محمد بخشنده
رفتن عبدالله گل رئیس جمهور ترکیه به شهر ایروان ، جایى که یک قرن از آنجا صداى دشمنى و نفرت شنیده است یک تصمیم متهورانه بود. آنچه اقدام آنکارا و ایروان را در برچیدن این حصار بلند خصومت زیباتر جلوه داد ، بهره جستن آنها از یک رویداد ورزشى براى گشودن طلسم یک اختلاف سیاسى بود. به تعبیرى ، این بار نیز ورزش به یارى سیاست آمد و قبل از آنکه دیپلمات ها سفره دوستى بگسترانند تیم هاى فوتبال دو کشور در دیدارى نمادین کار را براى تصمیم گیران سیاسى آسان ساختند.
اهمیت اولین تماس تاریخى سران ترکیه و ارمنستان براى همه ملت هایى که از روز سقوط امپراتورى عثمانى تاکنون شاهد و ناظر این نزاع دو طرف بوده اند روشن است. اختلاف ارامنه و ترک ها همانند بسیارى از نزاع هاى قومى در جوامع دیگر ، در بستر تاریخى چون یک غده بدخیم درآمد و هر چه زمان گذشت خطر سرایت آن بیشتر شد. جلوه هاى ناگوارى از این اختلاف در سال هاى اخیر نمایان شد، وقتى که لابى ارامنه در غرب رضایت حدود 20 کشور را براى محکومیت ترکیه و ثبت واقعه ۱۵ آوریل در شمار جنایات تاریخى جلب کرد.
طبیعى بود که در این فضاى جنگ سردگونه ، «سیاست ستیز» سایه خویش را بر همه ابعاد روابط فرهنگى و اقتصادى دو طرف حکمفرما سازد. اندکى بعد از استقلال ارمنستان در سال ۱۹۹۱ دو کشور آخرین ریسمان روابط دیپلماتیک خویش را هم بریدند، مرزهاى مشترک بسته شد و این دو ملت که هر کدام داراى تاریخ و تمدنى کهن هستند به معناى کامل در میان حصار دشمنى محبوس شدند حتى کسانى که خویشاوندانشان در خاک همدیگر زندگى مى کنند از دیدار و تماس محروم شدند.
با این سرگذشت ناگوار است که تصمیم عبدالله گل و دولت اسلامگراى ترکیه براى حضور در ایروان رنگ یک رویداد تاریخى به خود گرفت و اغلب محافلى را که در یک قرن اخیر صداى دشمنى از دو سوى مرز شنیده بودند غافلگیر ساخت. اغلب ناظران این اتفاق را به عنوان سنگ بناى حرکتى که مى تواند چشم انداز تیره مناسبات ارامنه و ترک ها را تغییر دهد نگریسته اند. این اقدام بویژه در روزهایى که صفحات قفقاز را حوادثى خونین پوشانده اعتبار ویژه اى نزد محافل سیاسى پیدا کند. ئیس جمهور ترکیه که از اثرات و بازتاب تصمیم خویش آگاه بود هنگام ورود به فرودگاه ایروان اعلام کرد که این دیدار گامى است به سوى تأمین صلح و ثبات در منطقه. واقعیت نیز همین است که دیدار تاریخى روز شنبه ایروان نوعى تلطیف فضاى مسموم قفقاز بود.
سران ایروان وآنکارا در شرایطى سرود صلح خواندند که بوى جنگ منطقه قفقاز را فرا گرفته و مرزهاى ترکیه و ارمنستان از سوى ارتش هاى توسعه طلب غربى و دولت هاى جاه طلب منطقه ناامن شده است.
با این همه سؤالات زیادى حول دیدار تاریخى عبدالله گل و سرکیسیان مطرح است.
شاید مهم ترین پرسش در این باره به اسباب و عللى مربوط شود که موجب شد ایروان و آنکارا به سیاست طولانى ستیز و تقابل پایان دهند.
مراحل زدودن
بى گمان جرقه این تصمیم پیش از همه در ذهن نسل جدید زمامداران دو کشور روشن شد. زمزمه یک تجدیدنظر در میان سیاستمداران واقعگراى دو کشور از دو سال پیش شروع شد. در این بازنگرى بود که دولتمردان اسلامگراى ترکیه آشکارا اعلام کردند ادامه خط دشمنى میان دو همسایه بى فایده و غیر قابل تحمل است. در واقع آنها با این تصمیم به مبارزه با گذشته سیاسى شان رفتند. گویى آنها در این بازاندیشى دریافته بودند که زندگى در سایه خصومت جز اتلاف توان و بر باد دادن فرصت ها براى دو کشور نتیجه اى ندارد.
به تدریج این تفکر واقعگرایى به میان سیاستمداران ایروان نیز راه یافت تا حدى که سرژ سرکیسیان پس از بدست گرفتن قدرت ، نوید آشتى و همکارى با ترکیه را داد و در چند سخنرانى خود از سرگیرى مناسبات دو کشور را به مصلحت دو ملت دانست.
اما در این میان دو عامل دیگر به یارى دولتمردان آنکارا و ایروان آمد. اول ، نظرخواهى عمومى از ارامنه و ترکها که برپایه نتایج آنها اعلام شد که یک قرن براى دورى و دشمنى دو ملت کافى است و دیگر ساکنان این دو حوزه تاریخى نمى خواهند با اندیشه دشمنى زندگى کنند و دوم تحولات منطقه بویژه رویدادهاى اخیر قفقاز که تهدیدات مشترکى را متوجه دو کشور ساخت.
بر همین اساس دولتمردان اسلامگراى ترکیه تصمیم خویش را پاسخى به خواست مردم دانستند. عبدالله گل این پیام مردم اش را به طرف مقابل رساند. خطر مهمى که به دنبال این نظرخواهى ها سران دو کشو به آن پى بردند این بود که مبادا در پایان یک قرن خصومت مردم دو کشور تصور کنند این نزاع جزوى از بازى بزرگان است.
این خطر در آنکارا بیشتر حس شد وقتى که دریافت ماجراى ۱۵ آوریل به یک اهرم تسویه و انتقام از سوى حریفانش بکار گرفته مى شود و دولت هایى مثل فرانسه که با عضویت ترکیه در اروپا مشکل دیرینه دارند به همین ریسمان اختلاف ترکها و ارامنه توسل جسته اند.
البته نباید از نظر دور داشت که دولت هاى حاکم بر ایروان و آنکارا از آن جا که منابع اقتصادى را مبناى سیاست خارجى خویش قرار داده اند در برداشتن این گام به منافع حاصل از آن نیز نگاه دارند.از این منظر از سرگیرى روابط سیاسى بین ترکیه و ارمنستان فواید متعددى براى ترکیه دارد که نجات از بار سنگین کشتار ارامنه و افزایش نقش این کشور در منطقه قفقاز از جمله این فواید به شمار مى رود و به این کشور امکان مى دهد در حل اختلافات در منطقه نقش بیشترى ایفا کند. پس از آغاز مناقشه میان گرجستان و روسیه در ماه اوت بر سر کنترل اوستیاى جنوبى و آبخازیا، (سرزمین هاى جدایى طلب گرجستان) آنکارا پیشنهاد تأسیس مجمع همکارى براى قفقاز با هدف برقرارى ثبات منطقه اى را ارائه داد.
ترکیه بسیار امیدوار است که در نتیجه این تحولات به یک «نیروى صلح» مؤثر تبدیل شود و براى رسیدن به چنین خواسته اى باید روند عادى سازى مناسبات را با ارمنستان آغاز کند، اما ارمنستان آخرین کشورى است که ترکیه اختلافاتش را با آن حل نکرده است.
ترکیه نمى تواند چهره کشورى را داشته باشد که با کشورهاى کوچک اطرافش مناقشه دارد.
از طرفى براى آنکارا آشتى با ارامنه پس از آشتى با قبرس در حکم یکى از کلیدهاى ورود به اروپا است. به همین دلیل دیدار رئیس جمهور ترکیه از ارمنستان پیامدهاى مثبتى را در پى داشت ، ریاست فرانسوى اتحادیه اروپا پنجشنبه از این دیدار استقبال کرد و آن را اقدامى قوى و مشوق خواند.
از طرفى در فضاى بحرانى قفقاز براى ایروان نیز این اتفاق سودمند است.
بحران گرجستان یکى از عواملى است که طرف ارمنى را به نزدیک شدن به ترکیه ترغیب کرد. ارمنستان واقعاً به ترکیه به عنوان تنها راه دسترسى این کشور به بقیه نقاط جهان نیاز دارد زیرا گرجستان طرف مطمئنى نیست. ادامه دارد...