حسن رنجبر ـ کارشناس ارشد روابط بین الملل
سال 1492 بود که کریستف کلمب به سواحل باهاما رسید. در سال 1607 اولین مهاجرنشین دائمی انگلیس در جیمزتاون ویرجینیا بنیانگذاری شد و به دنبال آن در سال 1619 اولین قوه قانونگذاری مهاجرنشینان تحت عنوان مجلس نمایندگان ویرجینیا تشکیل شد و همزمان برای تامین نیروی کار فروش برده های سیاه پوست به مهاجرنشینان جیمزتاون آغاز شد.
در سال 1620 بود که دیگر مهاجران با کشتی می فلاور به کیپ تاون رسیدند و در پلیموت ماساچوست مهاجرنشین تاسیس کردند. سرانجام پس از سال ها نبرد مهاجرنشینان با انگلستان در سال 1776 با تصویب اعلامیه استقلال در کنگره، مهاجرنشین های آمریکایی اعلام استقلال کردند.
در سال 1788 قانون اساسی ایالات متحده نشات گرفته از پیمان مشروطه گرایی، منشور حقوق 1689 انگلیس، اصول تفکیک و موازنه قدرت مونتسکیو و نظریه حاکمیت مردم جان لاک، براساس نظام حکومتی دومجلسی ایالات و نظام مجمع انتخاب کنندگان با هدف حکومت مردم به دست مردم و برای مردم تصویب شد. نمایندگان مجمع قانون اساسی 1787 دانش آموخته و در کار حکومت باتجربه بودند. حکومت موردنظر آنها آن قدر قدرتمند بود تا با چالش هایی که کشور با آنها روبه رو می شد رودررو شود و در عین حال از آزادی های فردی که آنها برای دستیابی به آن مبارزه کرده بودند محافظت کند و در برابر مردم پاسخگو باشد.
سال 1789 بود که جورج واشنگتن فرمانده جنگ های استقلال به عنوان اولین رئیس جمهور ایالات متحده انتخاب شد. بدینسان آمریکای جدید متولد شد. امروزه ایالات متحده با 270 میلیون نفر جمعیت متشکل از تمام نژادها، ادیان و گروه های نژادی و قومی است. این مردمان گوناگون به صدها زبان سخن می گویند. به همین دلایل آمریکا و مردمانش را ملتی برآمده از ملل مختلف می دانند. آمریکا با وسعتی قریب 5/9 میلیون کیلومتر مربع با 50 ایالت دارای حکومت جمهوری دموکراتیک مشروطه، نظام فدرال ملی، ایالتی و منطقه ای، تنها ابرقدرت جهان است. بدین ترتیب پیش بینی جان روتلج نماینده کارولینای جنوبی در مجمع قانون اساسی تحقق یافت که اعلام کرده بود: مجمع در حال پایه گذاری یک امپراتوری بزرگ است.
این موقعیت ابرقدرت جهانی آمریکا است که سبب شده انتخابات ریاست جمهوری این کشور برای مردمان تمامی کشورهای جهان جذاب و مهم باشد. بی شک تصمیمهای رئیس جمهور آمریکا تاثیرگذار بر سرنوشت میلیاردها انسانی است که در جهان زندگی می کنند.
رئیسجمهور آمریکا چگونه انتخاب میشود؟
با تصویب کنگره، انتخابات ریاست جمهوری آمریکا (انتخابات عمومی) در نخستین سه شنبه ماه نوامبر و هر 4 سال یک بار برگزار می شود. اما مقدمات چنین انتخاباتی بسیار زودتر از آن تاریخ آغاز می گردد. معمولاپس از گذشت دو سال از انتخابات پیشین ریاست جمهوری مبارزات انتخابات بعدی آغاز می شود.
انتخابات آمریکا دو مرحله حساس، پیچیده و طاقت فرسا دارد.
1- انتخابات مقدماتی درون حزبی برای تعیین کاندیدای حزب
2- انتخابات عمومی میان کاندیداهای احزاب برای انتخاب رئیس جمهور
لازم به ذکر است در کنار نامزدهای حزبی نامزدهای مستقل نیز در صورتی می توانند خود را در صحنه انتخابات مطرح کنند که بتوانند رای مثبت مجالس یا مردم 13 ایالت را پشت سر خود داشته باشند. پروسه تعیین کاندیدای حزبی به صورت انتخاب توسط انجمن های حزبی، انتخابات مقدماتی و ابرنمایندگان طراحی شده است که در این مرحله کاندیداهای حزبی، که معمولا7 تا 10 تن هستند، با یکدیگر به رقابت می پردازند.
با توجه به وسعت خاک ایالات متحده و قوانین متفاوت این ایالات چند نوع انتخابات مقدماتی وجود دارد.
1- انتخابات مقدماتی باز 2- انتخابات مقدماتی بسته 3- انتخابات مقدماتی ایالتی
در انتخابات مقدماتی باز شهروندان بدون توجه به گرایش یا عضویت حزبی خود کاندیدای مورد نظرشان را انتخاب می کنند. به جز در ایالات آلاسکا و واشنگتن که اعضای هر حزب تنها می توانند در انتخابات مقدماتی یک حزب شرکت کنند در ایالات دیگر شهروندان می توانند در انتخابات مقدماتی هر دو حزب شرکت کنند.
در انتخابات مقدماتی بسته اعضای حزب به کاندیداهای حزب خود رای می دهند. بدین ترتیب شهروندی که نام خود را به عنوان طرفدار دموکرات ثبت کرده است تنها می تواند به حزب دموکرات رای بدهد.
حدود سه پنجم ایالات روش انتخابات مقدماتی ایالتی را برای گزینش کاندیداهای ریاست جمهوری برگزیده اند. این انتخابات در ماه فوریه سال برگزاری انتخابات شروع می شود و در آگوست همان سال به پایان می رسد. در انتخابات مقدماتی ایالتی، رای دهندگان دو نوع رای می دهند. نخست به کاندیداها و سپس به هیات هایی که هر ایالت به کنوانسیون حزبی می فرستد. بدین ترتیب از طرفی میزان محبوبیت کاندیداهای هر حزب مشخص می شود و از طرف دیگر سرنوشت کسانی که بنااست در کنوانسیون حزب به کاندیداهای نهایی حزب رای بدهند مشخص می شود. براساس نتایج انتخابات مقدماتی ایالتی هر چه زمان بگذرد، میزان محبوبیت نامزدهای انتخاباتی مشخص تر می شود و معمولادر ماه ژوئن موفق ترین کاندیداها از بقیه نامزدها قابل تشخیص هستند. تا این زمان از 7 تا 10 کاندیدای اولیه معمولادو تا سه نفر بیشتر باقی نمی مانند. دوران انتخابات مقدماتی برای کاندیداها بسیار سخت و توانفرسااست. به علت تب انتخاباتی و تاثیرات جنبی آن بیشتر ایالات جنوبی تصمیم گرفتند که انتخابات مقدماتی را به طور دسته جمعی در اولین یا دومین سه شنبه ماه مارس سال انتخابات برگزار کنند. با توجه به اینکه اکثر ایالات جنوبی در این روز به خصوص کاندیداهای خود را برمی گزینند این روز به سه شنبه بزرگ مشهور شده است. طبق سنت، شکست در انتخابات مقدماتی در ایالت نیوهمپشایر به معنای شکست در انتخابات ریاست جمهوری است. بیل کلینتون و جورج دبلیو بوش تنها کاندیداها در طول تاریخ ایالات متحده اند که توانسته اند پس از شکست در انتخابات مقدماتی در نیوهمپشایر ستاد انتخاباتی خود را تجدید سازمان کنند و نه تنها به عنوان کاندیدای برتر حزب خود در کنوانسیون مطرح شوند بلکه در انتخابات سراسری نیز پیروز گردند.
پیروزی در سه شنبه بزرگ مقدمه پیروزی در کنوانسیون حزبی است. معمولاتا پایان ماه ژوئن انتخابات مقدماتی هر دو حزب به پایان می رسد و کاندیداهای باقی مانده خود را برای نبرد نهایی درون حزبی در کنوانسیون آماده می کنند.
کنوانسیون حزبی یک پدیده جدید و کاملاآمریکایی است. از سال های 1830 به بعد کنوانسیون حزبی به عنوان ابزاری برای جلوگیری از کنترل سرنوشت انتخابات توسط روسای حزبی پا به عرصه وجود گذاشت. این مرحله پیش از انتخابات عمومی به نمایش های پرزرق و برق خیابانی تبدیل شد. کنوانسیون یک شوی کاملاتبلیغاتی و انتخاباتی است. با برگزاری کنوانسیون احزاب، رقابت انتخاباتی دو حزب برای راهیابی به کاخ سفید آغاز می شود.
کنوانسیون های دو حزب به کارناوال های جشن و سرور بزرگی تبدیل شده اند که هر 4 سال در اواخر جولای یا اوایل آگوست در یکی از شهرهای ایالات متحده برگزار می شود و تمامی جنبه های زندگی شهرهایی را، که محل کنوانسیون حزبی است، تحت الشعاع قرار می دهند.
برای مدت 4 روز این شهرها صحنه فرستادن بادکنک و بالن به آسمان و اجرای نمایش های خیابانی و برنامه های سرگرم کننده می شود. هتل ها از چند ماه قبل رزور می شود و توریست ها و خبرنگاران داخلی و خارجی برای تماشا و گزارش به این شهرها هجوم می آورند. کنوانسیون ها انتخابات را وارد زندگی مردم می کنند. تعداد نمایندگان کنوانسیون هر حزب متناسب با میزان رای کاندیداها در انتخابات مقدماتی است. 80درصد نمایندگان حزب در کنوانسیون را مردم و حدود 20 درصد را حزب به کنوانسیون معرفی می کند. شرکت کنندگان در کنوانسیون بین 3500 تا 5 هزار نفر هستند.
وظایف کنوانسیون در 4 روز برگزاری عبارتند از تعیین خط مشی حزب برای 4 سال آینده، تعیین ساختارهای جدید برای انتخاب نمایندگان حزبی در کنوانسیون بعدی، برنامه ریزی برای پیروزی در انتخابات و مهم تر از همه تعیین کاندیداهای ریاست جمهوری و معاونت ریاست جمهوری. در رای گیریای که برای انتخاب کاندیدای حزب برگزار می شود، تمامی نمایندگان هر ایالت با پرچم ایالت خود در تالار اجتماعات شرکت می کنند و یک نفر به نمایندگی از طرف هر ایالت آرای کل ایالت را به نفع یکی از کاندیداها اعلام می کند. حدود نیمه شب روز سوم کاندیدای حزب برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری اعلام می شود. این معرفی جنبه تشریفاتی دارد زیرا کاندیدای حزب پس از یک رقابت سخت و طاقت فرسا سایر رقبای حزبی را کنار زده و با آرایی که کسب کرده عملابه عنوان کاندیدای برتر خود را تحمیل کرده است.
روز چهارم صرف سخنرانی های متعدد از طرف رهبران حزب به حمایت از کاندیدای معرفی شده و برشمردن نقاط قوت وی می شود تا شهروندان را قانع کنند که در انتخابات ریاست جمهوری به نفع او رای بدهند. در آخرین ساعات روز چهارم کاندیدای تعیین شده رسما آمادگی خود را برای قبولی نامزدی حزب در انتخابات ریاست جمهوری اعلام می کند و نامزد معاونت ریاست جمهوری را رسما معرفی می نماید.
معاون رئیس جمهور آمریکا نیز باید دارای همان شرایط عمومی رئیس جمهوری باشد. تا زمانی که رئیس جمهور قادر به انجام وظایف خود است معاون رئیس جمهور رئیس فرمایشی مجلس سنا است و بر جلسه های آن مجلس نظارت می کند. در مواردی که آرای موافق و مخالف سناتورها با هم برابر باشد، رای او تعیین کننده خواهد بود. از آنجا که هر معاون رئیس جمهوری امکان رئیس جمهور شدن را دارا است، هر نامزد همزمان معاون خود را تعیین کرده و نام او را در کنار نام خود در تبلیغات انتخاباتی و در رای گیری قرار می دهد. بدین ترتیب مردم هم به رئیس جمهور و هم به معاون او رای خواهند داد. علاوه بر این اگر رئیس جمهور خواستار تغییر معاون خود و معرفی فرد جدیدی باشد، براساس اصلاحیه شماره 25 قانون اساسی (1967) باید فرد جدید معرفی شده مورد تایید اکثریت هر دو مجلس کنگره قرار گیرد.
ملاحظه می شود انتخابات آمریکا علی رغم برخی نقاط مبهم بسیار آموزنده است. روند انتخاب نامزدهای ریاست جمهوری در آمریکا طولانی، پیچیده، پرهزینه و بسیار گسترده است. بنابراین هر نامزدی که وارد میدان رقابت می شود ناگزیر است از اینکه از قدرت سیاسی و اقتصادی بسیار زیادی برخوردار باشد. هر یک از نامزدهای انتخابات آمریکا از حضور روانشناسان، جامعه شناسان، اقتصاددانان، سیاستمداران و مردم شناسان خبره ای در ستاد انتخاباتی خود بهره می برند که نظرات این افراد خبره در تک تک تصمیم های اتخاذشده از سوی ستاد انتخاباتی هر نامزد دخالت داده می شود.
رهبر این گروه مدیر برنامه های انتخاباتی است. قبل از توضیح چگونگی برگزاری انتخابات اصلی لازم است توضیحی در خصوص چگونگی تامین هزینه انتخابات داده شود. بدون شک پیروزی در انتخابات بیش از هر چیز به پول نیاز دارد. تصویب قانون مبارزات انتخاباتی فدرال در سال 1971 نخستین قدم در راه سروسامان دادن به شکل و چگونگی جمع آوری کمک های مالی برای ستادهای انتخاباتی بود. براساس این قانون کاندیداها موظفند تمامی کمک های مالی بیش از 100 دلار را گزارش دهند. کار عمده این قانون جلوگیری از نفوذ صاحبان صنایع و اتحادیه های کارگری در دادن کمک های مالی به کاندیداهای انتخاباتی بود. موارد مهم این قانون عبارتند از:
1- کاندیداهایی که بتوانند در بیش از 20 ایالت از کمک های مالی حامیانشان برخوردار شوند، دولت فدرال بخشی از مخارج انتخاباتی آنها را تامین خواهد کرد.
2- کاندیدا موظف است مرتبا گزارش مخارج انتخاباتی خود را به کمیسیون انتخابات دولت فدرال بدهد.
3- هر فردی می تواند برای تامین هزینه انتخابات یکی از کاندیداها تا هزار دلار کمک کند و مجموع کمک های وی به مخارج انتخاباتی نباید بیش از 25 هزار دلار باشد. موسسات نیز می توانند تا 5 هزار دلار به مخارج انتخاباتی یک کاندیدا کمک کنند. این قانون در سال 1976 اصلاح شد و زمینه ایجاد <کمیته های اقدام سیاسی( >پک) را به وجود آورد. هر پک می تواند 5 هزار دلار کمک کند.
قوانین سفت و سخت سر راه دریافت کمک باعث استفاده از پول لغزان توسط ستادهای انتخاباتی شده است؛ پولی که نمی توان آن را ردیابی کرد. در این روش حامیان یک کاندیدا به جای آنکه پول را در اختیار کاندیدا بگذارند به حساب حزب واریز می کنند یا بخشی از هزینه های خاص را برعهده می گیرند.
نظام انتخابات عمومی (اصلی) در ایالات متحده
انتخاب رئیس جمهور در ایالات متحده تا حدودی هنوز به روش دو قرن پیش است. پس از برگزاری کنوانسیون هر دو حزب و معرفی نامزد، انتخابات عمومی آغاز می شود. معمولااز این زمان تا روز انتخابات و مشخص شدن برنده دو تا سه ماه فرصت هست و در طول این مدت هر دو حزب تمام سعی و تلاش خود را برای پیروزی به کار می گیرند و از تمامی ظرفیت های سیاسی - اقتصادی - بین المللی و.... استفاده می برند.
براساس نظام انتخاباتی آمریکا رئیس جمهور هم به وسیله آرای عمومی و هم آرای اعضای هیات های انتخاباتی برگزیده می شود. نام دیگر هیات های انتخاباتی الکترال کالج است.
تعداد آرای الکترال هر ایالت معادل نمایندگان آن ایالت در کنگره فدرال است. مجموع 50 ایالت به اضافه آرای الکترال منطقه کلمبیا (واشنگتن دی سی) 538 عدد است که 435 عدد آن مربوط به مجلس نمایندگان، 100 عدد آن مربوط به سناتورها و 3 عدد آن مربوط به بخش کلمبیا است. برای توضیح بهتر باید گفت قوه مقننه ایالات متحده آمریکا عبارت است از کنگره که از 535 نماینده منتخب تشکیل می شود. کنگره آمریکا دومجلسی است؛ مجلس نمایندگان 435 نماینده و مجلس سنا با یکصد نماینده. کرسی های مجلس نمایندگان به نسبت جمعیت است که هر ایالت دارای حداقل یک عضو مجلس نمایندگان است. از طرف دیگر تمامی ایالات بدون توجه به جمعیت یا وسعت خاک هر یک دارای دو کرسی در مجلس سنا هستند. مثلادر حال حاضر که ایالت کالیفرنیا 54 نماینده در کنگره دارد، این ایالت دارای 54 رای الکترال است. تا سال 1961 مردم شهر واشنگتن نمی توانستند در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کنند، تنها پس از متمم بیست وسوم قانون اساسی بود که حالامردم پایتخت با داشتن سه رای الکترال در انتخابات ریاست جمهوری شرکت می کنند.
با گسترش ارتباطات و باسواد شدن مردم نظام انتخابات مستقیم در کنار انتخابات غیرمستقیم یعنی الکترال کالج پا به عرصه وجود گذاشت. در انتخابات آمریکا مردم به کاندیداها رای می دهند، پس از مشخص شدن نتایج انتخابات در هر ایالت نامزدی که در هر ایالت دارنده اکثریت مطلق آرا شده است کل هیات انتخاباتی آن ایالت را به خود اختصاص می دهد. لذا به تعداد هیات های انتخاباتی ایالت هایی که در آنها پیروز شده است اشخاص حقیقی مورد اعتماد خود را به عنوان اعضای هیات معرفی می نماید. این افراد در روز معین در کنگره ایالتی رای خود را مهر و موم کرده و تحویل می دهند. سپس آرای آنها به مجلس سنا فرستاده می شود و تحت عنوان الکترال کالج خوانده می شود و بدین ترتیب رئیس جمهور برای مدت چهار سال انتخاب می شود. به لحاظ قانونی این اشخاص می توانند به نامزدی که آنها را معرفی کرده رای ندهند و به رقیب او رای دهند اما تاکنون چنین اتفاقی روی نداده است.
برای مثال اگر در ایالت کالیفرنیا کاندیدای الف 60 هزار رای بیاورد و کاندیدای ب 61 هزار رای، کاندیدای ب تمامی 54 رای الکترال ایالت کالیفرنیا را از آن خود کرده است. به همین صورت ممکن است از یک طرف مجموع آرای عمومی یک کاندیدا بیشتر از رقیبش باشد اما از آنجا که نتوانسته آرای الکترال کافی را به دست بیاورد، در انتخابات شکست بخورد. یک کاندیدای ریاست جمهوری برای پیروزی در انتخابات به 270 رای از 538 رای الکترال نیاز دارد. بدین ترتیب در انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده مردم علی رغم اینکه به نامزد مورد نظر خود رای می دهند به طور مستقیم او را انتخاب نمی کنند. آنها در حقیقت اعضای هیات های انتخاباتی را انتخاب می کنند. این هیات ها به نوبه خود فردی را که به نظر آنها صالح است به ریاست جمهوری برمی گزینند. طبیعتا ایالات بزرگ تر آرای الکترال بیشتری دارند. ایالت کالیفرنیا با داشتن 54 رای الکترال بیشترین و پس از آن نیویورک و تگزاس به ترتیب با 33 و 32 رای الکترال بیشترین تاثیر را در انتخابات ریاست جمهوری می گذراند.
یک مثال مهم؛ در سال 2000 در ایالت فلوریدا ال گور 2907451 رای و بوش 2909176 رای را به خود اختصاص دادند. اختلاف آرا تنها 1500 رای بود. در صورت پیروزی هر یک از دو طرف 25 رای الکترال به حساب او ریخته می شد. تا پیش از اعلام نتیجه قطعی انتخابات در ایالت فلوریدا بوش 253 رای الکترال و ال گور 260 رای الکترال به دست آورده بودند لذا نتیجه انتخابات فلوریدا بسیار حساس بود و از آنجا که اختلاف ناچیز بود و ال گور خواهان شمارش مجدد آرا شده بود، قضیه به دیوان عالی ایالات متحده ارجاع شد که سرانجام با اعلام پیروزی بوش در فلوریدا و اضافه شدن 25 رای الکترال آن ایالت در مجموع آرای الکترال وی به 278 رای افزایش یافت و او پیروز انتخابات شناخته شد. در حالی که آرای ال گور در کل کشور 9/48 میلیون و آرای بوش 7/48 میلیون بود.
رئیس جمهور آمریکا برای مدت 4 سال به این مقام برگزیده می شود. تا پیش از تصویب اصلاحیه شماره 22 قانون اساسی در سال 1951 هیچ محدودیتی برای انتخاب بیش از دو دوره به این مقام پیش بینی نشده بود اما نظر به اینکه دو تن از نخستین روسای جمهور آمریکا (جرج واشنگتن و توماس جفرسون) پس از دو دوره تصدی مقام رئیس جمهوری از نامزد شدن برای بار سوم خودداری کردند رویه آنها به عنوان اصلاحیه نانوشته ای بر قانون اساسی شناخته شد. این رویه تا زمان ریاست جمهوری فرانکلین روزولت به قوت خود باقی ماند. اما پیروزی روزولت در چهار انتخابات پی درپی در سال های 1932، 1936، 1940 و 1944 موجب شد برای جلوگیری از تکرار چنین امری که خطر مادام العمر شدن رئیس جمهور را در پی داشت اصلاحیه شماره 22 در سال 1951 تصویب و انتخاب شخص معین به مقام ریاست جمهوری به دو دوره محدود شود.
بر اساس قانون اساسی فردی که خود را برای مقام ریاست جمهوری نامزد می کند باید متولد آمریکا بوده و حداقل 35 سال داشته باشد و از 14 سال پیش از انتخابات در آمریکا ساکن باشد.