس میتوانند در چارچوب طرحهای دموکراتها برای اصلاح دولت قرار بگیرند. چنانکه بیش از این دونالد رامسفلد وزیر دفاع جای خود را به رابرت گیتس واگذار کرد.
3) نکته اساسی برای دموکراتها در عرصه داخلی ایجاد شرایط برای ریاست جمهوری هیلاری کلینتون نامزد انتخابات 2008 میباشد آنها با تعیین نانسی پلوسی به ریاست مجلس تلاش دارند تا از هماکنون نقش و جایگاه زنان در سیاست دموکراتیک خود را برجسته نمایند تا ضمن ایجاد شرایط برای حضور هیلاری کلینتون در انتخابات آراء زنان در سال 2008 برخوردار گردند.
ب) در عرصه سیاست خارجی: عملکردهای دموکراتها همواره بیانگر این اصل میباشد که آنها برای حفظ نفوذ و اجرای سیاست خارجی به جای سیاست جنگطلبانه که دکترین جمهویخواهان است بر امور دموکراتیک مذاکره و اعمال فشار براساس خواست سازمان ملل و حقوق بشر تاکید دارند. بر این اساس آنها در تلاش خواهند بود که با این موازین، دگرگونیهایی در سیاست خارجی ایالت متحده ایجاد نمایند هرچند که حضور جمهوریخواهان در کاخ سفید مانع از اجرای کامل طرحهای آنها میگردد.
1) بخش اصلی سیاست دموکراتها در سیاست خارجی معطوف به تحولات عراق میباشد. آنها که در طول مبارزات انتخاباتی بر اصل شکست جمهوریخواهان در عراق تاکید داشتند اکنون ناچارند که دگرگونیهایی را در قبال عراق ایجاد نمایند. هرچند که خروج اشغالگران طرحی نیست که دموکراتها به دنبال آن باشند اما تعدیل نیروها، واگذاری امور به نیروهای امنیتی عراق، برقراری ارتباط با کشورهای منطقه برای مشارکت در حل بحران امنیتی میتواند در دستور کار آنها باشد.
2) دموکراتها همواره نشان دادهاند که برای حفظ موقعیت خود در خاورمیانه بویژه جهان عرب و کشورهای اسلامی اهمیت ویژهای قائل میباشند. آنها برخلاف جمهوریخواهان نه براساس اصل زور و تهدید بلکه با عنوان دموکراسی و حقوق بشر برای این مهم تلاش میکنند. بر این اساس حضور اولین نماینده مسلمان در کنگره آمریکا که از جانب دموکراتها میباشد میتوان اقدامی برای بهبود وجهه آمریکا میان کشورهای اسلامی و در نهایت بهرهگیری از این امر برای کسب آراء مسلمانان در انتخابات ریاست جمهوری 2008 میباشد. گسترش روابط دیپلماتیک با کشورهای اسلامی بویژه در خاورمیانه از چارچوبهای کاری دموکراتها میباشد.
3) نکته قابل تامل در سیاست دموکراتها توجه ویژه آنها به تحولات فلسطینی میباشد. هرچند که آنها بر اصل حمایت همهجانبه از رژیم صهیونیستی تاکید دارند اما این امر را در قالب طرحهای سازش و مذاکره پیگیری میکنند. بسیاری از قراردادهای صلح میان رژیم صهیونیستی و فلسطینیان و کشورهای اسلامی و مجامع بینالمللی در زمان دموکراتها منعقد گردیده در حالی که جمهوریخواهان بر اصل تجهیز نظامی و آزادی عمل در توسعه اراضی و کشتار فلسطینیان استوار میباشد. بر این اساس میتوان گفت که سرزمینهای اشغالی فلسطین در آینده شاهد تحولات بسیاری میتواند باشد که بیشتر در قالب طرحهای صلح ارائه میگردد.
4) در نهایت سیاست دموکراتها در قبال تحولات مهم جهانی نظیر پرونده هستهای ایران و کره شمالی، افزایش موج آمریکاستیزی در اقصی نقاط جهان، مقابله با فعالیت قدرتهای بزرگ نظیر چین، روسیه، اتحادیه اروپا را میتوان بر دو محور مذاکره و اقدام در چارچوب سازمان ملل متحد ارزیابی نمود. البته این نکته قابل ذکر است که عملکرد دموکراتها چندان با جمهوریخواهان متفاوت نمیباشد و صرفا در روش متفاوت است.
براساس آنچه ذکر شد میتوان گفت که دموکراتها بیش از آنکه به دنبال اصلاح ناکارآمدی جمهوریخواهان باشند تلاش خواهند نمود تا از موقعیت بدست آمده برای تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری 2008 بهرهبرداری نمایند. البته این نکته قابل ذکر است که تلاش آنها بیشتر در چارچوب سیاست داخلی میباشد و در سیاست خارجی به صورت محدودتری اجرا میگردد، چرا که قوه مجریه همچنان در دستان جمهوریخواهان میباشد لذا نمیتوان دگرگونی زیادی در کارکردهای بینالمللی ایالات متحده انتظار داشت هرچند که شکست جمهوریخواهان و معطوف شدن آنها به مقابله با دموکراتها میتواند تا حدودی نقش آمریکا در معادلات بینالمللی را فرو کاسته و حتی آن را تعدیل نماید به گونهای که اصل از تقابل نظامی به مسائل حقوق بشر مبدل گردد.