نویسنده: سوزانه کولبل
مترجم: محمدعلی فیروزآبادی
مردی که امروز بیشترین شانس را برای پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری پاکستان دارد چندی پیش چه از لحاظ شخصی و چه از لحاظ شغلی به پایان خط رسیده بود. «آصف علی زرداری» 11 سال را در زندان های پاکستان گذراند و روانشناسان گواهی دادند که او از لحاظ عصبی در هم شکسته و بیمار و از لحاظ احساسی ناپایدار است و از ضعفی بیمارگونه از نظر تمرکز فکری رنج می برد. او به هنگام معاینات حتی تاریخ تولد همسر و فرزندانش را نیز به یاد نمی آورد. زندگی زناشویی زرداری با «بی نظیر بوتو» یعنی همان بت سیاست پاکستان که در آن زمان دوران تبعید خود را در لندن سپری می کرد، عملاً از هم پاشیده بود.
دادستان های سوئیس و پاکستان زرداری را به اتهام پولشویی مورد تعقیب قرار دادند. بر پایه این اتهام زرداری به عنوان وزیر سرمایه گذاری های خارجی در کابینه همسرش بخشی از مبلغ معاملات را به حساب خود واریز می کرده است و به همین خاطر به وی «آقای 10 درصد» لقب داده بودند.
اما همه این مسائل تا تابستان 2007 ادامه داشت و از آن زمان بعضی چیزها تغییر کرده است. زرداری و همسرش در وهله اول به پاکستان بازگشتند و کوتاه زمانی پس از این بازگشت، «بی نظیر بوتو» که بیشترین شانس را برای کسب دوباره قدرت داشت بر اثر یک سوء قصد جان باخت. حال زرداری به عنوان بیوه بی نظیر می خواهد میراث خوار همسر باشد آن هم در کشوری که به جای نظام آموزش اجباری، اگر نه یکصد اما حداقل پنجاه کلاهک هسته یی دارد.
بی نظیر بوتو که بین سال های 1988 تا 1996 به عنوان نخست وزیر پاکستان عملکرد ضعیفی داشت، به حزب مردم یعنی به این قدرتمند ترین حزب کشورش عشق می ورزید. اما برخلاف او زرداری هیچ علاقه خاصی به این حزب نداشت و تنها از روی ضرورت پس از مرگ همسرش جانشینی وی را پذیرفت. حال این حزب از بیشترین کرسی ها در پارلمان برخوردار است و به دستور رهبر جدیدش یعنی همان بیوه سیاه پوش بوتو، روی پلاکاردهایش این جمله را نوشته اند: «دموکراسی بهترین انتقام است.»
از قرار معلوم انتقام برای زرداری از نقشی مهم برخوردار است. به همین خاطر از بازگشت دوباره «افتخار چودهری» دادستان کل سابق پاکستان که به دستور مشرف برکنار شده بود، جلوگیری می کند تا قدرت خود را تضمین کند. بدین ترتیب زرداری بزرگ ترین وعده انتخاباتی اش را زیر پا گذاشت و آن ائتلاف با رقیب همیشگی اش نواز شریف را عملاً از بین برد. زرداری پس از انتخابات پارلمانی در ماه فوریه قول داده بود همراه با شریف دولتی ائتلافی تشکیل دهد، اما این ائتلاف با اولین بحران در هم شکست. از قرار معلوم تضادها میان این دو مرد بسیار زیاد است.
حال باز هم زرداری به مانند گذشته فردی غیرقابل اعتماد به شمار می آید. حتی تا یک هفته پیش این احتمال وجود داشت که خواهر زرداری یعنی خانم «فریال تالپور» که در حال حاضر به عنوان نماینده عضو حزب مردم در پارلمان حضور دارد، به جای برادر کاندیدای ریاست جمهوری شود تا بدین ترتیب این پست در همین خانواده بماند.
البته حتی در صورت چنین گذشتی از سوی زرداری، چندان تغییری در نقش کلیدی او پدید نمی آید زیرا زرداری به عنوان بیوه بوتو تا مدت ها در پشت پرده باقی خواهد ماند یعنی تا زمانی که پسر 19 ساله اش «بلاوال» تحصیلاتش را در انگلستان تمام کند و بتواند یا وادار شود که رهبری حزب را به دست گیرد. اینکه دولت پاکستان به دلیل مساله اعاده حیثیت آن قضات سقوط کرد، مساله یی اتفاقی نبود و زرداری هم تمایلی به این کار نداشت. زرداری سال ها بدون هیچ حکم قطعی در زندان به سر برده بود. علاوه بر آن ، عزل چودهری از مقام خود برای وی محبوبیت زیادی ایجاد کرد و حال این محبوبیت برای خیلی ها از جمله زرداری یک خطر به حساب می آید. حتی پرویز مشرف هم از این بیم داشت که محاکمه افرادی چون بوتو و همسرش به اتهام فساد ، منجر به سقوط خودش شود. اما اگر چودهری بار دیگر مقام خود را به دست آورد و دوباره تحقیقات را به جریان اندازد، آن گاه است که دوران خوش زرداری به سرعت سپری می شود.
البته نواز شریف 58 ساله رهبر حزب مسلم لیگ شاخه نواز، با آن چهره شبیه به بودا و آن سر تقریباً تاس، امید به چنین رویدادهایی دارد. او نیز در پاییز گذشته و پس از 7 سال تبعید در عربستان سعودی به کشورش بازگشت. این کارخانه دار اهل پنجاب نیز زمانی کرسی نخست وزیری پاکستان را در اختیار داشت و پرویز مشرف با حکم او در سال 1998 به فرماندهی ارتش رسید زیرا به عقیده شریف آن نظامی از نظر سیاسی شخصیت خطرناکی نبود، اما یک سال پس از آن مشرف طی یک کودتای نظامی البته بدون خونریزی، نوازشریف را برکنار و تبعید کرد.
نواز شریف و بی نظیر بوتو رقبایی سرسخت بودند و پس از چندین بار که پست نخست وزیری بین آن دو رد و بدل شد، این رقابت نیز به رقابتی شخصی تغییر چهره داد. شریف در واقع فرزند سیاسی ژنرال ضیاءالحق به شمار می آید یعنی همان کسی که در سال 1979 حکم اعدام پدر بی نظیر را صادر کرد. شریف در هفته های گذشته از دولت ائتلافی پاکستان خارج شد و حال درست به مانند زرداری می خواهد تحت لوای احزاب کوچک تر (بعد از شکست ائتلاف) برای پست ریاست جمهوری تلاش کند و البته این پست را نه برای خود بلکه برای یک قاضی بازنشسته به نام «سعیدالزمان صدیقی» می خواهد. بدین ترتیب معلوم می شود که شریف نیز به مانند زرداری تشنه انتقام است. شریف هم نخست وزیر خوبی نبود و به چیزی به نام دموکراسی علاقه یی نداشت و او بود که به بنیادگرایان امکان عرض اندام می داد، اما حال تبدیل به یک مدافع سرسخت دولت قانون شده است و البته این مساله فی نفسه بد نیست. ظاهراً بسیاری از پاکستانی ها فراموش کرده اند نزدیک به هشت سال پیش هنگامی که این نخست وزیر شکست خورده کشور از نظر اقتصادی ورشکسته خود را ترک می کرد، در خیابان ها به رقص و پایکوبی پرداختند.
اما پرویز مشرف چه کار کرد که نتیجه آن هموار شدن راه بازگشت بوتو و شریف بود؟ او چاره یی جز کناره گیری نداشت زیرا تنها بدین طریق می توانست از روندی که منجر به انفصال وی از ریاست جمهوری می شد، جلوگیری کند. مشرف در حال حاضر خانه جدیدی در اسلام آباد ساخته و به عنوان یک غیرنظامی که مسوولیتی ندارد در کشور خود مانده است. البته شایعاتی وجود دارد مبنی بر اینکه وی می خواهد به بهانه یک سفر زیارتی به عربستان سعودی برود و از آنجا به ترکیه سفر کند و دیگر بازنگردد. مشرف نیز به اندازه کافی از دشمنانی برخوردار است که خواهان انتقام از وی یا به دادگاه کشاندن او هستند. ظاهراً تبعید از چنین وضعیت محتملی بهتر خواهد بود.
بی تردید امروزه پاکستان نوعی سفر به گذشته را تجربه می کند و شخصیت های تاثیرگذار دهه 90 پاکستان یعنی خانواده بوتو، شریف و مشرف تنها در نقش هایی دیگر ظاهر شده اند. آنکه دیروز در اوج بود امروز به زیر آمده و بالعکس.
این رقابت ها و تنش ها همه در حالی جریان دارد که مردم پاکستان با کوهی از مشکلات روبه رو هستند: قیمت مواد غذایی هر لحظه در حال افزایش است و یک سوم از جمعیت کشور روزانه با کمتر از یک دلار زندگی می کنند. طالبانیزه کردن پاکستان هم بیش از همه در شمال غربی یعنی در مناطق قبیله نشین مرز افغانستان همچنان در حال انجام است و تقریباً روزی نیست که حمله کنندگان انتحاری بر چاشنی بمب هایشان فشار نیاورند.
اما در آینده چه کسی رهبری جنگ علیه تروریسم را در دست می گیرد؟ این پرسش دولت امریکا نیز هست یعنی همان دولتی که در پاکستان بر شانه های مشرف تکیه کرده بود. قدرت واقعی در پاکستان به مانند گذشته در ید قدرت ارتش است و فرمانده جدید این ارتش یعنی «اشفق پرویز کیانی» با همه جناح های پاکستان وابستگی هایی دارد. او بخشی از آموزش نظامی خود را در امریکا گذرانده و زمانی مشاور نظامی بی نظیر بوتو بود. مشرف هم تا لحظه آخر به کیانی اعتماد داشت و در آغاز کار وی را به سمت ریاست سرویس امنیتی قدرتمند پاکستان (آی اس آی) و سپس به فرماندهی ارتش منصوب کرد.
این مرد ساکت و کم حرف که سیگار می پیچد و به خوبی گلف بازی می کند، هنوز برای پرکردن خلاء سیاسی ایجاد شده هیچ بلندپروازی از خود نشان نمی دهد. کیانی در صحبت های پشت پرده گفته است که می داند ارتش باید بر تندروها غلبه کند و وظیفه وی هم همین است و به همین خاطر سر آن دارد که به مداخله ارتش در سیاست پایان دهد. به گفته خودش در هر حال خواهان بازتولید آن شهرت خوب اما خدشه دار شده ارتش است.
چندی پیش ماموران سیا مدارکی ارائه کردند که بر پایه آن همکاری «آی اس آی» با شبه نظامیان پیکارجو و همدستی ماموران این سازمان در انفجار سفارت هند را فاش می کند، انفجاری که در هفتم جولای روی داد و بر اثر آن 58 نفر کشته و بیش از 140 نفر زخمی شدند. یکی از افسران امریکایی مستقر در این سو و آن سوی مرز پاکستان با افغانستان می گوید:«وضعیت فعلی پاکستان از نظر ما وضعیت بسیار بدی است. زیرا زرداری در تلاش برای تشکیل دولتی مرکب از گروه های مذهبی و احزاب پشتون منطقه است.» اما آیا او موفق می شود در مقام رئیس جمهوری که عملیات نظامی موثر ضدافراط گرایان را کلید می زند، به مانند مشرف به سرسپردگی امریکا و کسی که برای منافع ایالات متحده می جنگد متهم نشود؟
در هر حال زرداری و شریف به بازی خود ادامه می دهند. آخرین بازی از این نوع در نهایت با کودتای فرمانده ارتش پایان یافت.