**طبیعتاً من آرای شخصی خود را میگویم، اما میدانم که اکثریت علمای ایران نیز چنین رای و نظری دارند.
* آنچه که آقای شیخ قرضاوی گفتند را شنیدید، موضوع نشست مکه و توافق این نشست و عدم حضور بسیاری از علمای شیعه و نیز موضوع لعن (صب) خلفا؟
** به اعتقاد من کارهایی که از سوی عوام و افراطگرایان انجام میگیرد نباید بر ما تاثیر بگذارد و نباید منجر به ایجاد تفرقه میان ما شود. باید همچنان به وحدت خود متمسک بمانیم؛ در حال حاضر خطر بزرگتر خطر اسرائیل و آمریکاست، استکبار درصدد ایجاد فتنه و به اشغال در آوردن سرزمینهایمان است و امت اسلامی باید نسبت به این امر هوشیار باشد؛ زیرا این امت مسئولیتهای خاصی را به عهده دارد و با توجه به دارا بودن منابع غنی انرژی میتواند در برابر این دشمن ایستادگی کند؛ لذا این حق امت اسلامی است که یک قدرت تشکیل دهد و از اسلام محافظت کند. نباید به سخنان عوام گوش دهیم و براساس آن ارزیابی یا موضعگیری کنیم؛ در تمامی خطبای جمعه میگوییم صلوات بر محمد و آل محمد و اصحاب محمد(ص). نباید به حقوق دیگران تجاوز کنیم.
* آقای رفسنجانی، اما بسیاری از اهل تسنن این سوال را مطرح میکنند که چرا حکم حرام یا تحریم از سوی شما در این زمینه یعنی لعن صحابه توسط عوام صادر نمیشود؟
** این موضوع بارها توسط علمای اسلام مطرح شده است و نیز توسط امام خمینی، رهبر کبیر انقلاب اسلامی و آیتالله خامنهای نیز مطرح شده است؛ نباید به چیزهایی که منجر به ایجاد تفرقه و اختلاف میشود گوش دهیم؛ ما نمیخواهیم که این امت تضعیف شود و در تمامی خطبههای خود به موضوع اهل بیت و صحابه نیز میپردازیم و پرداختهایم:
* آقای شیخ قرضاوی، در میان اهل تسنن نیز افراطگرایانی وجود دارند و در این زمینه نیز فتواهایی از سوی برخی از رجال دینی در زمینه تکفیر اهل تشیع نیز صادر شده است؛ بنابراین اهل تشیع نیز در این زمینه نسبت به اهل تسنن اعتراضاتی دارند.
** من میتوانم به زبان اهل تسنن بگویم خطای هر شخصی بر آن شخص است، نه بر همه. موضوع تکفیر موضوع دو جانبهای است؛ اما چه مقدار از اهل تسنن هستند که اهل تشیع را تکفیر میکنند؟ اکثریت اهل تسنن به چنین اقدامی مبادرت نمیکنند. چه تعداد از اهل تسنن در پس حزبالله ایستادند و از حزبالله حمایت کردند؟ بنابراین موضوع تکفیر موضوع عامی میان اهل تسنن نیست. همانگونه که گفتیم ما بر اعتدالگرایان نظر داریم و اعتماد میکنیم.
*آقای رفسنجانی، اهل تشیع معتقد به تقیه هستند و میگویند که تقیه حکم خاصی دارد؟ نظر شما در این زمینه چیست؟
** من فکر میکنم این نیز یکی دیگر از موضوعهایی است که توسط دشمنانمان مطرح میشود. امروز اگر به زندگی عقلا، کشورها و حکومتها و هر انسانی نگاه کنید میبینید که برخی از موضوعات وجود دارد که شخص معتقد است که مصلحت بر آن است که مطرح نشود. در قانون نیز چنین چیزی وجود دارد و حتی برخی از مدارک سری یا قوانینی وجود دارد که اصلا نباید مطرح شود. مساله اینطور نیست که هر کسی موضوعی را آنچنانکه میخواهد و آنچنانکه مصلحت میداند، مطرح کند.
تقیه که شیعیان به آن معتقد هستند از قرآن گرفته شده است و منبع اصلی آن قرآن است و نباید اسرار مسلمانان را به غیرمسلمانان مطرح کنیم و ما حتی در میان خود شیعیان نیز هر چیزی را مطرح نمیکنیم؛ برخی از امور سری در هر حکومتی و در هر دولتی وجود دارد، بنابراین اگر بخواهیم مفهوم تقیه را به یک حرکت سری شیعه تعریف کنیم این یک تعریفی است که از روی سادگی و ناآگاهی انجام گرفته است؛ زیرا این موضوع نه تنها در نزد شیعیان بلکه در نزد اهل تسنن و دیگر مسلمانان نیز وجود دارد.
* آقای رفسنجانی، گفته میشود که تلاشهایی از سوی ایران برای شیعه ساختن اهل تسنن در کشورهای اسلامی انجام میگیرد پاسخ شما به این سوال چیست؟
** بهترین روشها برای تعریف یک فکر خوب و یا یک عمل خوب و یا یک اقدام خوب به اعتقاد ما آن است که عمل صالحی را انجام دهیم و زمینه را برای آن فراهم سازیم تا دیگران نیز از این عمل خوب دنبالهروی کنند و دیگر نیز اینگونه اقدام را انجام دهند اگر مقصود آن است که ما این اقدام خوب و ستوده را انجام ندهیم این کاملاً نادرست است باید به اقدامات ستوده دست زنیم چون حمایت از مظلوم دفاع از حق مظلوم. آیا اگر ما به چنین اقدامات ستودهای اقدام کنیم دیگران فکر میکنند که این یک عملیات تبلیغاتی از سوی ماست؟
به اعتقاد من این دیدگاه کاملاً نادرست است و این حق همه است که اقدامات ستودهای را برای خود داشته باشند. آقای قرضاوی، برخی معتقدند که اهل تسنن مرجعیت جامعی ندارد. با توجه به این نظریه چگونه میتوانیم مطمئن شویم که زمانی که میان علمای اهل تسنن اجماعی رخ میدهد این اجماع از سوی عوام مورد قبول و به اجرا گذاشته میشود. به خصوص آنکه علمای اهل تسنن شیوههای خاص خود را دارند و حتی اختلافی میان علما و حکام برخی کشورها وجود دارد و نیز اگر شما اهل تشیع را متهم میکنید که تلاشهای گستردهای را برای شیعه کردن سنیها در برخی از کشورهای اسلامی انجام میدهند شما نیز به چنین اتهامی متهم هستید و نیز این اتهام و یا این انتقاد بر اهل تسنن وارد است که حقوق اقلیت شیعه در برخی از کشورهای سنی اصلاً رعایت نمیشود.
قبل از اینکه به این سوال پاسخ دهم میخواهم درباره تقیه که آقای هاشمی به آن اشاره کردند، ارزیابی را داشته باشم. موضوع تقیه که در قرآن کریم ذکر شده است برای غیرمسلمانان است نه برای مسلمانان و آیه شریفهای نیز در این زمینه در قرآن هست. بنابراین موضوع تقیه در قرآنکریم نیز برای غیر مسلمانان آمده است و از این موضوع به عنوان قاعدهای برای تعیین مسیر یک قضیه دیگر استفاده شده است. اما در مورد سوال شما. اینکه اهل تسنن تلاش میکنند اهل تشیع را سنی بکنند صحیح نیست و اصلاً منظور ما و قصد ما از این موضوع چیز دیگری است. مقصود ما تلاشهایی است که برای شیعه کردن اهل تسنن انجام میگیرد. اگر به این موضوع با این دید نگاه کنیم که اعتقاد یک مذهب را تغییر دهیم و منجر به انتقال افراد از مذهبی به مذهبی دیگر و یا فرقهای به فرقه دیگر شویم این همان موضوع و مسیر فتنه است و من به برادران ایرانی خود در آن زمان که به ایران آمدم و گفتوگویی با آنها داشتم گفتم که ممکن است چه چیزی از این اقدام یعنی شیعه کردن افراد سنی در یک کشور سنی به دست آید.
*آقای شیخ قرضاوی، اما درباره اینکه برخی از اقلیتهای شیعه در کشورهای سنی به حقوق خود دست نمییابند چه میگویید؟
** این همان چیزی است که میتوان گفت به صورت دوجانبه وجود دارد، اما اگر بخواهیم مساله تقریب را جدی بگیریم باید کشورهای سنی حقوق اقلیت شیعیان را در نظر بگیرند و همینطور کشورهای شیعه حقوق اقلیتهای سنی را نیز در نظر داشته باشند. اما لازم است بگویم این درست است که در برخی از کشورهای سنی تمامی حقوق اقلیتهای شیعه ممکن است رعایت نشود اما به هر حال ما شاهد مقامات مسئول و وزیران مسئول شیعه در برخی از حکومتهای سنی میباشیم بگونهای که برخی از اقلیتهای مصری که بسیار کمتر از اقلیتهای اهل تسنن در ایران هستند، سه وزیر در حکومت دارند، اما اهل تسنن که 15 میلیون نفر در ایران میباشند حتی یک وزیر در حکومت نیز ندارند. اهل تسنن در ایران خواهان مساجد هستند که این خواسته آنها در نظر گرفته نمیشود.
* آقای رفسنجانی، موضوع بعدی عراق است. بسیاری بر این توافق نظر دارند که بحرانهای فعلی عراق بیشتر چهره سیاسی دارند تا دینی. کسانی هستند که میگویند ایران نسبت به آنچه که در عراق جاری است موافق است، به رغم آنکه با حضور نیروهای اشغالگر در این کشور مخالف میباشد. اشغالگران مبادرت به تشکیل حکومت طوایفی در عراق کردند که اکثریت احزاب این حکومت طوایفی احزابی بودند که در سابق تحت حمایت ایران بودهاند. از منطق وحدت امت اسلامی چگونه این موضوع را ارزیابی میکنید؟
** قبل از آنکه درباره عراق حرف بزنم میخواهم ارزیابی درباره برخی از اظهارات آقای قرضاوی داشته باشم. اگر بخواهم به برخی از مطالبی که وی اظهار داشتهاند و برخی از آمار ارقام و ادعاهایی که وی نیز ارائه کردند جواب بدهم جوابهای روشن و صریحی دارم. اما ما نمیخواهیم که در دام آمریکا واقع شویم و اگر اینگونه پاسخ دهیم این گفتوگو اهداف آمریکا را محقق خواهد ساخت و همان چیزی میشود که آمریکا و اسرائیل میخواهند. بنابراین نباید بگذاریم این گفتوگو به این مسیر هدایت شود. اما درباره عراق، موضعگیری ما درباره عراق بسیار واضح و روشن است ما خواهان حفظ تمامیت ارضی عراق و استقلال و اتحاد این کشور هستیم ما خواهان آن هستیم که عراق تجزیه و تقسیم نشود و تمامی قومیتها و مذاهب عراقی تحت یک پرچم و یک قانون قرار گیرند. نباید اینچنین فکر کنیم که با توجه به آنکه شیعیان در زمانی که اهل تسنن حاکم عراق بودند تحت ظلم واقع شده بودند و امروز آمدهاند که انتقام بگیرند.
* اما آقای رفسنجانی، برخیها میگویند که ایران تشکیلات اطلاعاتی و فعالیتهایی در عراق دارد و به رغم آنکه مخالف حضور اشغالگران است اما اینگونه فعالیتها را برای خود در عراق حفظ میکند و موضعگیری ایران در عراق نسبت به موضعگیریاش نسبت به لبنان و فلسطین متفاوت است.
** هر کس اینگونه نظریهها و اینگونه اظهارات را ارائه میدهد در واقع به همان زبان آمریکا حرف میزند ما نمیخواهیم در امور عراق دخالت کنیم و میخواهیم عراقیها خود مشکلات خود را حل کنند. شما باید این واقعیت را در نظر بگیرید ما هر جا که مشکلی برای کشورهای اسلامی یا مسلمانان به وجود آمده است، کمکهای خود را به آن کشور ارائه دادهایم. مثلاً به مسلمانان بوسنی و نیز به مسلمانان فلسطین کمک کردهایم در حالی که آنها سنی بودند. ما از کل امت اسلامی حمایت میکنیم و اگر از عراق دفاع میکنیم در واقع از عراق به عنوان یک کشور اسلامی که تحت اشغال اشغالگران میباشد، حمایت میکنیم و خواهان دخالت در امور این کشور نیستیم.
* آقای قرضاوی، همانگونه که شما میگویید برخی از احزاب شیعه با حکومت در چارچوب اشغال عراق همکاری میکنند برخی از احزاب سنی نیز با این حکومت و با وجود نیروهای اشغالگر همکاری خود را ارائه میکنند. در عراق گروههای سنی وجود دارند که مرتکب اعمال خلاف شرع میشوند و اقدامات نادرستی را علیه شیعیان و حتی سنیها اتخاذ میکنند و نام این گروههای سنی نیز برای همه آشکار است. این موضوع خود نمیتواند در از میان بردن فتنه کمک کند؟ نظرتان چیست؟
** ما اصلاً اهمیتی به موضوع مشارکت این احزاب یا آن احزاب با حکومت و همکاری آنها قائل نیستیم. ممکن است برخی از برادران سنی در حکومت شرکت کرده باشند و یا همکاری را ارائه داده باشند که در حال حاضر پشیمان شدهاند این موضوع برای ما مهم نیست آنچه که ما بر آن متمرکز میشویم حق ملت عراق در داشتن مقاومت اسلامی در برابر اشغالگران است. حقی که هر ملت دیگری چون ملت فلسطین و افغانستان از آن برخوردار است. حقی که حتی در عرف و قانون بینالملل نیز کاملاً وجود دارد.
حق مقاومت اسلامی به عنوان یک اصل واجب در احکام اسلامی وجود دارد و اسلام از این مقاومت به عنوان جهاد نام برده است. به طوری که هر وقت گروهی یک کشور اسلامی را به اشغال در آورد واجب شرعی همه مسلمانان آن کشورهای منطقه است که در برابر دشمن مقاومت کنند. مشکل ما مشکل همکاری احزاب با حکومت عراق نیست بلکه مشکل ما حلال شمردن ریخته شدن خونهای مردم عراق و کشتارهای روزانهای است که در این کشور رخ میدهد. اگر کسی از اهل تسنن در اینگونه اقدامات شرکت داشته است ما همیشه این موضوع را محکوم کردهایم. اما از آیتاللههای عراق و ایران نیز خواستهایم که با محکوم کردن این موضوع مانع ریخته شدن خون بسیاری از مسلمانان عراق شوند. همه بر داشتن نفوذ ایران در عراق معتقدند و اعتراف کردهاند و همه میدانند که بسیاری از کلیدهای اینگونه بحرانها در دست ایران است. باید به این موضوع اعتراف کنیم و نسبت به این قضیه راهحلی را در این دیدار و در این گفتوگو ارائه دهیم. باید خون و خونریزی در عراق را متوقف کنیم.
* آقای قرضاوی، بعضی از کشورهای عربی و اسلامی که از اکثریت سنی برخوردارند این کشور اسلامی را حمایت نمیکنند و در برخی از اوقات موضعگیریهایی را اتخاذ میکنند که با موضعگیری آمریکا در قبال ایران موازی و حتی نزدیک است. نظر شما در این مورد چیست؟
** من وکیل سازمان یا کشور عربی یا کشور مشخصی نیستم اما در بسیاری از موارد موضعگیریهایی برخلاف حکام و رهبران این کشورها اتخاذ کردهام. درست است که ما در برخی از موارد چون نقش ایران در عراق یا موضوع صحابه اختلافنظر داریم اما اگر روزی به ایران تجاوزی انجام گیرد مطمئناً ما موضعی مخالف با این تجاوز خواهیم گرفت و در کنار ایران خواهیم ایستاد و از این کشور حمایت خواهیم کرد. ما در کنار هر کشور مسلمان دیگری خواهیم ایستاد و مخالف هرگونه تجاوزی به یک کشور اسلامی چون ایران هستیم. مطمئناً با تجاوزگران رویارو خواهیم شد و در کنار ایران خواهیم ایستاد. هیچ شکی در این موضوع نیست و موضعگیری ما در این زمینه کاملاً روشن است و حتی موضعگیری ما در زمینه انرژی هستهای ایران نیز مشخص است به گونهای که ما معتقدیم این حق ایران است که بتواند این انرژی را داشته باشد.
* آقای رفسنجانی، چرا تا به امروز فتوای صریح و روشنی که مقاومت اسلامی را واجب بشمارد و یا حتی برخی از مقاومتها را در برخی از مناطق عراق چون منطقه الانبار و غیره انجام میگیرد تایید کند، صادر نشده است؟
** من فکر میکنم بارها و بارها این را گفتهایم و تایید کردیم و موضع ما اینچنین بوده است که مقاومت امری ضروری و واجب است و ما مخالف هرگونه درگیری داخلی میان عراقیها هستیم. من نمیخواهم وارد این مساله بشوم اما نباید فراموش کنید که این درگیریها از کجا آغاز شد و معتقدم که آقای قرضاوی نیز نباید چیزی را بگوید که آمریکا میگوید و میخواهد. مقاومت اسلامی حق ملت عراق است اما شما ببینید تا به امروز هیچ ایرانیای که در عملیات تروریستی در عراق شرکت کرده باشد دستگیر نشده است. اما بسیاری از اعرابی که در این عملیاتهای تروریستی در عراق شرکت کردهاند دستگیر شدهاند. نمیخواهم در این زمینه وارد شوم و حرف بزنم. ما به رغم تمامی عملیاتهایی که علیه اماکن مقدسه انجام شده است و ما آنها را محکوم کردهایم گفتهایم که باید همه مردم عراق در تعیین سرنوشت این کشور مشارکت داشته باشند.
* آقای رفسنجانی، در عراق گروههای مرگ همچنان به فعالیتهای خود ادامه میدهند و بسیاری از مردم عراق به دلیل نوع مذهبی که دارند یا به دلیل سادهتر تنها هدف قرار داده شده و کشته میشوند. در این زمینه چه میگویید؟
** به اعتقاد ما این امور از گناهان کبیره است و هر کسی مرتکب چنین اموری شود مرتکب جنایت شده است و مستحق جهنم است. نباید خون هیچ مسلمانی و حتی غیرمسلمانی در عراق ریخته شود. همه ملت عراق باید از امنیت لازم و قانون لازم برخوردار باشد. به اعتقاد من برخی از گروههای تندرو ماموریتهای خاصی را در عراق دنبال میکنند و اشغالگران آمریکایی نیز از این امر استقبال میکنند و حتی بستر فعالیت آنها را فراهم میکنند چون بهانه بقای آنها در عراق فراهم میشود. همه ما و تمامی علما و مسلمانان و عقلا و همه شخصیتهای فکری و فرهنگی جهان اسلام باید زمینه لازم را برای ملت عراق فراهم آوریم تا این ملت بتواند خود قضایای خود را حل کند، اما دیگر امور ارتباطی با ما ندارد.
* اما برخی میگویند اگر ایران بخواهد میتواند با صدور فتوایی مانع از ادامه کار این گروههای مرگ شود؟
** باید پاسخ خود را بار دیگر برای شما تکرار کنم؛ ما همیشه این امر را تحریم کردهایم و نظر تمامی ملت ایران، نظام ایران، حکومت ایران و آیتالله خامنهای، رهبر ایران نیز چنین است که این امور از گناهان کبیره هستند و هر کسی که مرتکب اینگونه قتلها شود مستحق جهنم است. نباید عراقیها با یکدیگر درگیر شوند و باید این موضوع را در نظر بگیریم که چه کسی آغازگر این موضوع بوده است. چه کسی آیتالله حکیم را پس از 20 سال جهاد پس از بازگشت به عراق به شهادت رساند. ما نمیخواهیم بر این موضوعها متمرکز شویم و معتقدیم نباید به گذشته نگاه کنیم و باید متحد باشیم و متحد عمل کنیم.
آقای قرضاوی، همانگونه که گفته شد و آقای رفسنجانی نیز به آن اشاره کرد برخی از عملیاتهای قتل و ترور توسط گروههای معروف سنی چون گروه القاعده اتخاذ میشود، اما شما نیز در این زمینه موضعگیری و فتوای مشخصی را صادر نکردهاید.
من نمیدانم این گروهها و این افراد از کجا و از کدام منطقه وارد عراق میشوند و چگونه مرتکب اینگونه اقدامات میشوند. ما همیشه اینگونه کشتارها و اینگونه اقدامات را محکوم کردهایم و حتی زمانی که آیتالله سیدمحمدباقر حکیم ترور شد ما در قاهره بودیم و از همان جا این عملیات را محکوم کردیم و گفتیم که این عملیات حرمت مکان، زمان و انسان را رعایت نکرده است و به شدت آن را محکوم کردیم و تمامی اقدامات مشابه چون حمله به حرمین عسگریین را نیز محکوم کردیم و اتحادیه جهانی علمای مسلمین نیز چنین موضعگیری را اتخاذ کرد.
* اما آقای قرضاوی، اگر شما اینگونه اقدامات را محکوم میکنید و آقای رفسنجانی نیز محکوم میکند بنابراین چرا شاهد پیشرفتی در حل این مسائل نیستیم؟
** پاسخ ما آن است که اقدامات عملی از وی مراجع شیعه عالی عراق و ایران انجام نمیگیرد. به اعتقاد من ایران از قدرت لازم و نفوذ کامل در عراق برخوردار است که بتواند بسیاری از این امور را متوقف کند اما گویا ایشان نمیخواهد به این موضوع اعتراف کند که ایران این نفوذ را دارا می باشد. تنها چنین موضعگیری میتواند آتش به پا خاسته در عراق را خاموش کند و ما را از وقوع در یک جنگ داخلی که هیچ کس در آن پیروز نیست و همه ما شکست خوردهایم جز آمریکا و اسرائیل و دشمنان امت اسلامی، نجات دهد.
* آقای رفسنجانی، ما به اندرون خود نگاه نمیکنیم و این همان کاری است که باید انجام بدهیم و اختلافات داخلی خود را حل کنیم. به اعتقاد شما مهمترین این اختلافات که باید حل شود تا زمینهای را برای حل مسائل دیگر ایجاد کند، چیست؟
** شما باز هم به آنچه که من در ابتدای این گفتوگو گفتهام بازگشتید. باید بگویم که لازم است از اتحاد و وحدت خود محافظت کنیم و به قرضاوی نیز توصیه میکنم اخبار را بیشتر و دقیقتر دنبال کند و اظهارات مقامات مسئول ایرانی را بیشتر مطالعه کند که اگر این کار را میکرد و حتی به موضعگیریهایی که در ما در شبکه الجزیره داشتیم نگاه میکرد میدید که ایرانیها مقاومت را تاکید کردهاند، بارها و بارها درگیریهای داخلی را محکوم کردهاند و حتی به طرفهای درگیر نیز نصیحتهای لازم را ارائه دادهاند و این موضعگیریها را بارها و بارها تکرار کردهایم و به اعتقاد من همه از این موضعگیریها مطلع هستند. به همین دلیل از آقای قرضاوی و دیگر علمای محترم میخواهم که روزنامهها و اخبار را بیشتر دنبال کنند و بدانند که قلب ما از آنچه که در عراق میگذرد در آتش میسوزد.
* آقای قرضاوی من دقیقاً همان سوالی را که از آقای رفسنجانی پرسیدم به عنوان پایان این گفتوگو از شما میپرسم.
** پاسخ ما آن است که باید نسبت به حفظ وحدت ملی این امت اسلامی بیشتر مسئولیتپذیر و هوشیار باشیم و در برابر تمامی اقداماتی که درصدد ایجاد فتنه، تفرقه و تجزیه این امت است، ایستادگی کنیم. تلاشهایی که تحت تعریفهای نژادی چون فارس، تورانی، عرب، کرد و غیره انجام میگیرد. باید اسلام را بر مذهب و وطن را بر طایفه و امت را بر قوم برتری دهیم. چگونه است زمانی که ما برای ایجاد تقریب میان مسیحیت و دین اسلام گفتوگو میکنیم نمیتوانیم در زمینه تقریب مذاهب اسلامی به اقدام مناسب دست زنیم. آن هم برای امت اسلامی که یک میلیارد و نیم این جهان را تشکیل می دهد.