تاریخ انتشار : ۱۴ دی ۱۳۸۷ - ۰۸:۴۰  ، 
کد خبر : ۶۳۴۶۵

ناتو عامل تنش‌هاى بین‌المللى


یک ایده اى که شما دیگر هرگز آن را نخواهید شنید و در این دوره هم توسط باراک اوباما و هم توسط جان مک کین در رقابت هاى ریاست جمهورى مطرح شده است، این عقیده کلى است که کار اصلى در سیاست خارجى آمریکا، در دوره بعدى ریاست جمهورى این است که با یک مدیریت درست تعادل نادرست قدرت جهانى را تغییر دهند و به طور چشمگیرى از تأثیر آمریکا در جهان بکاهند. این یک فرضیه نیست، بلکه موضوعى است که امروز با آن روبه رو هستیم. به گزارش دیپلماسى ایران تا نتوانیم این تغییرات قدرت در جهان را درک کنیم حوادثى است که در حمله روسیه به گرجستان اتفاق افتاد. از زمان حکومت یلتسین، آمریکا سیاست هاى متفاوتى را در قبال روسیه اتخاذ کرده است؛ از جمله این سیاست ها توسعه ناتو، بالکان، سیستم دفاع موشکى، سیاست هاى آمریکا در قبال ایران و حقوق بشر در روسیه است. دیپلماسى، همانطور که تا امروز بوده است، یعنى متقاعد کردن روسیه براى پذیرفتن تمام آنچه که در لیست ما وجود دارد و اعلام این نکته که ترس ها و نگرانیهاى آنها بى مورد است. آمریکا هرگز به رابطه خود با روسیه به چشم یک رابطه چانه زنى نگاه نکرده است. آمریکا هرگز از خواسته هاى خود به خاطر خواسته هاى روسیه کوتاه نیامده است. آمریکا گویى در مقابل کسى قرار دارد که حرفش را نمى فهمد، بنابراین تصور مى کند که اگر خواسته هاى خود را با صداى بلند مدام تکرار کند مى تواند به نتیجه برسد.ژست دولت جورج بوش توازن قدرت دهه ۱۹۹۰ را که در آن روسیه ضعیف بود و تنها چند کارت براى بازى در اختیار داشت را برهم زده است. اکنون دیگر شرایط آن دوره تغییر کرده است. تضاد بین حمله مسکو به چچن در سال ۱۹۹۴ و حمله به گرجستان در سال ۲۰۰۸ نمایشى است: همان قدر که آمریکا از رفتار روسیه در مقابل جدایى طلبان چچن استقبال نمى کرد، عملیات ارتش روسیه نیز بسیار ناکارآمد بود. اما امروز، همه در این اندیشه اند که قدرت نمایى بعدى روسیه کجا خواهد بود.اگر بتوانیم زمان را به عقب برگردانیم و به ماه فوریه، زمانى که کوزوو با حمایت آمریکا اعلام استقلال کرد برگردیم به عوامل این معامله مى رسیم. در لیست آمریکا استقرار سپر دفاع موشکى و استقلال کوزوو در صدر قرار داشت. استقرار سپر دفاع موشکى موضوعى آزاردهنده براى روسیه بود، چرا که این کشور هرگز گفته هاى آمریکا در خصوص استقرار این سیستم براى مقابله با ایران را باور نکرد. استقلال کوزوو نیز امنیت مردم کوزوو را بالا نبرد اما یک بخش جدایى طلبى را به رسمیت شناخت که موجب خشنودى هیچ کس نیست. به همین دلیل است که برخى از اعضاى ناتو از جمله اسپانیا از این استقلال حمایت نکردند. سخت ترین انتخاب نیز در عضویت گرجستان و اوکراین در ناتو بود. این کشورهاى دموکراتیک به شدت محق حمایت آمریکا هستند. اما آنجلا مرکل، صدراعظم آلمان، بر این باور است که اصل همکارى ناتو بر این پایه استوار است که حمله به یکى از کشورهاى عضو ناتو در واقع حمله به کل کشورهاى عضو است.
این بدان معنا است که آمریکا باید نیروهاى خود را در پایگاههایى دائمى براى دفاع از هریک از اعضاى ناتو مستقر کند، همان طور که طى جنگ سرد در داخل مرزهاى آلمان چنین کرده بود. عضویت در ناتو جادویى نیست که خود به خود از کسى حمایت کند. این حمایت ها نیازمند برنامه هاى عملیاتى و تعهدات دفاعى با هزینه هاى بالا است.دولت بوش نمى تواند در خصوص عضویت گرجستان و اوکراین به ناتو جدى باشد. چراکه در صورت عضویت این کشورها به ناتو آمریکا نمى تواند امنیت واقعى این کشورها را تضمین کند، بنابراین گرجى ها به سرعت به این نتیجه خواهند رسید که عضویت آنها در این کلوپ یک اشتباه بزرگ بوده است.تصورى که چند سال پیش مى توانست به واقعیت تبدیل شود امروز دیگر کارایى ندارد.
دولت بوش کوزوو را به رسمیت شناخته است و قرارداد استقرار سیستم دفاع موشکى را در لهستان امضا کرده است. حالا در شرایطى که نیروهاى روسى همچنان در بخش هایى از گرجستان حضور دارد، سازگار کردن روسیه کار خردمندانه اى نیست. این جمله ها به معناى معذرت خواهى از رفتار مسکو نیست. روسیه از حق تجاوز به خاک گرجستان و یا تغییر دولتى که در یک انتخابات دموکراتیک انتخاب شده است برخوردار نیست. سخنان آقاى پوتین در خصوص نسل کشى گرجستان و توطئه آمریکا به طور قطع یادآور « دروغ بزرگ» دوران شوروى سابق است.
این واقعیت که احساسات روس ها خدشه دار شده است به معناى این نیست که آنها حق هر کارى را دارند. کیشور محبوبانى، استاد دانشگاه ملى سنگاپور معتقد است که یکى از دلایل کاهش قدرت آمریکا در دهه اخیر اعتبار معنوى این کشور است. پس از آنکه روسیه به گرجستان حمله کرد، مقامات آمریکایى اعلام کردند که قدرت هاى قرن بیست و یکم براى تغییر حکومت کشورهاى دیگر استقلال آنها را به مخاطره نمى اندازند. ترویج دموکراسى که البته چیز خوبى است توسط مروجان آن در عراق با شکست بزرگى رو به رو شد.دو دولت پیشین آمریکا مى توانند وانمود کنند که بر اقتصاد و امنیت تسلط کافى داشتند. اما دولت بعدى نمى تواند چنین ادعایى داشته باشد. اقدام بعدى براى ایجاد تعادل بین چیزهایى است که ما مى خواهیم و آن چیزهایى که در واقعیت مى توانیم به دست آوریم.این به آن معنا نیست که از اهدافمان که همان ترویج دموکراسى است صرف نظر کنیم. اما رئیس جمهور بعدى باید از معناى واژه ترویج دموکراسى زهرزدایى کند. ما باید به دنبال راه هاى جدیدى براى حمایت از اوکراین و گرجستان باشیم. اکنون باید برنامه هایى براى دفاع از کشورهاى عضو ناتو مانند لهستان و کشورهاى حوزه بالتیک داشته باشیم تا آنها را از گزند یک روسیه خشن باز احیا شده نجات دهیم.این مقاله توسط فرانسیسن فوکویاما نوشته شده و در فایننشیال تایمز به چاپ رسیده است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات