دکتر بهرام امیراحمدیان
قفقاز با حدود 320 هزار کیلومتر مربع، منطقه یی جغرافیایی قومی واقع در جنوب غربی روسیه، شمال غربی ایران و شمال شرقی ترکیه است. سواحل غربی دریای خزر حد شرقی و سواحل شرقی دریای سیاه حد غربی آن را تشکیل می دهند. نام قفقاز برگرفته از نام رشته کوه های عظیمی است که به طول حدود 1500 کیلومتر در جهت شمال غربی - جنوب شرقی از تنگه کرچ واقع بین دریای سیاه و آزوف در شمال غربی تا شبه جزیره آبشرون (شهر باکو پایتخت جمهوری آذربایجان و پیرامون آن در این شبه جزیره واقع است) در غرب دریای خزر کشیده شده است. این رشته کوه ها «قفقاز بزرگ»(قفقاز کبیر، به روسی بولشوی کاوکاز) نام دارند. قلمرو های پیرامونی این رشته کوه ها که به نوعی تحت تاثیر جغرافیای آن قرار دارند، از گذشته تاریخی تاکنون به نام «منطقه قفقاز» نامیده می شوند. دامنه های شمالی و جنوبی این رشته کوه ها آن را به دو منطقه جغرافیایی مجزا تقسیم می کند. آنچه در شمال این رشته کوه ها از خط الراس ها به سوی دامنه های شمالی تا دشت های گسترده، باز و بلامعارض جنوب غربی روسیه کشیده می شود، قفقاز شمالی (به روسی سًوًرنو کاوکاز)، و آنچه از خط الراس ها به سوی جنوب تا رود ارس در مرز ایران و مرزهای ترکیه کشیده می شود، قفقاز جنوبی یا به اصطلاح ماورای قفقاز(به روسی زاکاوکازیا)، نامیده می شود. در قفقاز شمالی به ترتیب از ساحل دریای به سوی غرب تا ساحل دریای سیاه به ترتیب جمهوری های داغستان، چچن، اینگوش، اوستیای شمالی، کاباردا - بالکار، قاراچای - چرکس و جمهوری آدیگه واقع شده اند (جمعاً به مساحت7/133 هزار کیلومتر مربع) که از نظر سیاسی در ترکیب فدراسیون روسیه قرار دارند. در دامنه های جنوبی رشته کوه های قفقاز بزرگ از ساحل دریای خزر به ترتیب جمهوری های آذربایجان، ارمنستان و گرجستان قرار دارند(جمعاً به مساحت 2/186 هزار کیلومتر مربع).
میانگین بلندی رشته کوه های قفقاز حدود 3000 متر است و از دوره های گذشته تا کنون از اهمیت نظامی برخوردار بوده و برای روسیه در سه دوره تاریخی امپراتوری روسیه، اتحاد جماهیر شوروی و فدراسیون روسیه کنونی، به عنوان سدی دفاعی در برابر دشت های بلامعارض جنوب غربی روسیه به ایفای نقش پرداخته است. روسیه برای تصرف این سرزمین ها و حفظ و حراست از آنها جنگ های متعدد تهاجمی و تدافعی داشته است. جنگ چچن در این منطقه روی داده است. منطقه قفقاز به جهت موقعیت و مکان جغرافیایی و ژئوپولتیکی از اهمیت استراتژیکی بالایی برخوردار است. در دوره جنگ سرد این منطقه حائل بین دو ژئواستراتژی زمینی به رهبری اتحاد شوروی (و پیمان نظامی آن «ورشو») و ژئواستراتژی دریایی به رهبری ایالات متحده امریکا (و پیمان نظامی آن «ناتو») بود. پس از فروپاشی اتحاد شوروی و پایان جنگ سرد، این منطقه نه تنها اهمیت خود را از دست نداد، بلکه به جهت موقعیت کلیدی و چهارراهی خود، از ابعاد نظامی - امنیتی و درگیری های منطقه یی با مداخله گران خارجی و وجود منابع انرژی قابل توجه و جریان سرمایه با بازیگران داخلی، منطقه یی و بین المللی به منطقه یی بسیار استراتژیک تبدیل شده است.
وجود بازیگران متعدد داخلی، منطقه یی و فرامنطقه یی با منافع، نگرانی ها و تهدیدات متفاوت و متعارض، ثبات منطقه به چالش کشیده شده است. دو بازیگر عمده منطقه یی (روسیه) و فرامنطقه یی (ایالات متحده) با منافع و تهدیدات متعارض، یکی در پی استمرار موقعیت از دست رفته پیشین و دیگری در جست وجوی چگونگی حضور بیشتر و تاثیرگذاری در ترتیبات امنیتی - نظامی منطقه و حذف روسیه از معادلات منطقه، این منطقه شکننده را تحت تاثیر قرار داده اند. این تعارض و تقابل بین نیروها درست پیرامون مرزهای بلافصل ایران در شمال غربی صورت می گیرد که با توسعه این تحولات و از جمله گسترش ناتو به سوی شرق، دریای خزر و سپس آسیای مرکزی را تحت تاثیر قرار خواهد داد که مرزهای بلافصل شمال غربی، شمالی و شمال شرقی (سراسر مرزهای شمالی ایران) ایران را نیز دربر می گیرد.
ایالات متحده به دنبال کسب منافع حداکثری و برای تامین منافع حیاتی خود از جمله تنوع بخشی به منابع تامین انرژی، گسترش حضور نظامی - سیاسی خود و از همه مهم تر مهار روسیه دارنده بزرگ ترین زرادخانه هسته یی جهان و قدرت اتمی برتر، به منطقه آمده و با ساماندهی، مدیریت و هدایت انقلاب های رنگین در جمهوری های سابق اتحاد شوروی پیرامون و همسایگی فدراسیون روسیه و تشویق و کمک آنها به خروج از مدار روسیه و پیوستن به ساختارهای یورو - آتلانتیکی، از جمله عضویت در «سازمان امنیت و همکاری در اروپا»، «شورای اروپا»، تشکیل اتحادیه «گوام»، «تراسیکا» و حضور در ساختارهای «مشارکت برای صلح ناتو» و سپس پیوستن به ناتو آنها را به سوی ادغام در اتحادیه اروپا تشویق می کند.
روسیه برای حفظ ثبات و امنیت در مرزهای جنوبی، تامین امنیت شهروندان روس تبار در این جمهوری ها، جلوگیری از حضور نیروهای خارجی در نزدیک خود و جلوگیری از تجزیه و استقلال واحدهای ترکیب دهنده فدراسیون، با نگرانی تحولات منطقه را دنبال می کند و یارای ورود به مسابقه تسلیحاتی را ندارد (که اتحاد شوروی را از هستی ساقط کرد) با این حال تمایل دارد ابتکار عمل را در منطقه به دست گیرد. به همین سبب تقابل این دو نیرو به یک بازی یک طرف برد و یک طرف باخت تبدیل شده و منطقه را تحت تاثیر قرار می دهد. ایران و روسیه نیز هر کدام در اندیشه حضور بیشتر در منطقه، به دست آوردن منافع بیشتر و تاثیرگذاری در آن هستند. این تحولات سبب بروز چالش بین روسیه و جمهوری اسلامی ایران می شود که در ظاهر داعیه همکاری با یکدیگر دارند ولی در عمل برآیند نیروهای آنان در جهت رقابت و حذف یکدیگر است. ایران به یک قدرت منطقه یی تبدیل شده است و روسیه رقیب ایران در قفقاز است (برای نمونه جلوگیری از صدور گاز ایران به گرجستان از طریق ارمنستان).حداکثر استفاده از این فضای متصلب نصیب ایالات متحده امریکا و هم پیمان منطقه یی آن ترکیه می شود که موفق شدند با استفاده از رقابت روسیه و ایران در تعیین خط لوله انتقال نفت حوزه دریای خزر (که روسیه کوشش می کرد آن را به سوی شمال و از طریق قلمرو خود به بازارهای مصرف هدایت کند و ایران استدلال می کرد که نزدیک ترین، امن ترین و ارزان ترین راه از طریق ایران است)، این خط لوله انتقال انرژی را از راه سوم و در جهت شرقی غربی از قلمرو ترکیه به دریای مدیترانه هدایت کنند و در نهایت هر دو رقیب را از صحنه بازی حذف کنند.
قفقاز اگرچه در دوره شوروی از یک سیستم منطقه یی پیروی می کرد و یکی از مناطق 18گانه اقتصادی را در «قفقاز جنوبی» و دیگری را در «قفقاز شمالی» (البته در سطحی گسترده تر با مناطق و سرزمین های پیرامونی) تشکیل می داد، ولی پس از فروپاشی شوروی و استقلال جمهوری ها، فاقد یک سیستم منطقه یی است و بین اجزای آن پیوستگی ارگانیک وجود ندارد و هر کدام از جمهوری های قفقاز جنوبی از استقلال برخوردارند و با وجود همکاری های گرجستان با آذربایجان، در شرایط کنونی، مناقشاتی ارضی و مرزی نیز وجود دارد که به علت نیاز گرجستان به انرژی و درآمدهای حاصل از انتقال انرژی فعلاً مطرح نمی شود. موضوع شهروندان آذری تبار گرجستان ساکن در مناطق جنوب شرقی گرجستان در همجواری با مرزهای غربی آذربایجان، از جمله مسائل مناقشه برانگیز دو کشور است که در کنار مالکیت آذری ها بر صومعه گرجی در خاک آذربایجان، به اندازه کافی مساله برای مناقشه دارا هستند. احتمال دارد این مناقشات در آینده در روابط دو کشور سبب بروز تیرگی شود. همچنین وجود تعداد زیادی ارمنی تبار در گرجستان در همجواری مرزهای شمالی ارمنستان با گرجستان که خواستار الحاق قلمرو خود به ارمنستان هستند، سبب تیرگی روابط دو کشور شده است. در کنار این مسائل، بازگشت گرجی های ترک زبان مسختی که به ترک های مسختی یا «آهسکا» معروف اند، از دیگر مسائل گرجستان است. روابط آذربایجان با ارمنستان نیز از گذشته تاکنون بسیار تیره بوده که جنگ قره باغ بر تیرگی این روابط افزود و اکنون حدود 20 درصد از خاک آذربایجان در اشغال ارامنه جدایی طلب و استقلال خواه است. هم گرجستان و هم آذربایجان با روسیه مناقشاتی دارند که بر سر مسائل ارضی و مرزی است. در هر حال قفقاز با این ویژگی ها به منطقه یی ناآرام تبدیل شده است.
جدی گرفتن استقرار سیستم سپر دفاع موشکی غرب در اروپا، سبب توسعه تفکری خواهد شد که روسیه توانایی رویارویی با غرب را ندارد و تکیه بر توان روسیه در برابر این تحولات اشتباهی استراتژیک به شمار می رود.
برخی از ویژگی هایی که نشان دهنده اهمیت قفقاز برای بازیگران منطقه یی و فرامنطقه یی است در زیر نشان داده می شود؛
رشته کوه های قفقاز بزرگ در شمال «برزخ قفقاز» از منتهی الیه قسمت غربی شبه جزیره «تامان »(در بخش شمالی دریای سیاه، بین دریای سیاه و دریای آزوف) در غرب تا منتهی الیه شرقی دماغه شبه جزیره «آبشرون » (در دریای خزر) در شرق و به طول حدود 1500 کیلومتر کشیده شده اند، سدی دفاعی برای روسیه در برابر جنوب به شمار می روند.
- قفقاز جنوبی منطقه یی در جنوب رشته کوه های قفقاز را می نامند که به ترتیب از شرق به غرب شامل سه جمهوری آذربایجان، ارمنستان و گرجستان است.
منطقه قفقاز شمالی
منطقه قفقاز شمالی سرزمین های واقع در شمال این رشته کوه ها را می نامند که در ترکیب فدراسیون روسیه قرار دارد و به ترتیب از شرق(ساحل غربی دریای خزر) جمهوری های خودمختار داغستان، چچن (چچنیا)، اینگوش (اینگوشتیا)، اوستیای شمالی (سورنو اوستیا)، کاباردینو - بالکاریا (قبارطه - بلغار= کاباردا- بالکار)، قره چای - چرکس (کاراچایوو- چرکسیا) و آدیگیا (آدیغه) قرار دارند.
- خط الراس این رشته کوه ها مرزهای روسیه در شمال و مرزهای قفقاز جنوبی در جنوب را تشکیل می دهد. مساحت این بخش از قفقاز 112 هزار کیلومتر مربع و جمعیت آن 6/6 میلیون نفر (سال 2002) بوده است.
قفقاز موزائیک اقوام
در قفقاز سه خانواده زبانی؛
1 - ایبر - قفقازی (گرجی ها چرکس ها، چچن ها، آبخازها، داغستانی ها، لزگی ها، آوارها و... )
2 - هند و اروپایی (ایرانی ها شامل؛ کردها، تات ها، تالش ها، اوست ها، ارامنه و... )
3 - ترک - آلتائیک (قره چای ها، کابارداها، نوغای ها، آذری ها، قالموق ها، کالمیک ها و... )
و مجموعاً بیش از 50 گروه زبانی قومی در کنار هم زندگی می کنند.
اهمیت استراتژیک منطقه قفقاز
قفقاز در دوره جنگ سرد، منطقه برخورد دو قلمرو ژئواستراتژیک دریایی و زمینی و پیمان ورشو و پیمان ناتو بود. تحول منطقه با این تفکر شکل گرفته است . به طوری که امروز نیز منافع ایالات متحده (برای حضور در منطقه ) و نگرانی روسیه (از امنیت مرزهای جنوبی خود)، منطقه را بحرانی می کند.
قفقاز محل برخورد اسلام و مسیحیت و محل برخورد ترک ها و غیرترک هاست .
قفقاز هدف گسترش تفکر پان ترکیسم و پان آذریسم و اسلام افراطی، سلفی و وهابی است .
گسترش ناتو به شرق از سوی ایالات متحده، برای ورود به قفقاز، حضور در عرصه دریای خزر و در نهایت ورود به آسیای مرکزی برای حایل شدن بین شمال و جنوب بین روسیه، ایران و چین و جدا کردن ارتباط زمینی ایران و روسیه برای انزوای ایران و نیز جدا کردن روسیه از قفقاز است.