تاریخ انتشار : ۰۹ دی ۱۳۸۷ - ۱۳:۲۴  ، 
کد خبر : ۶۳۵۲۱

بحران سوسیال دموکرات‌ها در اروپا


هنرى وبر‎/ ترجمه: حسین قنبرى
هفت سال بیشتر از آن زمان نگذشته است که سیزده دولت از پانزده کشور عضو اتحادیه اروپا بوسیله سوسیالیست ها اداره مى شد اما اکنون با کاهش شمار طرفداران احزاب سوسیالیست ، شاهد شکست هاى پى در پى این احزاب در انتخاباتهاى برگزار شده در اروپا هستیم به طورى که در حال حاضر تنها دولت هاى اسپانیا ، پرتغال و انگلیس در اختیار احزاب سوسیالیست است .
اما باید گفت فروکش کردن این موج چپ گرایى که در سالهاى ۲۰۰۶- 1996 به اوج خود رسیده بود دلایل متعددى در کشورهاى مختلف با توجه به گرایش هاى موجود در آنها دارد. فرسایش طبیعى قدرت پس از چند دوره زمامدارى که این امر درباره تونى بلر در انگلیس و گوران پرسون در سوئد صادق است ، ناتوانى چپ گرایان به پاسخگویى مناسب به نیازها و درخواست هاى جامعه و بویژه نیازهاى طبقات میانى، افزایش بزهکارى ها، غیر فعال بودن، فردگرایى هاى فزاینده، رفتار ناشیانه سردمداران این حزب در رابطه با مهاجران و ادغام شدن این مهاجران در این کشورها نیز از عوامل کاهش محبوبیت سوسیالیست ها به شمار مى رود.
یکى دیگر از علل باخت چپ گرایان این است که راستگرایان توانسته اند با تغییر گفتمان خود توجه شهروندان اروپایى را به سمت خود جلب کنند. این راستگرایان توانستند گفتمان ، ساختار ، رهبران و راهبردهاى اتحاد و ارتباطى خود را مطابق با خواسته هاى مخاطبانشان به روز کنند. افرادى همچون فردریک رینفلد در سوئد ، نیکولا سارکوزى در فرانسه ، دیوید کامرون در انگلیس و آنگلا مرکل در آلمان چهره هاى مطرح این گفتمان هستند.اما با این حال تمامى موارد ذکر شده دلایل اصلى صعود راستگرایان و سقوط چپ گرایان نیست و علل این امر بسى عمیقتر از این موارد به نظر مى رسد و به تحلیل قواى به اصطلاح «مصالحه سوسیال - دموکرات » باز مى گردد مصالحه اى که در سالهاى ۹۰ ایجاد شده بود و با به بن بست رسیدن استراتژى هاى ملى که احزاب سوسیال و سوسیال دموکرات اروپا تصمیم گرفتند آن را در اواخر قرن بیستم بر پا کنند. سوسیالیست هاى اروپایى که با چالش هاى جدیدى همچون جهانى سازى ، تأمین مالى اقتصادى ، مطرح شدن قدرتهاى نوظهور ، پیرى جمعیت ، افزایش بوروکراسى و فقر عمومى روبه رو شده بودند هریک به شکلى خاص نوعى قرارداد اجتماعى را پذیرفتند .
در دوران جدید که دولت ها با افزایش بهاى انرژى ، محصولات کشاورزى و مواد اولیه ، بحران هاى مالى و اقتصادى فزاینده دست به گریبان هستند اگر سوسیالیست - دموکراتهاى اروپا خواهان بازگشت به قدرت هستند باید حرفهاى تازه اى در عرصه سیاست داشته باشند که نه تنها در درون کشورهاى خود بلکه در سطح اتحادیه اروپا برنامه ریزى شده و وراى اهداف اقتصادى داراى طرح هاى فرهنگى نیز باشد. سوسیالیست ها مى دانند که چالش عظیم سرمایه دارى جهانى تنها با طرح هایى در سطح قاره اى قابل رفع است اما احزاب چپ که اکنون با مشکلات عدیده اى روبه رو هستند تنها به استراتژى هاى ملى روى آورده اند که اغلب همکارى هاى لازم را نیز با یکدیگر ندارند.
سوسیالیست هاى آلمان ، انگلیس ، فرانسه و سایر کشورهاى اروپایى با اتخاذ سیاستهاى یک جانبه در زمینه هاى مختلف بویژه اقتصاد و مالیات هر چند توانستند به طور موقت برخى از مشکلات خود را پنهان کنند اما در نهایت سیاستهاى انفرادى آنها به ضرر مجموعه سوسیالیستهاى اروپا ختم شد به طورى که اتحادیه اروپا را به منطقه اى با رشد اقتصادى ضعیف و بیکارى بالا طى پانزده سال اخیر تبدیل کرده است.
بحران سوسیال دموکراتها به ناتوانى آنان در ارائه پاسخى مناسب به چالشهاى جهانى سازى برمى گردد و بازگشت آنها به صحنه سیاسى و اقتصادى اروپا منوط به جهت گیریهاى جدید اروپا است. جهت گیریهایى که باید در زمینه هاى مختلفى از جمله رشد اقتصادى قوى و بلند مدت ، حمایت از حقوق بگیران در برابر آسیب هاى اجتماعى ، مقابله با گرم شدن زمین ، کنترل مهاجرت و تنظیم سرمایه دارى جهانى انجام گیرد و تمامى اینها نیز وابسته به یک اتحادیه اروپاى با اراده قوى ، بلندپرواز و اجتماعى تر است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات