«آنتونی کوردسمن»، یکی از کارشناسان معتبر امنیتی در واشنگتن است. او در وزارتخانههای دفاع و خارجه و نیز در ناتو و پستهای خارجی در خاورمیانه کار کرده است. در حال حاضر کوردسمن در مرکز استراتژیک و مطالعات بینالمللی که از مراکز اصلی بحث در مورد سیاست خارجی در واشنگتن است مشغول به کار است. هنگامی که او در کنگره آمریکا در مورد عراق صحبت میکند توجه همه به او معطوف میشود.
این کارشناس به تازگی پس از بازگشت از کابل به عراق قضاوتش در مورد عملکرد آلمان در افغانستان را در مقاله ذیل مطرح کرده که در روزنامه فرانکفورتر آلگماینه به چاپ رسیده است.
آلمانیها در ایجاد یک نیروی پلیس کارآمد در افغانستان شکست خوردهاند و چهار سال کار آنها در این کشور بینتیجه بوده است تا جایی که فرمانده نیروهای آمریکایی در افغانستان طی اظهاراتی که بیشتر انتقادی بود تا دیپلماتیک در مورد اقدامات آلمان گفته است که آموزش نیروهای پلیس افغانستان نقص دارد.»
برلین از این انتقادات ناخشنود است. مقامات آلمانی از دادن پاسخ رسمی به این اظهارات خودداری میکنند. بحث بر سر نیمه پر یا نیمه خالی لیوان است، چرا که این مورد یکی از مسایل کلیدی برای آینده افغانستان است. بدون یک نیروی پلیس قدرتمند سرزمین هندوکش که خسارات فراوانی را از جانب شبهنظامیان متحمل شده، روی آرامش را نخواهد دید.
با این حال، سخنگوی وزارت کشور آلمان میگوید انتقاد آمریکا اصلاً قانعکننده نیست و آلمان اقدامات کوتاه مدت و دراز مدت سازندهای را انجام داده است.
حقیقت این است که مأموریت بازسازی یک نیروی پلیس در افغانستان پس از سقوط طالبان، آنگونه که ائتلاف بینالمللی انتظار داشت به سرانجام نرسید.
طی چند دهه جنگ داخلی در افغانستان یک نیروی پلیس مرسوم وجود نداشت، فقط به فراخور در گوشه و کنار نیروهای امنیتی محلی تحت سرپرستی جنگسالاران کار آنها را انجام میدادند. در برخی نقاط نیز نیروهای غربی که برای کمک در بازسازی به افغانستان آمده بودند، نیروهای محلی را در مقابله با قانونشکنیها یاری میکردند.
بیشتر پلیسهای افغان سواد خواندن و نوشتن ندارند، حتی میان مقامات ارشد پلیس نیز نمیتوان فرد باسوادی را پیدا کرد.
در چنین شرایطی آلمان مسئولیت بازسازی پلیس را به عهده گرفت. پیش از این نیز آلمان در زمینه تعلیم نیروهای پلیس با افغانستان همکاری کرده بود که هنوز هم تعدادی از این افراد جزو مقامات ارشد پلیس افغانستان هستند و حتی آلمانی صحبت میکنند.
در آوریل سال 2002 یک دفتر عملیاتی توسط آلمان در کابل تأسیس شد که مأموریت اصلی آن تعلیم و بازآموزی افراد پلیس به ویژه در آکادمی دوباره بازگشایی شده پلیس این شهر بود.
در اوت 2005 اولین گروه افسران دوره دیده این آکادمی معرفی شدند. تاکنون بیش از 4200 افغان از این آکادمی فارغالتحصیل شدهاند و در حال حاضر نیز 1350 نفر تحت تعلیم قرار دارند.
اشکالی که آمریکاییها میگیرند این است که آلمانیها تنها روی آموزش مقامات ارشد تمرکز کردهاند که با رتبهبندی افسران و افسران ارشد در آلمان مطابقت میکند.
دلیل آنان هم این است که افراد باید برای پستهای بالاتر تربیت شوند و خود این افراد بعدها پلیسهای بعدی را آموزش دهند.»
«کیتاماس»، کارشناس مرکز مطالعات سیاسی آلمان که از مهمترین مراکز مشاوره سیاست خارجی دولت است، میگوید: این طرحی است که انتقادات فراوانی بر آن وارد است و با وجود صرف زمانی طولانی نتیجه پرباری نداشته است. به اعتقاد این کارشناس، روش آلمان نتوانسته برای کشوری که وسعت آن دو برابر آلمان است نیروی پلیس کافی با قدرت و قابلیت واکنش به موقع ایجاد کند.
در انتخابات ریاست جمهوری 2004 افغانستان کمبود نیروهای پلیس مشهود بود و حتی به رغم حضور نیروهای بینالمللی حافظ صلح، دولت نتوانست تمام حوزههای انتخاباتی را تحت پوشش امنیتی قرار دهد و هنگامی که اوایل سال گذشته نیروهای طالبان اقدام به حمله کردند و نیروهای ناتو به مقابله برخاستند نیروی پلیسی وجود نداشت که از امنیت شهرها در حین جنگ خونین با طالبان حفاظت کند.
در واکنش به این کمبودها نیروهای آمریکایی شروع به آموزش نیروهای جدید پلیس کردند و هر روز بر تعداد این افراد که از کارمندان شرکتهای امنیتی خصوصی آمریکا بودند افزوده شد تا جایی که طی دو سال اخیر واشنگتن برای تربیت نیروی پلیس بیشتر از آلمان در چند سال فعالیتش هزینه کرده است.
اقدامات آمریکا بیشتر شامل برگزاری دورههای فشرده و کوتاه یک ماهه میشود که در صورت نیاز تا دو ماه نیز تمدید میشود و این در بسیاری از موارد ضروری است زیرا 80 درصد این افراد بیسواد بوده و جزو مجاهدین سابقاند که غیر از کار با کلاشینکف چیز دیگری نیاموختهاند.
این برنامه آمریکاییها بدگمانی آلمانیها را برانگیخته و این در حالی است که هیچکس بهطور رسمی در این مورد سخنی به میان نیاورده است.»
«ریشه اصلی اختلافات به تفاوت بنیادین فرهنگی این دو کشور نیز بازمیگردد همانگونه که در انجام مأموریتهای دیگر خود در افغانستان نشان دادهاند، آلمانیها خواستار سپردن امور به دست غیر نظامیان هستند و میخواهند پلیسی ایجاد کنند که از خود مردم و مانند الگوی آلمانی دوست و یاور مردم باشد.
اما آمریکاییها در مقابل تنها میخواهند پلیسهای افغان بتوانند تیراندازی کنند و رژه بروند. آنها میخواهند هرچه سریعتر نیروهای بیشتری را آموزش داده و به مناطق ناآرام کشور بفرستند. این مأموریتی است که اخیرا وزارت امور خارجه آمریکا به پنتاگون سپرده است. از آوریل 2005 فرمانده نیروهای نظامی آمریکا در افغانستان مسئول آموزش نیروهای پلیس افغانستان نیز شده است.
گذشته از این آلمانیها قصد دارند علاوه بر تربیت نیروهای پلیس مرسوم، نیروی پلیس شبهنظامی ویژه برای سرکوب ناآرامیها تشکیل دهند که شامل 5000 تن از نیروهای تعلیم دیده در آکادمی پلیس خواهد بود.
همچنین دولت آلمان از اتحادیه اروپایی میخواهد در مقابل قدرتگیری بیحد و حصر آمریکا در افغانستان بایستد.
آلمان طرحهایی برای واگذاری امور مربوط به آموزش نیروهای پلیس به یک کمیسیون اروپایی دارد و برای عملی کردن آن اولین گروه کارشناسان برای بررسی شرایط موجود از بروکسل به کابل سفر کردند.
مشکل دیگری که در مورد ایجاد پلیس در افغانستان وجود دارد اعتماد حامد کرزای رئیسجمهور افغانستان به شخصیتهای بومی است که باعث شده در برخی نواحی ناآرام گروههای نظامی تشکیل شود که توسط سران مافیای مواد مخدر تغذیه میشوند.
کرزای همچنین یکی از مردان مطرح را که متهم به داشتن فساد مالی است به عنوان رئیس پلیس کابل منصوب کرد و تنها پس از اعتراضات فراوان مقامات آلمانی این شخص و 15 تن از مدیران ارشد زیردست او که به دلیل جنایات جنگیشان تحت پیگیرد بودند حاضر به استعفا شدند.»