سرگئی لاوروف
جهان امروز که روند روزافزون جهانی شدن و تقویت زمینههای وابستگی متقابل را طی میکند، امکانات شگفتانگیزی را در زمینه پیشرفت اجتماعی – اقتصادی و غنیسازی متقابل فرهنگها پیشرو میگشاید. اما امنیت، مبارزه بیشتری را میطلبد. در این میان میتوان هم به تروریسم بینالمللی اشاره کرد، هم به تکثیر سلاحهای کشتار جمعی و هم بحرانهای منطقه. این در حالی است که بر آن چه گفته شد باید رقابت بر سر دستیابی به منابع طبیعی، مخصوصاً منابع انرژی که غالباً تحت عنوان «دموکراتیزاسیون» و «مداخلات بشردوستانه» صورت میپذیرد و همین طور تنش در روابط بین تمدنها که آتش آن به دست تروریستها و طرفداران روشهای ایدئولوژیک و نظامی در امور بینالملل افروخته میشود را نیز اضافه کرد.
با دور شدن زمان مقابلههای گروهی، عرصه مناقشات و جبههگیریها نیز تنگتر میشود. در عین حال تلاش برای حل مشکلات موجود از طریق تأمین منافع سیاسی، بسیاری از کشورها را با حس کمبود امنیت روبهرو میکند و به سمت رقابت تسلیحاتی و گسترش فضای بحرانی در عرصه سیاست جهانی میکشاند.
متأسفانه برخی شرکای ما تا به حال نتوانستهاند به این نکته پی ببرند که با پایان جنگسرد، جهان به شکلی اساسی دگرگون شده است. مناقشات دوقطبی، مناقشهای در چارچوب یک تمدن بود، زیرا در هر دوسوی سنگرها، دو محصول متفاوت، اما به دست آمده از یک اندیشه لبیرال اروپایی قرار داشت. امروزه موضوع صحبت ما لزوم همکاری و رقابت در سطح تمدنهاست. به طبع «قواعد بازی» نیز در جهانیسازی و سیاست جهانی باید به تأیید تمدنها برسد. برای ما این امر، دستکم به دلیل سابقه تاریخی روسیه، به عنوان یک کشور چند ملیتی و چنددینی، مفهوم و طبیعی است. چه خوب بود اگر شرکای غربی ما نیز سرانجام توهم ابدی بودن سلطه خود بر جنبههای مختلف روابط بینالمللی را کنار میگذاشتند.
نشست اخیر کشورهای عرب در ریاض بار دیگر به شکلی بارز نشان داد که ویژگی اصلی این مرحله از روابط بینالملل، تعمیر عمارت امنیت جهانی و منطقهای است. موضوع اصلی بحث این است که امروزه کشورهای منطقه روزبهروز نقش خود را در دفاع از ثبات در منطقه و حل مشکلات منطقهای بیشتر و قویتر میکنند. ما از این روند سالم، که در چارچوب قوانین سازمان ملل متحد در خصوص لزوم حمایت از حل مسالمیتآمیز بحرانها با کمک مکانیسمهای منطقهای صورت میگیرد، استقبال میکنیم.
بایستی تعداد شرکتکنندگان پروسه جستوجوی راهحل مشکلات جهانی افزایش یابد، باید مخرب بودن تلاش کشورها برای تکروی در فرآیند حل مشکلات، چه در خاورنزدیک، چه عراق و چه کوزوو درک شود. بیتردید آمریکا در آینده مکان خود را در جهان چندقطبی در چارچوب همکاری و رقابت با سایر کشورها پیدا خواهد کرد، اما شکی نیست که این امر مستلزم زمان است. تمامی کشورهای دوست آمریکا – ما خودمان را نیز جزو همین دسته میدانیم - باید به آمریکا در انجام «فرودی نرم» به واقعیت چندقطبی یاری دهند. مطمئنم که ایده توسعه فضای اروپا - آتلانتیک، که بر پایه همکاری سهگانه روسیه، اتحادیه اروپا و آمریکا در جهت حل بسیاری از مشکلات بنا شده است، میتواند راهحلی برای این مشکل باشد.
در روابط موجود با آمریکا ناخودآگاه این نکته در ذهن شکل میگیرد که دوستان را باید در روزهای سخت شناخت. دوستان واقعی آمریکا در شرایط موجود چگونه باید رفتار کنند؟ دو گزینه بهعنوان پاسخ به این پرسش وجود دارد. گزینه اول، شرکت و همکاری بیچونوچرا در تمامی اقدامات آمریکا است. گزینه دوم، گرفتن موضعی اصولی براساس منافع واقعی همکاری و مجامع بینالمللی بهطور کلی، یا خلاصه کلام، گفتن واقعیت است. بهگفته الکساندر میخایلویچ گارچاکف، «بهترین راه برای داشتن زندگی مسالمتآمیز با سایر دولتها، سرپوش نگذاشتن بر نیات است.» گرفتن موضع جسارت میخواهد که هرکسی هم از آن برخوردار نست و این بار بهطور طبیعی بر دوش کسانی گذاشته میشود که توانایی کشیدن آن را داشته باشند.
در حال حاضر، شرکای ما بهطور کامل به لزوم «کار روی اشتباهات قبلی» بیتوجهی میکنند. آخر ما بعد از پایان جنگ سرد لازم نیست همه چیز را از صفر شروع کنیم. بیش از آنچه که باید و شاید «هیزم شکسته شده» و اینک مسأله این است که برای آینده نیز نمیتوان از این فرمول که «هر چه بیشتر به جنگل وارد شویم، بیشتر هیزم به دست میآوریم» پیروی کرد. باید خرابههایی را که در عرصه سیاست جهانی و منطقهای تلنبار شده است، پاکسازی کنیم. ما چیز جدیدی اختراع نکردهایم و در ابرهای تخیل و وهم پرواز نمیکنیم، بلکه اساس کارمان را خود زندگی و نیازهای روزمرهاش میدانیم. تمام کسانی هم که ذهنی باز و غیر مغرضانه دارند، به همان نتایجی که ما میرسیم، میرسند.
ما در آینده نیز به شکلی پیوسته و مستمر از منافع ملی خود دفاع خواهیم کرد، به حرکت خود در بستر اصول پراگماتیسم و سیاست چندمحوری ادامه خواهیم داد و در چارچوب مساوات حقوق، احترام متقابل به حقوق و منافع دولتها، بدون استثنا روابطی حسنه با تمامی کشورها خواهیم داشت. دستیابی به چنین اهدافی نیز بدون ادامه کامل سیاست همگرایی در امور سیاسی و اقتصادی جهان ناممکن است.