تاریخ انتشار : ۱۵ دی ۱۳۸۷ - ۱۰:۴۵  ، 
کد خبر : ۶۳۹۹۸
گزارش خبرى - تحلیلى «جوان» از شکاف‌هاى انتخاباتى دوم خردادى‌ها

اصلاح‌طلبان در ورطه سیگنال‌ها


فریدون حاجی‌پور
در شرایطى که قریب ۹ ماه به دهمین دوره انتخابات ریاست جمهورى فرصت باقى مانده،گروه هاى دوم خردادى با ارسال سیگنال هاى مختلف ،تست گیرى از فضاى درون و برون جبهه اى خود را آغاز کرده اند. این سیگنال زدن ها که بى شک براى خلق فضا جهت اتخاذ سناریوهاى انتخاباتى است ازیک سو براى برخى گروه هاى اصلاح طلب نقش تکنیک افزایش اعتبار را ایفاء کرده و براى برخى دیگردر چارچوب آشفتگى و تزلزل روحیه رقیب درون جبهه اى دنبال مى شود. وجود این شرایط در اردوگاه اصلاح طلبان در آستانه انتخاباتى دیگر، بى تردید بیانگر یک نوع بحران اجماع مى باشد که آن را مى توان در سه سطح و لایه رصد کرد:
۱- از کف رفتن قوه خلاقه بعد از آغاز دوره نزول
۲- شکل گیرى پاسخ وعکس العمل مبتنى بر عقب نشینى و خوددارى از همکارى و اتحاد
۳- فقدان وحدت اجتماعى در مجموع پیکر جامعه خودکه نتیجه دو اثر فوق است.
با توجه به بحران یاد شده، به لحاظ ریخت شناسى گروههاى سیاسى متشکل در جبهه دوم خرداد باید گفت که سه محور در درون این جبهه فعالیت خود رابراى انتخابات ریاست جمهورى آغاز کرده اند:
الف- سازمان مجاهدین،حزب مشارکت و مجمع روحانیون مبارز:
این سه گروه برکاندیداتورى سید محمد خاتمى در انتخابات تاکید داشته و معتقدند خاتمى از امکان راى آورى بالایى نسبت به سایرکاندیدا هاى احتمالى اصلاح طلبان برخوردار است. همچنین برخى از اخبار به دست آمده حکایت ازآن دارد که گروه هاى فوق مدیریت رفتارى سید محمد خاتمى را نیز به دست گرفته و حتى براى کاندیداتورى وى نیز دو شرط عمده قائل شده اند. اول این که وى در صورت منع حضور در انتخابات آن را رسما اعلام کرده و به جامعه انرژى روانى جهت دارى تزریق کند و دوم اینکه در صورت رد صلاحیت و تائید صلاحیت دو باره رسما کنار بکشد. انتشار غیر رسمى این خبر به اضافه برخى پیشنهادات سازمان مجاهدین انقلاب مبنى بر کاندیداتورى عبدالله نورى شائبه شکل گیرى جریانى در انتخابات را تقویت مى کند که هدف آن نه تنها به حضور در انتخابات خلاصه نشده بلکه درگیرى،موج آفرینى و ایجاد چالش براى ارکان نظام را محتمل مى سازد. ایجادآثار استهلاکى عمیق شاید عمده ترین هدف برخى از این گروهها باشد که نمونه آن در جریان سال هاى حاکمیت دوم خردادى ها به کرات دیده و تجربه شده است.
از دیگر سو مطلوب بودن گزینه خاتمى براى برخى گروهها مثل نهضت آزادى وضعیت جالبى از وى در میان گروههاى مذهبى و طبقات پائین جامعه ترسیم نمى نماید. دراین میان به نظرمى رسد درایت خاتمى نسبت به سابقه این بخش از حامیان خود تردید هاى جدى وى را براى حضور درانتخابات پررنگ ساخته و وى را در وضعیتى همچون هاشمى رفسنجانى قرار دهد که حضور و عدم حضور خود در انتخابات را در فضاى تردید تجربه کند.
ب- حزب اعتماد ملى:
اعضاى شوراى مرکزى این حزب به نظر مى رسد با توجه به یک تجربه تاریخى که در دوره گذشته سازمان مجاهدین انقلاب و مشارکت بدون اجماع مصطفى معین را به عنوان کاندیداى خود اعلام کردند، در یک شکل پیش دستانه مهدى کروبى را کاندیداى حزب اعلام کردند. نکته قابل توجه اینکه این حزب با زیرکى خاصى در ابتدا کروبى را به عنوان کاندیداى حزب معرفى کرده و ضمن ارسال سیگنال و فراهم آوردن میز مذاکره با سایر گروههاى اصلاح طلب تصمیم نهایى را به شخص کروبى محول ساخت. به نظر مى رسد باتوجه به برخى از اخبارمبنى بر تلاش کروبى براى افشاى برنامه برخى ازافراط پیشگان اصلاح طلب که انتخابات ریاست جمهورى را نقطه آغازفعالیت خود تعریف کرده اند ،به نظر مى رسدامکان اجماع و ایجاد نقطه مشترک میان محور دیگر یعنى سازمان مجاهدین و مشارکت با حزب اعتماد ملى به نقطه صفر نزدیک شده و اصلاح طلبان نه امیدوارانه که آرزومندانه اجماع را فریاد زنند. ازدیگر سو با توجه به عملکرد هشت ساله اصلاح طلبان در مجلش ششم و دولت هاى هفتم و هشتم مى توان گفت که داستان کروبى و حزبش روایتى است از تلاش براى تغییرگرانیگاه اصلاحات. بى تردید تلاش هاى دو سوى محور کنونى اصلاح طلبان، براى به دست گیرى گرانیگاه زمانى خود را ظهور و بروز مى دهد که سید محمد خاتمى این روزها سفرهاى استانى و تبلیغاتى خود را سخت افزایش داده و به دنبال تقویت روحیه نیروهاى استانى است که پس از انتخابات سال ۸۴ مهدى کروبى با تشکیل حزب اعتماد ملى آنان را تحت لواى ایجاد یک ضربه گیر به دور خود گرد آورده است. مهدى کروبى نیزگرچه با تشکیل حزب اعتماد ملى از بخش سنتى جناح چپ (به دلیل حمایت نکردن مجمع روحانیون مبارزو سازمان مجاهدین انقلاب از وى در انتخابات) فاصله گرفته است ولیکن مرام و نظام اندیشگى وى آنچنان است که وى با بخش هاى تکنوکرات جناح چپ و گروههاى دوم خرداى به دلایل مختلفى زاویه دارد. به تعبیر دیگر مهدى کروبى به دلیل تجربه دوران ریاست جمهورى خاتمى بویژه مجلس ششم به صرافت دریافته است که گروههایى همچون سازمان مجاهدین انقلاب و حزب مشارکت همچنان تاثیرگذارى خود را برروى محور دیگردر جبهه دوم خرداد براى خود حفظ کرده اند. مهدى کروبى بى شک براى محور ساختن خود در جبهه اصلاحات چند دلیل دیگر نیز دارد: الف- استعداد رادیکالیسم در بخش چپ هاى تکنوکرات
ب- خصلت طردسازى و انحصارطلبى این جریان
ج- تلاش جریان مزبور جهت تشکیل یک جبهه فراگیر دمکراسى خواهى و افزایش شعاع دایره اصلاح طلبى با دامنه سوسیال دمکرات تا لیبرال دمکرات
د- حرکت و بازى طیف مزبور با نتیجه حاصل جمع جبرى صفر وغیره.
ج- حزب کارگزاران سازندگى:
این حزب بى تردید نسبت به سایر گروههاى دوم خردادى به دلیل تفکرات و اقتضائات پراگماتیستى همواره نقشى پیچیده تر را ایفا مى کرده است.
بنا براخبار به دست آمده کارگزاران همچون دوره هاى گذشته باراست و چپ ساختن خود و به تعبیرى ایفاى نقش دست راستى و دست چپى سعى در معرفى کاندیداى مستقل به تفکیک گفته شده و بر محور،چهره هایى همچون ولایتى ،روحانى و نجفى دارد. همچنین این گروه ها علاوه بر این استراتژى کلى در جریان حرکت موجود در جریان اصلاحات با سیگنال زدن هاى مختلف بین گزینه خاتمى و کروبى منتظرعملى شدن اصل مساعد مى گردد تا بین دو محور اصلى یعنى معرفى کاندیداى مستقل و انتخاب از میان کروبى وخاتمى نقش خود را ایفا کرده و در نهایت به سهم خود نزدیک تر شود. بى شک استعداد تطابق محیطى این حزب باعث شده است که کارگزاران همچنان بازى سیگنال ها را تا رسیدن به وضعیت مطلوب خود ادامه دهد. در مجموع با توجه به موارد گفته شده به نظر مى رسد جریان اجماع در میان اصلاح طلبان با دشوارى هاى فراوانى روبرو بوده و حضورسید محمد خاتمى برخلاف مهدى کروبى در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهورى تجزیه در این جبهه را به تعجیل نزدیک تر سازد. از دیگر سو با توجه به مرام و نظام اندیشگى خاتمى باید گفت حاضر نخواهد بود با توجه به خواسته بخشى از گروههاى اصلاح طلب توان وانرژى خود را وارد فضایى نماید که سازگا ر با خواست ملت نباشد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات