بسماللهالرحمنالرحیم
انتشار متن گزارش «محمد البرادعی» رئیس آژانس بینالمللی انرژی اتمی درباره فعالیتهای صلح آمیز هستهای جمهوری اسلامی ایران یکبار دیگر حقانیت و استحکام مواضع ایران را در مقیاس بینالمللی به نمایش گذاشت.
البرادعی در این گزارش خطاب به شورای حکام اعلام کرد «دلیل محکمی برای انحراف در برنامه هستهای ایران ندیدهایم و آژانس عدم انحراف در برنامه هستهای ایران را تأیید میکند». وی در ادامه گزارش خود میافزاید هیچ دلیل محکمی برای انحراف مواد هستهای ایران ـ در ظرفیتهای صنعتی که میتواند برای تولید سلاح هستهای کاربرد داشته باشد، مشاهده نکردهایم.
اگرچه گزارشهای منتسب به البرادعی همواره دوپهلو، پرابهام و رازآلود است و سعی میگردد مرتباً دستکاری شود و از جملات و تعبیراتی استفاده گردد که حقیقت مطلب، اگرچه بیان میشود اما در درون مطالب تردیدآمیز، پنهان بماند و کمتر به چشم بیاید و کمرنگ جلوه کند، ولی با اینحال البرادعی در متن گزارش خود تصریح کرده است که مذاکره کلید حل مسئله هستهای ایران است و من همچنان فکر میکنم که تنها از طریق مذاکره میتوان به راهحلی پایدار و جامع درباره مسئله هستهای ایران و دیگر مسائل مربوطه رسید.
اکنون ماههاست بررسی پرونده هستهای ایران از مسیر عادی و طبیعی خود تعمداً خارج شده و با تلاش مشترک آمریکا و انگلیس، به انحراف کشانیده شده است. در واقع آژانس بینالمللی انرژی اتمی یک مرکز کارشناسی است که بایستی صرفاً براساس معیارهای فنی ـ تخصصی به قضا و نهائی از همین مقوله بپردازد لکن با اصرار واشنگتن و پادوئی انگلیسیهای شرور، از موجودیت آژانس بعنوان یک «اهرم فشار» علیه جمهوری اسلامی ایران سوءاستفاده شده است.
باید پرسید که وقتی غنیسازی اورانیوم طبق مفاد ان.پی.تی مجاز است، چرا بایستی ایران از حق طبیعی خود در انجام غنیسازی محروم گردد، و اگر غنیسازی، بحثی از حقوق تمامی کشورهاست، چرا بایستی تلاش برای احقاق حق ایران یک «جرم» تلقی و معرفی شود؟ البرادعی در گزارش خود به شورای حکام تصریح دارد «ایران تعلیق غنیسازی اورانیوم و فعالیتهای مربوط به راکتور آب سنگین را که از سوی شورای امنیت سازمان ملل درخواست شده بود، انجام نداده است.
مسئله اینست که اگر این حق ایران است، شورای امنیت و نه هیچ مرجع دیگری نمیتواند حقوق مصرحه در متن ان.پی.تی را از کسی دریغ کند و کشوری را از آن محروم سازد. با اینحال، آمریکا سعی دارد دشمنی علیه ایران و ناکامی تلاشهایش علیه ایران را با سوءاستفاده از اهرمهای بینالمللی جبران کند و خصومت علیه ایران را به جبههگیری دیگران علیه ایران مبدل سازد. در واقع واشنگتن به دنبال «شریک جرم» میگردد تا در صحنه بینالمللی، ایران را تحت فشار دیگران قرار دهد و خود را سخنگوی جامعه جهانی معرفی نماید. آمریکا در این زمینه از حیثیت سازمان ملل، شورای امنیت، شورای حکام و آژانس بینالمللی انرژی هستهای سوءاستفاده کرده تا آنها را در یک مسیر غیرقابل برگشت قرار دهد و چنین وانمود سازد که گویا ایران در مقابل جامعه جهانی قرار گرفته و بر علیه مجامع بینالمللی موضع میگیرد. حال آنکه دقیقاً موضوع برعکس آن چیزی است که واشنگتن درصدد القای آنست.
آژانس، عدم تحریف برنامه هستهای و مواد هستهای ایران را تأئید کرده و تصدیق مینماید ولی باز هم واشنگتن اصرار دارد از آژانس و شورای حکام و حتی شورای امنیت، یک «چماق» بسازد و آنرا علیه ایران به کار بگیرد.
واشنگتن تصور میکرد که اگر پرونده هستهای ایران به شورای امنیت برود، ایران از مواضع بحق و مستحکم خود عقبنشینی میکند و از حقوق خود چشمپوشی خواهد کرد، ولی در میدان عمل ثابت شد که در ایران هیچکس بخود اجازه نمیدهد از حقوق قانونی ملت دست بردارد و یا از مواضع ملتی که ورود به این مرحله را نشانه «غرور ملی» خود ارزیابی میکند، عقبنشینی کند.
خوبست برای واشنگتن روشن شود که در اینجا با یک نفر، یک دولت و حتی بخشی از مسئولین نظام، طرف نیست بلکه تمام ملت ایران و مجموعه مسئولین نظام در یک جبهه هستند و یک موضع دارند و تصمیمات اتخاذ شده مربوط به کلیت نظام است که دقیقا مورد قبول و حمایت تمامی مردم است.
نکته جالبی که خوبست دوست و دشمن به آن توجه کنند، اینست که حتی کسانی که ممکن است از عملکرد این و آن رضایت چندانی هم نداشته باشند و دلگیریهائی از برخی مسائل هم داشته باشند، در میدان حمایت از حقوق هستهای ملت، پایدار و استوار و همراهند. دقیقاً به همین دلیل است که ادامه دخالت شورای امنیت در پرونده هستهای ایران و تلاش بیشتر برای سوءاستفاده سیاسی ـ تبلیغاتی از این موضوع، دقیقاً به زیان نهادها و مجامع بینالمللی تمام خواهد شد و اعتبار جهانی آنها را از میان خواهد برد و کمابیش هم برده است. فراموش نکنیم که اصرار آمریکا برای تحت فشار قرار دادن شورای حکام و آژانس بینالمللی انرژی اتمی، هیچ نتیجهای جز تضعیف این نهادها و بیاعتبار ساختن آنها نداشته و سایر کشورها را دچار تردید نموده است که مبادا فردا با آنها نیز اینگونه برخورد شود و آمریکا دشمنی خود علیه کشورهای مستقل را با سوءاستفاده از مجامع بینالمللی، تلافی کند.
به راستی آمریکا و جامعه جهانی از کشاندن موضوع فعالیتهای صلحآمیز هستهای ایران به شورای امنیت چه سودی برد؟ جز آنکه حتی شورای امنیت را در مقابل «عمل انجام شده» قرار داده و حتی باعث تضعیف همین نهاد شده است؟
جای تعجب است که آمریکا حل هر موضوعی را به مذاکره احاله میداد ولی امروزه مذاکره پیرامون فعالیتهای هستهای ایران را نفی میکند و سعی دارد مسائل را تعمداً به بنبست بکشاند. جمهوری اسلامی ایران از همان ابتدا اعلام کرده و اکنون تکرار میکند که برای ابهامزدائی درباره هر موضوعی که ممکن است وجود داشته باشد، مذاکره، بهترین راهکار ممکن و در واقع یگانه راهحل موجود است. البته مقامات واشنگتن هم بر این موضوع واقفند ولی مسئله اینست که آنها هر روز، یک تصمیم میگیرند و روز دیگر برخلاف آن عمل میکنند.
هنوز از آن روزی که خانم رایس اعلام کرد حاضر است طی 24 ساعت خط مشی آمریکا را 180 درجه تغییر دهد، زمان زیادی نگذشته ولی هنوز هم وی با ندانمکاریهای همیشگی خودش، حتی دولت بوش را هم دچار سردرگمی و بلاتکلیفی کرده است. جالب آنکه انگلیسیهای شرور هم در این میان برای این دوشیزه جنگافروز، پادوئی میکنند و آب به آسیاب وی میریزند در حالی که حتی مردم انگلیس هم از این دنبالهرویهای کورکورانه از آمریکا خسته شدهاند و فریاد اعتراضشان بگوش میرسد.
اینکه اجلاس شورای حکام در اینباره چه تصمیمی را اتخاذ کند، همچنان در گرو موضع تردیدآمیز واشنگتن است که از مجامع بینالمللی بعنوان ابزارهای سیاست خارجی آمریکا سوءاستفاده میکند و دیگر آبروئی برای این مجامع باقی نگذاشته است.
دنیا بداند و خوب میداند که وقتی عملکرد ایران، هیچ ابهامی ندارد و مطابق تعهداتش عمل کرده، دیگر دلیلی برای ارجاع پروندهاش به شورای امنیت وجود نداشت و هنوز هم دلیلی برای تداوم پیگیری موضوع از طریق شورای امنیت به چشم نمیخورد.
شورای حکام میتواند با اعلام عادی شدن روند بررسی پرونده ایران، گام مهمی در جهت احیای حیثیت از دست رفته خود و آژانس بینالمللی انرژی اتمی بردارد، مشروط بر آنکه استقلال رأی و استقلال عمل خود را نشان دهد. این، شرط بزرگی است که با بررسی پرونده عملکرد شورای حکام، در تحقق آن جای تردید است.