تاریخ انتشار : ۱۱ دی ۱۳۸۷ - ۱۰:۴۴  ، 
کد خبر : ۶۳۵۴۶

آیا ساکنان کرملین به یاد نمی‌آورند


محمدجواد حق‌شناس
شرط موفقیت در عرصه سیاست ورزی برای سیاستمداران و سیاست پیشگان تک فاکتوری نیست و به ویژه در دوره جدید و قرون متاخر شاهد هستیم که مدارس جدید و دانشگاه ها برای تربیت دیپلمات ها و کادرهای سیاسی شکل گرفته و شاخه های متفاوت علوم مرتبط با علم سیاست و دیپلماسی در دستور کار عالمان سیاست قرار گرفته است و البته در این میان جایگاه تاریخ سیاسی در کنار سایر علوم بین رشته ای همچون جغرافیا، حقوق ، ادبیات، فلسفه، منطق، جامعه شناسی و روانشناسی جایگاهی بس مهم داشته است. در مروری سریع و گذرا به تاریخ معاصر ایران زمین به ویژه در دو، سه دهه اخیر حوادثی شکل گرفته اند که به مرور این حوادث تبدیل به حافظه تاریخی مردم ایران شده است و طبیعتا برای در بر گرفتن شاهد موفقیت در عرصه دیپلماسی از بدیهیات است که مروری دقیق و موشکافانه بر تاریخ سیاسی کشورهای همسایه در عرصه روابط دوجانبه و چندجانبه شرط خرد باشد.
1- یکی از محورهای مهم تاریخ سیاسی و دیپلماسی ایران در دوره قاجار، به چگونگی روابط ایران و روسیه تزاری مربوط می شود که در کنار روابط با پادشاهی انگلیس عنصر قدرت و تصمیم سیاسی در دربار قاجاریه شکل می گرفت و رقابت های سیاسی این دو همسایه پرقدرت تبدیل به عنصر سلطه در روابط خارجی این دوره پرتنش و در عین حال تلخ در نزدیک به 130 سال از حضور دودمان قاجارها در عرصه قدرت ایران زمین تلقی می شود. یعنی از 1210 هجری قمری که آغامحمدخان در تهران بر تخت پادشاهی جلوس کرد تا سال 1304 خورشیدی که رسما رضاخان سردار سپه با خلع قاجاریه و آخرین پادشاه این سلسله یعنی احمدشاه سلسله پهلوی را بنیانگذاری کرد. این رقابت ها بر سیاست خارجی ایران بسیار تاثیرگذار ظاهر شد.
درگیری آغامحمدخان و روس ها در قفقاز از زمانی آغاز شد که الکساندر اول جانشین کاترین دوم با این نگاه که همسایه جنوبی پس از مرگ نادر دچار بحران قدرت و جانشینی شده است و جنگ های متعدد داخلی چنان صاحبان قدرت را ضعیف ساخته است که با تکیه بر عواملی چون وجود اختلافات نژادی و قومی از یک سو و تفاوت مذهبی و دینی از سوی دیگر در قفقاز به ویژه گرجستان و ارمنستان که سکنه آن طالب خودمختاری بودند برای رسیدن به آب های گرم طمع ورزی کردند و بدین ترتیب بود که اولین درگیری نظامی روس ها و ایرانیان در سال 1803 میلادی با تصرف شهر گنجه توسط سیسیانف روسی رقم خورد و با عکس العمل سریع پادشاه قاجار این تعرض دفع و به فتح تفلیس منجر شد. درگیری های ایران و روسیه در عهد آغامحمدخان در قفقاز ادامه یافت تا آنکه با قتل وی که موجب ضایعه کلی برای ایران و خاندان قاجار در برابر سیاست خارجی روسیه بود باعث ایجاد هرج و مرج در دستگاه فرماندهی سپاه ایران و توجه به مساله مهم جانشینی وی شد و بدین ترتیب گرجستان از نفوذ تهران خارج و زیر نفوذ مسکو قرار گرفت. در دوره پادشاهی باباخان مشهور به فتحعلی شاه مهم ترین حوادث تاریخی بین ایران و روسیه رخ داد که شامل تعرض نیروهای روسی بر گنجه، جنگ های ایروان، نبردهای گنجه و بادکوبه و جنگ های شش ساله ای شد که فرماندهی آن را عباس میرزا ولیعهد بر عهده داشت و نهایتا به عقد پیمان گلستان از توابع قره باغ میان ایران و روسیه منجر شد که در سال 1813 با حضور سفیر انگلیس به امضای طرفین رسید و در جنگ دوم که میان عباس میرزا و سرداران روس شکل گرفت و برخلاف جنگ اول مدت آن زیاد طولانی نبود قوای روس از ارس گذشت و نهایتا شاهزاده قاجار تن به مصالحه جدید داد که در تاریخ به عهدنامه ترکمنچای شهرت یافت و به سال 1828 به امضای نمایندگان دو دولت رسید که به موجب آن ایرانیان موظف به پرداخت غرامت سنگینی شده و سرحدات جدید با جدایی قفقاز از سرزمین اصلی و مادری به رسمیت شناخته شد و در عوض روس ها سمت ولیعهدی عباس میرزا را تایید و موافقت کردند که پس از جلوس او بر تخت سلطنت ایران، سلطنت او و پس از او فرزندانش را به رسمیت بشناسند و بدین ترتیب این دو قرارداد ننگین یکی از لکه های سیاه حکومت قاجارها بر سرزمین ایران شد و رفته رفته به یک حافظه تاریخی میان ایرانیان بدل شد و در کوتاه مدت نیز شکست در جبهه قفقاز و انتشار مفاد عهدنامه در تهران از یک سو و رفتارهای ناشایست گریبایدوف وزیر مختار اعزامی روس به تهران از سوی دیگر نارضایتی عمومی شهروندان را برانگیخت و منجر به حمله بازاریان و مردم به سفارت روسیه شد و در نتیجه گریبایدوف و حدود 35 نفر از همراهان و اتباع روس و عده ای از نگهبانان ایرانی سفارت در این غائله به قتل رسیدند و این واقعه منجر به اعزام نماینده رسمی دربار ایران به دربار روسیه برای عذرخواهی رسمی شد.
در دوره محمدشاه و ناصرالدین شاه نیز روند تعرض و تجاوز روس ها از حوزه قفقاز به شرق دریای خزر منتقل شد و علاوه بر رقابت های خانمان برانداز با انگلستان که با هدف دسترسی به هندوستان تعرض به شمال شرقی کشور ما آغاز کردند و در خلال سال های 1863-1848 خیوه، آرال، سمرقند، تاشکند و بعدها مرو را تصرف کردند و طی چند دهه حوزه تصرفات روسیه گسترش یافته و علی رغم مقاومت ترکمانان، آخرین پایگاه ترکمن ها در سال 1881 به تصرف روس ها درآمد و از آن تاریخ مرزهای کنونی خراسان از دریای خزر تا رود تجن به عنوان ایالت ماورای خزر جزو امپراتوری روسیه محسوب شد و ناصرالدین شاه طی قراردادی در تهران در سال 1881 این تصرفات را به رسمیت شناخت که از این طریق می توان به زورگویی دولتی توسعه طلب و غاصب از یک سو و درماندگی و فساد دولتی از سوی دیگر پی برد. در روابط فیمابین ایران و روسیه علاوه بر جنگ های مطروحه و جدایی سرزمین شاهد واگذاری امتیازاتی به طرف روس هستیم که اهم آن را می توان واگذاری امتیاز بانک استقراضی روس، تشکیل بریگارد قزاق، احداث خطوط شوسه بندرانزلی و قزوین و احداث راه آهن رشت- تهران و تهران- بندرعباس و راه آهن جلفا به تبریز را برشمرد. در ادامه مداخلات ناشایست بیگانگان در امور کشور که از یک سو به ناتوانی وضعیت حکومت قاجار مربوط می شد و از سوی دیگر به طمع ورزی و نیات پلشت عوامل بیگانه باید به حوادث ناشی از مقابله محمدعلی شاه با قیام مشروطه اشاره کرد که مشهورترین آن به توپ بستن مجلس توسط کلنل لیاخوف روسی و فرمانده قزاق و شاپشال دیگر مشاور روسی شاه به سال 1287 خورشیدی است و اینگونه بود که نام بهارستان به عنوان مظهر مشروطیت و قیام آزادیخواهانه مردم در برابر باغشاه به عنوان مظهر استبداد و حمایت اجانب از پادشاه قاجار ثبت گردید و کار به جایی رسید که این شاه مستبد لیاخوف را به فرمانداری نظامی تهران منصوب و وی را مامور قلع و قمع آزادیخواهان و ملیون کرد.
در این میان قرارداد خائنانه 1907 که با پادرمیانی فرانسه بین دولت های انگلستان و روسیه منعقد شد برگ تاریک دیگری را از روند مداخله و تجاوز برای کشور در پی داشت و نتیجه آنکه ایران را به سه قسمت تقسیم می کرد و حوزه شمال تحت الحمایه روس و حوزه جنوب شرقی را تحت الحمایه انگلستان قلمداد کرده و منطقه میانی را به عنوان منطقه بی طرف تلقی کردند و نکته جالب آن است که این قرارداد در پترزبورگ پایتخت روسیه به امضا رسید و مقامات ایران از ماجرا بی خبر بودند و اما ماجرای استبداد صغیر که حدود 13 ماه به درازا کشید با قیام ملی مردم ایران و سرداران بزرگی همچون ستارخان و باقرخان پایانی خوش یافت و تهران نیز توسط سپاهیان آزادی و به سرکردگی سردار اسعد بختیاری و سپهدار تنکابنی فتح و مستبدان قلع و قمع شدند و لیاخوف پس از تحمل شکستی ذلت بار در بهارستان پناه گرفت؛ جایی که آن را به توپ بسته بود و با پادرمیانی سفیر روسیه و گذشت آزادیخواهان از کشور خارج شد و شاه نیز دست از تاج و تخت شست و به سفارت روسیه پناهنده شد و مردم ایران در یک جنبش مردانه و علی رغم فشارهای سیاسی و نظامی روسیه و کارشکنی و دورویی دولت انگلستان بر دستاوردهای قیام مشروطه پای فشرده و تسلیم نشدند.
2- در دوره پهلوی نیز اگر مروری گذرا داشته باشیم شاهد وقایعی تلخ و گذرنده هستیم که همسایه شمالی چگونه بی محابا حرمت همسایگی را شکسته و حقوق ملتی بزرگ را نادیده گرفتند. در شهریورماه 1320 بود که وقتی عرصه جنگ جهانی دوم بر متفقین سخت شد و تهاجم گسترده سربازان نازی به روسیه این کشور را با خطر سقوط روبه رو ساخت، در توافقی پنهان میان سران متفقین و برای جلوگیری از نفوذ رو به گسترش ماشین جنگی هیتلر در توطئه ای شوم ایران به قربانگاه رفت و سربازان ارتش سرخ از شمال و سربازان بریتانیا و آمریکا از غرب و جنوب به کشور تاختند و ارتش شاهنشاهی که تاسیس آن از بزرگ ترین افتخارات رضاشاه در پایان 20 سال حکومت وی بر ایران بود بدون هیچ مقاومتی کشور را تسلیم بیگانگان کرد و این اشغال تا سال 1324 ادامه یافت و البته دستاورد ایران از این جنگ که هیچ ربطی به او نداشت چیزی نبود جز دریافت لقب پل پیروزی و ایران عاملی که موجب نجات شوروی از سقوط کامل شد، اما در این میان حادثه تلخ زمانی بیشتر نمایان شد که ارتش سرخ علی رغم قرار اولیه که باید 6 ماه پس از پایان جنگ کشور را ترک کند حاضر به خروج از صحنه شمال کشور نشد و با تحریک و حمایت از دست نشاندگان خود که اینک عنوان حزب دموکرات آذربایجان و کردستان را گرفته بودند در مناطق آذری و کردنشین کشور ادعای خودمختاری داشتند و با کمک حزب توده در پی دست یافتن به امتیاز نفت شمال بودند و اگر نبود اولتیماتوم رئیس جمهور وقت آمریکا و سیاست ورزی نخست وزیر سیاستمدار احمد قوام شاید این مشکل به آسانی حل و فصل نمی شد و استالین به راحتی از آذربایجان عقب نمی نشست.
3- پس از فروپاشی شوروی به سال 1991 و استقرار جمهوری های جدید، ایران شاهد همسایگی با 6 جمهوری در صفحات شمالی خود شد.
ترکمنستان، آذربایجان و ارمنستان در همسایگی و دارای مرز زمینی مشترک و روسیه، ترکمنستان، قزاقستان و آذربایجان دارای مرز آبی که به همراهی ایران دریای خزر را در میان گرفته اند و موضوع تعیین حدود و سرنوشت رژیم حقوقی دریای خزر که اینک تبدیل به مناقشه ای بلندمدت میان ایران و همسایگانش شده است و علی رغم توافق اولیه مبنی بر اینکه برای رسیدن به توافق نهایی اجماع تمامی کشورها مورد نیاز است شاهد توافقات دوجانبه روسیه و برخی دیگر از همسایگان هستیم که خبر از پیگیری راهی می دهد که روس ها از گذشته به آن پایبندی نشان داده اند.
4- پس از پیروزی انقلاب اسلامی که با شعار محوری نه شرقی و نه غربی در حوزه سیاست خارجی به پیروزی رسید و شاهد تصمیم گیری درست مسوولان جمهوری اسلامی برای راه اندازی نیروگاه اتمی بوشهر بودیم که در هنگامه انقلاب اسلامی طرف آلمانی قرارداد آن را نیمه کاره رها ساخته و بعد از انقلاب نیز به علت تحریم و برخی سیاست های نادرست حاضر به ادامه آن نبودند و روس ها جایگزین طرف آلمانی شدند تا آن را به سرانجام برسانند و علی رغم تزریق منابع کلانی از سرمایه ارزی کشور بارها و بارها شاهد به تعویق انداختن زمان بهره برداری این پروژه مشترک به بهانه های واهی و غیرقابل قبول بودیم که این به شدت موجب ایجاد علامت سوال در اذهان نخبگان و مردم کشور در خصوص نحوه همکاری دوجانبه ایران و روسیه شده و علامت سوال در خصوص صداقت طرف روسی در تکمیل و تحویل این طرح را در پی داشته است.
5- در مبحث تلاش ایرانیان برای دستیابی به تکنولوژی هسته ای و غنی سازی اورانیوم تحت قوانین پذیرفته شده بین الملل و نظارت آژانس ما شاهد نوعی سیاست دوگانه و غیردوستانه بوده ایم که نیاز به توضیح است تا افکار عمومی بتوانند داوری درستی داشته باشند.
علی رغم مراودات و تلاش های طرف ایرانی برای اثبات حرکت خود در مسیرهای آینده و همراهی های به ظاهر دوستانه طرف روسی مردم ما شاهد بودند ظرف کمتر از 2 سال سه قطعنامه توسط شورای امنیت علیه کشورمان صادر شده است که در هر سه قطعنامه، نماینده روسیه رای مثبت خود را برای تحریم ایران و ایرانیان در کنار نمایندگان کشورهایی چون آمریکا و انگلستان و فرانسه ارائه کرده است.
6- در حال حاضر روس ها پس از نزدیک به دو دهه به این نتیجه رسیده اند که مماشات با غرب و آمریکا در این سال ها تنها نتیجه ای را که برای ایشان به ارمغان داشته پیشروی غرب و سازمان نظامی ناتو به سوی شرق بوده، به گونه ای که حتی حیات خلوت ادعایی روس ها نیز در این مدت از چشم طمع رقیب دیروزی در امان نبوده است. پیوستن اروپای شرقی به اتحادیه اروپا در گام نخست و سپس پیوستن کشورهای سابق بلوک شرق به ناتو زنگ خطر را برای ساکنان کرملین به صدا درآورده است.
در بهار امسال، ما شاهد برپایی آخرین نشست ناتو در بخارست با حضور سران این سازمان و رئیس جمهور آمریکا بودیم که علی رغم هشدارهای مسکو برای ملحق شدن اوکراین و گرجستان به ناتو وارد شور و مشورت شدند و این پیشروی آنقدر شدت گرفت که طاقت را بر کرملین نشینان طاق کرد به گونه ای که در برابر تحرکات تحریک آمیز متحد سیاسی غرب، ساکاشویلی در گرجستان، تاب نیاوردند و عنان از کف دادند و با حرکت ماشین نظامی خود زمزمه آغاز مجدد جنگ سرد را سردادند که این امر منجر به تشکیل اضطراری نشست اتحادیه اروپا و موضعگیری سرسختانه اروپا و آمریکا در قبال این تهاجم شد. اینک جا دارد که جانشینان تزار، استالین، برژنف و گورباچف تاملی بر گذشته خود و سیاست هایی که اسلاف شان و خودشان اتخاذ کرده اند داشته باشند. شرط همسایگی و دوستی این نبوده است که تاکنون روا داشته اند. مردم ایران و مسوولان کشور در حوزه سیاست خارجی بسیار خویشتنداری کرده اند، انتظار از دوستان و همسایگان نیز این است که به این خویشتنداری حرمت گذارند و جبران مافات کنند، ایران امروز با موقعیتی ممتاز در عرصه نیروی انسانی، تکنولوژی های نوین، ذخایر پایان ناپذیر به ویژه در عرصه انرژی به ویژه نفت و گاز و موقعیتی استراتژیک و منحصر به فرد که دو حوزه بسیار مهم انرژی خلیج فارس و دریای خزر را به هم پیوند می دهد می تواند همراهی راهبردی برای روسیه باشد تا در عرصه ای که در آن گرفتار آمده است به تکیه گاهی قابل اتکا بدل شود اما شرط عقل و انصاف آن است که نشان دهد راهی را که در گذشته پیموده است نخواهد پیمود و به منافع ملی همسایگان بسان منافع ملی خود نظر بیندازد، اما پرسش اینجاست که آیا کاخ نشینان کرملین آنچه را که باید بدانند می دانند؟

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات