تاریخ انتشار : ۱۲ دی ۱۳۸۷ - ۱۰:۴۸  ، 
کد خبر : ۶۳۹۷۶

ایران، ناجی انرژی اروپا


اروپا به شدت برای تامین نیاز‌های انرژی خود به روسیه وابسته شده است. حتی منابع نفتی دریای خزر نیز برای رسیدن به مرزهای اروپا باید از سرزمین‌هایی بگذرند که تحت کنترل و نفوذ روسیه قرار دارند. ‌
اروپا از روی سادگی برنامه ریزی‌های آینده خود برای تامین انرژی را بر پایه روسیه و منابع آن انجام داده است. البته این موضوع به این دلیل نیست که اروپا چاره دیگری ندارد. بلکه این اتحادیه هم برای ذخایر مطمئن نفت و گاز و هم برای خطوط انتقالی که از کشورهای تحت کنترل روسیه نگذرند، گزینه‌های دیگری نیز دارد.
کلید حل مشکل اروپا با روسیه، کسی نیست جز ایران. اما متاسفانه کشورهای اروپایی به صورت کورکورانه با پیروی از سیاست‌های آمریکا، امنیت و آینده انرژی خود را به خطر انداخته اند. راهی که اروپایی‌ها در پیش گرفته اند به‌طور حتم به بحران اقتصادی و سیاسی برای آن‌ها تبدیل خواهد شد. ‌
در سال 2007 اروپا 220 میلیارد مترمکعب گاز وارد کرده است که از این مقدار 165 میلیارد مترمکعب از طریق خطوط لوله و بقیه به صورت ‌‌LNG وارد شده است. جالب است بدانید از این رقم، 150 میلیارد مترمکعب گاز تنها از طریق روسیه و با خطوط لوله به اروپا صادر شده است و به این ترتیب اروپا برای تامین نیاز خود به گاز 68 درصد به روسیه وابسته است. ‌
پیش بینی می‌شود تا سال 2015 با افزایش بیشتر وابستگی اروپا به روسیه، کشورهای عضو این اتحادیه سالانه 300 میلیارد مترمکعب گاز طبیعی وارد کنند. ‌
وابستگی اروپا به روسیه فقط در حوزه گاز نیست و در بخش نفت نیز به همین منوال است. به طوری که خط لوله ‌‌Druzhba چیزی در حدود 40 درصد از صادرات نفت روسیه را با ظرفیتی بالغ بر روزانه 2 میلیون بشکه بر عهده دارد. از این رقم 5/1 میلیون بشکه وارد اروپا می‌شود. ‌
این یعنی روسیه 5/12 درصد از نیاز نفت 27 کشور عضو اروپا و به طور مستقیم 40 درصد از نفت مورد نیاز آلمان را تامین می‌کند.‌
اما روسیه با این مقدار از سهم نیز راضی به نظر نمی رسد و قصد دارد بر روی تمام خطوط لوله صادراتی گاز و نفت به اروپا کنترل داشته باشد و نمی خواهد هیچ کشور واسطه و ترانزیتی، برای آن ابراز وجود کند.‌
ولادیمیر پوتین رئیس جمهور قبلی روسیه و نخست وزیر فعلی این کشور، تمام ساختارهای انرژی کشور را تحت نظارت دولت در آورده و از آن‌ها به عنوان سلاحی پر نفوذ به خصوص علیه کشورهای اروپایی استفاده می‌کند. ‌
با این وجود 90 درصد گاز صادراتی روسیه به اروپای غربی از خاک اکراین می‌گذرد.‌
بنابراین روسیه توانایی چندانی برای دیکته کردن خواسته‌هایش به این کشور ندارد.زیرا در غیر این صورت اکراین می‌تواند ترانزیت گاز روسیه به اروپا را متوقف کند.‌
این در حالیست که روسیه می‌خواهد مشتریانش را به طور مستقیم و مستقل کنترل کند. ‌
روسیه (با نمایندگی گازپروم) سالهاست که تلاش می‌کند شرکت دولتی ‌‌Beltranshaz اکراین را که به مدیریت خطوط انتقال گاز درون این کشور می‌پردازد، خریداری کند. اما مسئولان این کشور به خصوص با حمایت آمریکا، از این فروش امتناع می‌ورزند. ‌
به همین دلیل روسیه اقدام به ساخت خط لوله ای کرد که با دور زدن لهستان و تمام کشورهای بالتیک و از زیر دریای بالتیک مستقیم به آلمان می‌رود. این خط لوله توسط یک کنسرسیوم (با سهم 51 درصدی گازپروم) با نام خط لوله شمال اروپا(‌‌NEGP) در حال ساخت بود که نام آن بعد از مدتی به ‌ ‌Nord Stream(جریان شمالی) تغییر یافته است. ‌
این مسیر شامل دو خط لوله است که هر کدام سالانه 5/27 میلیارد فوت مکعب گاز ظرفیت دارند و با هزینه‌ای‌‌بالغ بر 15 میلیارد یورو ساخته می‌شود. ‌
با توجه به هزینه بالای ساخت این خط لوله، قیمت گاز صادراتی نیز بیشتر می‌شود. البته روسیه معتقد است با حذف هزینه ترانزیتی که کشورهای مختلف می‌گیرند، قیمت گاز تغییر چندانی نمی یابد. ‌
قرار است این خط لوله تا سال 2010 - 2011 به بهره‌برداری برسد اما روسیه به این هم رضایت نمی دهد.
این کشور خواستار آن است که تمام خطوط لوله انتقال گاز و نفت دریای خزر به سمت اروپا نیز از این کشور بگذرند. ‌
در این مورد آمریکا، از آنجایی که افزایش نفوذ روسیه را بر خلاف منافع خود می‌دید به دلایل و روش‌های گوناگون به مخالفت با این اقدام روسیه پرداخته است که از آن جمله می‌توان به پروژه خط لوله باکو - تفلیس - جیحان اشاره داشت که نفت آذربایجان را از طریق گرجستان به ترکیه منتقل می‌کند. ظرفیت این خط لوله هم اکنون 1 تا 2/1 میلیون بشکه نفت در روز می‌باشد و قرار است به 8/1 میلیون بشکه در روز افزایش یابد. ‌
البته آمریکا شرکت‌های نفتی را مجبور کرد تا این خط لوله را از طریق گرجستان و نه ایران یا روسیه عبور دهند. زیرا هزینه ساخت این خط لوله در صورت عبور از ایران 40درصد کمتر بود.‌
دوم این که آمریکا سرمایه گذاری عظیمی بر روی میدان گازی شاه دنیز آذربایجان در دریای خزر کرده و قصد دارد آن را به کمک خط لوله ای موازی خط لوله باکو - جیحان صادر کند.‌
سوم آن که خط لوله، باکو - تفلیس - ارزروم سالانه 6میلیارد متر‌مکعب گاز به ترکیه و یونان صادر می‌کند که قرار است تا سالا 2012 به 18 میلیارد متر مکعب برسد.‌
در صورتی که روسیه بتواند خطوط لوله موجود در کشورهایی چون گرجستان، ارمنستان و آذربایجان را نیز تحت کنترل خود در آورد، آنگاه تمام سرمایه گذاری‌های آمریکا در منطقه به خطر می‌افتند. روسیه در تلاش است تا منابع انرژی دریای خزر را از طریق خطوط لوله خود به اروپا انتقال دهد و نگذارد خطوط لوله دیگری برای انتقال آن‌ها به این اتحادیه ساخته شود. ‌
در این میان اگر نگوییم حمله روسیه به گرجستان امنیت سرمایه‌گذاری‌های آمریکا در دریای خزر را به خطر انداخته حداقل می‌توان شاهد کاهش علاقه برای اجرای سایر پروژه‌های خطوط لوله‌ای که از خاک گرجستان می‌گذرند، بود. ‌
روسیه با این کار قدرت مطلق خود را در بازار انرژی افزایش داده است. ‌
اما چرا اروپا راه‌های دیگر را در پیش نگرفته است؟ و چرا آمریکا خطوط لوله انتقال را از کف دریای خزر و گرجستان کشید ؟ جواب ساده است. ‌
پیروی دولت آمریکا از سیاست‌های بی هدف تحریم اقتصادی ایران، سایر محاسبات و ملاحظات استراتژیک را از یاد دولتمردان این کشور برده است. این در حالیست که تحریم‌های آمریکا علیه ایران نیز موفق نبوده‌اند.‌
تنها نتیجه تحریم‌های آمریکا علیه ایران آن است که منابع انرژی این کشور توسعه نیافته اند و در عوض روسیه جای این کشور را برای صادرات انرژی به اروپا گرفته است. چیزی که به شدت به زیان تمام جهان است. ‌
به نظر می‌رسد اروپا نیازی به بررسی توجیه اقتصادی خرید گاز از ایران و یا قطر توسط موسساتی چون ‌‌Bechtel نداشته باشد چه این که برای فرار از وابستگی کامل به روسیه، ایران دارای بهترین جغرافیا برای صادرات گاز به اتحادیه اروپا است. ‌
ایران خود به تنهایی سرمایه لازم برای توسعه میدان‌های نفتی و گازی خود را با سرعت بالا ندارد و از سوی دیگر به دلیل تحریم‌های آمریکا، در جذب سرمایه گذاران خارجی نیز چندان موفق نبوده است. ‌
این فاکتورهای توانایی ایران برای رقابت با روسیه در بازارهای جهانی را کاهش داده‌اند.‌
اروپا هم اکنون به برده انرژی روسیه تبدیل شده است و هیچ راهی به جز حرکت به سوی ایران ندارد.‌
اولین نشانه از درک این موضوع در اسفند ماه سال 1386 بود که سوئیس قراردادی 42 میلیارد دلاری برای خرید گاز به مدت 25 سال با ایران به امضا رساند. ‌
قرار است بر اساس این قرارداد از سال 2010 به بعد ایران هر سال 5/5 میلیارد متر مکعب گاز به اروپا و از طریق یک خط لوله در حال ساخت صادر کند.هر چند این رقم، در مقابل حجم عظیم صادرات گاز روسیه به اروپا بسیار ناچیز است اما برای خود نقطه آغازی است. ‌
نیاز هند به گاز ایران نیز خود مسئله فوری دیگری است. هنوز هم آمریکا به فشارهای خود بر هند برای عدم ساخت این خط لوله ادامه می‌دهد. ‌
در هر صورت باید گفت اروپا تا کنون به صورت کورکورانه از فشار‌های آمریکا علیه ایران پیروی کرده است و تنها خود این اتحادیه نیز تاوان آن را خواهد پرداخت. ‌
اروپا یکی از اولین درس‌های اقتصادهای بزرگ یعنی ایجاد رقابت بین تامین کنندگان را فراموش کرده است.‌
اما آمریکا نیز باید یاد بگیرد که چه زمانی سیاست‌های خود را تغییر دهد. ‌
ایران سلاح هسته ای ندارد و از راه حل‌های مسالمت آمیز برای حل مشکلات خود با غرب نیز استقبال می‌کند. با این وجود هرگز غنی سازی را رها نخواهد ساخت.‌
اما برای حل مشکل غرب با ایران نیز راه حل وجود دارد. در صورتی که غرب حق ایران برای استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای را بپذیرد، ایران نیز درب‌های تاسیسات خود را برای بازرسی‌ها می‌گشاید و به این ترتیب غرب می‌تواند از عدم حرکت ایران به سمت تسلیحات هسته ای اطمینان یابد.‌
در نهایت باید گفت، زمان برای اروپا به سرعت می‌گذرد. آن‌ها اگر می‌خواهند به مونوپلی روسیه در بازار انرژی پایان دهند باید هر چه سریعتر به سمت ایران روی بیاورند.‌
دیگر زمان اطلاق منابع قابل اطمینان انرژی به آن‌هایی که از گرجستان می‌گذرند و آن‌هایی که از روسیه سرچشمه می‌گیرند به پایان رسیده است. ‌

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات