رئیس سازمان بسیج دانشجویی با ارائه تحلیلی از شکست سناریوی آمریکایی ایجاد جریان 14 مارس در ایران خبر داد.
رضا سراج رئیس سازمان بسیج دانشجویی در گفتگوی تفصیلی با خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس با بیان اینکه انتشار گزارش البرادعی در سال 2007، گزارش 16 نهاد اطلاعاتی آمریکا و گزارش اخیر دبیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، آمریکا را در برابر جمهوری اسلامی ایران، در شرایط انفعال قرار داد، افزود: ناکامیهای متوالی و پیدرپی آمریکا در برابر دیپلماسی تهاجمی منعبث از گفتمان اصولگرایی از یکسو باعث افزایش قدرت نرم و ارتقای سطح بازیگری جمهوری اسلامی ایران در مناسبات بینالمللی شد و از سوی دیگر شرایط آمریکا را بهویژه در آستانه انتخابات ریاست جمهوری این کشور، بیش از پیش دشوارتر و بحرانیتر نموده است.
سراج در این رابطه اضافه کرد: براین اساس و در راستای خروج از بحران و بنبست استراتژیک، کاخ سفید با زیر پا گذاشتن تمامی اصول حقوقی و حتی اخلاقی، با تکیه بر تهدید و تطمیع، به راهاندازی جنگ روانی پرداخته، تلاش کرد با صدور قطعنامه سوم، موقعیت خود را بازیابی کند.
* اهداف آمریکا از صدور قطعنامه سوم
این تحلیلگر مسائل سیاسی با بیان اینکه آمریکاییها برای خروج از بنبست و بحران مذکور، قطعنامهای را به تصویب رساندند که هم خود و هم متحدان اروپاییاش به عدم اثربخشی آن معترف بودند و میدانستند که قطعنامه سوم تحریم ویژهای را علیه ایران اعمال نمیکند، اظهار داشت: بنابراین غربیها با صدور قطعنامهای سیاسی و تبلیغاتی، بیشتر درصدد دست یافتن به چهار هدف بودند.
رئیس سازمان بسیج دانشجویی هدف اول از صدور قطعنامه 1803 که بلافاصله پس از گزارش دبیرکل آژانس به تصویب رسید را تحتالشعاع قرار دادن پیروزی فنی و دیپلماتیک جمهوری اسلامی ایران و تعدیل قدرت بازیگری ایران در مناسبات بینالمللی دانست و تصریح کرد: البته غربیها در این زمینه با عدم موفقیت مواجه شدند به گونهای که حتی رسانههای آمریکایی و اروپایی بر پیروزی ایران در یک نبرد فنی و دیپلماتیک تأکید داشتند.
این کارشناس مسائل استراتژیک پیشدستی در برابر آژانس و شورای حکام را دومین هدف آمریکا از تصویب قطعنامه 1803 عنوان و تصریح کرد: کاخ سفید با ارزیابی از روند حل و فصل فعالیتهای هستهای ایران در چارچوب مدالیته، پیشبینی میکرد که تداوم این روند میتواند به فرجام بازگشت پرونده ایران به آژانس و تثبیت موقعیت هستهای ایران منجر شود که در این صورت پیروزی ارزشمند دیگری برای جمهوری اسلامی ایران و شکست تحقیرآمیزی برای آمریکا رقم میخورد، از اینرو آمریکاییها سعی کردند با برخوردی پیشدستانه - به زعم خود - مانع از تحقق روند موصوف شوند.
سراج خاطرنشان کرد: البته در ارزیابی هدف دوم نیز باید اذعان کرد که نشست فصلی شورای حکام و گفتمان حاکم بر آن که دقیقاً نقطه مقابل قطعنامه سوم بود و همچنین بیانیه پایانی آن که بر حمایت از ایران تأکید میکرد، موفقیتی را نصیب آمریکا نکرد و حتی در آینده باید شاهد چالش شورای حکام و آژانس با آمریکا بود.
وی هدف سوم آمریکا از تصویب قطعنامه 1803 را جلوگیری از تضعیف موقعیت و جایگاه آمریکا در رهبری اجماع علیه ایران و ایجاد تشتت در 1+5 برشمرد و گفت: تبعات و پیامدهای گزارش البرادعی و اثبات صلحآمیز بودن فعالیتهای گذشته و حال هستهای ایران و همچنین مشکلات آمریکا در خاورمیانه، کاخ سفید را بسیار مضطرب و نگران کرد از اینرو آمریکاییها ناچار شدند بین شرایط بد و شرایط بدتر، وضعیت بد را انتخاب کنند و با تصویب قطعنامهای غیراثربخش موقتاً 1+5 را به صورت ظاهری با اهداف آمریکا متحد نشان دهند.
این کارشناس مسائل سیاسی تأثیرگذاری بر تحولات داخلی ایران را چهارمین هدف آمریکا از تصویب قطعنامه 1803 عنوان و اضافه کرد: در این راستا به نظر میرسد آمریکا و برخی از کشورهای غربی با گزارشاتی که از عناصر تجدیدنظرطلب - یا در واقع عوامل نو ستون پنجمی - بدست آوردند و همچنین جمعبندیها و بررسیهایی که از شرایط و وضعیت داخلی ایران داشتند، هدف چهارم از صدور قطعنامه سوم را تنظیم کردند.
رئیس سازمان بسیج دانشجویی در این رابطه افزود: البته گزارشهای ارائه شده به کشورهای غربی، صرفاً معطوف به ملاقات محمدرضا خاتمی با سفیر آلمان نبوده و به صورت همزمان این ملاقاتها با برخی از دیپلماتهای کشورهای اروپایی از جمله انگلیس صورت پذیرفته است بهگونهای که سفیر انگلیس طی گزارشی به وزارت خارجه کشورش با ابراز خوشحالی و مسرت فراوان از دریافت این گزارشها، در جمعبندی تصریح میکند که از ملاقات و گزارشهای ارائه شده بهوجد آمده است.
سراج در ادامه تصریح کرد: بنابراین آمریکا و کشورهای غربی، پس از دریافت گزارشهایی از عوامل نو ستون پنجمی به این جمعبندی رسیدند که صدور قطعنامه تحریمی علیه ایران میتواند باعث افزایش فشار روحی و روانی بر ذهنیت جامعه ایران شده و افکار عمومی را به سوی رویگردانی از گفتمان اصولگرایی و رویکرد به اصلاحطلبان تجدیدنظر طلب، کانالیزه کند، از اینرو قطعنامه سوم، در راستای فرصتسازی برای آمریکا و اصلاحطلبان تجدیدنظرطلب برای تأثیرگذاری بر فضای داخلی ایران و انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی صادر شد تا علاوه بر بازسازی اجتماعی آنان، زمینه بازگشت جریان مذکور را به قدرت فراهم سازد.
* تلاش برای ساماندهی جریان 14 مارس در ایران
این کارشناس مسائل استراتژیک با بیان اینکه آمریکا و برخی از کشورهای بیگانه با فرصتسازی برای اصلاحطلبان تجدیدنظرطلب، ظهور جریان 14 مارس در ایران را به نظاره نشسته بودند، اظهار داشت: دشمنان انقلاب اسلامی با این انگاره که تصویب قطعنامه سوم و جریانسازی تبلیغاتی و روانی پس از آن، باعث تغییر نگرش مردم ایران خواهد شد، کوشیدند آثار و تبعات تحریمی قطعنامه 1803 را بزرگنمایی کرده و موجی از دلسردی را نسبت به گفتمان اصولگرایی به ذهنیت جامعه ایران القا نمایند.
وی با بیان اینکه برآورد آمریکا و برخی از کشورهای اروپایی از فرآیند مذکور این بود که نتیجه انتخابات 24 اسفند 1386 14"مارس ۲۰۰۸" باعث ظهور جریان طرفدار آمریکا و غرب (همانند جریان طرفدار آمریکا و رژیم صهیونیستی در لبنان) در حاکمیت ایران میگردد، افزود: برهمین اساس بوش در اظهاراتی اعلام کرد، ما از اصلاحطلبان از بیروت و بغداد گرفته تا تهران حمایت میکنیم در همین رابطه یک نشریه هلندی به نام دخرونه آمستردام در یکی از شمارههای اخیر خود نوشت؛ انتخابات مجلس ایران به صحنهای از رویارویی جدید ایران و دولت آمریکا تبدیل شده است و دولتمردان آمریکایی از ماهها قبل برای تأثیرگذاری بر ایرانیان در روز 14 مارس (24 اسفند) برنامهریزی کردهاند.
* مأموریتهای جریان تجدیدنظرطلب (14 مارس)
سراج با بیان اینکه آمریکا چنانچه موفق میشد از طریق فرآیند انتخاباتی، گسل متعارضی را درون حاکمیت جمهوری اسلامی ایران ساماندهی کند، یقیناً انجام مأموریتهایی را از آنان مطالبه میکرد که پیشتر اصلاحطلبان تجدیدنظرطلب با عملیاتی کردن بخشهایی از مأموریتهای موردنظر آمریکا، آمادگی خود را به منصه ظهور رسانده بودند، اظهار داشت: افزایش سطح مطالبات مردم از اصولگرایان و برهم زدن ثبات سیاسی از طریق ایجاد گسل متعارض، تضعیف قدرت ملی از طریق دوگانگی در حاکمیت، تعامل منفی با دولت نهم و تضعیف انسجام ملی، ممانعت از پیشبرد اهداف ملی در مناسبات بینالمللی بهویژه در موضوع هستهای و تلاش برای وادار کردن دولت به تعلیق برنامههای هستهای، تلاش برای ناکارآمدسازی دولت و تداوم عملیات سیاهنمایی وضعیت کشور و رویگردان کردن افکار عمومی از گفتمان اصولگرایی بخشی از مطالبات آمریکا از جریان تجدیدنظر طلب است.
رئیس سازمان بسیج دانشجویی قبحزدایی و حساسیتزدایی از رابطه با آمریکا و تلاش برای برقراری رابطه با آمریکا، زمینهسازی برای خارج کردن عناصر ایدئولوژیک از عرصههای حاکمیت از طریق پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری دهم، تلاش برای وارد کردن نظام به عدول از اصول و ارزشهای انقلاب اسلامی بهویژه در موضوع فلسطین را بخش دیگری از مطالبات آمریکاییها از جریان تجدیدنظرطلب عنوان کرد.
سراج در ادامه این گفتگو انتشار بیانیه 333 نفر از مدعیان اصلاحات برای تعلیق فعالیتهای غنیسازی، بیانیه پایانی کنگره دهم حزب مشارکت، تلاش برای ساماندهی جبهه موسوم به نجات ملی، موضوع دعوت از ناظران بینالمللی برای تضمین آزادی و سلامت انتخابات،مطرح کردن راهاندازی موج چهارم دموکراسی در ایران و همچنین اظهارات پیرمؤذن (سخنگوی جریان تجدیدنظرطلب در مجلس هشتم) را ناظر بر کلید زده شدن فاز اجرایی انتظارات آمریکا از جریان تجدیدنظرطلب و انجام مأموریتهای محوله از سوی آنان (14 مارس) دانست.
* تجدیدنظرطلبان اصلاحطلب دست به انتحار سیاسی زدند
این کارشناس مسائل سیاسی با بیان اینکه آمریکاییها با پرداخت هزینه بسیار گزاف، قطعنامهای غیر اثربخش را با زور و زر به تصویب رساندند و در هدفگذاری چهارگانه مذکور به غیر از هدف سوم که با موفقیت نسبی برای آمریکا همراه بوده است، با ناکامی مواجه شدند، اضافه کرد: آمریکاییها با عدم ایجاد حساسیت در افکار عمومی و ذهنیت مردم ایران، عملاً باعث ناکامی سناریوی خود شدند.البته این تنها آمریکاییها نبودند که اشتباه کردند بلکه تجدیدنظرطلبان اصلاحطلب نیز دچار اشتباه استراتژیک شدند چرا که با ایفای نقش ستون پنجمی برای آمریکا و متحدان اروپایی آن، عملاً دست به انتحار سیاسی زدند. آنان با ترغیب آمریکا و متحدانش برای صدور قطعنامه سوم و تشدید جنگ روانی علیه مردم ایران، آنچنان لکه ننگی از خود برجای گذاردند که تازه از این پس، باید شاهد عواقب و پیامدهای آن از سوی جریانهای سیاسی و مردم باشند.