پرویز اسماعیلی
گزارش البرادعی از فعالیتهای هستهای ایران بر مبنای در خواست 9 فروردین شورای امنیت از وی، شب گذشته منتشر شد و چنان که پیشبینی میشد موقعیت برنامههای هستهای ایران را باز هم میان آژانس و شورای امنیت معلق نگه داشت و اگر چه به موفقیت قطعی ایران در تولید سوخت هستهای، عدم مشاهده از انحراف ضرورت کار بیشتر در آژانس و همکاری ایران و استمرار پادمان در ایران اشاره داشت، اما به واقع با اعلام عدم پایبندی ایران به درخواستهای بیانیه شورای امنیت برای پیشبرد سناریوی آمریکا در آن مرجع چراغ سبز داد.
اکنون و در این مقطع بس مهم و سرنوشتساز باید بدون هر گونه شتابزدگی و افراط و تفریط به تحلیل سناریوی شیطان بزرگ برای هدم دستاورد ملی ایرانیان از کانالی به ظاهر مشروع نشست و با مرور روند پرونده هستهای و به میان آوردن تجربه نقشآفرینی طرفهای موثر در آن، سلولهای خاکستری دیپلماسی را بهتر به استفاده گرفت.
الف) سناریوی آمریکا
بدون تردید استراتژی آمریکا رونوشتی از استراتژی شکست خورده اروپا. اما در اتمسفر شورای امنیت به جای شورای حکام است. اروپا در 5/2 سال مذاکره سعی داشت در چارچوب آژانس و با کمترین هزینه تعلیق فعالیتهای ایران را به توقف تبدیل کند. اکنون آمریکا که اروپا و حتی روسیه و چین را همگراتر از گذشته با خود میبیند. در صدد است تا توقف کامل فعالیتهای تولید سوخت هستهای در ایران را از طریق ساز و کارهای ظالمانه. اما به ظاهر مشروع فصل هفتم منشور سازمان ملل محقق کند. این ایده عملاً با مرتبط خواندن موضوع فعالیتهای هستهای ایران با صلح و امنیت بینالمللی در 2 قطعنامه؛ 24 سپتامبر2005 و 4 فوریه 2006 شورای حکام زمینهسازی و به جای بیانیه 28 مارس شورای امنیت با گزارش شب گذشته البرادعی پررنگتر شد.
مراحل زیر در سناریوی آمریکا قابل توجه است:
1- با وجود گزارشهای رسانههای متعدد در خصوص اختلاف نظر بین گروه 1+5 اتفاق نظر آنها بر تعلیق فعالیتهای ایران در سطح فعلی محتملتر است.
2- احتمالاً با ضربالاجلی کوتاه مدتتر (به صورت بیانیه و یا قطعنامه) تعلیق را درخواست میکنند.
3- در صورت عدم پاسخ در قطعنامهای تعلیق فوری و نامحدود را خواستار میشوند.
4- آنگاه با استفاده از ماده 41 فصل هفتم منشور، مسیر تحریمهای سیاسی و سپس اقتصادی را به پیش خواهند برد.
ب) ملاحظات ایران
1- تمام سعی غرب در بیانیه 9 فروردین شورای امنیت این بود که ایران قبل از توفیق در تکمیل حلقه 164 سانتریفیوژی- که در واقع ایران را در نقطه استارت تولید صنعتی سوخت نشاند- به تعلیق وادار شود.
بنابراین: معادله اکنون تغییر کرده و در هر دو سو نیروی بیشتری گرفته است. توفیق در تکمیل چرخه سوخت و عدم تمکین به طرحهای یکجانبه و سودجویانه کشورها ضریب توافق شورای امنیت بر تعلیق فعالیتهای هستهای را افزایش داده است.
2- پرونده ایران هنوز در فاز گزارش است، اما اگر به صدور قطعنامه در شورای امنیت بینجامد به فاز ارجاع تبدیل میشود که شورای حکام را فاقد محوریت ساخته و بار حقوقی سنگینتری به پرونده تحمیل میکند.
3- ایران جز به ابتکار و «دیپلماسی ظریف» خود نباید و نمیتواند به هیچ دولت و کشوری اتکا کند همان طور که نمیتواند دلیل تبدیل رای ممتنع روسیه در قطعنامه 24 سپتامبر گذشته را به رای مثبت به قطعنامه 4 فوریه فراموش کند. همان طور که نمیتواند تغییر آرای برخی کشورهای عضو شورای حکام را به هزینه یک تلفن از واشنگتن و یا صرفاً جابجایی برخی واژهها در قطعنامه آژانس فراموش کند.
4- ایران میداند که وقتی مرتبط بودن مساله هستهای ایران در قطعنامه 24 سپتامبر 2005 به مرتبط بودن مساله ایران(!) به حفظ صلح و امنیت بینالمللی در قطعنامه 4 فوریه 2006 تبدیل میشود. یعنی آژانس ابزاری برای تمعید هدفگیری اصلی آمریکا برای مهار توانمندیهای دفاعی ایران (فراتر از فناوری صلحآمیز هستهای) گشته است. بنابراین ایران با احاطه به این موضوع. تصمیم مقتضی را مطابق حقوق ملت خواهد گرفت.
ج) نتیجهگیری
1- موضع درست جمهوری اسلامی ایران در همکاری با آژانس در چارچوب قوانین. نگذشتن از اصل حق خود، حفظ انسجام و وحدت ملی تحت تدابیر رهبر معظم انقلاب و همین طور حفظ روحیه مذاکره بحق و تدبیر و ظرافت و سرعت لازم در این زمینه باید ادامه یابد.
2- انتظار بحق ملت این است که به همان میزانی که توانمندی فنی و تکنولوژی دانشمندان هستهای ما جهان را به شگفتی وا داشته. مهارت بازیگری دیپلماتیک مسئولان اجرایی کشور نیز باید خیره کننده موثر و موفق باشد. ملت ما هم مثل مسئولان میداند که حفظ این دستاورد بزرگ اکنون از وصول به آن واجبتر است.
3- اگر بر برخی مسئولان اجرایی واجب است که نهایت ذکاوت و دقت و انعطاف را برای حفظ توانایی هستهای ایران اسلامی و سالم نگه داشتن آن از تاراج گرگها به خرج دهند. بر برخی نیز واجب است که با کنترل رفتار و گفتار. با اعتنا به خرد جمعی در تصمیمگیریها و بدون شتابزدگی در مقطع فعلی پرداخت هزینه بدون دستاورد تازه را آزمایش نکنند.
4- شکوفا شدن ایران هستهای جز در سایه اعتماد ملی به قدرت سترگ رهبری نظام اسلامی در مدیریت زمان و فرصتها در جهت احقاق منافع ملی میسر نبود. اکنون هم این اعتماد با غروری ویژه پر رنگتر شده است و بیگمان ایران پر صلابت در جای شایسته و بایسته علیرغم خواست و سناریوی کینه توزان. برگهای ابتکاری و مهارت بازیگری ظریف خود در راستای حفظ و ارتقای منافع ملت را به صحنه خواهد آورد.
آری. اکنون نوبت بازیگری ماست.