"این که تاریخ درخصوص تمامی سران و رهبران کشورها و نحوهی حکومت آنها حکم خواهد کرد، امری بدیهی است اما باید دید این مساله در خصوص تاریخ پر هیاهو و جنجالی حکومت بوش پسر و بازتاب سیاستهای یک جانبهگرایانهی او درعرصهی بینالمللی چگونه مصداق مییابد؟ این سوالی است که مطرح کردن آن در واپسین ماههای دورهی ریاست جمهوری بوش خالی از لطف نیست!"
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) روزنامهی البیان -چاپ امارات متحدهی عربی- در تحلیلی تحت عنوان «بوش وتاریخ» به ارزیابی این موضوع پرداخته است.
البیان مینویسد: "پاسخ به این سوال که تاریخ درخصوص جورج بوش چگونه حکم میکند ما را بر آن میدارد که ابتدا تاریخ معاصر هر یک از روسای جمهور آمریکا را که از زمان جنگ جهانی دوم تا به امروز بر مسند ریاست جمهوری کاخ سفید نشستهاند، به یاد آوریم و سیاست خارجی آمریکا را که عملا در انجام جنگهای بدون توجیه متبلور شده است، بازبینی کنیم.
به این ترتیب در مییابیم که تمام سیاست خارجی آمریکا طی این دوران در خدمت به اهداف ائتلاف صنعتی نظامی این کشور بوده که تعداد زیادی از شرکتهای بزرگ صنایع نظامی بر آن سیطره دارند."
در ادامهی این تحلیل آمده است: "جورج بوش پسر نیز از این قاعده مستثنی نیست و ثبت سه جنگ در دورهی هشت سالهی ریاست جمهوری وی مهر تاییدی بر این مساله است، جنگهایی که حتی تا پیش از خروج بوش از کاخ سفید پایان نمییابد و جانشین او نیز باید با پیامدهای آن درگیر باشد.
این سه جنگ، شامل جنگ عراق و افغانستان با محدودهی جغرافیایی مشخص و جنگ موسوم به مبارزه با تروریسم با دامنهی جغرافیایی نامحدود است که نه تنها از نظر مکانی بلکه از بعد زمانی نیز نامشخص و نامحدود است و به این ترتیب میتوان گفت که جورج بوش نسبت به روسای جمهور سابق آمریکا در جنگ افروزی و کمیت و کیفیت این جنگها پیشتاز است."
البیان ادامه میدهد: "از جنگ جهانی دوم تاکنون، 11 رییسجمهور در آمریکا حکومت کردهاند که اولین آنها هری ترومن بود که بین سالهای 1945 تا 1953برآمریکا حکومت کرد.
طی این مدت آمریکا به طور مستقیم در جنگ بین بخشهای شمالی و جنوبی کره دخالت کرده و به بهانهی جلوگیری از نفوذ کمونیسم به جانبداری از کرهی جنوبی پرداخت.
پس از آن آمریکا جنگ فراگیری را علیه جمهوری ویتنام طرحریزی کرد که هر چند این جنگ در زمان ریاست جمهوری دوایت آیزنهاورعملی نشد اما دخالتهای اطلاعاتی و سیاسی حکومت او در روشن کردن شعلههای این جنگ بیتاثیر نبود و سرانجام جنگ علیه ویتنام در سال 1965 و در دورهی ریاست جمهوری لیندون جانسون به طور رسمی آغاز شد و تا زمان به قدرت رسیدن ریچارد نیکسون ادامه یافت که در این دوران شدت یافته و سرانجام با شکست آمریکا در سال 1975 به پایان رسید."
این تحلیل میافزاید: "دورهی ریاست جمهوری رونالد ریگان نیز با جنگهایی همراه بوده که یکی از این دو جنگ، جنگ داخلی در لبنان است که آمریکا طی آن به جانبداری و حمایت از مسیحیهای مارونی در لبنان علیه مسلمانان پرداخت.
دومین جنگ دوران ریاست جمهوری ریگان نیز جنگ کونترا است که طی آن واشنگتن از شورشیان کونترا علیه حکومت ساندنیستها در نیکاراگوئه حمایت میکرد.
اما جنگ خلیج فارس در سال 1991 که به رهبری آمریکا صورت گرفت در دورهی ریاست جمهوری جورج بوش پدر علیه عراق روی داد که بخش مهمی از تاریخ معاصر روسای جمهور آمریکا را به خود اختصاص داده است."
البیان در پایان این تحلیل مینویسد: "بوش پسر نیز نه به عنوان یک رییسجمهور صاحب دستاوردهای اعجابانگیز، ممتاز و خلاق بلکه همانند دیگر روسای جمهور آمریکا در راستای حفظ منافع شرکتهای صنایع نظامی این کشور که تبلیغ کالاهای تولیدیشان جز از طریق جنگ افروزی و ایجاد جنگهای پی در پی امکانپذیر نیست، در تاریخ جای خواهد گرفت.