روزنامه لوموند فرانسه که در نوبت عصر به چاپ میرسد مقالهای با عنوان «راستی چگونه میشود ایرانی بود» را به قلم وزیر امور خارجه کشورمان منتشر کرد.
به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از اداره اطلاعات و مطبوعات وزارت امور خارجه، منوچهر متکی وزیر امور خارجه کشورمان طی مقالهای که امروز به قلم وی در لوموند منتشر شد، نسبت به رفتار دولت فرانسه در هفتههای اخیر پیرامون پرونده هستهای به اظهارنظر پرداخته و تحلیل سیاستمداران ایرانی را از چرایی بیانات و دوگانگی سیاسی سخنگویان دولت فرانسه ارائه کرد.
وزیر امور خارجه در این متن میکوشد به دور از تعارفات سیاسی و در قالبی تازه آنچه را که بر فضای فعلی روابط ایران و اروپا سایه انداخته به بحث گذاشته و در این میان بر نقش فرانسه به عنوان یک قدرت اروپایی توجه نشان دهد.
متکی به جنبههای مختلف تاثیر رفتار فرانسه بر آینده اروپا پرداخته است.
شارل لویی دومنتسکیو فیلسوف بزرگ فرانسوی در سال 1721 در شاهکار خود «نامههای ایرانی» این سؤال را در مورد رفتارهای عجیب فرانسویان مطرح ساخت: هنگامی که ریکا، مسافر ایرانی داستان پس از رسیدن به پاریس پوشش فرانسوی برای خود اختیار میکند، با تعجب متوجه میشود که دوستان فرانسویش دیگر آنگونه که درگذشته با شیفتگی و تحسین از او یاد میکردند با وی برخورد نمینمایند. این دو گانگی رفتاری جامعه فرانسه قرن 18 با وی او را به فکر انداخت که چگونه میتوان هم ایرانی باشد و هم در دنیایی دیگر، یعنی مغرب زمین زندگی کند.
داستان پرونده هستهای ایران نیز همین پرسش را بر میانگیزد. در واقع 30 سال پیش در حالی که یک رژیم دیکتاتور در ایران بر سر کار بود، همکاری با سیاست هستهای چنین حکومتی مورد اقبال و توجه دولتمردان فرانسوی تا عالیترین سطوح بود. آن سالها فرانسویان نه تنها در مورد اهداف برنامههای شاه سؤالی نمیکردند، بلکه فرانسه پیشنهاد مشارکت ایران در «فراماتوم» و سپس «اورودیف» را مطرح نموده بود و حتی از شاه برای بازدید از تاسیسات هستهای خود در «ساکلی» دعوت نمودند و کوچکترین دغدغهای از همکاری در زمینه هستهای حتی در زمینههای نظامی نداشتند.
سالها بعد هنگامی که مردم ایران به عمر نظام دیکتاتوری پایان دادند و با الهام از اصول عالیه اسلام، بنیان یک نظام جمهوری را با شعار استقلال و آزادی (که از ارزشهای خود انقلاب فرانسه و جمهوری پنجم آن هستند) پی افکندند انتظار میرفت که رهبران جمهوری فرانسه از این خیزش فراگیر استقبال کنند و برای توسعه دموکراسی در مشرق زمین تلاش کنند اما تراژدی واقعی زمانی شکل گرفت که ایرانی عصر جدید همچون شخصیت داستان مونتسکیو، خواست از ابزارهای جدید توسعه استفاده کند. از آن پس همکاریهای توسعهای متوقف شد و روابط دو جانبه تا بدانجا تیره گردید که تسلیحات فرانسوی سخاوتمندانه در اختیار دیکتاتور دیگری به نام صدام قرار داده شد تا با آن نه تنها مردم بی دفاع شهرهای ایران را مظلومانه هدف قرار دهد بلکه بخشی از میراث شکوهمند تاریخی کشوری کهن چون پارس را نیز با سلاحهای فرانسوی نابود سازد.
کشوری مانند جمهوری اسلامی ایران با ظرفیتهای منطقهای و بینالمللیاش نیازی ندارد که در مسیر احقاق حقوق و تلاش برای آینده خود به معامله بنشیند، تلاش برای آتیه نسلهای آینده برای ما وظیفه مقدسی است که در انجام آن تعلل جایز نیست. بدیهی است که در این مسیر جمهوری اسلامی ایران منطق تقابل را بر نگزیده است. همکاری با آژانس بینالمللی انرژی اتمی، پذیرفتن ابتکار فعال شدن کشورهای اروپایی در سال 2003، اجرای داوطلبانه پروتکل الحاقی و تعلیق غنی سازی به مدت 2 سال و ... جلوههایی از حسن نیت ایران هستند.
سوال این است که چه اتفاقی افتاده است که برخی از دوستان فرانسوی ما بدون توجه به جایگاه تاریخی کشور خود در اروپا، لحنی را برگزیدهاند که از یک دیپلماسی کهن بسیار دور از انتظار است؟ اسناد مذاکراتی ما نشان میدهد که در تابستان 2003 در ابتدای مذاکرات با 3 کشور اروپایی دوستان فرانسوی ما چنین اظهار میکردند که دلیل به دست گیری پرونده از سوی ما تقویت وزن اروپا در صحنه جهانی و کشیدن قایق بریتانیا به سوی قاره است. لیکن هنگامی که شنیدم وزارت امور خارجه بریتانیا اعلام کرد که از درخواست فرانسه برای تحریمهای یک جانبه با اشتیاق کامل پشتیبانی میکند و در برابر آن اسپانیا، ایتالیا، اتریش و آلمان اعلام کردند که خواهان تلاشهای دیپلماتیک ببیشتری هستند، از خود پرسیدم آیا این قایق بریتانیا نیست که از سال 2003 قاره سرگردان را به سوی خود میکشد؟ هر چند که تاکید میکنم قبل از اظهارنظر پیرامون رویکرد دولت جدید بریتانیا باید قدری تامل کرد.
رئیس جمهوری فرانسه به درستی معتقد است که عدم توسعه یافتگی کشورهای منطقه باعث بی ثباتی و گسترش نا امنی شده است. راه چنین توسعهای از مسیر انرژی هستهای میگذرد. جمهوری اسلامی ایران تمایل ندارد که سیاست اتمیاش از سوی فرانسه با تبعیض مواجه شود. فلذا ایران روند فعالیتهای هستهای و غنی سازی صلح آمیز خود را با رعایت پادمان و زیر نظر آژانس و در همکاری با سایر کشورهای جهان دنبال خواهد نمود و این امر را بدون دغدغه از رویکرد تبعیض آمیز احتمالی انجام خواهد داد. دغدغه جمهوری اسلامی ایران به هیچ عنوان فرضی نیست. در تاریخ روابط دو جانبه مثالهای متعددی در خصوص این نگرش تبعیضآمیز از سوی فرانسه وجود دارد (خصوصا تحریم فروش ناوگان هوایی مسافربری، تجهیزات بیمارستانی و رادارهای مرزی برای مبارزه با قاچاق مواد مخدر یا مهاجرین غیرقانونی).
«چگونه میشود ایرانی بود» دوست فرانسوی، مسافر ایرانی اینگونه سوال نمود. منتسکیو چنین نتیجه میگیرد که فکر کوچک آن مرد نمیتوانست بپذیرد که غیر از فرانسویان کسان دیگری هم در گیتی هستند.