محمد زمانى
سخن جوزف بایدن سناتور امریکا ، مبنى بر اینکه اسرائیل باید با ایران هسته اى کنار بیاید، در شرایطى که موضوع ایران به یکى از محورهاى عمده در مشاجرات انتخاباتى امریکا تبدیل شده است، بازتاب هاى گسترده اى پیدا کرد .گرچه سخنگوى این سناتور امریکایى ناگزیر شد پس از انتشار آن توسط روزنامه صهیونیستى هاآرتص در واکنش به لابى صهیونیسم، آن را تکذیب کند اما سخنى بدون پیشینه و سطحى نبود. بایدن که از سوى سناتور اوباما به عنوان معاون ریاست جمهورى احتمالى اش انتخاب شده، رئیس سابق کمیته روابط خارجى سناى امریکا بوده و نیمى از فعالیت سیاسى خویش را در سنا سپرى کرده است، از این رو مى توان سخنان او را در مورد مسائل بین المللى امریکا را اثرگذارتر دانست. با اینکه روى این گفته بایدن با رژیم صهیونیستى است اما این سخنان جنجالى بایدن در ذهن ناظران یک پیش فرض مهم را مطرح کرد : اینکه امریکایى که اوباما در رأس آن خواهد بود، ایران هسته اى را مى پذیرد
شاید بتوان مقاله «راهى معقول درباره ایران» را که در هفتم خرداد ماه سال جارى توسط برژینسکى مشاور سابق امنیت ملى دولت کارتر و ژنرال بازنشسته و رئیس سابق آژانس امنیت ملى امریکا ویلیام اودوم در روزنامه واشنگتن پست چاپ شد، پیش زمینه نظرى سخنان بایدن دانست.
نویسندگان آن مقاله پیشنهادى در این قالب مطرح کردند: «یک رویکرد موفق در برابر ایران این است که ما بر سر منافع امنیتى مان(امریکا) با ایران به توافق برسیم.»
جمله مذکور همراه این استدلال بود که هیچ کدام از سیاست ها و گزینه هاى مطرح شده توسط کارگزاران کاخ سفید اعم از طرح حمله به تأسیسات اتمى، سیاست چماق و هویج و سیاست استراتژیک بازدارندگى در مقابل ایران کار ساز نبوده است.
از این منظر مى توان گفت که سخنان بایدن نشانگر نوعى زمینه چینى براى پیاده شدن همان پیشنهادى است که سال گذشته دو سیاستمدار ارشد امریکا - جیمز بیکر و لى همیلتون - در گزارش معروف خویش به کاخ سفید توصیه کرده و خواهان گشودن باب مذاکره مستقیم امریکا با ایران و سوریه شدند. لابد بایدن نیز براین باور است که موضع گیرى هاى منعطف رئیس اش - اوباما - در برابر ایران هسته اى، کاخ سفید را از یک مخمصه و بن بست بزرگ رها خواهد ساخت و درعین حال پل کمکى براى بحران هاى عراق و افغانستان بوجود خواهد آورد.
اما تجربه سى سال رویارویى ایران و امریکا مى گوید چرخش قدرت از جمهورى خواهان به دموکرات ها ، تغییر عمیقى در مبانى رفتار کاخ سفید نسبت به ایران بوجود نمى آورد. اگر جمهورى خواهان با شیوه هاى میلیتاریستى با ایران روبه رو شده اند دموکرات ها نیز از مفاهیمى چون دموکراسى ، صلح یا حقوق بشر براى برخورد با حریف خاورمیانه اى شان بهره جستهاند .
بایدن مى داند که اوباما با ژست ضد جنگ و صلح طلبانه براى اقناع افکار عمومى جهان جهت پیگیرى همان اهداف بلند مدت استراتژیک امریکایى ها امکان جدیدى یافته است. به عبارتى سران دموکرات در یافته اند که تاکتیک هاى دوران بوش دیگر پاسخگو نیست لذا سعى بر این دارند که اهداف و منافع امریکا در قبال ایران را این بار از طریق روش هاى دیگرى چون مذاکرات مستقیم پیگیرى کنند.
با این فرض مى توان تصور کرد که در عرصه دیپلماسى که امثال بایدن یا بیکر ایران را به آن فرا مى خواند چه اتفاقى خواهد افتاد. در این میدان بدون شک امریکاى در دست دموکرات ها حرفى براى گفتن نخواهند داشت جز تعیین همان شروطى که همواره به عنوان پیش شرط مذاکرات مستقیم از سوى امریکاى جمهورى خواهان مطرح مى شد. این شروط درنگاه امریکایى ها به جهان و اهداف بلند مدتى که معطوف به تئورى سلطه جهانى ریشه دارد.
بنابراین اولین مشکل براى دموکرات هاى امریکا این است که ایران هسته اى دیگر جهان تک قطبى و نظریه یک جانبه گرایى را نفى مى کند و این چیزى نیست که زمامداران آینده امریکا نیز بدان تن دهند.
چنان که تیم دموکرات ها به سردمدارى اوباما نیز اندیشه برترى جهانى امریکا را کنار ننهاده اند. در مسیررسیدن به این اهداف بلند پروازانه یک امر مسلم است: به هر نحو ممکن آنها از ظهور ایران به عنوان قدرت منطقه اى جلوگیرى خواهند کرد؛ مگر اینکه چنین ایرانى به امریکا در تأمین منافع نامشروعش یارى برساند. بنابراین از دید دموکرات ها نیز ایران هسته اى که بنا به تشخیص عالى ترین مرجع بین المللى در نوع خود یعنى آژانس بین المللى انرژى اتمى، هیچ انحرافى در برنامه هاى هسته اى به سوى ساخت سلاح هسته اى نداشته، فقط به شرط به رسمیت شناختن اهداف بلند مدت امریکایى ها مى تواند بلکه از به اصطلاح مشوق ها و امتیازات اقتصادى امریکایى ها برخوردار شود. دست برقضا ماهیت ضد سلطه انقلاب ایران را پیش از جمهورى خواهان ، دموکرات ها تجربه کرده اند.
دموکرات ها درنخستین فاز رویارویى با ایران دریافتند که انقلاب اسلامى به مناسباتى از نوع رابطه نابرابر امروز حکومت هاى خاورمیانه با واشنگتن تن نخواهد داد. آنها یقین دارند اگر هم ایران از مذاکرات بدون پیش شرط استقبال مى کند به معناى این نیست که با گرفتن امتیازاتى حتى به اندازه به رسمیت شناختن حق ایران در داشتن چرخه کامل سوخت هسته اى و یا هر امتیاز اقتصادى و سیاسى دیگر آرمانهاى عدالت طلبانه انقلاب اسلامى را رها خواهد کرد.
بنابراین بایدن و رئیس اش اوباما و نظریه پرداز هم حزبى شان برژینسکى ، زمانى از سازش بر سر منافع با ایران صحبت مى کنند که مى دانند به قول یوشکا فیشر وزیر امور خارجه سابق آلمان سیاست هاى بوش در منطقه خاورمیانه ظهور ابر قدرت منطقه اى ایران را تسهیل کرده است و ادامه این سیاست ها باعث انسجام هر چه بیشتر ایرانیان در مسیر این ظهور خواهد شد.
هنوز از یادها نرفته است که کهنه کاران دموکرات بارها نشانه هایى براى مذاکره با ایران ارسال کردند اما هیچ کدام به تغییر ساختار سیاست خصومت آمیز این کشور منجر نشد بنابراین شعار پذیرفتن ایران هسته اى را زمانى مى توان باور کرد که اهداف آرمان گرایانه انقلاب اسلامى ایران در برقرارى نظام عادلانه جهانى مورد قبول طرف هاى غربى و بخصوص امریکایى ها قرار بگیرد که امرى محال مى نماید؛ به عنوان جمع بندى مى توان گفت پیش کشیدن مذاکرات مستقیم صرفاً تاکتیکى بیش براى به دست آوردن صندلى قدرت براى دموکرات ها و بازسازى چهره امریکا نیست .