تاریخ انتشار : ۱۴ دی ۱۳۸۷ - ۰۹:۵۴  ، 
کد خبر : ۶۳۹۵۵
واکنش کروبی در برابر توهین به مراجع

مرجعیت را قربانی جریان‌های سیاسی نکنید


سخنان رحیم مشایی مشاور رئیس دولت نهم درباره رابطه مردم ایران و اسرائیل اعتراض و انتقاد بسیاری از مراجع عظام تقلید را به همراه داشت. در هفته های گذشته علمای قم پیام های متعددی را برای دولت داشتند و حتی خواستار برکناری رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری شدند. اما نه تنها این انتقادات و درخواست ها موجب توجه رئیس دولت نهم به خواسته مراجع عظام تقلید و بسیاری از سیاستمداران نشد بلکه اینک رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری از اعضای ثابت هیات همراه محمود احمدی نژاد در سفرهایش است. در این میان محمد نوری زاد، ستون نویس سابق روزنامه کیهان، همسو با سیاست رئیس دولت نهم با نگارش مطلبی در وبلاگ شخصی اش در دفاع از عملکرد رئیس جمهوری به مراجع تقلید پیشنهاد کرد از دخالت در امور حکومت پرهیز کنند. او نوشته است: < مراجع ما را همان به که در مجموعه احکام شرعی به ایراد نظرات خود بپردازند و از ورود به عرصه هایی که تبحرش را ندارند پرهیز کنند.> او همچنین نوشته است: <بر همگان واضح و مبرهن است که ماندن یا رفتن مشایی مطلقا در اندازه ای نیست که به یک مرجع تقلید ارتباط قانونی داشته باشد.> اهانتی که از سوی این نویسنده به ساحت مراجع شده است بار دیگر انتقادات بسیاری را به همراه داشت. برای دومین بار در یک ماه گذشته علمای قم مجبور به آن شدند که معترض شوند، هرچند که نوری زاد در برابر این اعتراض ها نه تنها از مواضع گذشته خود عذرخواهی نکرد بلکه در جدیدترین مطلب خود مصونیت مراجع را زیر سوال برده و نوشته است که چه کسی گفته مراجع ما دارای مصونیت هستند. مهدی کروبی دبیرکل حزب اعتمادملی از زمانی که به عنوان طلبه ای 15 ساله همان زمانی که آیت الله العظمی بروجردی مرجع مطلق بود وارد شهر قم شد تا به امروز، همواره به دفاع از جایگاه روحانیت و مراجع پرداخته و خواستار حفظ حرمت جایگاه مراجع شده است. مهدی کروبی قبل از آنکه وارد هرگونه بحثی شود تاکید کرد که صحبت هایی که مطرح می کند نه خطاب به محسن نوری زاد و نه رحیم مشایی است و کاری هم به انگیزه و تفسیر عبارت هایی که از سوی مشایی مطرح شد و مورد انتقاد بسیاری از علما و مراجع قرار گرفت ندارد. وی همچنین به صراحت گفت که واکنش او به اهانت هایی که به مراجع تقلید شده است نه از روی موضعگیری یا تسویه حساب های سیاسی بلکه بنابر انجام وظیفه است و او به مانند همیشه به دفاعی محکم از نهاد مرجعیت پرداخت.
مهدی کروبی با مروری بر تاریخ ایران به ذکر خاطره هایی در دفاع از نهاد مرجیعت پرداخت و تلاش کرد با تکرار آنها اهمیت جایگاه مرجعیت را بازگو و بر آن تاکید کند. کروبی در ابتدای صحبت های خود به ذکر خاطره ای از تخریب چهره یکی از مراجع از یکی از تریبون ها پرداخت. وی توضیح داد: <یکی از شخصیت ها در یکی از تریبون ها مطلبی را علیه یکی از مراجع عظام، که در خارج از کشور بود، مطرح کرد که البته بعدها آمدند و عذرخواهی و استغفار کردند ولی در همان زمان من که چنین برخورد ناپسندی برایم سنگین بود، از آنجا که روحیات و فکر و اندیشه آیت الله مهدوی کنی را می شناختم با ایشان تلفنی صحبت کردم. به ایشان گفتم که از یک تریبون حرف هایی در جهت تضعیف مرجعیت زده شده است و ایشان هم تایید کردند و گفتند که این برخوردی ناپسند بوده است و حتی گفت زمانی که در مشهد بوده افراد بسیاری در این باره معترض بوده و به او این انتقادشان را مطرح کرده اند. من هم تحمل کردم تا اینکه ماه مبارک رمضان فرا رسید. طبق معمول من به روزنامه جمهوری اسلامی می رفتم و با آنها مصاحبه ای داشتم، این بار زمانی که به آنجا رفتم پیشنهاد کردم که یکی از مسائلی که درباره آن صحبت می کنم در دفاع از مرجعیت و خصوصیات و وارستگی و شایستگی و شان آن بزرگوار باشد؛ شخصیتی که همواره موضعگیری ها و اعمال سنجیده اش مورد تقدیر و تجلیل دیگران بوده است و البته بعد از حوادثی که در منطقه روی داد و پس از سقوط صدام حکمت و تدبیر و آزاداندیشی این مرجع عالیقدر بر همگان آشکار شد.>
کروبی در ادامه برای تبیین جایگاه نهاد مرجعیت به ذکر خاطره دیگری از زمانی که در ریاست مجلس ششم بود، پرداخت. وی توضیح داد: < زمانی که در مجلس ششم بودم یک نفر از اصلاحاتی های به اصطلاح پیشرو و از چهره های دانشگاهی که در خارج از مجلس بود در خلال بحث هایش در یک سخنرانی که در مراکز یکی از استان ها در رابطه با تقلید مطرح کرده بود، عبارتی به کار برده بود که اهانتی به مرجعیت و مقلدان آنها بود. من هم در مجلس نطق های مفصلی علیه این جریان کردم که ایشان مکاتبه کرد و نامه نوشت. به قول یکی از دوستان نزدیکش خودش و خانواده اش هم مقلد هستند اما از مرجعیت موردپسندش تقلید می کند. به هر حال در آن زمان وقتی که حکمی صادر شد که آن را معقول، منطقی و اسلامی نمی دانستم در این باره موضعگیری تندی کردم و کمک هایی برای آزادی وی انجام دادم زیرا آن حکم از نظر من غیرعادلانه صادر شده بود و من معترض بودم و این مطالب در مذاکرات مجلس محفوظ است. هم اکنون حوادث و موارد دیگری روی داده است که شاید باز هم درباره آن مثال بزنم ولی این را می گویم که این دفاع از نهاد مرجعیت دفاع اندیشه ای و فکری و اساس اسلام است.>
از نهاد مرجعیت دفاع می کنم
کروبی در ادامه تاکید کرد که او از نهاد مرجعیت و نه از شخص خاصی در گفته هایش دفاع می کند و گفت: <وقتی من از مرجعیت دفاع می کنم از نهاد مرجعیت دفاع می کنم نه از شخص خاصی، چرا که یک مرجع مراحلی را از علم، تقوا و زهد طی می کند تا به مقام مرجعیت برسد و جمعی او را به عنوان یک مرجع بپذیرند و جمع عظیمی از علما و فقها او را به عنوان مرجع معرفی کنند. مراجع همواره از درون حوزه ها رشد می کنند و عالی ترین محصول حوزه های علیمه مراجع هستند و همواره نهادی مورد احترام بوده اند.> وی افزود: <در دنیای اسلام و در تشیع تا یک مقطعی ائمه معصومین حضور داشتند تا پایان عمر امام یازدهم و در همان زمان فقها و علمایی به بلادهای مختلف می رفتند و افکار و اندیشه های آنها را منعکس می کردند و از احادیث و روایاتی که از امام معصوم گرفته بودند برای راهنمایی شیعیان اجتهاد و استنباط می کردند. پس از غیبت امام دوازدهم که ما افتخار داریم که شیعه اثنی اشعری هستیم، همواره روحانیون و مراجع واسطه ای میان مردم و دینشان بوده اند اکنون هم بنابر زمان مراجع و علمای دینی دستورات اسلامی، فلسفه اسلامی، فرهنگ اسلامی، فقه اسلامی و اخلاق اسلامی و تفسیر و حدیث را تبیین می کنند. در واقع مراجع با وجود تمام فشارهایی که حکومت های ظالم بر اساس تعصبات غلط و جاه طلبی بر آنها وارد می کردند اسلام را نگه داشتند. در حالی که کتابخانه های آنها آتش زده می شد و بسیاری از آنها به زندان برده شده و یا تبعید می شدند و به شهادت می رسیدند باز هم اسلام را حفظ کردند و توانستند آن را از نسلی به نسل دیگر منتقل کنند.> وی گفت : < معارف اسلامی هم در اهل سنت هست و هم در شیعه ولی شیعه به صورت جریانی مستقل که به ائمه اطهار متصل است همواره به حرکت خود ادامه داده است، در این میان بخشی از مراجع به مبارزه پرداخته اند و البته برخی هم سکوت کرده اند.>
مراجع همواره در کنار مردم بوده‌اند
وی باز هم خاطره ای از اهمیت نقش مراجع تعریف کرد و گفت: < در ماجرای اشغال عراق مراجع فتاوایی می دادند که بسیار موثر بود و حتی برخی از آنها در جبهه ها حاضر می شدند؛ چهره هایی مثل آیت الله سید محمد تقی خوانساری و آیت الله کاشانی و دیگرانی که به شهادت رسیدند. داستانی از یکی از بزرگان شنیدم که می گفت هنگامی که عراق مستعمره انگلستان بود و احتمال داشت که حوادثی برای نجف روی دهد اوضاع شهر ناامن شده بود. واسطه هایی به آیت الله سیدمحمدکاظم یزدی که در آن زمان یکی از مراجع عالیقدر بود پیام دادند که شما به همراه خانواده تان شهر را ترک کنید که ایشان گفتند ملت نجف خانواده من هستند و من نمی توانم به همراه دختر و پسرم از این شهر بروم و مردم را تنها بگذارم اینها عائله من هستند. بنابراین باید گفت که همواره شیوه مراجع و علما در طول تاریخ دفاع از حقوق مردم و در کنار آنها بوده است و همواره علما و مراجع و روحانیون حافظ اسلام، منافع مردم و استقلال کشورها بوده اند. البته نباید فراموش کرد که آیت الله العظمی سیدمحمدکاظم یزدی نیز در جریان جنگ لیبی و ایتالیا نیز فتوایی دادند که نقش موثری داشت.> وی در ادامه به حضور علما در دفاع از تمامیت ارضی کشور اشاره کرد و گفت: <سفرنامه ای به نوشته یکی از نویسندگان غربی خواندم که در آن درباره جنگ ایران و روسیه تزاری نوشته بود. در آنجا نویسنده نوشته بود زمانی با پیرمردی کفن پوش در میدان جنگ برخورد کرده بود که برای حفاظت از کشورش آمده بود که بعد از جست وجو متوجه شده که این پیرمرد عالم بزرگوار مرحوم نراقی بوده است که وقتی کشورش با خطر مواجه شده برای دفاع در جبهه حضور یافته است. البته در همین دوران دفاع مقدس نیز علمای بسیاری لباس رزم به تن کردند و در جبهه ها حضور یافتند. به عنوان مثال آقای جمی از جمله کسانی بود که به هیچ قیمت حاضر به ترک آبادان نشد و یا اینکه زمانی که من در آن روزها به آبادان رفتم در زمانی که هیچکس در شهر نبود جز رزمنده ها، حجت السلام والمسلمین طرفی یکی از امام جمعههای موقت آبادان که برادران عرب ایرانی بود حاضر به ترک شهر نشد تا شهر خالی نماند. همچنین سید بزرگوار مرحوم ده دشتی نیز از علمای آبادان و امام جمعه موقت آنجا بود که حتی یک دست خود را در جنگ از دست داد ولی تا آخرین لحظه در شهر ماند بنابراین باید گفت که هر گاه حادثه ای در جهان اسلام روی داده است علما و مراجع پیشاپیش مردم حرکت کرده اند.>
وی به روزهای دورتری از تاریخ کشورمان اشاره کرد و گفت: < زمانی فتوای یک سطری میرزای شیرازی در آن شرایط، نفوذ مراجع و علما در میان مردم را آشکار ساخت. در ماجرای مشروطیت آیت الله خراسانی و نائینی و دیگران نقش بسیاری داشتند. البته علمایی بودند که وابسته به قدرت درباری بودند و حتی مراجعی بودند که مبارزه ای نمی کردند اما هرگاه درباره منافع جهان اسلام، حادثه ای روی داده است کمتر روحانی بوده که سکوت کرده باشد و همواره روحانیون و مراجع، حافظ منافع مردم و استقلال کشورها و حافظ اسلام بوده اند. مراجع و علما مردمی ترین قشر در جامعه هستند که همواره بیشترین ارتباط را با مردم داشته و در مصائب با آنها همدردی کرده و البته در حساس ترین موارد توانسته اند مردم را بسیج کنند.> وی با اشاره به واقعه مشروطیت گفت: < زمانی که در واقعه مشروطیت تحرکات و تحصن هایی در شهر قم و در حرم حضرت عبدالعظیم شد و مردم بسیاری به آنجا آمدن، علما نقش مهمی را ایفا کردند و البته من نمی گویم که دیگر اصناف یا روشنفکران نبودند ولی علما نقش موثرتری برای ایجاد مشروطه و جلوگیری از استبداد و خودکامگی ایفا کردند و البته برخی از علما هم از آن حادثه کناره گیری کردند که علت آنها در مخالفت با این حادثه بحث جداگانه ای دارد.> وی تاکید کرد: <حقیقت این است که مراجع به دلیل وابستگی به دین خدا و اسلام از جایگاه خاصی در بین مردم برخوردار است. مردم اسلام را از مراجع فرا می گیرند و مراجع همواره بهترین سرمایه برای ما بوده اند و در هر شرایطی در فراز و نشیب ها در کنار مردم حضور داشته اند. در جریان نهضت ملی شدن علما و روحانیون و برخی مراجع چون آیت الله العظمی سید محمد تقی خوانساری که از نهضت ملی شدن نفت به علت حضور آیت الله کاشانی حمایت می کرد نقش مهمی را ایفا کرد و البته نه در این حرکت بلکه در حرکت ها و تحرک هایی که گروه های مسلمان همچون فدائیان اسلام در مبارزه برای یک مجلس آزاد و مستقل داشتند علما نقش مهمی را ایفا کردند. در ادامه کروبی با اشاره به پیروزی انقلاب اسلامی گفت: <انقلابی که الان من و سایرین از هر جناحی از آن بهره مند هستیم به رهبری یک روحانی بزرگ به پیروزی رسید. با پیروزی انقلاب اسلامی کسانی چون من و دیگر برادران روحانی و غیر روحانی که قبل از پیروزی انقلاب نمی توانستند جایگاه بالایی را در دستگاه اجرایی داشته باشند توانستند به جایگاه بالایی برسند ولی متاسفانه در این شرایط عده ای از هر جریان ناسپاسی می کنند.> وی افزود: <این انقلاب اسلامی توسط روحانیت به پیروزی رسید که می توانیم از علمای بزرگ مبارز بسیاری که از دوران جوانی تا آخر عمر مبارزه کردند نام برد از جمله مبارز مجاهد آیت الله طالقانی که از جوانی تا آخر عمر خود مبارزه کرد ولی در هر صورت این انقلاب با رهبری روحانیت به پیروزی رسید زیرا مردم نقطه نظراتی که از سوی روحانیون مطرح می شد را رعایت می کردند ولیکن باید گفت که متاسفانه امروز به برخی از وعده هایی که در اول انقلاب به مردم داده شد درست عمل نمی کنیم و از مسیر اصلی انقلاب کج رفته ایم و دیگر شفافیت و صداقت لازم در برخی از بخش ها وجود ندارد و این تبعات بسیاری برای اصل روحانیت خواهد داشت، چطور است که ما هرگز به این فکر نکرده ایم که اعتماد مردم به مجموعه نظام که در سایه تلاش های یک سلسله شکل گرفته است آسیب خواهد دید و این موجب وارد شدن ضربه به یک جریان فکری می شود که قرن ها زحمت کشیده و با اعتقادات دینی مردم سر و کار دارد.>
پشتوانه امام مرجعیت‌شان بود
وی تاکید کرد: < پیروزی انقلاب اسلامی به همت مراجع و روحانیتی بوده که در راس آنها حضرت امام(ره) بودند و در واقع امام بنیانگذار انقلاب اسلامی هستند. جایگاه امام در حرکت پیروزی انقلاب اسلامی بسیار والابود و در واقع بزرگ ترین پشتوانه ایشان مرجعیت شان بود و بنابر همین بود که از همان زمانی که ایشان مبارزه خود را آغاز کرد رژیم سابق در تلاش بود جایگاه ایشان را تخریب کند و حتی اگر در آن زمان هنگامی که فردی را دستگیر می کردند از او می پرسیدند که از چه کسی تقلید می کند و اگر می گفت از آیت الله خمینی؛ این تبعات بسیاری برای او داشت. حتی در آن زمان رساله عملیه امام خمینی که همین احکام نماز و روزه را در آن بیان می کرد ممنوع بود زیرا احساس می کردند که ایشان جایگاه ویژه ای در بین مردم دارند و همین جایگاه مرجعیت بود که ایشان را حفظ کرد.> وی افزود: <زمانی که آیت الله العظمی بروجردی در قید حیات بودند ایشان مرجع مطلق بودند ولی پس از فوت ایشان علمای بسیاری به عنوان مرجع مطرح شدند و در این میان امام(ره) هم به طور گسترده ای بین خواص از جایگاه خاصی برخوردار بودند. حتی در آن زمان وقتی خبرنگار روزنامه کیهان برای تهیه خبر از مراسم هایی که تا چهلم آیت الله بروجردی در گرامیداشت ایشان برگزار می شد می آمد درباره امام خمینی(ره) می نوشت او از مراجعی است که بیشترین شاگرد را دارد. بنابر همین بود که زمانی اولین رئیس ساواک قم به نام قل قصه در زمان حیات آیت الله العظمی بروجردی به قم آمد و بیشتر وقت خود را در میان مردم گذراند تا این را بفهمد بعد از آیت الله بروجردی کدامیک از مراجع پایگاه بیشتری در میان مردم دارد و نسبت به اوضاع شهر آگاه شود. در اسناد ساواک آمده، در گزارشی که تهیه شده نوشته شده که آیت الله خمینی مرجعی است که بیشترین شاگرد را دارد. در درس خارج امام خمینی حدود 500 تا 600 شاگرد حاضر می شدند حتی در همان زمان در زندان از آیت الله مصطفی خمینی نظرش را درباره پدرش پرسیده بودند که او گفته بود پدر من مرجعی اعلم است که در درسش حدود 1000 شاگرد حضور دارند و این درحالی است که در آن زمان به صورت معمول حدود 50 تا 150 شاگرد که از فضلابودند به صورت معمول در درس خارج حضور می یافتند. بنا بر این بود که رژیم سابق با تیزبینی و شیطنت به دنبال آن بود که جایگاه مرجعیت امام را از بین ببرد. <وی افزود: <بنابر همین جایگاه خاص مراجع است که همواره حکومت ها تلاش کرده اند که ارتباطشان با مراجع قطع نشود.> وی باز با اشاره به برخوردهایی که با پیروان امام خمینی(ره) در زمان نهضت انقلاب اسلامی می شد، گفت: <در آن زمان با وکلایی که علاقه مند به امام بودند برخورد می شد حتی با کسانی که مبارزه نمی کردند و تنها مسوولیت داشتند تا وجوهات را به حوزه ها برسانند نیز برخورد می شد و برخی از آنها را زندانی و تبعید می کردند مانند مرحوم لواسانی که او را زندانی و تبعید کردند. در آن زمان حتی بیت حضرت امام را بستند و بنابراین شهریه ها به نام آیت الله آشتیانی جمع آوری می شد حتی در پشت برخی از رساله های امام نام دیگر مراجع را می نوشتند ولی همه می دانستند که این رساله ها متعلق به امام هستند.> وی گفت: <به هر حال در طول دوران نهضت انقلاب اسلامی امام از مراجع استثنایی بودند که توانست حرکتی تحولی ایجاد کند و نظام سلطنتی را واژگون و جمهوری اسلامی را ایجاد کند و در چنین نظامی که میراث امام و شهدا هست چطور می شود مسوولی بیاید بگوید که مراجع در حکومت دخالت نکنند و بگویند که دخالت مراجع در اوضاع این آشفتگی ها را به وجود آورده است و حتی به مراجع پیشنهاد کند که سرگرم کارهای خودشان باشند.>
اهانت است بگوییم مراجع در حکومت دخالت نکنند
وی تاکید کرد: <زمانی که در رژیم سابق مرا به زندان می بردند بارها به من و دیگر بزرگوراران زندانی در بازجویی ها می گفتند که مگر یک سری روحانی نیستند که کارهای خودشان را انجام می دهند شما برای چه مانند آنها رفتار نمی کنید و در این کارها دخالت می کنید و آن زمان این حرف را به من می زدند که طلبه ای جوان بودم ولی اکنون چه شده است که در دوران جمهوری اسلامی همان حرف ها تکرار می شود و به مراجع و امام جماعت ها می گویند چرا در کار حکومت دخالت می کنید؛ در حکومتی که میراث حضرت امام (ره) و شهدا است، امام (ره) همگان را موظف کرده اعم از پیر و جوان، باسواد و بی سواد که در تعیین سرنوشت خودشان دخالت کنند و نقش اول را به مردم محول کرده است و در وصیتنامه حضرت امام(ره) نیز آمده است که هر گاه مسوولان در انجام وظایف خود کوتاهی کردند مردم می توانند به صورت مستقیم اقدام کنند و تذکر دهند. بنابراین این یک اهانت است که به مراجع بگوییم در حکومت دخالت نکیند.> وی افزود: <امام(ره) خود یک مرجع تقلید بودند ولی به مراجع و حوزه ها توجه خاصی داشتند و حتی اگر یکی از علما برخلاف نظر امام(ره) نظراتی را درباره حکومت مطرح می کردند امام(ره) همواره می گفتند که با فضلاو مدرسین با کمال احترام با آنها صحبت کنند و آنها را در جریان مشکلات و ضرورت آن موضوع قرار دهند و در واقع ایشان قصد داشتند که به این موضع مخالفی هم که گرفته شده است توجه شود.> وی خاطره ای دیگر از دفاع حضرت امام(ره) از جایگاه مراجع تقلید بیان کرد و گفت: <در اوج حرکت پیروزی انقلاب اسلامی زمانی که همسر شاه به عتبات عالیات رفته بود با نقشه ای و با چادر او را به نزد یکی از مراجع عظام تقلید بردند که در آن زمان همسر شاه از این مرجع بزگوار درخواست کرد تا تبرکی برای شاه بفرستد که ایشان هم انگشتر عقیقی را به او داد و این حرکت موج منفی را به دنبال داشت. در حال و هوای دهه اول انقلاب بود که من در خطبه های پیش از نماز جمعه به این موضوع اشاره کردم و گفتم مراجع برای من معزز هستند ولی نباید یک مرجع برای شاه انگشتر دهد. اطلاع دارم که در همان زمان امام (ره) زنگ می زند و وقتی یکی از اعضای دفتر به نزد ایشان می رود به او می گوید که به صدا و سیما بگویید این بخش از سخنان کروبی را از توی متن در بیاورند و حتی نسبت به این موضوع گله مند هم بوده است و بنابراین وقتی روز یکشنبه طبق معمول خطبه های پیش از نماز جمعه من پخش شد آن بخش از صحبت های من حذف شده بود. امام(ره) در هر شرایطی حرمت روحانیت و مرجعیت را حفظ می کردند.> وی با ابراز تاسف از بیان اهانت نسبت به نهاد مقدس مرجعیت گفت: <اگر در زمان شاه با همان خباثت این حرف ها زده می شد تعجب آور نبود ولی اکنون که یک برادر مسلمان و محترمی در این حکومت این حرف ها را می زند حیرت آور است. آیا خود ما چنین ضربه ای را به روحانیت زدیم، چه اتفاقی افتاده است که اکنون برخی چنین به جایگاه مرجعیت گستاخی می کنند؟> وی بار دیگر با تاکید بر اهمیتی که امام(ره) برای مرجعیت قائل بودند گفت: < گاهی اوقات که مطالبی درباره برخی مسائل مطرح می شد امام (ره) می گفت، بروید به آیت الله گلپایگانی برای حل آن مساله مراجعه کنید. مقام معظم رهبری هم همواره حرمت مراجع تقلید را نگه داشته اند، حتی گاهی در مواردی به دیدار برخی از مراجع تقلید می روند از جمله اینکه ایشان به دیدار آیت الله بهجت می روند. ایشان اهمیت خاصی برای جایگاه مراجع قائل هستند و حتی نسبت به درخواست های آنها توجه می کنند مانند زمانی که یکی از مراجع خواستار توقف ساخت فیلمی با مضمون مذهبی شد که ایشان نیز با توجه به توصیه این مرجع دستور توقف ساخت فیلم را دادند.> وی گفت: <حتی در زمانی، از آیت الله العظمی گلپایگانی خواسته شده که کاری انجام دهد که ایشان احساس می کردند انجام آن مناسب با شان و جایگاه مرجعیت نیست و بنابراین ایشان تاکید می کند که مرجعیت دارای جایگاه عظیمی است که به من محول شده و بنابراین از من نخواهید کاری را انجام دهم که حرمت و جایگاه یک مرجع را به زیر سوال می برد. وی با اعتراض به سخنانی که در اهانت به جایگاه مرجعیت مطرح شده است، گفت: <در حالی که جایگاه روحانیت و مرجعیت از چنین شانی برخوردار است، برادر محترمی به مراجع می گوید که در حکومت دخالت نکنند و از مراجع می خواهد بگذارند که مسوولان کارهای خودشان را انجام دهند. اگر یک کلمه از این حرف ها را طیف های تندرو زده بودند، اکنون غوغایی به پا شده بود و همه زیر سوال می رفتیم به خاطر حرفی که یک نفر زده بود. ولی اکنون این حرف زده شده و هیچ غوغایی هم به پا نشده است البته من مخالف راه انداختن غوغا هستم ولی معتقدم هر کاری باید از راه منطق و تدبیر حل شود و بنابراین فکر می کنم که هرچه سریع تر باید این مساله رفع شود زیرا برای دولت اثر سوء دارد.> وی گفت: <حکومت ها و مسوولیت ها به سرعت سپری می شوند و تغییر و تحولاتی روی می دهد البته ان شاءالله جمهوری اسلامی تا زمان ظهور حضرت مهدی(عج)؛ ظهوری که ما زمان آن را نمی دانیم نه مانند اینکه عده ای هر روز و هر شب آن حضرت را می بینند و خبر از ظهور او می دهند، باقی بماند ولی ممکن است یک جریان سیاسی روزی به پیروزی برسد یا پیروز نشود ولی در هر صورت اصل روحانیت و مرجعیت نباید آسیب ببیند.>
دولت به فکر حل مشکلات مردم باشد
وی گفت: < زمانی صدام در عراق قصد داشت روحانیون را از بین ببرد. آیت الله محمدباقر صدر را به شهادت رساند، آیت الله العظمی حکیم را زندانی و حصر کرد و فرزندانش را به شهادت رساند و بسیاری دیگر از علما را ترور کرد و حتی عده ای در زندان ها به شهادت رسیدند ولی اکنون شاهد آن هستیم که مطرح ترین چهره ها در عراق مراجع و روحانیون و فرزندان آیت الله حکیم هستند و البته از صدام هم خبری نیست.> وی تاکید کرد: < در همین ایران خودمان زمانی رضاخان درصدد بود تا روحانیون را محدود کند و علمای بزرگی چون آیت الله مدرس به شهادت رسیدند. البته در همان دوران آیت الله العظمی سید حسین قمی را به عراق تبعید کرد. <وی تاکید کرد: <رضاخان رفت و دودمان او نیز از بین رفت ولی تا این کشور هست و تا زمانی که منافع ملی وجود دارد و تا زمانی که مردم هستند باید به دفاع از یک فکر و اندیشه بپردازیم و نباید جریان زمان دار مرجعیت را قربانی جریان سیاسی زودگذر کنیم. من همواره گفته ام که هر جریان سیاسی می آید و می رود ولی مراجع از سرمایه هایی هستند که نباید آنها را قربانی جریان سیاسی خاصی کنیم.> کروبی با دفاعی قاطع از جایگاه روحانیت گفت: <من بارها از جایگاه روحانیت دفاع کرده ام و همواره و در هر جایگاهی ارتباط مستحکم خود را با مراجع حفظ کرده ام و در سخنرانی ها و ملاقات ها نیز به دفاع از این نهاد پرداخته ام.> مهدی کروبی در پایان، دولت را مورد خطاب خود قرار داد و به مسوولان دولتی تذکراتی داد. وی گفت: <به مسوولانی که می گویند باید مراجع به کارهای خودشان بپردازند و بروند و درسشان را بخوانند می گویم مردم همواره به مراجع پناه می برند و مراجع نیز به عنوان قشری که با مردم در ارتباط هستند باید نه تنها درباره مسائل اعتقادی بلکه در حوزه های سیاست خارجی یا مسائل داخلی و مشکلات اقتصادی مردم تذکر دهند و مسئولان را راهنمایی کنند و من در همین جا از مسوولان می پرسم که آیا در شرایطی که گرانی شرایط طاقت فرسایی را برای مردم به وجود آورده است و زندگی برای مردم سخت شده است مراجع از این حق برخوردار نیستند که به مسئولان تذکر دهند.> وی تصریح کرد: <دولتی که مردم در آن عزای گوشت و مرغ و برنج دارند باید به جای آنکه به بیان اظهارنظرات ناپخته و ناسنجیده بپردازد در اندیشه حل مشکلات مردم باشد. هر دولتی می آید و می رود و به طور طبیعی هر دولتی مشکلاتی دارد ولی مشکلات در این دولت شرایط طاقت فرسایی را برای مردم به وجود آورده. در این دولت قیمت مرغ، برنج، ماست، پنیر، گوشت به بی سابقه ترین زمان خود رسیده است و قطعا عده ای هستند که توان استفاده از اینها را ندارند و محروم هستند. من پیشنهاد می کنم که دولت در این ماه مبارک رمضان به محرومان کمک کند و حسینه ها و هیات ها به مانند ماه محرم مراسم هایی را برگزار و به مردم افطاری دهند زیرا حتی برخی مردم توان خوردن گوشت و مرغ را هم ندارند هر چند که که این تنها می تواند مسکن موقتی برای مردم باشد و من معتقدم که هر موضوعی باید ریشه ای و اصولی حل شود.> کروبی خاطرنشان ساخت: < البته من می گویم که این دولت هم در حد توان خود کار کرده است ولی برنامه ریزی دقیق و کارشناسی نداشته و اکنون بخش عظیمی از مردم وضع خوبی ندارند و تنها بخش اندکی هستند که توان استفاده از امکانات را دارند. ما چون زندگی مرفه ای داریم از وضع کسانی که ندارند، باخبر نیستیم. بنابراین دولت باید به فکر حل مشکلات مردم باشد و با گشاده رویی و سعه صدر به نقدها و تذکرات مشفقانه و انتقادات سازنده همه مسوولان به ویژه مراجع و ائمه جماعت توجه کند، چرا که مردم از آنها انتظار دارند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات