محمدرضا نوری شاهرودی
آقای ساکاشویلی رئیس جمهور گرجستان با حمله به منطقه اوستیای جنوبی که واکنش سریع و تند روسها را بدنبال داشت ثابت نمود که نه درک درستی از مناسبات منطقه ای و بین المللی دارد و نه حتی حد و اندازه خود را بخوبی می شناسد.
آمریکا و غربیها که بدنبال انقلاب مخملی همانند اوکراین در منطقه قفقاز هستند از گرجستان شروع نمودند و مایل بودند اولین کشوری که عضو ناتو می شود گرجستان و سپس آذربایجان باشد. در حقیقت غرب بدنبال خلع قدرت روسها به مرور در منطقه بود.
1 ـ روسها همیشه می خواستند انرژی منطقه بخصوص نفت و گاز در اختیار داشته باشند ولی غربیها با ایجاد خط مهم گاز « باکو ـ جیهان » که از گرجستان می گذرد بدنبال آن بودند که نقش روسیه را در زمینه انرژی کم رنگ و به مرور حذف نمایند.
2 ـ در سال 1370 که شوروی تقسیم و کشورها مستقل شدند دو منطقه آبخاریا و اوستیا ادعای استقلال داشتند ولی گرجستان این دو منطقه را جز خاک خود می دانست که با ورود صلح بانان روسیه در آن زمان آرامش به منطقه بازگشت . اما رئیس جمهور جوان گرجستان که از ارسال جنگ افزارهای غربی و اسرائیلی بخصوص بوسیله وزیر دفاع خود که یک یهودی است دچار اشتباه در محاسبات گردیده بود با حمله به صلح بانان روسی و منطقه اوستیا جنوبی عمده زیرساخت های کشورش را نابود نمود و باعث بحران جدیدی در منطقه گردید.
وقتی که غربیها و آمریکا علی رغم مخالفت مکرر روسها کوزوو را برسمیت شناختند پوتین هشدار داد که اوستیا و آبخاریا مستقل می شوند ولی غربیها به این هشدار توجهی ننمودند.
3 ـ چالش دیگر غرب با روسها بر سر سامانه موشکی امریکا در اروپا بخصوص چک و لهستان بود که این سپر موشکی در واقع سلطه آمریکا بر منطقه اروپا را تثبیت می نمود و باعث نگرانی روسها شده بود. البته پوتین دائما از سقوط شوروی سابق اظهار تاسف می کرد و به دنبال آن بود که به قول خودش آن حادثه دردناک را جبران نموده و قدرت روسیه را مجددا بازسازی نماید و به شکلی جدید به عنوان ابرقدرت ظاهر شود.
قیمت بالای نفت باعث گردید روسیه همزمان با ایجاد زیرساخت های اقتصادی که رشد آن گاهی از 8 درصد هم بیشتر بود قدرت نظامی خودرا نیز بالا ببرد و در دوره پوتین این کار انجام گرفت .
4 ـ برای گرجستان بسیار سخت است که شعار تمامیت ارضی بدهد چون روسها استقلال اوستیا و آبخازیا را برسمیت شناختند . پرواضح است که فراخوان و دعوت گرجستان از کشورهائی که هزاران فرسنگ از منطقه دورند به دریای سیاه و تلاش آن کشور برای عضویت در پیمان نظامی غرب (ناتو) برای عمده کشورهای مشترک المنافع و مستقل یک تهدید امنیت ملی محسوب می شود. دولت گرجستان برای چندمین بار نشان داده که بشدت تحت تاثیر امریکا و متحدان اوست و اراده مستقلی در تفلیس برای حکمرانی وجود ندارد.
وقتی در سالهای گذشته روس ها گاز گرجستان را قطع نمودند و گرجی ها در دمای زیر صفر می لرزیدند ساکاشویلی به وزیر خارجه ایران گفت امید گرجی ها فقط به ایران است که به آنها گاز بدهد و جمهوری اسلامی با دادن گاز از طریق آذربایجان مردم آن کشور را از سرمازدگی نجات داد ولی همین آقای ساکاشویلی یکسال بعد از این رویکرد انساندوستانه یک ایرانی دستگیر شده در آن کشور را به آمریکا تحویل داد تا برگ برنده ای برای کاخ سفید در تعامل با ایران باشد. خطای رئیس جمهور گرجستان آنست که بیش از حد چشمداشت به بیرون منطقه دارد و این یک اشتباه راهبردی است . گرجستان باید بداند همسایه قدرتمندی به نام روسیه در کنار خود دارد و هرچه نگاه گرجستان به قدرت های فرامنطقه ای بیشتر شود حساسیت روسها بیشتر خواهد شد. یگانه راه استقرار صلح و ثبات و همزیستی مسالمت آمیز ایجاد ساختاری درون منطقه ای است وگرنه بحران گرجستان ابعاد خطرناکتری پیدا خواهد کرد.