هادی محمدیفر
مجمع عمومی سازمان ملل متحد به عنوان "مجلس جهانی" محل ابراز عقاید متفاوت، از اعضای جامعه بینالمللی است. این مجمع ماهیت جهانی دارد و کشورهای کوچک و بزرگ عالم که توانایی انجام تعهدات منشور سازمان ملل متحد را دارند دارای حق رای میباشند. این مجمع به موجب مواد 10 تا 17 منشور (فصل چهارم) عملا مظهر وجدان جهانی به شمار میرود و با توجه به مسائل متعدد و متنوعی که در اجلاسهای آن مجمع مورد بحث و گفتگو قرار میگیرد، میتوان گفت که این ارگان نفوذ قابل ملاحظهای در افکار عمومی جهانیان پیدا کرده است. قطعنامههای توصیهآمیز این مجمع در تشویق افکار عمومی جهانیان نقش بسزایی دارد. همین نقش محوری که مجمع در افکار عمومی جهان دارد، سبب شده است تا بسیاری از قدرتهای بزرگ آن را به عنوان ابزاری برای پیشبرد اهداف توسعهطلبانه خود به کار گیرند. آمریکائیان برای توجیه اعمال امپریالیستی خود به نوعی به این مجمع پناه میبرند، اروپائیان نیز همیشه به نقش مجمع عمومی آگاه بوده و از آن در جهت سلطه استعماری خود بهره جستهاند و اتحاد جماهیر شوروی نیز بارها و بارها در دوران جنگ سرد از مجمع عمومی برای رسیدن به مقاصد خود بهرهبرداری نمود. در حقیقت این مجمع بر اساس قطعنامههایی که بر اساس مواد 10 و 11 منشور، از طریق توصیهها یا قطعنامههایی که صادر میکند میتواند منشا نفوذ بر افکار عمومی در جهان قرار گیرد. با توجه به اینکه این نهاد دارای نقش ثانوی در پیشبرد صلح و امنیت بینالمللی است، قدرتهای بزرگ زمانی که به خواستههای خود از طریق شورای امنیت (رکن اولیه صلح و امنیت بینالمللی) دست نیابند سعی دارند نهایت استفاده سیاسی از این ارگان را ببرند.
این بار نیز رژیم صهیونیستی با همکاری و همدستی لابی صهیونیستی در سازمان ملل متحد در صدد استفاده ابزاری از این ارگان برآمد.
بعد از برگزاری همایش بینالمللی بررسی هولوکاست، چشمانداز جهانی در 20 و 21 آذر 1385 با حضور اندیشمندانی از کشورهای اروپایی و اندیشمندانی از جهان اسلام توسط دفتر مطالعات سیاسی و بینالمللی وزارت امور خارجه در سازمان ایرانی مجامع بینالمللی برگزار شد، صهیونیسم بینالملل خطر افسانه هولوکاست را احساس نمود. رابرت فوریسون ـ شیراز دو ساورنیکاکلارک هر کدام به نوعی افسانه هولوکاست را به چالش طلبیدند، گر چه مقاومت جمهوری اسلامی بویژه منوچهر متکی وزیر امور خارجه و سیدرسول موسوی رئیس دفتر مطالعات سیاسی و بینالمللی وزارت امور خارجه اعلام نمودند که برگزاری این همایش نه به منظور نفی هولوکاست و نه در جهت اثبات هولوکاست انجام گرفته است و هدف از این همایش بینالمللی را تحقیق و پژوهش در بیان یک واقعیت تاریخی و فضای علمی تحقیقات مناسب دانستند.
این همایش بازتاب وسیعی در جهان داشت. حتی قبل از برگزاری همایش کشورهای غربی اعلام نمودند که به اندیشمندان خود اجازه شرکت در این همایش را نخواهد داد. اما بعد از برگزاری همایش برخی از اندیشمندان غربی در بازگشت به کشور خود یا روانه زندان شده و یا موقعیت شغلی خود را از دست دادند. خاخامهای یهودی مورد انتقاد خانوادههای خود قرار گرفتند و در ایتالیا مجازات سنگینی برای کسانی که هولوکاست را نفی میکنند در نظر گرفته شد. (3 تا 12 سال حبس).
در کشورهای اسلامی نیز تنفر از رژیم صهیونیستی به اوج خود رسید و یک نوع بیداری اسلامی در میان کشورهای اسلامی شکل گرفت: "چرا ما باید تاوان جنایت نازیها را بدهیم."
متعاقب برگزاری این همایش بسیاری از کشورهای غربی رابطه تحقیقاتی خود را با دفتر مطالعات سیاسی و بینالمللی وزارت امور خارجه قطع نمودند و موج جدیدی از فعالیت غرب با حمایت لابی صهیونیسم بر علیه ایران شروع شد.
رژیم صهیونیستی که اثرات برگزاری کنفرانس بینالمللی را حس کرده بود و از بیداری جامعه جهانی آگاه شده بود به این نتیجه رسید که در صورت شدت گرفتن جریان نفی هولوکاست، مشروعیت جهان رژیم صهیونیستی زیر سوال خواهد رفت. رژیم صهیونیستی از همان ابتدای تشکیل کشور اسرائیل با بزرگنمایی هولوکاست و تحریف افکار عمومی، سعی کرد زمینههای تثبیت کشور جدیدالتاسیس اسرائیل را فراهم نماید. گام اول برای این اقدام تصویب قانون سال 1990 بود به این شرح که بر اساس قانونی که پیشنویس آن در اوایل دهه 80 قرن بیستم توسط تعدادی از اعضای آژانس بینالمللی صهیونیسم تحت سرپرستی "نه سلموئل سیرات خاخام معروف فرانسویالاصل تهیه و در ژوئیه سال 1990 میلادی در فرانسه به تصویب رسید، "هر گونه تردید درباره هولوکاست" اعم از تردید درباره کشتار مورد ادعای یهودیان در جنگ جهانی دوم، وجود اتاقهای گاز و حتی کمترین تردید در رقم 6 میلیونی یهودیان کشته شده جرم تلقی میشود و هر کس در فرانسه از این قانون تخلف کرده و در سه موضوع یاد شده تردید کند، به یک ماه تا یک سال زندان و پرداخت 2 هزار تا 300 هزار فرانک جریمه محکوم میشود.
بعدها با فشار آمریکا، انگلیس، فرانسه و آژانس بینالمللی صهیونیسم این قانون در اکثر کشورهای اروپایی به تصویب رسید. جرج دبلیوبوش قانون "آنتیسمیتیسم" را برای اصلاح کنترل پدیده هولوکاست در جهان امضا نمود و در 27 ژانویه 2004 مجمع سازمان ملل متحد با تصویب قطعنامهای روز 27 ژانویه را "روز یادبود هولوکاست" نامید.
تصویب قطعنامه روز یاد بود هولوکاست، تردیدها درباره هولوکاست را به نهایت خود رساند. اوج این تردیدها همایش هولوکاست در تهران و تلاش برای تشکیل کمیته حقیقتیاب هولوکاست بود.
رژیم صهیونیستی که با تصویب قانون 1990 فرانسه و محکوم کردن انکار کنندگان هولوکاست و نیز قطعنامه روز یاد بود هولوکاست مجمع عمومی، نتوانسته بود افکار عمومی جهانیان را قانع سازد بار دیگر به مجمع عمومی ـ که "پناهگاه اول و آخر" رژیم صهیونیستی در مشروعیت بخشی به رژیم غاصب صهیونیستی قلمداد میشود ـ پناه برد.
رژیم صهیونیستی در روز 27 ژانویه 2007 قطعنامه "محکومیت نفی هولوکاست" را به اتفاق آرا که نوع آرای مخفی مجمع عمومی است، تصویب نمود. این مجمع در برخورد با مسائل بینالمللی بویژه مناقشه اعراب و اسرائیل بر سر فلسطین همیشه جانب قدرتهای بزرگ را گرفته است و به وظیفه اصلی خود که همانا احترام جهانی و موثر به حقوق بشر و آزادیهای اساسی برای همه، بدون تبعیض از حیثنژاد، جنس، زبان یامذهب است (بند پ ماده 55 منشور) عمل ننموده است. در عوض کشتار فلسطینیها در نوار غزه، جنین و نیز اردوگاههای صبراوشتیلا، نه روز یاد بود کشتار فلسطینی دارد و نه قطعنامه محکومیت.
مسئله هولوکاست ـ واقعیت یا افسانه ـ یک مسئله علمی، فرهنگی و آموزشی بود و مجمع عمومی سازمان ملل متحد بر اساس بند ب از ماده 55 منشور میتوانست زمینههای همکاریهای علمی بینالمللی را در رد یا اثبات هولوکاست فراهم نماید و به وظیفه نهادی خود عمل نماید. اما تا زمانی که فشارهای لابی صهیونیسم در سازمان ملل متحد حاکم باشد مجمع عمومی نیز به مانند شورای امنیت به نهادی برای مقاصد سیاسی مبدل خواهد شد. تصویب قطعنامه محکومیت نفی هولوکاست در مجمع عمومی، مصداق بارز این ادعاست. تصویب این قطعنامه نشان داد که مجمع عمومی نه مظهر بارز وجدان جهانی بلکه مظهر بارز مقاصد سیاسی قویهاست بر علیه ضعیفها.