تاریخ انتشار : ۱۱ آذر ۱۳۸۷ - ۱۰:۵۳  ، 
کد خبر : ۶۲۶۴۷

قطعنامه 1803؛ مفاد، اهداف و پیامدها


پس از گذشت حدود 9 ماه سومین قطعنامه تحریمی شورای امنیت علیه ایران (قطعنامه 1803)‌ با 14 رأی موافق در ۸۶/12/۱۳ (3 مارس 2008) به تصویب رسید و تنها اندونزی به این قطعنامه رای ممتنع داد. قطعنامه در حالی صادر شد که ایران طبق طرح مدالیته و آخرین گزارش البرادعی (مارس 2008 ) به کلیه ابهامات و سوالات آژانس پاسخ مستدل و روشن داده و آژانس به صراحت عدم انحراف برنامه هسته‌ای ایران را اعلام کرده بود. به عبارت دیگر قطعنامه سوم همزمان با اعلام مدیر کل آژانس مبنی بر صلح‌آمیز بودن برنامه هسته‌ای ایران و پایان ابهامات و سوالات این آژانس صادر شد. حال این سوال مطرح است که قطعنامه جدید از چه مفادی برخوردار است و دلایل اصرار شورای امنیت بویژه کشورهای غربی عضو آن به سرکردگی آمریکا بر صدور قطعنامه علیه ایران چیست و چه آثار و پیامدهایی در آستانه انتخابات مجلس هشتم دارد؟

تحلیل محتوای قطعنامه جدید

قطعنامه 1803 شامل چند بند الزامی (Decloe) و چند بند غیرالزامی و توصیه‌ای (Call upon) است. از میان بندهای الزامی قطعنامه جدید، تنها بند 5 آن جدید محسوب می‌شود و سایر بندهای الزامی ، در واقع بازگشت به مفاد سه قطعنامه قبلی شورای امنیت است. بند 5 تعدادی از افراد مرتبط با «فعالیت هسته‌ای حساس به لحاظ اشاعه یا توسعه سیستمهای پرتاب سلاح‌های هسته‌ای» را از سفرهای خارجی محروم می‌کند. در این بند و سند ضمیمه آن نام افراد مشمول این محرومیت ذکر شده است که عمدتاً از دست‌اندرکاران سازمان انرژی اتمی کشورمان هستند. بند 11 قطعنامه که از نوع بند های توصیه‌ای و غیر الزام‌آور است به کشورهای عضو سازمان ملل اجازه می‌دهد مطابق قوانین داخلی خود و در چارچوب قوانین بین‌المللی، محموله کشتی‌ها و هواپیماهایی که با پرچم ایران و یا پرچم کشورهای دیگر به مقصد ایران یا از ایران به مقصد کشورهای دیگر در حرکت هستند و کالای مرتبط با فعالیت‌های هسته‌ای و یا سیستم‌های پرتاب سلاح‌ هسته‌ای حمل می‌کنند را مورد بازرسی قرار داده و در صورت اطمینان از وجود کالاهای یاد شده در محموله این کشتی ها و هواپیما‌ها، مانع حمل آن شوند. البته این بازرسی ها در صورت مشکوک بودن و همچنین در آب‌ها و بنادر منتسب به کشور بازرسی کننده قابلیت اجرا دارد نه در آب‌ها و کریدورهای بین‌المللی.

تناقض دیگری که در تحلیل محتوای مفاد قطعنامه 1803 عیان می‌شود، این است که قطعنامه جدید به استناد ماده 41 از فصل هفت منشور ملل متحد صادر شده است. در حالی که موضوع این فصل اعمال تحریم و یا توسل به زور درباره کشورهایی است که با اقدامات خود صلح بین‌المللی یا منطقه‌ای را تهدید کرده و یا در پی تجاوز به خاک کشورهای دیگر باعث نقض صلح شده باشند. اما صرف نظر از غیرقانونی بودن ارجاع پرونده هسته‌ای کشورمان به شورای امنیت، استناد شورای امنیت به ماده 41 این فصل در تضاد و تناقض آشکار با 3 گزارش سپتامبر، نوامبر و مارس (گزارش اخیر) البرادعی است که مشترکاً تاکید می‌کنند که هیچ نشانه قابل استنادی از تسلیحاتی و نظامی بودن فعالیت هسته‌ای ایران یافت نشده است. گزارش 16 نهاد جاسوسی آمریکا نیز مؤید این مطلب است.

از سوی دیگر مقایسه پیش‌نویس پیشنهادی کشورهای غربی با متن قطعنامه تعدیل و تصویب شده شورای امنیت نشان می‌دهد که آمریکا و مجموعه بلوک غرب به اهداف ترسیمی خود نرسیده‌اند زیرا متن پیش‌نویس شامل تحریم‌ها و محدودیت‌های فراوانی بود که به دلیل غیرقابل توجیه بودن آنها به لحاظ فنی وحقوقی و مخالفت چین و روسیه،تغییرات گسترده‌ای در آن بوجود آمد. تصویب قطعنامه جدید به صورت رأی اکثریت قریب به اتفاق برخلاف رویه سابق آمریکا که اصرار داشت قطعنامه‌ها علیه ایران را با اجماع به تصویب شورای امنیت برساند، از دیگرموضوعات و نکات قابل اشاره در بررسی مفاد قطعنامه است.

به طور خلاصه ، نگاه تطبیقی به محتوای قطعنامه 1803 و قطعنامه‌های 1669، 1737 و 1747 نشان می‌دهد که قطعنامه هیچ چیز جدیدی نسبت به مفاد تکراری قطعنامه های گذشته ندارد. علاوه بر آن، در این قطعنامه برخلاف گذشته بیشتر بر مذاکره و دیپلماسی تاکید شده و از سولانا خواسته شده که دور جدید مذاکرات با دبیر شورای امنیت ملی ایران را آغاز نماید.

گزارش جدید البرادعی و جنگ روانی آمریکا

مطابق برنامه کاری توافقی بین ایران و دبیرخانه آژانس بین‌المللی انرژی اتمی(مدالیته) در 31 مرداد 86 (21 اوت 2007) مقرر شد جمهوری اسلامی در یک زمان‌بندی 18 ماهه به شش موضوع ابهامی باقی مانده در پرونده هسته‌ای خود (آزمایش‌های پلوتونیوم، گذشته برنامه سانتریفیوژهای 1‌p و 2p ، سند اورانیوم فلزی، منشاء آلودگی‌ها در یک دانشگاه فنی، پلونیوم 210 و معدن اورانیوم گچین) پاسخ دهد تا پرونده ایران به لحاظ فنی و حقوقی در آژانس مختومه اعلام گردد. اما ایران با اطمینان کامل از شفافیت و صلح‌آمیز بودن ماهیت برنامه هسته‌ای خود، ضمن همکاری گسترده و کامل با بازرسان آژانس، طی 6 ماه به همه سوالات پاسخ داد. این مطلب مبنای گزارش جدید مدیر کل آژانس به نشست فصلی ا عضای شواری حکام قرار گرفت و البرادعی گزارش جدید خود را در 11 صحفه (58 پاراگراف) با نکته محوری عدم انحراف در برنامه هسته‌ای ایران و تطبیق یافته‌های آژانس با اطلاعات داده شده از سوی ایران که به معنای عادی شدن روال پرونده است، تقدیم اعضای شورای حکام کرد. این گزارش بار دیگر غرب به ویژه آمریکا و متحدان آن را در معرض آزمون دیگر قرار داد. اما آمریکا، فرانسه، انگلیس و آلمان به دلیل غرور قدرت وخوی افزون طلبانه برخوردی خصمانه و غیرمنطقی با گزارش را در پیش گرفتند و با زیر پا گذاشتن همه اصول و مقررات بین‌المللی ابتدا با ارائه یک سری اسناد مخدوش و غیرمرتبط سعی نمودند موضوع هسته‌ای ایران را که عملاً با گزارش مثبت فنی و حقوقی البرادعی پایان یافته تلقی می‌شد، همچنان مشکوک و پایان نیافته جلوه‌گر سازند.
آنها متعاقب این اقدام خود، تلاش کردند بین هاینونن معاون البرادعی و اعضای تیم فنی آژانس با مدیر کل از طریق تهدید و تطمیع و یکسری اقدامات سنگین تبلیغی، سیاسی اختلاف ایجاد نموده، به تحریف گزارش بپردازند. کشورهای غربی گروه 1+5 به ریاست آمریکا بنا به اظهارات شخص البرادعی به طور غیرمستقیم وی را تهدید به مرگ نیز نمودند و به موازات چنین تحرکاتی، با برگزاری نشست‌های غیررسمی و متعدد پیش‌نویس قطعنامه سوم تحریمی علیه ایران را به تصویب اعضای دائم و غیردائم شورای امنیت رساندند.

ارزیابی اولیه گزارش جدید البرادعی به رغم تمام فشارهایی که علیه آژانس وجود داشته، نشان می‌داد که تقریباً 95 درصد گزارش با دید علمی، بی‌طرفانه، حقوقی و در کل مثبت و به نفع ایران تنظیم شده واز چنان استواری، شفافیت و استحکامی برخوردار است که حتی بسیاری از آمریکایی‌ها نیز معتقد بودند که دولت بوش نمی‌تواند تلاش‌های خلاف آن را مدیریت و هدایت نماید. به زعم دیپلمات‌های غربی آژانس روح حاکم بر گزارش البرادعی به نفع ایران است و اساس و پایه تحریم‌ها و مبنای صدور قطعنامه جدید را زیر سوال می‌برد. از دیگر نقاط قوت گزارش، عیان نمودن کارآمدی نظام جمهوری اسلامی و توانمندی دولت اصولگرا در طراحی و اجرای راهبردهای کنترلی و مهار بحران تحمیلی غرب در چالش هسته‌ای است. ایستادگی ایران و اثبات صلح‌آمیز، بومی و کامل بودن فناوری استراتژیک هسته‌ای ایران و همچنین اثبات حقانیت مواضع هسته‌ای گذشته و حال جمهوری اسلامی و اثبات توانمندی فنی و تخصصی ایران از دیگر نکات مثبت و دستاوردهای مهم این گزارش تلقی می‌شود. گزارش البرادعی به افکار عمومی دنیا و تمام کشورهایی که در صدد دستیابی به فناوری هسته‌ای هستند، نشان داد که جنگ‌طلبان پرونده چه کسانی هستند و ملت‌ها در مقابل آنها تنها با ایستادگی و مقاومت می‌توانند به حقوق خود دست پیدا نمایند.

انگیزه‌های آمریکا از صدور قطعنامه

اما به رغم گزارش حقوقی و فنی تنها نهاد تخصصی دیده‌بانی مسائل هسته‌ای کشورهای جهان، کشورهای غربی به سردمداری آمریکا در اقدامی غیرحقوقی و تنها از موضع سیاسی بار دیگر از قدرت و نفوذ خود در شورای امنیت سوءاستفاده نموده و از طرق مختلف تلاش کردند قطعنامه دیگری را علیه ایران صادر نمایند. برخی از دلایل وحشت آمریکا از نتیجه گزارش البرادعی و سعی این کشور در عدم پذیرش آن و مقدمه چینی برای صدور قطعنامه جدید را می‌توان در موارد ذیل نشان داد:

1- گریز از پیامدهای گزارش البرادعی؛ پذیرش این گزارش از سوی آمریکا پیامدهای بسیار سنگینی برای حاکمان نومحافظه‌کار کاخ سفید در عرصه‌های مختلف داشت. از یک سو حیثیت هژمونیک آمریکا را به خطر می‌انداخت زیرا عقب‌نشینی آمریکائی‌ها در این موقعیت به منزله پذیرش اشتباهات گذشته و نادرستی اقدامات آنهاست. از سوی دیگر موجب می‌شد کشورهای دیگر با نگاه الگوپذیری از ایران به فکر هسته‌ای شدن و ورود در باشگاه معدود کشورهای دارنده فناوری هسته‌ای بیفتند که این امر به لحاظ مطلوبیت‌های استراتژیک از حیث نظامی، سیاسی و اقتصادی و علمی در مغایرت با اهداف و منافع آمریکا و قدرتهای هسته‌ای غربی است. همچنین پذیرش گزارش، بسترساز عدم تصویب قطعنامه تلقی می‌شد، در حالی که عدم تصویب قطعنامه نیز اثرات سوء استراتژیکی از جمله تایید گزارش البرادعی از سوی اعضای شورای حکام و به تبع آن درخواست بازگشت پرونده از نیویورک به وین را به دنبال داشت. به طوری که پیام این تحولات زنجیره‌ای چیزی جزء شناسایی ایران هسته‌ای از سوی جامعه بین‌المللی نبود. از این رو آمریکا با تصویب قطعنامه ولو بسیار ضعیف (در حد بیانیه) خواست پرونده ایران را همچنان در شورای امنیت باز نگه دارد.

2- نگرانی از عادی شدن پرونده ایران؛ از جمله اهداف پنهان آمریکا در خصوص صدور قطعنامه به رغم گزارش مثبت البرادعی نگرانی از روندی بود که پرونده هسته‌ای ایران با ابتکار عمل تیم هسته‌ای کشورمان در آژانس طی می‌کرد. آمریکا می‌دانست که گزارش جدید البرادعی زمینه‌های عادی شدن پرونده ایران را فراهم می‌نماید. در حالی که عادی کردن روند رسیدگی به پرونده ایران در آژانس، خود عامل بسترساز برای خروج پرونده از شواری امنیت و اثبات حقانیت کشورمان و متقابلاً شکست راهبردهای آمریکا تلقی می‌شد.

3- پرده کشی بر شکست راهبردی آمریکا از ایران؛ پذیرش گزارش مدیر کل آژانس از سوی غرب به مثابه پذیرش یک قدرت جدید در تحولات جهانی است. در شرایط فعلی تمدن اسلامی با قرائت ایرانی آن در مرحله فینال برخورد با تمدن غربی با تمام ارزش‌های اومانیستی و مبانی مادی لیبرال دموکراسی است. از این رو پیروزی در این پرونده برای طرفین حائز اهمیت است. در حالی که پذیرش گزارش از سوی آمریکا تمام راهبردهایی را که آمریکا از بدو پیروزی انقلاب اسلامی با هدف تغییر رفتار یا تغییر رژیم جمهوری اسلامی با حربه‌ها و بهانه‌های مختلف انجام داده ، دچار اختلال جدی می‌کرد. بر این اساس آمریکائی‌ها به همراه متحدین غربی خود برای ممانعت از دگرگونی و تغییر وضعیت پرونده ایران بر اساس گزارش البرادعی، دست به تدوین یک سناریو چند ضلعی زدند و همزمان اقدامات تبلیغی، سیاسی و انهدامی را آغاز نمودند تا به نوعی آثار و پیامدهای این گزارش را تحت‌الشعاع قرار دهند و در مرحله بعد با در پیش گرفتن اصول غیراخلاقی و غیرحقوقی و با متوسل شدن به ابزارهایی مثل زور، تهدید، تطمیع و... موافقت دیگر کشورهای عضو شورای امنیت را فراهم نمایند. اگر چه اقدام روسیه و چین با رای مثبت به قطعنامه، با علامت سوال بزرگی در اذهان ملت ایران روبرو است اما به نظر می‌رسد این دو کشور نیز به خاطر همین ضعف و نداشتن نکته جدیدی که حاکی از تشدید روند قطعنامه های گذشته باشد، با قطعنامه 1803 موافقت کرده‌اند.

4- فشار به ایران از طریق تاثیرگذاری در انتخابات 24 اسفند؛ به اذعان بسیاری از تحلیلگران سیاسی و مقامات آمریکایی هدف عمده ایالات متحده از صدور قطعنامه 1803 پس از شفاف‌سازی وضعیت هسته‌ای ایران، تاثیرگذاری بر نتیجه انتخابات مجلس هشتم شواری اسلامی است. به این معنا که آمریکا به همراه دیگر متحدان غربی خود چنین برنامه‌ریزی کردند که با فشار به ایران و صدور قطعنامه تحریمی علیه ایران و به تبع آن افزایش مشکلات، مردم را به این نتیجه خواهند رساند که وضعیت نابسامان موجود در اثر تحریم‌ها و به خاطر ایستادگی اصولگرایان بر سر پرونده هسته‌ای است و در نتیجه در انتخابات به جناح رقیب و مقابل آن که در بین آنها تعداد معدودی افراد معلوم‌الحال و افراطی که بوش بارها حمایت‌های همه جانبه خود را از آنها اعلام کرده، به کرسی‌های مجلس آینده دست پیدا خواهند کرد. در حالی که مردم با آگاهی از استراتژی اصولگرایان، دولت نهم را پس از دو سال تعلیق فناوری هسته‌ای در زمان دولت موسوم به اصلاح‌طلب پیشین انتخاب کردند و در شرایط فعلی نیز با حضور حماسه گونه و حداکثری خود در صدد هستند با انتخاب افرادی آگاه، معتقد به نظام و استوار در پیگیری حقوق بین‌المللی جمهوری اسلامی ایران برگ زرین دیگری بر افتخارات خود بیفزایند.

پیامدهای قطعنامه 1803

با توجه به گزارش سه گانه البرادعی در نشست‌های فصلی سپتامبر و نوامبر 2007 و مارس 2008که به نوعی اثبات کننده صلح‌آمیز بودن فناوری هسته‌ای ایران است و همچنین با توجه به گزارش امنیتی نهادهای 16 گانه آمریکا مبنی بر عدم انحراف صنعت هسته‌ای ایران به مصارف تسلیحاتی و نظامی، صدور قطعنامه 1803 با این سرعت و در روندی مغایر با حقوق بین‌المللی تبعات و پیامدهای سیاسی زیادی برای روابط کشورها با مجامع بین‌المللی، اعتبار و حیثیت این سازمانها و نمایش میزان نفوذ و تاثیرگذاری قدرتهای بزرگ و تناقض رفتاری بازیگران توانمند هسته‌ای دنیا در برخورد با واحدهای سیاسی مختلف در موضوع هسته ای به جا خواهد گذاشت.

1- بی‌اعتبارسازی حیثیت حقوقی سازمانهای بین‌المللی؛ اولین و در عین حال سنگین‌ترین پیامد منفی صدور قطعنامه متوجه خود نهاد شورای امنیت سازمان ملل است. با این اقدام غیرحقوقی و غیراصولی شورای امنیت اعتبار و وجاهت قانونی این نهاد زیر سوال می‌رود و اعتماد عمومی کشورها برای استیفای حقوق خود خدشه‌دار می‌شود. به عنوان مثال آژانس بین‌المللی انرژی اتمی علاوه بر دیده‌بانی و مراقبت کشورها در بحث عدم دستیابی آنها به تسلیحات اتمی، وظیفه مهم دیگری نیز به عهده دارد. حمایت و تسهیل فرایند دستیابی کشورها به انرژی پاک و فناوری صلح‌آمیز هسته‌ای برای استفاده از مصارف صلح‌آمیز آن در مباحث برق، کشاورزی، پزشکی و... از وظایف مهم این نهاد است. در حالی که به میزان انجام دیگر وظایف،این وظیفه را انجام نمی دهند. رفتار پارادوکسیکال شورای امنیت در برخورد با رژیم صهیونیستی مجهز به 200 کلاهک هسته‌ای و غیر عضو NPT که به هر جنایتی در غزه دست می‌زند، قابل توجه است . زیرا شورای امنیت حتی قادر به تصویب بیانیه ای در محکومیت این رژیم نیست.

2- تشویق کشورها برای تغییر در مجامع بین‌المللی؛ روند دستیابی ایران به فناوری هسته‌ای و نحوه برخورد برخی از مجامع بین‌المللی که تحت نفوذ قدرتهای غربی به رفتار ظالمانه در برخورد با کشورها ادامه می‌دهند، یک نکته عبرت‌آموز و تحریض کننده برای واحد‌های سیاسی دارد و آن این است که کشورها در دستیابی به حقوق حقه خود نباید منتظر تایید و رد چند کشور معدود که ادعای نمایندگی از جامعه بین‌الملل را یدک می‌کشند، باشند. همین امر در بلند مدت می‌تواند مقدمات و زمینه‌های اعتراض گسترده دولتها و کشورها به ترتیبات ناعادلانه قدرت در مجامع بین‌المللی مثل ساختار حق وتو چند کشور پیروز جنگ جهانی دوم در شورای امنیت را فراهم نماید.

3- تعمیق همبستگی ملی و همگرایی منطقه‌ای؛ پیامد مثبت دیگر قطعنامه این است که ملت ایران را به این نتیجه می‌رساند که برای حفظ و تقویت فناوری هسته‌ای و کسب حقوق مسلم خود باید با اتکا به همبستگی و اتحاد داخلی در عرصه جهانی تلاش نماید. همین امر به وضوح در نهضت‌خیزش کشورهای منطقه‌ برای دستیابی به حقوق مغفول مانده آنهادر عرصه بین‌الملل قابل مشاهده است. امروز بسیاری از کشورهای جهان و منطقه از حقوق مسلم ایران حمایت می‌کنند و خواستار تعدیل موضع و رفتار سازمانهای بین‌المللی هستند. همگرایی منطقه‌ای بوجود آمده در این خصوص از پیامدهای مثبت قطعنامه سیاسی و ناعادلانه 1803 می‌باشد.

4- تجدید نظر در همکاری های بین‌المللی؛ تعدد قطعنامه‌‌های غیرحقوقی و ظالمانه بین‌المللی که تحت فشار آمریکا از سوی شورای امنیت صادر می‌شود، می‌تواند واکنش تقابلی از سوی ایران داشته باشد. به این معنا که ایران به عنوان یک واحد سیاسی مراعات کننده حقوق بین‌المللی می‌تواند مطابق با حقوق طبیعی و بین المللی خود در روند همکاری‌های خویش تغییر ایجاد نماید و از برخی توافقنامه‌ها و پادمانهای حقوقی که تاکنون به صورت داوطلبانه آنها را رعایت می‌کرد، خارج و در نتیجه در روند فعلی دسترسی مجامع بین‌المللی به مراکز هسته‌ای خود خلل بوجود بیاورد. استدلال مخالفین صدور قطعنامه دیگر در شورای حکام علیه ایران در همین راستا بود که موجب شد پیش‌نویس ارائه شده از سوی کشورهای غربی عضو آن کان لم‌یکن تلقی شود.

واکنش ایران

جمهوری اسلامی ایران با توجه به گزارش‌های البرادعی و توافق نامه کاری بین آژانس و ایران (مدالیته) به تمام سوالات و ابهامات آژانس به عنوان تنها نهاد تخصصی، فنی و حقوقی مرتبط با مسائل هسته‌ای بین‌المللی پاسخ داده است. حال نوبت عملی شدن وعده‌های آژانس و سولانا به عنوان نماینده 1+5 در مدالیته است که به وعده خود مبنی بر خارج کردن پرونده ایران از سیکل بررسی اضطراری آژانس و شورای امنیت عمل نمایند و مطابق با روال عادی و بر اساس پادمان های مراقبتی که در خصوص همه کشورها اعمال می‌شود، با ایران برخورد نمایند.

اما با توجه به شرایط پیش آمده و صدور قطعنامه‌ای دیگر علیه ایران و تبلیغات زیاد در خصوص درخواست غیرقانونی تعلیق فناوری هسته‌ای، جمهوری اسلامی ایران به هیچ عنوان زیر بار این ظلم سیاسی آشکار نخواهد رفت و به هیچ درخواستی که از لحاظ حقوقی و فنی بی‌مبنا و مخدوش و از لحاظ سیاسی زورگویانه باشد، ترتیب اثر نخواهد داد. تاریخ پر نغز این مرز و بوم نیز گواه این امر است که هیچ مقدار از فشار، ارعاب و تهدید قادر نخواهد بود ملت ما را مجبور نماید که دست از حقوق اساسی و قانونی خود بردارد. زیرا با حل مسائل باقیمانده و نتیجه‌گیری روشن و مکرر آژانس مبنی بر اینکه در فعالیت‌های هسته‌ای ایران انحرافی صورت نگرفته و با توجه به این واقعیت که فعالیت‌های هسته‌ای ایران تحت نظارت کامل آژانس صورت می‌گیرد، هیچ بهانه‌ای برای درخواست غیرقانونی تعلیق که ترجیع‌بند تمام قطعنامه‌های شواری حکام و شورای امنیت است، باقی نمی‌ماند. علاوه بر آن تصمیم شورای امنیت به عنوان حافظ صلح و امنیت بین‌المللی جهت اجبار کردن ایران به تعلیق برنامه صلح‌آمیز هسته‌ای ایران که استناد آژانس پشتوانه آن است، نقض آشکار ماده 25 منشور ملل متحد است.

بر این اساس ایران در دو زمینه می‌تواند در این خصوص فعالیت و واکنش نشان دهد.

1- در حوزه حقوقی؛ تاکید بر داوری‌ها و گزارش‌های حقوقی آژانس به عنوان نهاد تخصصی هسته‌ای که بخشی از نظام ملل متحد است و اینکه ایران تنها از طریق آژانس به همکاری های تخصصی و حقوقی ادامه خواهد داد.

بیانیه اعتراض‌آمیز کشورهای عضو جنبش عدم تعهد (نم) به برخورد غیرقانونی شورای امنیت و شورای حکام آژانس در همین راستا قابل ارزیابی و تاثیرگذار است. نامه‌نگاری ایران به دبیر کل سازمان ملل و اعتراض به روند جاری و نقض آشکار حقوق بین‌الملل از سوی معدود کشورهای غربی از دیگر اقدامات ایران در حوزه حقوقی است که هم انجام شده و هم باید گسترش پیدا نماید. رأیزنی سفرا و دیپلمات‌های ایران در کشورهای مختلف به منظور تنویر افکار عمومی دولتها و ملتها جهت یارگیری‌ سیاسی اقدام پسندیده دیگری است که باید مورد توجه قرار گیرد.

2- آرایش بازیگران؛ برنامه ریزی و تلاش برای چیدمان و آرایش بازیگران عرصه جهانی و مجامع بین‌المللی و شبکه سازی منطقه ای به نفع ایران از دیگر اقداماتی است که علاوه بر اعتراض و اقدامات حقوقی می‌تواند مثمرثمر واقع شود.

و در پایان پاسخ قاطع مردم به آمریکا و چند کشور غربی که مخالفان اصلی استقلال و دستیابی ایران به فناوری‌های پیشرفته دنیا هستند، در روز 24 اسفند و در پای صندوق‌های رأی داده خواهد شد. ملت ایران نشان داده است که هر گاه دشمن به مرزهای عزت، استقلال و اعتقادی کشور هجوم آورد و چنگ و دندان نشان دهد، به رغم همه اختلاف عقاید و سلایق به مشت واحدی تبدیل می‌شوند و بر سر زورگویان فرود می آیند. این امر در شرایط حساس و سیال فعلی که دشمن نیز ناظر به تاثیرگذاری در انتخابات مجلس هشتم دست به صدور قطعنامه ظالمانه 1803 زده است، اهمیت مضاعف پیدا می‌کند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات