مهدی مروتی
اصرار جمهوریخواهان کاخ سفید مبنی بر استقرار موشکهای دور برد در چک و لهستان سبب شده است تا چشمانداز ژئواستراتژیک اروپا و روسیه دستخوش تغییراتی اساسی شود. هم اکنون روسها تهدید آمریکا را در یک قدمی خود احساس میکنند و برخی از کشورهای اروپایی نیز بدون توجه به عواقب همراهی خود با کاخ سفید در این زمینه، خود را در معرض خطرات و آسیبهای احتمالی بعدی قرار دادهاند. آمریکا از ابتدای سال 2001 میلادی تاکنون به صورتی علنی قواعد موشکی و نظامی نظام بینالملل را نقض کرده است. جنگ عراق و افغانستان بدون مجوز سازمان ملل متحد و شورای امنیت صورت پذیرفتند. هم اکنون نیز استقرار موشکهای ایالات متحده آمریکا در خاک اروپا توجیهی مستند و قاعدهمند ندارد و همین مسئله مسکو را به شدت نگران ساخته است. پوتین و لاوروف که طی سالهای اخیر با بیتدبیریهای خود زمینه را جهت مانور آمریکا و اروپا بر ضد خود فراهم ساختهاند هم اکنون در مقابل تهدیدی آشکار قرار گرفتهاند. موشکهایی که علنا به سمت روسیه نشانه گرفته شدهاند.
مخالفت آمریکا با پیشنهاد روسیه مبنی بر استفاده مشترک از رادار قبله در آذربایجان، نشان داد که بوش و همراهانش قصد دارند با استقرار سیستم دفاع موشکی در چک و لهستان به اهداف کلان خود در اروپا و روسیه دست پیدا کنند. هر چند که افرادی خودفروخته و نژادپرستی مانند مرکل و سارکوزی در ماورای این طرح به دنبال مهار قدرت بالقوه روسیه هستند، اما عواقب و تبعات همراهی با کاخ سفید در آیندهای نه چندان دور گریبانگیر کشورهای آنها نیز خواهد شد. بازنده اصلی این طرح اروپا و روسیه هستند. روسها همانند همیشه با بیتدبیری کامل در مقابل این مسئله مهم و حساس برخورد نمودهاند و همچنان سعی در جلب رضایت کاخ سفید دارند. این در حالیست که نگاه ضدروسی مقامات اروپایی و آمریکایی در حال تشدید شدن است و هرگونه کرنش و همراهی روسها با آنها به منزله پاشنهآشیل کاخ کرملین محسوب میشود.
ایالات متحده آمریکا نیز اخیرا تلاش گستردهای را جهت خروج از پیمانهای موشکی در جهان آغاز کرده است. این تلاش غیرقانونی آمریکا در واقع نوعی گذار آشکار از اروپا و روسیه محسوب میشود. پیمان «استارت-»1 در خصوص کاهش و محدودیت سلاحهای تهاجمی استراتژیک در تاریخ 31 جولای سال 1991 بین اتحاد جماهیر شوروی و ایالات متحده آمریکا به امضاء رسیده و در تاریخ 5 دسامبر سال 1994 مورد اجرا گذاشته شده است. شرکتکنندگان در این پیمان روسیه، آمریکا و سه کشور غیرهستهای بلاروس، قزاقستان و اوکراین هستند. اعتبار پیمان مذکور در تاریخ 5 دسامبر سال 2009 به پایان میرسد، البته اگر تا آن زمان مسکو و واشنگتن در خصوص تمدید آن به توافقی نرسیده باشند. آمریکا سعی دارد هر چه زودتر خود را از این پیمان به ظاهر محدودکننده خارج نماید.
برخی کارشناسان تصمیم مجلس نمایندگان کنگره آمریکا برای اختصاص بودجه 100 میلیون دلاری برای عملیسازی برنامه «حمله جهانی سریع» را گواهی بر مقاصد آمریکا برای خروج از پیمان کاهش و محدودیت تسلیحات تهاجمی استراتژیک، موسوم به «استارت -1» ارزیابی کردهاند.
در این رابطه الکساندر شاراوین، مدیر موسسه تحلیلهای نظامی و سیاسی روسیه در این خصوص میگوید: "آمریکائیان مدتهای متمادی درصدد اجرای طرحی برای تجهیز مجدد موشکهای خود به کلاهکهای غیرهستهای میباشند تا از آنها برای حمله به هر نقطه از جهان که بخواهند استفاده کنند. البته در این راستا پیمان کاهش تسلیحات تهاجمی استراتژیک با روسیه مانع از آن میشد. اگر آمریکائیان از پیمان «استارت-1» خارج شوند، محدودیتی برای استفاده از موشکهای استراتژیک در تجهیزات نظامی نخواهند داشت. در آن صورت وضعیت کاملا جدیدی بوجود خواهد آمد چرا که روسیه هرگز امکان استفاده از چنین موشکهایی را بررسی نکرده است."
شاراوین معتقد است که اهمیت برنامه «حمله جهانی سریع» برای دولت آمریکا تنها به منظور حمله به پایگاههای تروریستها نیست، مسئله اینجاست، در حالیکه روسیه و آمریکا به توازن و کنترل یکدیگر مشغولند، در عرصه جهانی بازیگران مهم دیگری پدیدار شدهاند و در وهله نخست میتوان از چین نام برد. ذخایر موشکهای برد کوتاه و متوسط روسیه و آمریکا مشمول محدودیتهای پیمان «استارت – 1» میشود، در حالیکه چینیها آزادانه ذخایر خود را افزایش داده و اکنون حدود 700 موشک از این نوع را در اختیار دارند.
در نهایت اینکه کاخ سفید موشکهای خود را در راستای اهداف جنگطلبانهاش تعریف نموده است. از سال 2000 میلادی به بعد، این حس جنگطلبی در آمریکا افزایش یافته است. حضور افرادی درندهخو مانند بوش و چنی در راس معادلات سیاسی کاخ سفید این روند را تشدید کرده است. روندی که در نهایت موجب تضعیف توان موشکی آمریکا و بر هم ریختن معادلات سیاسی اروپا و ترکیه خواهد شد.