تاریخ انتشار : ۱۶ آذر ۱۳۸۷ - ۱۲:۱۴  ، 
کد خبر : ۶۴۰۴۹

سوغات فرنگ!


 نویسنده: علیرضا باوندیان
می گویند "تنهایی" از دردهای سترگ انسان است که همیشه برای او طعمی تلخ داشته است. گفته اندکه انسان با انسان خوش است و در همان دمی که پیرامونش از انسان عاری و خالی می گردد حالات و سکناتی برای او رقم می خورد که گاه خودش نیز از چنین کردارها و گفتارهای غریب درعجب می شود و شگفت زده می گردد.انسان همیشه برحسب فرمان فطرت خود از تنهایی می گریخته و از تنها ماندن وحشت داشته است. مثنوی معنوی مولوی که خود بحری بی کرانه از تموج معنی است با شکوه از جدایی آغاز می شود:

بشنو از نی چون حکایت می کند

وز جدایی ها شکایت می کند

"حسان چایچیان" شاعر معاصر، در شعری لطیف به مضمون تنهایی وجدایی می پردازد:

شبی دیدم کنار بوستانی

فتاده یک نی از دست شبانی

نشستم با تانی در کنارش

گرفتم از رخش گرد و غبارش

نهادم برلبش لبهای لرزان

دمیدم بر درونش آه سوزان

ز سوز آه من نی ناله ها کرد

به صحرا شور و غوغایی بپا کرد

بنال ای نی که بس آزرده ام من

که ردپای او گم کرده ام من

در آن هنگام که خداوند بر حضرت آدم احسان کرد و باغ زندگی او را به وجود "حوا" معنا بخشید، غم تنهایی را از او زایل ساخت. از آن زمان به بعد که عالم را بقایی و آدم را امیدی به حرکت آورد، خیمه زندگی بشر بپا شد. در حالی که نیمی از آن را "زن‏" استوار کرده بود، موجودی که بدون او، برای نظام آفرینش، آغاز و انجامی تصور نمی‏شود. یکی از دلایلی هم که شاعران به مضمون زن با این همه لطافت بیان پرداخته اند همانا اهمیت این وجود ارزنده در خروج مرد از ظلمات تنهایی است:

هان مبربَدنام زن را ای کثیف

چیست زن جز مظهر اسم لطیف

زن ملایک را تداعی می کند

زن بشر را اجتماعی می کند

بر همین اساس، در آیین حیات‏بخش اسلام برای «زن‏» شخصیتی فوق‏العاده و منزلتی والا مقرر شده است و از او به عنوان موجودی یاد شده که باید مورد تکریم و مشمول مهر و محبت کافی قرار گیرد. به گونه‏ای که در قرآن کریم سوره‏ای ‏به نام " نساء" است که مشتمل بر 176 آیه می باشد. علاوه بر این در اسلام برای تمامی جوانب زندگی فردی و اجتماعی، خانوادگی و زناشویی و حقوق زن، قوانین عادلانه‏ای وضع شده است. و از زنان شایسته آن چنان یاد می‏کند که گویی هیچ فرشته‏ای نمی‏تواند به بلندای مقام او نایل آید. خداوند برای آن که این ریحانه آفرینش درامنیت وآسایش به سر ببرد حکم "حجاب" را مقرر کرد. حجاب قانونی است که نه برای محدود کردن استعدادهای زنان، بلکه برای محدود کردن خطرهایی که استعدادها و موجودیت زن را تهدید می‏کند، وضع شد.

دیدگاه اسلام به اجتماع و مسائل آن، کاملا حکیمانه است. اسلام می‏خواهدحکمت و عزت و مصلحت همواره در همه ابعاد جامعه دین محور، محقَق باشد؛ جامعه‏ای آن چنان پاک که در آن اثری از فساد و انحراف وجود نداشته باشد.

از جمله عوامل اساسی که پاکیزگی اجتماع و سلامت اخلاقی را ضمانت می‏کند، حکم حجاب است. با وجود حجاب، زنان از بی عفتی و عشوه‏گری و انحراف باز داشته می‏شوند و صیانت‏ خانواده حفظ و از سقوط آن جلوگیری می‏گردد.

"حجاب‏" ایمنی بخشنده و نگهبان جامعه است زیرا "بی‏حجابی‏" همچون "وبا"یی است که در صورت گسترش آن در میان توده مردم، بسیار زود همه را آلوده و بیمار می‏کند. اسلام با دوراندیشی کامل، پیروان خود را به حجاب وبه ترک خودنمایی امر می‏کند تا پیش از وقوع حوادث خانمان برانداز و شیوع فساد، ریشه‏های آن خشک گردد و امکان رشد فساد اجتماعی بوجود نیاید. بدیهی است که رژیم های مستبد و ضد خدا، همواره از این حکم ارزشمند فردی و اجتماعی درب یم و هراس بوده و هستند و پیوسته به گونه های مختلف می کوشند تا در سایه بی بندوباری و بی حجابی به مطامع شیطانی خود برسند. بی حجابی، غفلت زاست و غفلت و بی خبری همواره مردم را از توغل و تدبر در کنه حوادث باز می دارد و سرخوشی های کاذبی را برای ایشان رقم می زند. هراس دشمنان دین و مردم از حجاب که خود مهمترین سازوکار تحقق عفاف و آن نیز پدیدآورنده آگاهی و اندیشه است، تابه آنجاست که در گفتار و کردار، آن را بی محابا بر زبان جاری می سازند و به انحاء شیوه ها و شگردهای مختلف در جلوگیری از این حکم مسلم الهی تلاش می کنند.

اسداللّه اعلم وزیر دربار شاه معدوم در قسمتی از خاطزات خود (سه شنبه 17 اردیبهشت ماه 1350) می نویسد:

"در شرفیابى، شاه از من به خاطر سخنرانى دیروزم در دانشگاه پهلوى شیراز تمجید کرد؛ به او گفتم که چه استقبال گرمى از من به عمل آمده بود: 300 دانشجو در استادیوم ورزشى (دانشگاه) اجتماع کرده بودند، البته از دیدن این همه دختر با چادر وحشت کردم. در زمان خودم در مقام ریاست دانشگاه، چادر کم و بیش منسوخ شده بود. هر دخترى که مى خواست آن را بر سر کند تحقیر مى شد. لیکن در کنفرانس دیروز سى نفرشان بودند، مناسب ندیدم که در آن لحظه اظهار نظرى بکنم. ضمنا به من اطلاع داده شد که بعضى از این دختران از دست دادن با فرهنگ مهر، رئیس جدید دانشگاه، خوددارى کرده اند، و مدّعى بودند که اسلام هر نوع تماس جسمانى را با جنس مخالف خارج از چارچوب ازدواج ممنوع کرده است. شاه خیلى اوقاتش تلخ شد."

امروز هم در اروپا و آمریکا که سرانش آن را مهد تمدن و فرهنگ می نامند و آزادی را شعار و پیشه اصلی خود برمی شمارند هراس از حجاب، لحظه ای ایشان را رها نمی کند.

به گزارش پایگاه اینترنتی اسلام‌آن‌لاین، وکلای وزارت آموزش و پروش نروژ به شورای شهر اسلو، پایتخت نروژ، اعلام کردند که براساس قانون نروژ آنان اجازه خواهند داشت که حجاب را ممنوع کنند.

براساس گزارشی از رویترز، اسلو در نظر دارد تا معلمان مسلمان محجبه را از پوشیدن روسری، نقاب و یا هرگونه پوششی که حجاب محسوب شود منع کنند، زیرا به ادعای آنان چنین پوششی مانع برقراری ارتباط مستقیم و مناسب میان دانش‌آموز و معلم می‌شود.

"توئرجر اودگارد"، رییس اداره آموزش و پرورش اسلو گفت: ما پس از پایان فصل تابستان و در ماه آگوست رسما حجاب را ممنوع خواهیم کرد.

در پی انتشار خبر تصویب قانون ممنوعیت حجاب در نروژ، مسلمانان این کشور به شدت خشمگین شدند و اعتراض خود را به صورت تظاهرات، مراجعه به مراجع قانونی و غیره ابراز داشتند. اکثر مسلمانان اسلو را پاکستانی‌ها و سومالیایی‌ها تشکیل می‌دهند.

رهبران اسلامی مسلمانان نروژ نیز در بیانات اخیر این اقدام را به شدت محکوم کرده و آن را نقض حق مسلم زنان و تجاوز به حریم آزادی‌های فردی دانسته‌اند.

در فرانسه نیز از سال 2004 تاکنون براساس قانونی جدید تمامی معلمان و دانش‌آموز مسلمان ملزم شدند که بدون حجاب در محیط مدرسه حضور یابند، در غیر این صورت باید برای همیشه مدرسه را ترک کنند. در این کشور، مسلمانان، 8 درصد از کل جمعیت را در اختیاردارند.

همچنین در کشور آلمان با 5 میلیون نفر مسلمان، 8 ایالت، حجاب را برای معلمان مسلمان مدارس دولتی ممنوع کرده‌اند، که برلین هم از این جمله است.

دسامبر گذشته پارلمان هلند نیز رای به ممنوعیت استفاده از "برقع" دادند. استفاده از "برقع" اخیرا نیز در شهر ماسیک بلژیک، ممنوع شده است.

بى حجابى لجام گسیخته در این کشورها هرروزه نه تنها جامعه ایشان را نجات نداده است بلکه هرروز که می گذردبلاهای مختلفی را ارزانی می دارد. این کوردلان نابخرد به چشم می بینند که بی حجابی تا چه حدبنیان روابط سالم اجتماعی را از بن برمی دارد و خانواده ها را متلاشی می کند اما به خاطر عمق عنادی که با دین و دین خواهی دارند هرگز حاضربه گردن نهادن و پذیرش این عامل مهم صیانت اجتماعی و اعتقادی نیستند؛ زیرا:

 

" خَتَمَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عظِیمٌ"

(خداوند بر دلهاى آنان و بر شنوایى ایشان مهر نهاده و بر دیدگانشان پرده‏اى است و آنان را عذابى دردناک است.)

آنچه ایشان نام تدبیربرآن نهاده اند و به گمان باطلشان مبارزه با توهم و خرافات است در اصل نیرنگی است که بر خدا و مومنان می زنند:

"یُخَادِعُونَ اللّهَ وَالَّذِینَ آمَنُوا وَمَا یَخْدَعُونَ إِلاَّ أَنفُسَهُم وَمَا یَشْعُرُونَ"

(با خدا و مؤمنان نیرنگ مى‏بازند ولى جز بر خویشتن نیرنگ نمى‏زنند و نمى‏فهمند)

در جهان ِمرده شان آرام نیست

کین علف جزلایق اَنعام نیست

هر که را گلشن بودبزم و وطن

کی خورد او باده اندر گولخن

جای روح پاک علیین بود

کِرم باشدکِش وطن سرگین بود

بهر مخمور خدا جام طَهور

بهر این مرغان کور این آب شور

بی حجابی برای غرب فکری جدامانده از آیین های آینه پرورالهی، سوغات های ناروایی را به ارمغان آورده است:

سقط جنین (کورتاژ) و قطعه قطعه کردن آن با آلات گوناگون یکى از مفاسد بى حجابى یا بدحجابى مى باشد. روشن است که زن بى حجاب یا بدحجاب، بسیارى از اوقات تحت فشار جوانان بى پروا قرار می گیرد و طعمه دست آنها مى گردد و او را مورد تجاوز قرار داده و شرافت و احترام او را از بین مى برند. در نتیجه زن از راه نامشروع باردار مى شود و براى اینکه راز آن عمل زشت و پلیدش فاش نشود ناچار مى گردد جنین را سقط کند. آمار کورتاژ، در کشورهاى غربى روز به روز درحال افزایش است:

در لندن آمار سقط جنین از سال 1969 تا سال 1970 از 50 هزار به 83 هزار رسیده و در سال 1971 آمار مزبور به 200 هزار افزایش یافته است. این نسبت در فرانسه به طرز سرسام آوری افزایش یافته به طورى که در هر 200 نوزاد، 46 تا 143 مورد آن سقط شده است. به گزارش مطبوعات شوروی از جمله پراودا در گذشته در اتحاد جماهیرشوروى سابق در هر سال شش میلیون سقط جنین وجود داشت.

یکى دیگر از مفاسد بى حجابى، فساد اخلاقی جوانان و گرایش ایشان به انحراف جنسى مى باشد. در گزارشى آمده است که در آمریکا تعداد بیمارستانهایى که اختصاص به امراض جنسى دارد به 650 بیمارستان مى رسد.

در کشورهایى که قانون حجاب رعایت نمى شود، افزایش روزافزون بیماریهاى روانى هم بخوبى مشهود است.

پرفسور "سیمورهالک" مدیر قسمت روانى دانشگاه "ویسکونیسن" مى گوید:

"فقط در این دانشگاه سالانه بیش از 800 دانشجو به کلینیک بیماریهاى روانى مراجعه مى کنند. نه تنها من و همکارانم بلکه اکثر روان شناسان دانشگاه هاى آمریکا از وضع روحى نسل جدید آمریکا دچار وحشت شده اند.

جالب توجه این که گاهی برخی از اندیشمندان جوامع غربی بر فساد دامن گیر جوامع خود به نوعی مهرتایید می زنند اما هم گستره و هم عمق فساد چندان زیاد است که گویا جز اعتراف تلخ به این همه فجایع کاری از دستشان برنمی آید:

"توماس اکمبس" مى گوید: لذت هاى جسمانى در اوّل کار به ما لبخند مى زند ولى عاقبت نیش زهر آلود خود را در روح ما فرو برده و هلاکمان مى کند.

آمار وحشتناک خودکشى ها در غرب نیز نشان دهنده میزان اختلالات روانى موجود در غرب مى باشد:

بنابر نوشته "دیل کارنگى" روان شناس مشهور آمریکایى در آلمان سالانه ده هزار نفر خودکشى می کنند. البته این رقم جدا از 13000 نفرى هستند که نجات یافته اند. در فرانسه نیز سالانه 35 هزار نفر دست به خودکشى مى زنند.

طبق آمار یونسکو در هر دقیقه یک نفر در آمریکا در صدد خودکشى برمى آید.

بنابراین به نمایش گذاشتن اندام یا زیورهاى خویش در زنان نه تنها علامت یک بیمارى روانى محسوب مى گردد بلکه بیمارى زا نیز بوده و امراض روانى، در دیگران ایجاد خواهد نمود.

بعضى از کوته فکران خیال مى کنند که اگر فرهنگ برهنگى رواج پیدا کند کم کم بصورت عادى در مى آید و دیگر افراد تحریک نمى شوند. از نظر جنسى شاید چنین باشد ولى عطش روحى با افزایش مناظر تحریک آمیز نه تنها کاهش نمى یابد، بلکه به طور مدام افزایش خواهد یافت. اگر چنین بود، در غرب آزادانه تجاوزات جنسى تحقق نمى یافت، ولى بنابه نوشته مجله Plaintruth تجاوز به عنف از هر 34 دقیقه یک فقره، به 14 دقیقه رسید و طبق نوشته مجلّه آمریکائى نیوزویک هر سال دهها هزار کودک در اروپا مورد تجاوز جنسى و سوء استفادهاى دیگر قرار مى گیرند.

تنها در ترکیه که 98 مردم آن مسلمان هستند، ولى فرهنگ غرب در آن گسترش پیدا کرده با آنکه طبق آمار شهربانى کل آن کشور 605 مرکز رسمى فحشاء موجود بوده، و 565 مرکز غیر قانونى فحشاء کشف و سیزده هزار و ششصد و هفتاد و یک زن بدکاره مورد تعقیب قرار گرفته، 209 دختر مورد تجاوز جنسى قرار گرفتند.

طبق آمار در انگلستان 41 درصد زنان 16 تا سى ساله از اینکه احتمالاً مورد تجاوز قرار گیرند همیشه و بطور دائم بسیار نگران هستند؛ بیش از 11درصد زنان انگلیس معتقدند که به هر حال یک روزى از سال مورد تجاوز قرار خواهند گرفت؛ 4 درصد زنان این کشوراز آژیرهاى هشدار دهنده، تجاوز جنسى استفاده مى کنند و 7 درصد آنها کلاسهاى دفاع از خود دیده اند.

این آمار بخوبى اثبات مى کند که فرهنگ فساد و بى حجابى خود عامل تحریک و تجاوز به عنف است نه موجب عادى شدن آن.

جامعه غربی که سنت الهی حجاب را وانهاده است هر روز بیش از روز پیش در گرداب اندیشه های باطل خود فرو می غلتد و علی رغم پیشرفت هایی که در عرصه علوم تجربی نموده است در عرصه عقل مدنی براستی وامانده است. تشتت های اجتماعی، نابسامانی های فزاینده روحی و روانی، پدیدآمدن انواع بیماری های نوظهور، یاس های بنیان برانداز شخصی و بروز ایدئولوژی های مبتنی برپوچ گرایی absurdism همه و همه نتیجه گرفتار شدن جامعه به بی حجابی است.

و چه زیبا گفته‌اند که:

غنچه به باغ ایمن است تا بود اندر حجاب

آفت جان و دل است، چهره عیان داشتن

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات