تاریخ انتشار : ۱۱ آذر ۱۳۸۷ - ۱۲:۱۹  ، 
کد خبر : ۶۲۶۰۹
تلاش اشغالگران برای ماندن در منطقه:

تفرقه مذهبی، راهبرد آمریکا در عراق

مقدمه: در روزهای اخیر، سنای آمریکا قانونی را به تصویب رساند که برخی از اعمال و اشکال شکنجه را قانونی می‌کند از آن جمله می‌توان به ممانعت از به خواب رفتن، نگهداشتن شخص در وضعیت‌های استرس‌آور، قرار دادن شخص در تماس مستقیم با منبع گرما، سرما یا آب اشاره کرد. قوانینی از این دست حاصل افشای رسوایی نظامیان آمریکایی در ابوغریب و گوانتانامو است و اکنون مقامات آمریکایی سعی دارند با یافتن توجیهات قانونی برای رفتارهای نظامیان خود به نوعی بر اقدامات غیراخلاقی آنها سرپوش بگذارند. با این وجود نباید فراموش کرد ارتش آمریکا از دیرباز از اینگونه شکنجه‌ها استفاده می‌کند. در روز 11 سپتامبر جوشوا کاستیل از نظامیان آمریکایی در عراق، استکهلم در شهر استکهلم یونیفورم نظامی خود را به تن کرد و سخنرانی خود را با این جمله آغاز کرد: من در ابوغریب بازجو بودم. وی در مصاحبه‌ای با رادیو فرانسه صدا و سیمای جمهوری اسلامی از ابعاد مختلف تجربه خود در عراق گفته است که با هم می‌خوانیم:

* آیا شما در ابوغریب بازجو بودید؟

** بله، در تمام مدت ماموریت هشت‌ ماهه خود در عراق، من با عنوان بازجو در زندان معروف ابوغریب خدمت می‌کردم. من پس از ماجرای معروف بدرفتاری با زندانیان و انتشار عکس‌ها در مطبوعات بین‌المللی وارد بغداد شدم ماموریت من این بود که چهره تازه‌ای را ابوغریب ارائه کنم که با احترام کامل به اصول حقوق بشر تطابق داشته باشد. اما همکاران من معمولا در واحدهای سیار خدمت می‌کنند و برای بازجویی از زندانیان همیشه تغییر محل می‌دادند.

آنها به من می‌گفتند، شکنجه‌ها همچنان ادامه دارند. بعضی از آنها برای من تعریف می‌کردند که با چشمان خود دیده‌اند که روی زندانیان آب سرد می‌پاشند و سپس آنها در مقابل دستگاه تهویه هوا قرار داده می‌شوند. این وضعیت ممکن است حتی باعث مرگ زندانی شود. برخی نیز نقل می‌کنند که زندانیانی را در ابوغریب دیده‌اند که با لبه صاف چکش به آنها ضربه وارد می‌شد تا آنجا که استخوان‌هایشان خرد می‌شد.

* آیا می‌دانید از تجربه شخصی خودتان در رابطه با بازجویی‌ها سخن بگویید؟

** من شخصا در 130 جلسه بازجویی‌ها حضور داشتم این بازجویی‌ها مربوط به کسانی بود که مظنون به مشارکت در مقاومت یا اقدامات تروریستی بودند. اما اگر راستش را بخواهید تعداد کسانی که واقعا در چنین عملیات‌هایی شرکت داشتند، از تعداد انگشتان یک دست هم کمتر بود.

کسانی که من بازجویی کردم بیشتر پدران خانواده‌ها، کارگران یا رانندگان تاکسی بودند که در لحظه بد در مکان بدی دستگیر شده بودند این افراد پیش از اینکه مورد بازجویی قرار بگیرند، دستکم شش ماه در حبس بودند و من نمی‌دانم بعدا چه بر سر آنها آمد.

روش کار ما کاملا مشخص بود. ماموریت من انجام بازجویی‌های عمیق و مفصل بود. سپس من باید گزارش کاملی تهیه می‌کردم و آن را به مقامات ارشد خود تحویل می‌دادم. کار من در این مرحله تمام می‌شد اما ابوغریب تبدیل به مهمترین مدرسه تروریسم در عراق شده بود. افرادی بی‌گناه طی ماه‌های طولانی در کنار اعضای واقعی جنبش مقاومت یا گروه‌های رادیکال زندانی بودند. افراد عادی واقعا نمی‌دانستند چرا دستگیر شده بودند. این بازداشت‌های طولانی و بی‌دلیل و همدم شدن آنها با افرادی که واقعا اعضای فعال مقاومت یا گروه‌های تروریستی بودند، زمینه آموزش را برای آنها فراهم کرده بود تا تبدیل به افراد فعال شوند.

به این ترتیب، بسیاری از ‌آنها پس از آزادی به مخالفان سرسخت اشغالگری بدل شدند.

* شما چگونه وارد ارتش شدید؟

** من از یک خانواده نظامی هستم. پدربزرگ من در جنگ جهانی دوم، در اروپا جنگیده بود و بعدا در کره و ویتنام نیز خدمت کرده بود.

پدر من سروان ارتش بود اما خوشبختانه هرگز در نبردی شرکت نکرد. من در سن 17سالگی وارد ارتش شدم و در ابتدا به مدت هشت سال به عنوان دانشجو و سرباز احتیاط خدمت کردم.

پس از 11 سپتامبر 2001، فکر کردم که برای حفاظت از کشورم باید کاری انجام بدهم و وارد خدمت فعال شدم و پس از دو سال آمادگی راهی عراق شدم.

* امروزه، خدمت سربازی اجباری نیست، پس دولت آمریکا چگونه جوانان را برای ارتش به خدمت می‌گیرد؟

** اگر تبلیغات را باور کنیم، همه سربازان امروز داوطلب‌ هستند اما این بی‌معناست! آنچه امروز وجود دارد خدمت سربازی اجباری اقتصادی است.

ارتش آمریکا از میان فقرا سرباز پیدا می‌کند. جوانان وارد ارتش می‌شوند زیرا این کار را تنها راه‌ برای تامین آینده خود می‌دانند.

زمانی که در عراق بودم، نظرسنجی کوچکی ترتیب دادم و از سایر سربازان خواستم که دلیل ورود خود به ارتش را بگویند. بیش از نود درصد آنها برای دریافت کمک مالی، برای تحصیلات در ازای خدمت سریازی، وارد ارتش شده‌اند.

جرج بوش رئیس‌جمهور آمریکا برنامه آموزشی ترتیب داده است که براساس آن هیچ کودکی را نباید فراموش کرد اما در واقع همه مدارس، یارانه‌هایی را دریافت می‌کنند که باید در ازای آن به ماموران سربازگیری اطلاعات مربوط به همه فراگیران را بدهند. این اطلاعات شامل درآمد خانوادگی، نژاد، وضعیت تاهل والدین و غیره می‌باشد.

به این ترتیب ارتش خیلی خوب می‌داند که امتیازات و بورس‌های تحصیلی خود را به چه کسانی باید پیشنهاد کند. بودجه مربوط به جذب سرباز، بودجه‌ای بسیار هنگفت است.

* آیا رتبه «معلم وجدانی» را به آسانی در ارتش کسب کردید؟

** انگیزه‌های مذهبی سبب شد برای رسیدن به رتبه معلم وجدانی در ارتش تلاش کنم. من می‌خواستم به هویت خود بازگردم و با جنگ مخالفت کنم.

در آمریکا، مسیحی بودن یعنی دست راستی بودن و از بوش حمایت کردن اما امروزه یک جنبش مسیحی در جناج چپ در حال توسعه یافتن است.

ارتش قبل از دادن رتبه، معلم وجدانی به من، چندین ماه در مورد من تحقیق کرد اما مورد من تا حد زیادی استثنایی است از میان ده هزار نفری که از خدمت سربازی فرار کرده‌اند، فقط سیصد نفر توانسته‌اند این رتبه را کسب کنند. در مورد بقیه باید از غیبت غیرموجه حرف بزنیم.

خیلی‌‌ها، به کانادا یا اروپا رفته‌اند، اما اکثریت این فراری‌ها در آمریکا هستند و به طور غیرقانونی زندگی می‌کنند.

* سازمان کهنه سربازان مخالف جنگ چگونه فعالیت می‌کند؟

** هدف ما این است که در کشورمان با همکاری سازمان‌های صلح‌طلب، جنبش مخالفت با جنگ عراق را تقویت کنیم. ما به عنوان سربازان قدیمی معتقدیم که به این جنبش مدیون هستیم. هر یک از ما تجربیاتی دارد که می‌تواند به دیگران انتقال دهد و یا در اختیار سازمان‌های صلح‌طلب بگذارد در آمریکا مردم حرفه سربازی‌ را حرفه‌ای مقدس و محترم می‌دانند و فکر می‌کنند که کسانی که این حرفه را دارند، هرگز اشتباه نمی‌کنند. ما سعی می‌کنیم که توجه رسانه‌ها را به مسائلی جلب کنیم که تاکنون در مورد آنها سکوت شده است به عنوان مثال، رسانه‌های وابسته به بوش حق ندارند که تابوت‌های سربازان کشته شده در عراق را نشان بدهند.

در ماه اکتبر، ما یک راهپیمایی را از بزرگترین پایگاه هوایی در سواحل شرقی تا واشنگتن برگزار خواهیم کرد و به صورت نمادین صف طولانی تابوت‌ها را حمل خواهیم نمود و در مقابل کاخ سفید بر زمین خواهیم گذاشت. ما امیدواریم که با این کار به مردم جرات بدهیم تا دیگر ساکت نمانند.

* آیا فکر می‌کنید که به توفیقی هم دست پیدا کرده‌اید؟

** در آمریکا ما به عنوان یک جنبش صلح‌طلب باید تمام توجه خود را معطوف به فرزندانمان، کشته شده‌ها زخمی‌ها و خسارات روحی جنگ در میان جوانان بکنیم.

متاسفانه در مورد مصائب ملت عراق به اندازه کافی سخن گفته نشده است این جنگ تاکنون صدها هزار قربانی گرفته است.

* ارزیابی شما از اوضاع عراق چیست؟

** به نظر من میان داستان‌هایی که مطبوعات آمریکا نقل می‌کنند و واقعیات عراق فاصله زیادی وجود دارد. به عنوان مثال در مورد مناقصه میان جوامع شیعه و سنی در عراق، این مردم قرن‌ها در کنار سایر جوامع یهودی و مسیحی در آرامش زندگی می‌کردند و هرگز جنگی میان آنها رخ نداد اما از زمان اشغال عراق توسط ارتش آمریکا، آمریکایی‌ها به ارتش اختلاف و دشمنی میان جوامع مذهبی عراق دامن می‌زنند. به نظر، کاری که آمریکایی‌ها در عراق می‌کنند، شبیه اقدامات و سیاست انگلیسی‌ها در ایرلند است.

در ایرلند، انگلیسی‌ها، کم‌کم و در طی قرن‌ها، نفرت میان کاتولیک‌ها و پروتستان‌ها را ایجاد کردند.

هدف این سیاست تفرقه‌افکنانه این بود که انگلیس بتواند در  ایرلند شمالی باقی بماند تا به اصطلاح مانع از بروز جنگ شود و صلح را میان ایرلندی‌ها برقرار نگه دارد. آمریکا هم در عراق همین کار را می‌کند.

در آمریکا، بیش از همه چیز در مورد خشونت میان خود عراقی‌ها حرف زده می شود. این تاکید برای فلج کردن جنبش‌های ضدجنگ است. حالا اگر آمریکایی‌ها عراق را ترک کنند  چه خواهد شد؟

پس آیا بهتر نیست که باز هم بیشتر در عراق باقی بمانیم؟

این همان کاری است که انگلیسی‌ها در ایرلند کردند. این یک روش استعماری است.

* حالا شما در اروپا هستید. آیا اینکه بتوانید صدایتان را در اینجا به گوش افکار عمومی برسانید، اهمیت زیادی دارد؟

** ما نمی‌توانیم فعالیت‌هایمان را محدود به خاک آمریکا کنیم. به عنوان مثال دولت ایرلند بطور رسمی در جنگ عراق ادعای بی‌طرفی می‌کند اما پایگاه هوایی آمریکا در ایرلند نقش کلیدی در تدارکات ارتش در عراق دارد. تقریبا همه چیز از طریق این پایگاه برای ارتش آمریکا در عراق ارسال می‌شود.

اکثریت مردم ایرلند شدیدا مخالف جنگ هستند اما تعداد کسانی که با ترانزیت‌های ارتش از طریق خاک ایرلند مخالفت می‌کنند، اندک است.

دولت ایرلند ادعا می‌کند با جنگ مخالف است اما در عمل مخالفت نمی‌کند زیرا می‌ترسد سرمایه‌گذاری‌های آمریکایی در ایرلند صدمه بخورند.

همین استدلال در کانادا و همچنین کشورهای اروپایی نیز به چشم می‌خورد.

مبارزه با آمریکا زمانی به موفقیت می‌رسد که بتوانیم با جنبش‌های صلح‌طلب در اروپا همگام شویم.

به نظر من اگر یک یا چند کشور جرات ابراز مخالفت را داشته باشند، سایرین از آنها تبعیت خواهند کرد.

این همبستگی ما را قوی‌تر خواهد کرد. وقتی دیگران از آمریکا حمایت می‌کنند، حتی اگر حمایت ضمنی باشد، این کشور همچنان به اقدامات خود ادامه خواهد داد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات