روند آزادسازی عراق، باعث ایجاد پیوندهای جدید فرهنگی، اقتصادی و سیاسی بین جامعه شیعیان خاورمیانه شده است. اکنون مسلم است خاورمیانهای که از بوته آزمایش سخت عراق بیرون میآید، ممکن است از دید غربیها چندان دموکراتیک نباشد، ولی به طور قطع، بسیار شیعیتر خواهد بود، چرا که به قدرت رسیدن شیعیان عراق، باعث امیدواری شیعیان خاورمیانه و منطقه شده است. با پیروزی احزاب معارض بحرین در انتخابات این کشور بار دیگر نظریه تئوریپردازان در زمینه احتمال تسلط احزاب اسلامگرا خصوصا احزاب شیعی در کشورهای با اکثریت شیعه بر نظامهای حاکم بر کشورهای عربی خاورمیانه تقویت شد و به این ترتیب ما باید شاهد تحولات جدید سیاسی یا اصلاحات ریشهای در نظامهای سیاسی عربی باشیم.
پیروزی اسلامگرایان اصلاحطلب در مصر موجی از درگیریها و اتهامات دولت به احزاب معارض و در راس آن حزب اخوانالمسلمین را به دنبال داشت اما این مطلب نه تنها منجر به سختتر شدن عزم و اراده احزاب اسلامی برای انجام اصلاحات سیاسی در ساختارهای نظامشان شد بلکه موقعیت این احزاب نیز در میان مردم تثبیت شد و گروههای داوطلب بیشتری به جریان اصلاحات سیاسی در نظامهای عربی منطقه پیوستند. پس از مصر انتخابات فلسطین این واقعیت را بیشتر برای جهان تبیین کرد. روند بیداری اسلامی در خاورمیانه و خصوصا قدرت گرفتن شیعیان در راستای منافع بلندمدت آمریکا نیست.
کاخ سفید در چارچوب سیاست تثبیت هژمونی منطقهای خود به دنبال سرکوب هستههای مقاومت و جریانهای اصیل بیداری اسلامی بود، اما نتایج انتخابات در عراق، مصر، فلسطین، لبنان و حتی ایران و اکنون در بحرین شکست این ایده را اعلام کرد. بیداری اسلامی، باعث ایجاد بحران مشروعیت سیاسی در پایگاههای قدرت آمریکا در منطقه میشود. حاکمان وابسته به غرب امروز خود را با موج بازیابی هویت اسلامی مواجه میبینند و با تمامی تلاش ناقص خود برای کنترل آنها ناچار به عقبنشینی و تغییر در شیوه حکومتداری خود هستند که خود از آن به عنوان اصلاحات یاد میکنند. واقعیت این است که شرایط خاورمیانه با بیست سال پیش متفاوت است و از اینرو راهکارهای سنتی و مرسوم برای حل مسایل این منطقه کارآیی خود را از دست دادهاند.
اگرچه 90 درصد از جمعیت مسلمانان جهان اسلام، اهل سنت و تنها 10 درصد از آنان از شیعیان هستند، ولی باید توجه داشت که ترکیب جمعیتی شیعیان در خاورمیانه به همین میزان نیست. لذا، در منطقه با توجه به اینکه سه کشور ایران، بحرین و عراق که دارای اکثریت شیعه هستند و همچنین اقلیت قابل توجه شیعیان در دیگر کشورها به خصوص در عربستان که در مناطق نفتخیز آن کشور حضور دارند، باید جایگاه و نقش خاص و مهمتری برای شیعیان قائل بود. بنابر آمار، بیش از یک میلیارد و 453 میلیون نفر مسلمان در کشورهای مسلمان سکونت دارند که از این میان، بیش از 206 میلیون تن آنان، شیعه هستند. پنج کشوری که بیشترین تعداد جمعیت شیعه را در خود جای دادهاند، به ترتیب ایران، پاکستان، هند، عراق و ترکیه هستند و همچنین ایران، آذربایجان، بحرین و عراق به ترتیب، با 90، 80، 70 و 65 درصد دارای اکثریت قاطع شیعه هستند.
هماکنون در دو کشور ایران و عراق، قدرت در دست شیعیان است و در بحرین و لبنان نیز که تاکنون شیعیان از قدرت به دور نگه داشته شده بودند، با تحولات دموکراتیک که در جریان است، شیعیان در حال قدرت گرفتن هستند و خصوصا در لبنان به قدرت قابل توجهی دست یافتهاند. در مجموع حدود 50 درصد شیعیان در هلالی از لبنان تا پاکستان پراکنده هستند که بسیاری از آنان طی سالها به وسیله قدرتها به حاشیه رانده شدهاند و هماکنون ادعای داشتن حقوق و نفوذ سیاسی بیشتری دارند.
رویدادهای اخیر عراق باعث تحرک شیعیان عربستان سعودی نیز شده است به طوری که حضور در انتخابات داخلی سال 2005 در مناطق شیعهنشین، دو برابر دیگر مناطق بود. واقعیت مهم و درخور توجه این است که شعار "یک مرد، یک رای" که حضور و موفقیت شیعیان را در عراق تضمین کرد، در دیگر مناطق نیز طنینانداز شد. براساس همین شعار شیعیان لبنان این فرمول را اجرا کردند و شیعیان بحرین نیز در رایگیری مجلس این کشور حضور گستردهای را از خود به نمایش گذاشتند. بر همین اساس جمعیت وفاق ملی اسلامی به ریاست شیخعلی سلمان بزرگترین حزب شیعه بحرین که با 17 نامزد در انتخابات پارلمانی و 24 نامزد در انتخابات شهرداریها در عرصه رسمی سیاسی این کشور حضور پیدا کرد توانست با انتخاب مردم 16 نامزد خود را به پارلمان جدید این کشور بفرستد.
در حال حاضر قدرت در بحرین در اختیار خانواده پادشاه حمد بنعیسی آلخلیفه و عموی وی خلیفه بنسلمان آلخلیفه، نخستوزیر بحرین، است. البته باید به این واقعیت توجه داشت که حتی با راهیابی قاطع شیعیان به مجلس بحرین نیز دامنه اختیارات آنها بسیار محدود خواهد بود. مجمع ملی که چهل عضو دارد و اعضای آن را پادشاه حمد تعیین میکند باید تمامی قوانین به تصویب رسیده را تایید کند. مخالفان دولت بر این باورند که ساختار سیاسی بحرین به گونهای تنظیم شده است که مصلحت اهل تسنن را در هر شرایطی حفظ میکند.
هر چند انگیزه و اهداف جنبشهای شیعی بحرین به مرور زمان متفاوت بوده است اما استبداد داخلی همواره عاملی مهم در ایجاد ناآرامیها و قیامهای مردمی بوده است. مردم بحرین برای کسب حقوق و آزادیهای سیاسی خود از یک طرف و از طرف دیگر برای حفظ و استمرار ارزشهای اسلامی تلاشهای زیادی را انجام دادهاند. پس از پیروزی انقلاب اسلامی این جنبشها داعیه اسلامی خود را قویتر کردند و برای سرنگونی حکومت آلخلیفه و برقراری یک حکومت اسلامی به شیوههای متفاوت و حتی خشونتبار متوسل شدند. طی سالهای اخیر تحتتاثیر تحولات بینالمللی و منطقهای این جنبشها شیوههای مسالمتآمیز و دموکراتیک را پیشه خود ساختهاند و تا حد زیادی تعدیل یافتهاند.
گرایش این جنبشها به سوی شیوهها و روشهای مسالمتآمیز باعث شد تا روند ناآرامیهای داخلی بحرین جریانی دیگر به خود بگیرد و به خصوص با مرگ امیر عیسی و به حکومت رسیدن فرزند وی شیخ حمد و نرمشهای وی در مقابل مخالفین و دعوت از مردم برای مشارکت در امور کشور خویش و تاکید بر این امر که کشور بحرین متعلق به تمامی مردم بحرین است و برخی عوامل داخلی و خارجی دیگر منجر به آرام شدن اوضاع در این کشور شده است. شیعیان بحرینی، 80 درصد جمعیت این کشور را تشکیل میدهند، با این حال اداره امور کشور و همه پستهای مهم و حساس دولتی در اختیار اقلیت سنی حاکم است. دولت بحرین که با اتکا به اقلیت 20 درصدی اهل سنت این کشور، حقوق اکثریت را تضییع و آنان را از هرگونه حقی محروم کرده است، برای تشدید فشار علیه شیعیان، بارها دولت ایران را به دخالت در این کشور متهم کرده و روحانیون و عناصر فعال شیعی را با این اتهام بیاساس، تحت فشار و پیگیرد قرار میدهد.