رسول سناییراد
بالاخره پس از هفتهها لفاظی و جنگ روانی ـ تبلیغی پر شدت و گسترده سران کاخ سفید علیه جمهوری اسلامی، بوش حمله به ایران را شایعه ساخته شده از سوی مخالفان خویش نامید و در گفتوگویی تلویزیونی اعلام داشت: «پاسخ من به تمامی این شایعات که بوش میخواهد جنگ راه بیندازد، این است که این شایعات بیاساس است و من از روش سیاسی استفاده میکنم.» همچنین سناتور ریچارد لوگار که از سناتورهای متنفذ جمهوریخواه بوده و مدتها ریاست کمیته سیاست خارجی سنا را در آمریکا برعهده داشته نیز بهطور همزمان اعلام نموده، در آمریکا طرحی برای حمله به ایران وجود ندارد.
گرچه میتوان احتمال داد، این موضعگیری در روزهای پایانی مهلت 60 روزه تعیین شده در قطعنامه 1737 برای تعلیق فعالیتهای هستهای، بخش دیگری از جنگ روانی آمریکاییها و نقابی برای پوشش چهره تخاصمی و هیستریک آمریکایی باشد، اما نمیتوان تردید داشت که چنین انفعالی برخاسته از وضعیت و شرایط نامساعد برای اهداف افراطیون نومحافظهکاری است که اغلب ترجیح میدهند اهدافشان را با ارعاب و تظاهر به دیوانگی و عقلگریزی پیش برند. مهمترین عواملی که به ایجاد شرایط جدید و اتخاذ ژست عقلگرایی از سوی بوش و دار و دسته وی انجامیده عبارتند از:
1ـ حضور گسترده و شگفتیآفرین مردم قهرمان ایران اسلامی در راهپیمایی 22 بهمن که در شرایط تهدید و جنگ روانی، نوعی رفراندوم هستهای از سوی تمامی ناظرین قلمداد شد و در واقع به هفتهها جنگ روانی و تهدید کاخ سفید در خیابانهای شهرها و روستاهای ایران پاسخ داد، پاسخ قاطعی که بیتردید برای افراطیون نومحافظهکار نیز معنیدار بود و آنان را وادار به تجدید رویه نمود.
2ـ تشدید شکاف و گسست بین متحدان آمریکا بهویژه فاصله گرفتن روسیه از مواضع بوش که بخشی از علایم آن را میتوان در مواضع صریح آقای پوتین در نشست مونیخ مشاهده کرد که وی آمریکا را کشوری دانست که از مرزهای خود در تمام جوانب عبور کرده است و لاوروف نیز اعلام نمود از آمریکا در مورد تقویت نیروهایش در خلیجفارس توضیح میخواهد.
3ـ تشدید مخالفتهای داخلی آمریکا با جنگطلبی بوش و نومحافظهکاران همراه وی که پس از برملا شدن محبوبیت ضعیف و 33 درصدی بوش اینبار نظرسنجی شبکه سیبیاس آمریکا نشان داد که تنها یکپنجم مردم آمریکا، ایران را خطری برای کشورشان میدانند و اکثریت آنان خواستار استفاده از دیپلماسی برای حل مسایل فیمابین هستند.
4ـ تاثیر اقدامات بازدارنده و نمایش اراده ایستادگی و مقاومت از سوی مسئولان و مردم که حتی در عرصه نظامی نیز با اقداماتی چون رزمایش موشکی سپاه در سمنان، استقرار سامانه پدافند فوق پیشرفته تورام یک و اعلام تولید انبوه هواپیماهای بدون سرنشین با توان پرواز 700 کیلومتری همراه بود که بهخوبی توان مقابله و ایستادگی در برابر تجاوز احتمالی را گوشزد مینماید.
5ـ دیپلماسی فعال نظام جمهوری اسلامی که سفرهای متراکم آقایان لاریجانی، متکی و ولایتی به کشورهای همسایه و اروپا و طرح مواضع شفاف هستهای کشورمان در جمع نمایندگان اروپایی بخشی از این دیپماسی اثرگذار میباشد؛ دیپلماسی فعالی که همواره ضمن تاکید بر عدم عقبنشینی از حق دستیابی به چرخه سوخت، بر مذاکره و گفتوگو برای حل ابهامات نیز پافشاری نموده و تلاش آمریکا و غرب را برای انتساب تندروی و افراطیگری به ایران اسلامی، خنثی نموده است.
6ـ وضعیت پیچیده و نامناسب ارتش آمریکا در عراق و افغانستان و عدم آمادگی آنان برای ورود به جنگی جدید که به تعبیر دیمتری کوراکف، خرابتر از آن است که بتواند به ایران حمله کند.
7ـ خالی بودن دست آمریکاییها از هرگونه سند و مدرک معتبر علیه جمهوری اسلامی و ترس از تکرار حادثه بیاعتباری مدارک حمله به عراق که تاکنون دستگاه امنیتی و وزارت دفاع آمریکا را نزد مردم آمریکا و جهان بیاعتبار ساخته است. اقدامات تروریستی و ربایش دیپلماتهای ایرانی در عراق هم نتوانست به سندسازی علیه کشورمان در راستای متهمسازی به دخالت در عراق کمک کند.
لذا مجموعه عوامل فوق شرایطی را رقم زد که سردمداران کاخ سفید، از مواضع جنگطلبانه و حرکت روانی ـ تبلیغی خویش کوتاه آیند و با تظاهر به لبخند بر روشهای سیاسی تکیه نمایند. این تحول نشانگر این واقعیت است که گرچه ماجراجویان مسیحی صهیونیست برای ارعاب مخالفان خویش چهرهای عصبی و غیرعقلانی از خویش به نمایش میگذارند، اما در برخورد با واقعیتی چون مقاومت و ایستادگی، مجبور به اصلاح رفتار ناهنجار و هیستریک خویش هستند و حتی اگر تاکتیکی نیز باشد به عقلانیت و خردورزی تظاهر مینمایند. این همان اصلی است که مقام معظم رهبری در هشدار به مواضع تهاجمی بوش و برخی نگرانیهای بیمورد نسبت به آن در داخل مورد اشاره قرار دادند.