سیدعباس پیغمبری
در خبرها آمده که جفری آدامز سفیر انگلیس در ایران روز چهارشنبه 4/11/85 با رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام دیدار کردند.
صرفنظر از محتوا و اهداف این گفتوگو بعضی از سخنان آقای آدامز توجه خوانندگان را بخود جلب میکرد؛ از جمله آن جا که گفته بودند: «...تجار و سرمایهگذاران انگلیسی برای مشارکت در طرحهای اقتصادی ایران بسیار علاقهمند هستند. وی همچنین یادآور شده است که حل مسئله پرونده هستهای ایران در گرو بازسازی اعتماد میان طرفین موضوع میباشد...»
آقای سفیر! نگارنده این سطور قصد تجزیه و تحلیل دیدارها و سخنان شما را ندارد ولی به نظر میرسد در طول چند ماهی که از استقرار شما در ایران میگذرد شما با انجام مصاحبهها (که بعضی از آنها را در ادامه خواهیم آورد) و دیدارهای مختلف درصدد رفع موانع موجود بر سر راه گسترش روابط دو کشور میباشید.
همان طور که میدانید و بر همگان نیز ثابت شده است، امروز این مردم ایران هستند که تصمیم میگیرند چگونه زندگی کنند و با کدام کشورها و دولتها چه رفتاری داشته باشند. این بدان معنی است که شما و دولت متبوعتان باید بدانید تا افکار عمومی ملت ستمدیده ایران را قانع نکنید و به سوالات و ابهامات زیادی که وجود دارد پاسخ قانعکننده ندهید در دستیابی به اهداف خود کمتر موفق خواهید بود.
متاسفانه هنوز هم شما با سیاست فریب و تهدید و ارعاب با ملت ایران برخورد میکنید که به نمونههایی از آن اشاره خواهیم نمود.
از آن جا که نویسنده این مقاله به عنوان یک عضو دانشگاهی در کنار سایر اساتید و دانشجویان و طبقه روشنفکر ایرانی، بخش قابل ملاحظهای از جامعه را تشکیل داده و نسبت به جریانات و تحولات سیاسی کشور حساس میباشیم، از باب انجام وظیفه شهروندی بعضی از ابهامات و سوالات موجود در افکار عمومی را مطرح میکنیم، باشد که با پاسخهای قانعکننده به این سوالات، حسننیت خود را مبنی بر اعتمادسازی به مردم ایران به اثبات رسانید.
البته پرواضح است که ما به شما اعتماد نداشته باشیم، زیرا این شما بودهاید که با به قدرت رساندن رضا شاه در سال 1304 و با انجام کودتای 28 مرداد 1332 محمدرضا شاه را بر مردم ایران مسلط کردید و در سال 1357 نیز که مردم ایران با اهداء دهها هزار شهید این خاندان را از قدرت بر کنار کردند، شما از بازماندگان و وابستگان آنان از جمله ربع پهلوی حمایت میکنید هم اکنون با گذشت 27 سال از استقرار نظام مردمسالار جمهوری اسلامی ایران با اقدامات خصمانه خود در مقابل این ملت به توطئهچینی دست میزنید. شما با حمایتهای گسترده خود از صدام در جنگ تحمیلی باعث وارد شدن خسارتهای بیحد مادی و معنوی به ملت ایران شدید. و اکنون نیز با انتقال پرونده هستهای ایران به شورای امنیت سازمان ملل متحد به همراهی آمریکای جهانخوار، متکبرانه میخواهید ملت ایران را از حق مسلم خود محروم کنید و... به دلائل فوقالذکر بر شما لازم است برای اثبات صداقت خود مبنی بر رفع موانع موجود به سئوالات زیر پاسخ دهید:
1-آقای سفیر؟ آیا دولتمردان انگلیسی هنوز هم به کشور ایران به عنوان مستعمرهای نگاه میکنند که مردم آن اجازه ندارند در مورد نحوه اداره کشور خود تصمیم بگیرند و یا اینکه باور کردهاند با استقرار نظام جمهوری اسلامی ایران و شرکت در 27 انتخابات کلیه مسئولین و مدیران اداره کشور را انتخاب کرده و با اقتدار تمام از این نظام دفاع خواهند کرد اگر جواب شما مثبت است چرا دولت انگلیس هنوز هم مانند یک پادو گوش به فرمان بوش و تیم جنگطلب او بوده و هر روز بر ملت و دولت مردمی ایران فشار وارد میکنند.
2-آقای سفیر! شما در بازدید خود از روزنامه کیهان گفتهاید: «...احساسات مردم ایران نسبت به روابط گذشته دولت انگلیس با این کشور را درک میکنم و میدانم که روابط قبلی ما خوشایند نبوده است ولی نباید چمدان سوابق را با خود حمل کنیم1...» اگر واقعا احساسات مردم ایران را درک میکنید بفرمایید: برای جبران عملکرد ناخوشایند خودتان چه اقدامی کرده و یا خواهید کرد.
3-شما ادعا کردهاید «اکثر مردم انگلیس از جمله آقای بلر میخواهند روابط انگلیس را با دنیا به طور منطقی مدیریت کنند بدون آنکه بحران پیش آید» اگر راست میگویید؟! بفرمایید، اولاً، آقای بلر با کدام منطق در سخنرانی اخیر خود در قطر، کشورهای عربی را به موضعگیری و دشمنی با ایران تحریک و تشویق مینماید؟ به نظر شما این موضعگیریهای قلدر مآبانه، بحرانهای منطقهای و جهانی را از بین میبرد یا به آنها دامن میزند؟ ثانیا، این سناریوهای شیطانی که در عراق و کشورهای منطقه برای ایجاد آتش فتنه و اختلافاندازی بین شیعه و سنی به اجرا در میآید با کدام منطقی سازگار است؟
4-آقای سفیر؟ دولت شما جزو اولین و مهمترین کشورهایی است که بیشترین کمکهای اقتصادی فنی و سیاسی را از دولت مجعول و غاصب اسرائیل انجام داده است و آقای اولمرت اخیرا به طور رسمی اعلام کرده است که این رژیم دارای سلاحهای اتمی میباشد. شما با کدام منطق از یک طرف این کشور را با تمام توان حمایت میکنید؟ و از طرف دیگر با سوءاستفاده از حق وتوی خود در شورای امنیت سازمان ملل متحد میلیاردها انسان از جمله ملت ایران را از حقوق قانونیاش محروم مینمایید؟
5-شما از برقراری روابط حسنه میان کشورهای اسلامی و غرب به عنوان آرزوی دیرینه و اصلیترین بخش مأموریت خود یاد کردهاید. ما که باور نداریم، ولی اگر شما به حرف خود پایبند هستید، به شما اعلام میکنیم تنها راه برقراری روابط حسنه با مسلمانان این است که نظامیان و عوامل جاسوسی خود را از منطقه خارج کنید و حتیالامکان در انظار مردم مسلمان منطقه ظاهر نشوید تا به مرور زمان مسلمانان خاطرات تلخ حضور شما را به بوته فراموشی سپرده و تمام مشکلات فیمابین جهان اسلام و غرب حل شود.
6-شما گفتهاید: «اگر اخیراً به بریتانیا سفر کرده باشید متوجه میشوید که این کشور تغییر کرده و به یک جامعه چند فرهنگی تبدیل شده است که در واقع با گذشته متفاوت است. اسلام جایگاه بسیار احترامآمیزی در بریتانیا دارد.2» در اینجا باید گفت: اولا، چاپ و انتشار کتاب آیات شیطانی و حمایت گسترده از ناشر مرتد آن که هنوز هم ادامه دارد خلاف این ادعا را ثابت میکند. ثانیا بفرمایید شما مدعیان دمکراسی چرا اجازه نمیدهید از میلیونها مسلمان انگلیسی یک مسلمان در مجالس لردها و قانونگذاری شما حضور داشته باشد . و این در حالی است که در ایران تنها چند هزار مسیحی و یهودی نمایندگانی در مجلس شورای اسلامی دارند و در عین حال نظام جمهوری اسلامی از طرف شما غربیها به عدم رعایت حقوق اقلیتها متهم میشود.
7-شما گفتهاید: «دو تصویر نادرستی که از ما وجود دارد این است که ما انسانهای فریبکار و متکبر هستیم و این برای من رنجآور است که چنین تصویری از ما در ایران وجود دارد.3» در این باره نیز باید گفت: اولاً، این دو تصویر کاملاً منطبق با واقعیتهای تلخی است که بر اثر عملکرد شماها در عمق جان ملت ایران حک شده و با دروغپردازیها و ظاهرفریبیهای شما این واقعیتها عوض نمیشود چرا که به قول معروف دوصد گفتار به نیم کردار نمیارزد. ثانیا: اولین قدم عملی میتواند در تغییر سیاست شما در قضیه هستهای ایران تبلور یابد.
8-شما هنوز سیاست هویج و چماق را بکار میبرید. لطفا دو بخش سخنان خود را در یک مصاحبه با دقت مرور و آنها را با هم مقایسه و سپس بفرمایید با این سخنان چه چیزی را میخواهید ثابت کنید.
«... هر انگلیسی که به ایران میآید، از جمله خود من، با لطف و محبت ایرانیان مواجه میشود... به نظر من بسیار اهمیت دارد که بتوانیم ارتباط پرثمری را با یکدیگر داشته باشیم و میدانم علاقه زیادی در کشورم وجود دارد که این اتفاق بیافتد به عنوان مثال نمایشگاهی از گنجینههای موزه ملی ایران اخیرا در موزه بریتانیا برقرار بود که تصویر بسیار مثبتی از امپراطوری هخامنشی و تخت جمشید را نشان داد به نظر من این نشانگر سطح علاقهمندی به ایران است ...» در جای دیگر سعی کردهاید در لفافه و به طور ضمنی ملت ایران را تهدید کنید آنجا که میگویید «...ما اکنون به عنوان اعضای دائم شورای امنیت در حال کار کردن با آمریکا هستیم... این در حالی است که سه کشور اروپایی کماکان سه مجری اصلی و فعال این روند مذاکره با ایران باقی ماندهاند... تعلیق تنها یکی از گامهایی است که جامعه بینالملل اعتقاد دارد که ایران باید برای اعتمادسازی دوباره انجام دهد ولی اجازه بدهید خیلی صریح بگویم که موضوع اصلی ماجرا این است که متأسفانه اعتماد بین ایران و جامعه بینالملل شکسته شده است... در عین حال این وظیفه ماست که به همکاران ایرانی خود بگوییم که عدم همکاری آنها چه عواقبی میتواند داشته باشد5...» آقای سفیر؟ راستی شما از این آسمان و ریسمانبافیها چه نتیجهای میخواهید بگیرید.
از این سخنان اینگونه برداشت میشود که شما یا در فضای قرن نوزدهم میاندیشید و یا مردم ما را ناآگاه و سادهلوح میپندارید (به نظر میرسد اولی درست باشد یعنی دولتمردان انگلیسی هنوز در حال و هوای قرن نوزده زندگی میکنند و حال آنکه جهان به قرن بیست و یکم وارد شده است) و اگر میخواهید آزموده را دوباره بیازمایید باید به شما بگوییم:
اولا: دوران قلدربازی و قدارهبندی تمام شده و این ملت با زبان تهدید و تزویر از حق طبیعی و قانونی خود قدمی عقبنشینی نخواهد کرد و به قول شاعر:
«برو این دام بر مرغ دگر نه که عنقا را بلند است آشیانه»
ثانیا: شما دچار یک نوع توهم خودبزرگبینی شدهاید به طوری که خودتان و چند نفر آمریکایی را که به زور قوه قضائیه به کاخ سفید راه یافتهاند، جامعه بینالملل، و میلیاردها انسان ستمدیده جامعه جهانی را که از حق قانونی ایران حمایت میکنند اقلیت پنداشتهاید. بگذاریم و بگذریم، سؤالها بسیار بیشتر از آن است که در یک مقاله بگنجد.
آقای سفیر؟ اگر به این سؤالها پاسخ دادید ما قدم دوم برای اعتمادسازی را به شما نشان خواهیم داد وگرنه در خانه اگر کس هست یک حرف بس است.