بسماللهالرحمنالرحیم
نومحافظهکاران آمریکا این روزها شاهد ناکامی مطلق در چند جبهه هستند و راه گریزی ندارند. آنها بخش اعظم پستهای مشاورهای و تاثیرگذار در تیم دستیاران ارشد بوش را به خود اختصاص دادهاند. ولی حتی این حضور تاثیرگذار در مراکز قدرت هم نتوانسته است مولفههای پیروزی را برای آنها تضمین کند.
خوبست فهرستی از ناکامیهای روزافزون بوش و دستیارانش را مرور کنیم تا به عمق شکست آمریکا بهتر پی ببریم.
*عدم تصویب طرح افزایش تعداد نظامیان اعزامی به عراق در مجلس نمایندگان
*طرح جدید خانم کلینتون نامزد ریاست جمهوری آمریکا برای خروج نظامیان از عراق طی یک دوره 3 ماهه
*اعلام خروج تدریجی نظامیان انگلیسی از جنوب عراق حداکثر طی 3 ماه
*افزایش اعتراضات مستند و مستدل علیه سیاستهای جنگطلبانه بوش و تهدید کنگره به پس گرفتن اختیارات ویژه از بوش
با نگاهی اجمالی به این فهرست عجیب، شاید نیازی نباشد که رشد روزافزون تظاهرات خیابانی در گوشه و کنار جهان و حتی در آمریکا علیه سیاستهای بوش را هم به این مجموعه اضافه کنیم که دریابیم نومحافظهکاران در هیچ جا مورد استقبال و حمایت نیستند. آنها در حقیقت موضع قابل دفاعی ندارند که حمایت از آنها قابل توجیه باشد. با کنکاشی در این مقولات، بهتر میتوان به عمق فاجعه در عراق و صد البته در کاخ سفید، پی برد.
1- طرح اعزام 21 هزار و پانصد نفر نظامی دیگر به عراق، طی روزهای گذشته با 246 رأی مخالف و 181 رأی موافق، رد شد. اگرچه بوش ملزم به اجرای نظرات مجلس نمایندگان نیست، ولی آوار سیاسی ـ تبلیغاتی ناشی از این مخالفت نه چندان غیرمنتظره، بقایای ثبات سیاسی در کاخ سفید را در زیر خود مدفون خواهد کرد. تصادفی نیست که سخنگوی کاخ سفید با واکنشی کاملاً شتابزده و نامتعادل، این موضع مجلس نمایندگان را به زیان آمریکا و دولت عراق دانسته و تصریح کرده است که مخالفین طرح جدید بوش به دنبال شکست آمریکا در عراق هستند! وی بدون آنکه توجیه قانعکنندهای ارائه کند، راهبرد جدید بوش را ضامن پیروزی آمریکا معرفی نمود.
این برای نخستین بار پس از جنگ ویتنام است که مراکز تصمیمگیرنده در مقابل کاخ سفید، چنین آرایش سیاسی مخالفتآمیزی را به خود گرفتهاند و مشخصاً کفایت سیاسی، تدبیر و کارآئی رئیسجمهور آمریکا و تیم دستیارانش را با صریحترین جملات و اقدامات به زیر سئوال بردهاند.
هرچند بوش مجبور به پذیرش و اجرای تصمیم مجلس نمایندگان نیست ولی کاملاً بعید بنظر میرسد که بوش و دستیارانش بتوانند از آثار و تبعات چنین تصمیمی به راحتی نجات یابند. این تصمیم مجلس برای رأیدهندگان آمریکائی حامل پیام مهمی است که بوش نتوانسته است قانونگذاران را در مورد ضرورت اعزام طیف جدیدی از نیروها به عراق متقاعد کند. نکته ظریف قضیه اینست که برخی از همحزبیهای بوش هم در این رأیگیری علیه او موضع گرفتهاند و این نشان میهد که بوش حتی درون حزب جمهوریخواه هم از پشتوانههای لازم و مورد انتظار برخوردار نیست و حتی حزب خودش هم یکپارچه بنفع او موضع نمیگیرد.
2- ضربه دوم علیه بوش را خانم «هیلاری کلینتون» وارد کرد و خواستار خروج نظامیان آمریکائی از عراق طی یک دوره 90 روزه شد. او اعلام نمود «اکنون زمان آن فرا رسیده که باز گرداندن نیروها طی 3 ماه انجام شود یا آنکه کنگره مجوز این جنگ را فسخ خواهد کرد».
اهمیت این جملات زمانی بیشتر مشخص میشود که بدانیم خانم کلینتون اگر مورد استقبال رأیدهندگان آمریکائی قرار گیرد، از دوره آینده، رئیسجمهور آمریکا خواهد بود. در واقع، آنچه وی بیان کرده، صرفاً یک بیانیه سیاسی ـ تبلیغاتی برای اعمال فشار بر رقبای سیاسی نیست بلکه تعهدی است که وی خود را ملزم به اجرای فوری آن پس از انتخابات میداند و میگوید: «اصل بازگرداندن نیروها از عراق طی 3 ماه، یک نقشه راه برای خروج از بحران عراق است و اگر بوش آنرا اجرا کند، میتواند قبل از پایان دوره ریاستش جنگ را تمام کند ولی اگر در انجام آن تعلل ورزد، من پس از ورود به کاخ سفید، آنرا انجام خواهم داد». این موضع نشان میدهد که مخالفین بوش، نه تنها معتقدند که نیازی به اعزام نظامیان جدید به عراق نیست بلکه حتی برای ترمیم اشتباهات بوش، برنامه و جدول زمانی ارائه میدهند و راهکار پایان بحران عراق را ترسیم کردهاند. این برای بوش و دستیارانش رسوائی بزرگی است که اگرچه آنها قدرت را در کاخ سفید در دست دارند ولی مخالفانشان، شرایط را بهتر درک میکنند، حرفهای منطقیتری میزنند و مانع تکرار اشتباهات آنها میشوند.
3- از بدشانسیهای بوش، یکی هم اینست که درست در چنین شرایطی، دولت بلر متحد اصلی بوش در تجاوز به عراق، برای حفظ جایگاه حزبش در انگلیس مجبور شده است نیروهای انگلیسی را از عراق به تدریج خارج کند و پیشاپیش با اعلام آن سعی کرده است خود را همراه و موافق افکار عمومی انگلیس و جهان معرفی نماید و نشان دهد که خواهان تداوم حضور نظامی در عراق نیست.
این هفته یک روزنامه انگلیسی فاش کرد که شمارش معکوس برای بازگشت نظامیان انگلیسی آغاز شده است. در واقع در شرایطی که کاخ سفید سرگرم زورآزمائی با کنگره برای افزایش تعداد نظامیان در عراق است، دولت بلر تا 3 ماه دیگر تعداد نظامیان در بصره را کاهش داده و بیش از 3 هزار نظامی را به انگلیس باز میگرداند.
درج این خبر، بلافاصله موجب اعتراض واشنگتن شد و سخنگوی وزارت دفاع انگلیس مجبور شد برای مهار بازتاب آن اعلام کند که هرگونه عقبنشینی به تناسب شرایط امنیتی صورت میگیرد و حتماً پیش از اجرا با متحدان لندن در عراق مشورت خواهد شد. علیرغم این توضیح دولت بلر، کاملاً روشن است که بلر با پیشدستی در اعلام این نکته و آنهم بدون مشورت با بوش سعی داشته حتی کاخ سفید را هم در مقابل عمل انجام شده قرار دهد. چرا که در غیر اینصورت دلیلی بر اعلام زودهنگام عقبنشینی طی 3 ماه آینده وجود نداشت. گزارش روزنامه انگلیسی تایید میکند که «با نزدیک شدن برخی انتخابات حساس، نظامیان انگلیسی به وطن برمیگردند و در حال حاضر شرایط در بصره به نقطهای نزدیک میشود که امکان خروج نظامیان انگلیس را فراهم میکند. البته اوضاع امنیتی در عراق پیشرفت چندانی نداشته ولی بدتر هم نشده و فرصتی برای واگذاری اوضاع به ارتش و نیروهای امنیتی عراق بدست آمده است. به همین دلیل قرار است «بلر» ظرف 3 هفته آینده طرح خروج نظامیان را به مجلس عوام انگلیس ارائه دهد». این، اظهارات و مواضع متحد انگلیسی کاخ سفید است که تصریح میکند «اوضاع بدتر از گذشته نیست و میتوان تعداد نظامیان را کاهش داد».
بدین ترتیب دیگر حنای بوش و دستیارانش رنگ میبازد و آنها نمیتوانند رأیدهندگان و قانونگذاران آمریکائی را متقاعد کنند که افزایش نظامیان در عراق، گریزناپذیر است. مهمتر آنکه سخنگوی کاخ سفید مدعی شده است که مخالفین بوش خواهان شکست آمریکا در عراقند. آیا این ادعا قابل باور است؟ این اتهام بزرگی است که نامزد ریاست جمهوری آینده، خواستار شکست کشورش در عراق باشد ولی گویا بوش با ندانمکاریهایش، راه پیروزی را هموار میکند! از هماکنون میتوان انتظار داشت که قانونگذاران از این پس از حربههای قدرتمندتری علیه نومحافظهکاران استفاده کنند تا به بوش و دستیارانش بفهمانند که دوران نومحافظهکاران، با شکستهای خفتبارتری که در راه است، به پایان رسیده است.
نومحافظهکاران این روزها در چند جبهه شاهد شکست و ناکامی بودهاند ولی برخی ضربهها، بیش از دیگران موثر واقع شده است. پیشدستی لندن برای اعلام خروج زودهنگام از عراق، بیشترین تأثیر منفی را بر مواضع بوش داشته است و این احتمال وجود دارد که بوش حتی نتواند بدون جلبنظر موافق دمکراتها در سنا و مجلس نمایندگان، وضع فعلی را هم در عراق اداره کند. بعبارت بهتر، حتی اگر بوش از اعزام 21 هزار و پانصد نظامی جدید هم منصرف شود، تصویب بودجههای مورد نیاز جهت حفظ همین سطح از نیروها در عراق هم به همکاری و نظر موافق دمکراتها در کنگره نیازمند است.
چرا که در غیر اینصورت بوش مجبور خواهد بود با توسل به اختیارات ویژه، از ابزارهائی استفاده کند که رئیسجمهور را در شرایط جنگی و اضطراری، از ابتکار عمل بیشتری برخوردار میسازد. البته بوش حتی از همین فرصتها هم فقط برای دست و پا زدن بیشتر در باتلاق عراق استفاده کرده و میکند.
نومحافظهکاران، اگر صداقت داشته باشند، بایستی اعتراف کنند که هرگز تا اینجای کار را نخوانده بودند و قطعا غافلگیر شدهاند که در تمامی جبههها شاهد شکست و ناکامی مطلق باشند.